⬅️ پخش رمان #دمشق_ساعت_صفر
⬅️ تا پایان ماه مبارک رمضان ، در کانال @ma_va_o
🎬 قسمت سیزدهم
✅ بازخوانی هیجانی و امنیتی وقایع ظهور به شکل رمان
✍️ نویسنده : احسان عبادی
🌺 تقدیم به روح شهید آیت لله العظمی سید علی خامنه ای و حاج قاسم سلیمانی و همه شهدای مدافع امنیت و حرم
احسان عبادی | ما و او
⬅️ پخش رمان #دمشق_ساعت_صفر ⬅️ تا پایان ماه مبارک رمضان ، در کانال @ma_va_o 🎬 قسمت سیزدهم ✅ بازخوا
💠 رمان #دمشق_ساعت_صفر (قسمت ۱۴)
قسمت چهاردهم: پژواک شیطان و ظهور پنهان
🏚 [صحرای عربستان – اواخر شب بیست و سوم رمضان]
هنوز ساعتی از طنین روحبخش ندای جبرئیل نگذشته بود. جهان، مبهوت و بیدار، در تب و تابی بیسابقه میسوخت. خیابانهای شهرهای بزرگ از توکیو تا نیویورک، از تهران تا قاهره، مملو از جمعیتی بود که با چشمانی اشکبار و قلبهایی لرزان به آسمان خیره شده بودند. آن آرامش عمیق و آن نور نقرهفام، بذر ایمانی کهن را در دلها بیدار کرده بود. اما تاریخ بشر همیشه عرصه تقابل نور و تاریکی بوده است؛ و تاریکی، هرگز بدون مبارزه تسلیم نمیشود.
در سه نقطه استراتژیک و دورافتاده از شبهجزیره عربستان، زمین به آرامی شروع به لرزیدن کرد. این لرزش از جنس تکانههای تکتونیکی و زلزلههای طبیعی نبود؛ ارتعاشی مکانیکی، منظم و به شدت بم بود که از اعماق تاسیسات زیرزمینی استتارشده به سطح زمین منتقل میشد. سه سازه عظیم که تا پیش از این شبیه به دکلهای حفاری نفت یا تاسیسات مخابراتی متروکه به نظر میرسیدند، اکنون پوستهاندازی کرده بودند. آرایههای غولپیکر صوتی و آنتنهای انتشار امواج مایکروویو و فروصوت (Infrasound) با تغذیه از رآکتورهای کوچک هستهای پنهان در زیر زمین، با تمام ظرفیت در حال شارژ شدن بودند.
⛺️ [دمشق – پناهگاه زیرزمینی فرماندهی سفیانی]
در مرکز فرماندهی، دکتر آرمین رستمی با انگشتانی که روی کیبورد میرقصیدند، آخرین خطوط کدهای اجرایی را وارد کرد. عرق سردی بر پیشانیاش نشسته بود. او میدانست در حال انجام چه جنایت بزرگی علیه روان بشریت است، اما جاهطلبی و ترس از سفیانی، چشمانش را کور کرده بود.
سفیانی پشت سر او ایستاده بود و نفسهای سنگینش به گردن رستمی میخورد. «انجام شد، دکتر؟»
رستمی دکمه اینتر را فشرد. روی صفحه نمایشگر بزرگ اتاق جنگ، سه نقطه قرمز در نقشه عربستان به یکدیگر متصل شدند و یک شبکه مثلثی مرگبار را تشکیل دادند.
رستمی با صدایی خشک گفت: «سیستم همگامسازی ماهوارهای فعال شد. امواج فروصوت روی فرکانس رزونانس جمجمه انسان تنظیم شدهاند. شبکه دیپفیک جهانی و رباتهای اینترنتی در حالت آمادهباش هستند. قربان… پژواک بابل آماده انتشار است.»
سفیانی لبخندی شیطانی زد که تمام صورت پر از جای زخمهایش را در هم کشید. «بگذارید جهان صدای خدایان جدید را بشنود. دکمه را فشار بده!»
و سپس، ندای دوم فرا رسید.👈👈 صیحهی شیطانی.
اگر ندای اول مانند وزش بادی بهاری بر جانها نشسته بود، ندای دوم مانند پاشیدن سرب داغ در مجاری گوش بود. هیچ نوری در کار نبود. تاریکی شب ناگهان غلیظتر و خفقانآورتر به نظر رسید. یک موج سنگین، نامرئی و به شدت آزاردهنده، اتمسفر زمین را درنوردید.
این صدا در زبانهای مختلف ترجمه نمیشد، بلکه به صورت یک فرکانس تهاجمی وارد مغز میشد و کلماتی خشن، فلزی و آکنده از کینه را مستقیماً در قشر شنوایی شبیهسازی میکرد. مردم در سراسر جهان ناگهان دستهایشان را روی گوشهایشان گذاشتند. سردردهای میگرنیِ لحظهای، حالت تهوع، تپش قلب شدید و یک حس عمیقِ اضطراب و پارانویا (سوءظن) به صورت دستهجمعی به میلیاردها انسان تزریق شد.
صدا، با لحنی فریبکارانه، متکبر و وحشتزا در اذهان پیچید:
❇️ (هان ای مردمان جهان، همانا حق با سفیانی و پیروان اوست.)
بلافاصله پس از قطع شدن این فرکانس وحشتناک، بزرگترین حمله سایبری و رسانهای تاریخ آغاز شد. هزاران شبکه تلویزیونی، ماهوارهای، وبسایتهای خبری و پلتفرمهای شبکههای اجتماعی هک شدند. تصاویری هولوگرافیک و ویدیوهای دیپفیک (Deepfake) بینظیری در سراسر اینترنت پخش شد که نشان میداد ندای اول، یک پروژه مخفی از سوی کشورهای شرقی بوده است. همزمان، سخنرانیهای از پیش ضبط شده سفیانی با زیرنویس به تمام زبانها پخش شد که در آنها خود را “منجی نظم نوین جهانی” و “پایاندهنده به خرافات مذهبی” معرفی میکرد.
جهان که تا دقایقی پیش در آستانه یک بیداری و وحدت معنوی قرار داشت، به ورطه شک، تردید و هرج و مرج مطلق سقوط کرد. کسانی که ریشههای اعتقادی سستی داشتند، به سرعت فریب خوردند. خیابانها که لحظاتی پیش صحنه نیایش بود، حالا به صحنه درگیری، وحشت و سردرگمی تبدیل شد. ابلیس، با ابزار تکنولوژی، کار خود را کرده بود.
🏚 [صحرای نُفود – پناهگاه تیم فجر]
در شکاف صخرهها، موج فروصوت پژواک بابل با شدت تمام به تیم چهار نفره برخورد کرد. کیان احساس کرد جمجمهاش در حال متلاشی شدن است. روی زانو افتاد و دندانهایش را به هم فشرد. الیاس از شدت درد و تهوع، خون دماغ شد و روی زمین غلتید.
احسان عبادی | ما و او
💠 رمان #دمشق_ساعت_صفر (قسمت ۱۴) قسمت چهاردهم: پژواک شیطان و ظهور پنهان 🏚 [صحرای عربستان – اواخر شب
اما ابوحیدر و شیخ ناصر، با تکیه بر کوه استوار ایمانشان، مقاومت کردند. ابوحیدر با صدایی بلند که در برابر فرکانس شیطانی میجنگید، شروع به تلاوت آیةالکرسی کرد. شیخ ناصر دستش را روی شانه کیان و الیاس گذاشت و با لحنی قاطع گفت: «مقاومت کنید فرزندانم! این صدای باطل است. این تکنولوژی شیاطین انس و جن است. خداوندا، گوشهای ما را بر باطل ببند!»
با پایان یافتن پخش صیحه شیطانی، درد فیزیکی فروکش کرد، اما اثرات جانبی این انتشار عظیم انرژی به تازگی نمایان میشد.
الیاس با دستانی لرزان خون روی صورتش را پاک کرد و به سرعت لپتاپ مقاومسازیشدهاش را بالا آورد. او به صفحه نمایشگری که پر از نویزهای سفید و قرمز بود خیره شد و ناگهان چشمانش از تعجب گشاد شد.
«کیان… فرمانده… نگاه کن!» الیاس با هیجان فریاد زد. «حجم انرژی الکترومغناطیسی و پارازیتی که این ستونها برای پخش صیحه در اتمسفر آزاد کردن، یه پردهی دود الکترونیکیِ عظیم ایجاد کرده! تمام باندهای فرکانسی بالا (UHF و SHF) که پهپادها برای ارتباط با ماهواره و پایگاه استفاده میکنن، کاملاً اشباع و مسدود شده!»
کیان که هنوز سرش گیج میرفت، به سرعت موقعیت را درک کرد: «یعنی چی؟ پهپادها کور شدن؟»
الیاس با قطعیت سر تکان داد: «دقیقاً! رادارهای سار (SAR) شون از کار افتاده، ارتباط دیتالینکشون با اپراتورها قطع شده و سنسورهای حرارتیشون به خاطر حجم انرژی مایکروویوِ محیطی دچار خطای کالیبراسیون شدن. اونا الان فقط یه مشت آهنپارهی سرگردان توی آسمانن که دارن روی حالت اتوپایلوت دور خودشون میچرخن.»
این همان معجزهای بود که منتظرش بودند؛ فرصتی که از دل نقشه شوم دشمن زاییده شده بود.
کیان بیدرنگ از جا پرید. درد و خستگی از بدنش رخت بربسته بود. او گلنگدن سلاحش را کشید و با نگاهی نافذ به یارانش گفت: «این بهترین و شاید تنها شانس ماست. این اختلال موقتیه. به محض اینکه اونا فرکانسهاشون رو تغییر بدن یا ستونها انرژیشون رو کم کنن، دوباره چشمشون باز میشه. باید همین الان حرکت کنیم. هدف: نزدیکترین ستون پژواک بابل. یا بهش میرسیم و نابودش میکنیم، یا تو مسیر فدایی میشیم. یا علی!»
تیم فجر، مانند سایههایی در دل شب، از پناهگاه خود خارج شدند و با سرعتی بینظیر به سمت منبع سیگنال در عمق صحرا دویدند.
⛺️[دمشق – پناهگاه زیرزمینی فرماندهی سفیانی]
در اتاق جنگ دمشق، فضای جشن و پیروزی حاکم بود. سفیانی با صدای بلند قهقهه میزد. او با جام نوشیدنیاش به سلامتی آقای دیویس، نماینده ائتلاف غربی، و دکتر رستمی مینوشید.
سفیانی با تکبر گفت: «دیدید دیویس؟ ما حتی معجزه خدایشان را هم دزدیدیم! حالا مردم جهان نمیدانند به آسمان اعتماد کنند یا به زمین، به قلبشان رجوع کنند یا به رسانهها. و در این سردرگمی مطلق، این ماشین جنگی و قدرت سایبری ماست که حرف آخر را میزند. ما پیروز این جنگ شناختی هستیم.»
دیویس لبخندی رضایتبخش زد و سیگار برگش را روشن کرد. «یک عملیات روانی بینظیر و کلاسیک بود، ژنرال. حالا که افکار عمومی جهان فلج شده، زمان آن است که فشار نظامی را در جبهه عراق و سوریه به حداکثر برسانیم. آنها دیگر امیدی ندارند.»
اما درست در لحظهای که جامها به هم میخوردند، درِ سنگین و ضد انفجارِ اتاق جنگ با شتاب باز شد. یکی از افسران ارشد اطلاعاتی ارتش سفیانی، با چهرهای به شدت رنگپریده، در حالی که تبلتی نظامی را در دستان لرزانش محکم گرفته بود، وارد شد. او حتی سلام نظامی نداد و با لکنت گفت: «ق… قربان… باید این را ببینید. یک گزارش فوقسری از ایستگاه شنود و رصد کوانتومی ما در پایگاه ‘خیبر’ در نزدیکی مدینه منوره.»
سفیانی با بیحوصلگی و اخم جامش را روی میز گذاشت. «چه شده؟ یک شورش محلی است؟ سرکوبش کنید!»
افسر آب دهانش را قورت داد. «نه قربان… کاش شورش بود. سیستمهای ما… از کار نیفتادهاند، اما چیزی را ثبت کردهاند که از نظر فیزیک مدرن غیرممکن است.»
سفیانی تبلت را از دست افسر چنگ زد. چشمانش روی خطوط گزارش دوید. با خواندن هر کلمه، خون از صورتش بیشتر عقبنشینی میکرد. لبخند پیروزمندانهاش محو شد و جای خود را به یک بهت عمیق داد.
گزارش نظامی، با زبانی خشک اما محتوایی تکاندهنده نوشته شده بود:
«کد هشدار سرخ. رأس ساعت ۰۳:۱۳ بامداد به وقت محلی، سنسورهای گرانشی و آشکارسازهای درهمتنیدگی کوانتومی ما، دقیقاً ۳۱۳ مورد ‘آنومالی انرژی انتقال فضایی’ را در حومه شهر مدینه، در شعاع پنج کیلومتری مسجدالنبی ثبت کردهاند.
تحلیل دادهها: این پدیده شامل ورود هیچ پرنده، خودرو، پهپاد یا چتربازی نبوده است. رادارهای حرارتی، لیزری و صوتی هیچگونه نزدیک شدن فیزیکی را ثبت نکردهاند. سوژهها صرفاً در ‘نقطه الف’ (که نقاطی نامشخص در سراسر جهان ارزیابی میشود) ناپدید شده و در کسری از ثانیه، در ‘نقطه ب’ (حومه مدینه) ظاهر شدهاند.
احسان عبادی | ما و او
اما ابوحیدر و شیخ ناصر، با تکیه بر کوه استوار ایمانشان، مقاومت کردند. ابوحیدر با صدایی بلند که در بر
ارزیابی سیستم هوش مصنوعی: جابجایی مکانی لحظهای با جرم انسانی.»
سفیانی تبلت را روی میز مرمر کوبید، طوری که صفحه آن ترک خورد. صدایش دورگه و لرزان شده بود: «جابجایی مکانی لحظهای؟ این چه مزخرفاتی است؟! با من مثل دانشمندها حرف نزنید! یعنی چه؟!»
افسر اطلاعاتی که از ترس عقب رفته بود، با صدایی که به زحمت شنیده میشد، پاسخ داد: «قربان… تحلیلگران بخش جنگهای نامتقارن مذهبی ما… آنها فقط توانستهاند یک واژه باستانی در متون شیعه برای توصیف این پدیده پیدا کنند. واژهای که همیشه فکر میکردیم یک افسانه است… آنها به آن میگویند…👈👈👈👈 طیالارض.»
سکوتِ پس از این کلمه، از هر صیحهای کرکنندهتر بود. دیویس گیج شده بود، 👈👈 اما سفیانی میفهمید. او سالها متون مذهبی را برای مقابله با این روز مطالعه کرده بود.
سفیانی آرام به صندلی چرمیاش تکیه داد. او به ارتشهای بیشمارش، به پهپادهای هوشمندش، به پروژههای کنترل ذهن و تکنولوژیهای غربیاش میبالید. او برای جنگ با ژنرالها، تانکها و حتی برای تحریف صدای آسمان برنامه داشت. اما این پدیده… این از جنس دیگری بود. این متغیری بود که هیچ هوش مصنوعیای قادر به محاسبه آن نبود. چگونه میتوانستی با ارتشی بجنگی که فرماندهانش محدود به قوانین فضا و زمان نبودند؟
او به نقطهای نامعلوم در کف اتاق خیره شد. برای اولین بار در تمام عمرش، ترسی سرد، عمیق و فلجکننده تا مغز استخوانش نفوذ کرد. زانوهایش زیر میز لرزیدند. او با صدایی که بیشتر به یک ناله شبیه بود تا دستور یک فرمانده، زیر لب زمزمه کرد:
«پس… آغاز شد. این جنگِ روی زمین نیست… این ظهور مخفیانه است… پس مهدی آن ۳۱۳ نفر را فراخوانده است. حلقه اول یارانش تشکیل شد…»
اتاق جنگ دمشق که لحظاتی پیش مرکز فرمانروایی شیطان بر جهان به نظر میرسید، اکنون به مقبره آرزوهای سفیانی تبدیل شده بود. شمارش معکوس برای پایان، به صورت رسمی آغاز شده بود.
(ادامه دارد…)
❌ نشر این رمان بدون لینک جایز نیست ❌
@ma_va_o کانال نویسنده رمان ، احسان عبادی
احسان عبادی | ما و او
ارزیابی سیستم هوش مصنوعی: جابجایی مکانی لحظهای با جرم انسانی.» سفیانی تبلت را روی میز مرمر کوبید،
👆👆👆👆
دوستان ، قسمت 13 و 14 را با دقت بخوانید، بحث مهم صیحه آسمانی و تلاش های دشمن برای فریب مردم با صیحه دوم که شیطانی هست.
در روایت داریم مردمی که از قبل ندانند دو صیحه داریم و صیحه دومی باطل هست و اولی حق است، آن زمان دچار شک و تردید می شوند.
❌❌ قضیه صلوات شمار حاوی ماده منفجره ، کذب محض است و اصلا چنین چیزی نیست، خدا نگذرد از آن جماعت کانال داری که به اسم روشنگری ، چنین دروغ هایی را بدون تحقیق نشر می دهند و دل مردم را خالی می کنند، واقعا این جماعت به قبر و قیامت اعتقادی هم دارند ⁉️⁉️
❌ این متن را هم فردی به اسم ح.ذ نوشته بود ! بنده خدا چه ذوقی هم داشت برای نوشتن !!!
❌ صاحب نفس گفته !!
❌سحرگاه ماه رمضان گفته !!
❌ دوباره هم فکت و سند از آقا صادق آورده !! گویا هرکس برود کما و چیزهایی ببیند ، دیگر تا قیامت را دیده و شده پیامبر اولوالعزم و هرچی بگوید باید مثل قرآن بپذیریم ‼️ ( التبه نمیدانم صادق این را گفته، اما همین که برای اقناع مخاطبی که حرفهای صادق خان را باور دارد، اسم او را آورده، خودش جالب توجه است)
❌ قبلا هم کلیپی از فردی به اسم قرهی که خودش را آیت الله و جانباز می داند ( تحقیق این دو صفت بر عهده مخاطب) پخش می کردند که در اوایل بهمن ماه امسال گفته بود من مامور هستم که به شما بگویم رهبری عزیز در حصن (حصار الهی) هستند و هیچ آسیبی به ایشان نمی رسد ‼️‼️ ( یکی نبود ازش بپرسه آیا خود اهل بیت از این حصارها نداشتند که شهید شدند ؟)
❌ عجیبه که برخی مردم در طول این سالها با چشم خود دیدند تقریبا همه این ادعا ها و خواب و رویا دیدن ها و مستند شنودها و حرفهای از کما برگشته ها و پیشگویی ها و... غلط اندر غلط بود ، اما باز یک عده چنین متن های می نویسند و یک عده هم بدون ذره ای تحقیق ، این ها را نشر می دهند ‼️‼️
✅ ایکاش بدانیم #عقلانیت و #درایت ، رکن اصلی انقلابی بودن و مسلمان بودن هست.
http://eitaa.com/joinchat/4235001869C41c082b340
✅ مجاهدان مقاومت #عراق دارند عالی کار می کنند امشب ، مدام دارن حمله می کنن به مقر آمریکا ، هم در اربیل و هم در فرودگاه بغداد. انشالله بتونن #اسیر هم بگیرن.
http://eitaa.com/joinchat/4235001869C41c082b340
👌حاج باقر جدیدا خوب لاتی رو تا آخر پر میکنه و توئیت های رجز خوانی عالی میزنه
👆انگار داره به جوجه فرماندهان نظامی آمریکایی و اسرائیلی میگه که نگاه نکنین من الان سیاسی هستم.
به قول بهتاش :
من یلی بیمه
من جنگی بیمه
گنگستر بیمه 😅
http://eitaa.com/joinchat/4235001869C41c082b340
👌 حمله به تل آویو و صدا و تصاویر زیبا از اصابت ها
🔰کانال احسان عبادی، فیلم های اختصاصی جنگ
http://eitaa.com/joinchat/4235001869C41c082b340