eitaa logo
‹𝘶𝘯𝘴𝘢𝘪𝘥›
134 دنبال‌کننده
249 عکس
95 ویدیو
0 فایل
𝘓𝘌𝘛'𝘚 𝘋𝘐𝘌 𝘛𝘖𝘎𝘌𝘛𝘏𝘌𝘙 𝘔𝘠 𝘍𝘐𝘙𝘌𝘍𝘐𝘠 . https://abzarek.ir/service-p/msg/4061277
مشاهده در ایتا
دانلود
بخوام روراست باشم،ازت متنفرم. متنفرم از حالت لبخند زدنت به من، وقتی حرف میزنی. متنفرم از بوی ادکلنی که مثل نگاهت تلخه. و متنفرم از دندونات که این‌قدر مرتب کنار هم چیده شده. متنفرم از اون چالهٔ کوچیک روی لپ راستت که باعث میشه مدت ها توی فکر به تو گیر کنم. متنفرم از طرز حرف زدنت با من. متنفرم از این‌که باید بگم فراموشت کردم درحالی که با آواز صبحگاهیِ هر گنجشک به یادتم. و متنفرم از این‌که هرچیزِ زیبایی توی این دنیا،یادآورِ تو و لبخندهاته. متنفرم از این‌که چشم های من به دنبال تو، و چشم های تو حتی حاضر نیست من رو برای لحظه ای ببینه. متنفرم از طوری که موج موهات صد هیچ موجِ رودِ سنِ پاریس رو میزنه. متنفرم از این‌که هرروز چک می‌کنم تا شاید اشتباهاً دستت خورده و یک نقطه فرستاده باشی. و من متنفرم از این‌که تو نباید کسی باشی که من رو خوشحالم می‌کنه اما هستی. متنفرم از این‌که توی لحظات قشنگ،به این فکر می‌کنم که تو کنارم نیستی و بوم! دیگه قشنگ نیستن. متنفرم از این‌که موقع فوت کردن شمعِ روی کیک تورو آرزو کردم. و حتی متنفرم از این‌که اشک‌هات میتونن توی روزهای غمگینت همراهیت کنن اما من نه. متنفرم از این‌که موضوع آخرین انشایِ پایهٔ نهمم تویی. متنفرم از این‌که اعدادی مثلِ 162، مثلِ 157، مثلِ 11 دیگه فقط برام یه عدد رندوم نیستن. متنفرم از این‌که ساعت هایی مثلِ 21:31 و 13:05 هم دیگه یه بخش عادی از روز نیستن. از اینکه وقتی بارون میاد و من یاد روزی میوفتم که ازم خواستی با صدای خوبی که ندارم برات آهنگ بخونم هم متنفرم. ‹متنفرم از اینکه باید ازت متنفر باشم اما نیستم› ؟
نمی‌خواستم اولین نوشته ای که از خودم می‌زارم درمورد تنفر باشه(😭) اما می‌دونید تنفر گاهی اوقات از دوست‌داشتنِ بیش از حده،نه؟
سال ۱۴۰۴ تنها دردی که نکشیدم درد زایمان بود.
"فاصله‌اس که اون رو از بهترین هاش جدا کرده"
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
look at me look at me look at me look at me look at me look at me look at me because I exist I exist I exist I exist I exist I exist . . .
هدایت شده از «شاید،عروسِ‌دریایی»
از من میخواهند که از اندوهم برایشان بگویم. آخر من چگونه برایشان توضیح دهم که روزمرگی های آنها تا چه اندازه تداعی گر توست؟ چه میفهمند که بوی قهوه با من چه کار میکند و من باید وانمود کنم که اتفاقی برایم نیوفتاده؟
هر کجا می‌نگرم مجلس سهراب‌کُشی است آه از این خاک،بر آن نعش پسر بسیار است
پا گرفتم، قد کشیدم، در میان هیئتت باشد آخر در همین هیئت بمیرم پای تو
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا