اندر دل من درون و بيرون همه او است
اندر تن من جان و رگ و خون همه اوست
اينجاي چگونه کفر و ايمان گنجد
بي چون باشد و جود من چون همه اوست
گفت:
«عشق نه،بیا تا همیشه دوست بمانیم!»
دستش را رها کردم و گفتم:
ببخشید ما به کسی که برایش روزی چندبار از درون فرو میریزیم دوست نمیگوییم.