eitaa logo
احسان عبادی | ما و او
49.2هزار دنبال‌کننده
9.3هزار عکس
3.3هزار ویدیو
590 فایل
کانال دوم👈 @marefatemahdavi ✍️ احسان عبادی/طلبه درس خارج/ارشد ادیان و عرفان/دانشجوی دکتری قرآن و حدیث/از اساتیدمهدویت 🖥ادمین تبلیغات @Admintabligh_ma_va_o 📌ادمین سوالات @yasahebzaman113 انتشارمطالب باهرنامی مشکلی ندارد✅
مشاهده در ایتا
دانلود
❌ اروپایی ها از ترس وارد میدان نشدند ❌ مردک مو زرد حرامی دوباره گنده گویی کرد 🔴 ترامپ پس از پاسخ منفی کشورها، اعلام کرد که به هیچ کمکی برای باز کردن تنگه هرمز نیاز ندارد: «اکثر متحدان ما در ناتو به ایالات متحده اطلاع داده‌اند که نمی‌خواهند در عملیات نظامی ما علیه ایران درگیر شوند، با وجود اینکه موافقند ایران نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد. من تعجب نمی‌کنم، زیرا ناتو همیشه یک خیابان یک طرفه بوده است - ما از آنها محافظت می‌کنیم، اما آنها هیچ کاری برای ما انجام نمی‌دهند. به دلیل این موفقیت، ما به کمک ناتو نیازی نداریم. همین‌طور کمک ژاپن، استرالیا یا کره جنوبی. به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده، قدرتمندترین کشور جهان: ما به کمک هیچ کسی نیاز نداریم.» ❌ مردک بی شرف ، تو اگه قدرتمند بودی غلط کردی از اون کشورها کمک خواستی ، حالا که جواب رد بهت دادن میای منم منم میکنی؟؟ 👌تو قطعا مایه عبرت رئیس های جمهوری بعدی آمریکا خواهی شد تا غلط های تو را تکرار نکنند. ❌ گنده تر از تو هم نمی تواند تنگه هرمز را باز کند http://eitaa.com/joinchat/4235001869C41c082b340
343.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ مردم شریف ایران سوخت موشکها را تامین کردند همینک آسمان تل آویو... 🔰کانال احسان عبادی، فیلم های اختصاصی جنگ http://eitaa.com/joinchat/4235001869C41c082b340
✅ دوستان به والله موشک های ایران میرسه میخوره اصابت هم میکنه ولی شدید نظامی نمیذاره پخش بشه. به شدت فضا رو بستن. اصلا موشک های جدیدی که ایران شلیک میکنه ، هایپرسونیک هست و اونها نمی تونن رهگیری کنن. من قبلا عکس از چت گروههای اسرائیلی گذاشتم براتون همه اونها گویا حفاظت اطلاعات رو بلد شدن. به شدت ساکت هستن در این موارد ❌ بر خلاف برخی خبرگزاری ها و برخی کانال های ما که عطش زودتر از همه عکس و فیلم از خسارات خودمان پخش کردن دارند ‼️
حزب الله آغاز سلسله عملیات خیبر را اعلام کرد
🚀 دیمونا........💪💪💪💪
👌 اعتراف آمریکایی ها ⬅️ آتش‌سوزی در ناو هواپیمابر آمریکایی فورد به مدت ۳۰ ساعت ادامه داشت و ۶۰۰ سرباز محل اقامت خود را از دست دادند. ⬅️ شبکه اخبار نیروی دریایی ایالات متحده: ناو هواپیمابر فورد از دریای سرخ به پایگاه دریایی سودا بی خواهد رفت تا بیش از یک هفته تعمیرات اسکله انجام شود. آتش‌سوزی که در ۱۲ مارس (21 اسفند) رخ داد، باعث آواره شدن دریانوردان در سراسر ناو هواپیمابر و اختلال در عملیات در سراسر کشتی شد. ❤️ خدا رحمت کند امام شهید عزیز ما را ، بله ، ناو جنگی سلاح خطرناکی هست، اما خطرناکتر از اون سلاحی هست که اون رو به قعر دریا میفرسته... شهید خامنه ای عزیز ، از اون بالا نظاره کن که شیرمردان نیروهای مسلح چطور آبروی نظامی آمریکا رو به باد دادن، بخند و براشون دعا کن سلام ما رو هم به شهید سید حسن نصرالله برسون ، بهش بگو شیران حزب الله واقعا دارن گل می کارن، واقعا عالی عمل کردن لبیک یا حسین 🔰کانال احسان عبادی، فیلم های اختصاصی جنگ http://eitaa.com/joinchat/4235001869C41c082b340
🔥 انفجار های شدید در عکا بدون اژیر خطر 👌👌👌👌 آخ آخ بزنن اون مقبره مقدس بهائی ها ، قبر بهاءالله رو نابود کنن تا اینها باشن دیگه جاسوسی رژیم رو نکنن
تا عملیات های جدید رزمندگان شروع نشده ما قسمت 17 رمان رو بذاریم که دیگه داریم به آخرهاش می رسیم کلا 20 قسمت
⬅️ پخش رمان ⬅️ تا پایان ماه مبارک رمضان ، در کانال @ma_va_o 🎬 قسمت هفدهم ✅ بازخوانی هیجانی و امنیتی وقایع ظهور به شکل رمان ✍️ نویسنده : احسان عبادی 🌺 تقدیم به روح شهید آیت لله العظمی سید علی خامنه ای و حاج قاسم سلیمانی و همه شهدای مدافع امنیت و حرم
احسان عبادی | ما و او
⬅️ پخش رمان #دمشق_ساعت_صفر ⬅️ تا پایان ماه مبارک رمضان ، در کانال @ma_va_o 🎬 قسمت هفدهم ✅ بازخوان
رمان (قسمت ۱۷) قسمت هفدهم: سقوط بابل، طلوع حجاز 🏚 [سوریه – اعماق شهر باستانی تدمر – پناهگاه زیرزمینی بابل-۱] تاریکی تونل های باستانی رومی، با بوی نم و خاک هزارساله آمیخته بود. نور سبزرنگ عینک های دید در شب تیم، تنها راهنمای آن ها در این هزارتوی سنگی بود. کیان پیشاپیش حرکت می کرد، سلاحش در حالت آماده باش بود و هر سایه ای را در دل دالان ها می شکافت. ابوحیدر پشت سر او، و الیاس با کوله پشتی سنگینش که پر از مواد منفجره و تجهیزات سایبری بود، در انتها قدم برمی داشت. پس از نیم ساعت پیشروی نفس گیر در دل زمین، تونل سنگی خشن جای خود را به دیوارهایی با پوشش بتن آرمه و لوله های قطور تهویه داد. آن ها به پوسته بیرونی پناهگاه «بابل-۱» رسیده بودند. صدای هوم ضعیف ژنراتورهای صنعتی، سکوت مقبره وار زیرزمین را می شکست. الیاس تبلت خود را به یکی از کابل های داده که از دیوار بتنی بیرون زده بود متصل کرد. انگشتانش با سرعتی سرسام آور روی صفحه کلید مجازی می رقصید. «فرمانده… به شبکه محلی شون وصل شدم. سیستم دفاعی خودکارشون متکی به سنسورهای حرارتی و لیزری در دالان اصلیه. من دارم یک حلقه (Loop) از تصاویر ضبط شده خالی رو به مانیتورهای نگهبانی می فرستم. ما دقیقا پشت دیوار اتاق سرور مرکزی هستیم. همون جایی که دکتر رستمی مستقره.» کیان به ابوحیدر اشاره کرد. غول عراقی، با دقت یک جراح، خمیر منفجره C4 را به شکل یک مربع روی نقطه ضعف دیوار بتنی چسباند و چاشنی بی صدا را در آن جای داد. کیان در بی سیم زمزمه کرد: «به محض انفجار، با نارنجک های کورکننده (Flashbang) وارد می شیم. فقط رستمی و سرورها رو می خوام. هیچکس نباید فرصت کنه دستش به دکمه پخش پیام برسه.» ابوحیدر سه انگشتش را بالا آورد و یکی یکی بست. سه… دو… یک! انفجار هدایت شده، صدای خفه ای شبیه به سرفه یک غول آهنی تولید کرد و مستطیلی از بتن به داخل اتاق پرتاب شد. کیان و ابوحیدر در کسری از ثانیه از حفره عبور کردند و دو نارنجک نوری به داخل انداختند. نور سفید خیره کننده ای فضا را پر کرد و صدای جیغ آژیرهای خطر بلند شد. اتاق سرور، فضایی وسیع پر از نورهای چشمک زن کامپیوتری و مانیتورهای غول پیکر بود. چهار نگهبان سیاه پوش «اشباح سرخ» پیش از آنکه بتوانند سلاح هایشان را بالا بیاورند، با شلیک های دقیق و بی صدای کیان و ابوحیدر روی زمین افتادند. در مرکز اتاق، دکتر آرمین رستمی، با روپوش سفید و چهره ای که از وحشت مچاله شده بود، پشت کنسول اصلی ایستاده بود. دست لرزانش به سمت دکمه قرمز رنگ «Enter» برای ارسال جهانی دروغ سفیانی درباره کشتار مدینه می رفت که نور لیزر سلاح کیان درست روی پیشانی اش قفل شد. «حتی فکرش رو هم نکن دکتر!» صدای کیان در میان آژیرها، سرد و قاطع بود. «دست هات رو بذار روی سرت و از اون کیبورد فاصله بگیر.» رستمی با دیدن مردان مسلحی که از میان دود و خاکستر بیرون آمده بودند، زانوهایش سست شد و دست هایش را بالا برد. «شما… شما نمی دونید دارید چیکار می کنید… این پروژه…» ابوحیدر با یک حرکت سریع، رستمی را از پشت یقه گرفت و به گوشه ای پرتاب کرد و دستانش را با بست پلاستیکی بست. الیاس بلافاصله پشت کنسول رستمی نشست. تایمر روی صفحه نمایشگر اصلی نشان می داد که تنها ۱۵ دقیقه تا پردازش نهایی و ارسال امواج فروصوت به کل جهان باقی مانده است. «الیاس! متوقفش کن. بعدش کار رو تمام کن.» کیان دستور داد در حالی که راهروهای منتهی به اتاق را پوشش می داد. الیاس فلش مموری رمزنگاری شده اش را وارد پورت اصلی کرد. کدهای مخرب ویروسی که خودش نوشته بود، مانند یک سیل وارد شریان های «پژواک بابل» شد. «دارم متوقفش می کنم… پیام پاک شد. حالا دارم یک فرمان اضافه بار الکتریکی (Overload) به آنتن های جولان و الانبار می فرستم. می خوام شبکه شون رو از ریشه بسوزونم.» روی نقشه هولوگرافیک دیوار، نقاط قرمز رنگ جولان و الانبار به رنگ زرد و سپس سیاه درآمدند. «تمام شد فرمانده! مغز دروغ ساز سفیانی کاملا فلج شد. حالا وقت آتش بازی خودمونه.» ابوحیدر در کمتر از دو دقیقه، تمام پایه های سرورهای خنک کننده و ستون های اصلی اتاق را با مقادیر زیادی مواد منفجره بمب گذاری کرد. «تایمر روی سه دقیقه است. باید بریم!» ابوحیدر فریاد زد. آن ها رستمی بیهوش را همانجا رها کردند و از همان حفره ای که آمده بودند، به داخل تاریکی تونل های رومی بازگشتند. صدای دویدن آن ها در دالان ها با صدای معکوس شمار بمب ها در هم آمیخته بود. درست زمانی که خود را از زیر سنگ مقبره به روی شن های داغ بیابان کشیدند و پشت یک تپه شنی پناه گرفتند، زمین لرزید. صدای غرش مهیبی از اعماق زمین بلند شد. شن های بیابان به لرزه درآمدند و ستونی از گرد و خاک از دهانه مقبره به آسمان پرتاب شد. پناهگاه بابل-۱ و تمام تجهیزات میلیاردی سفیانی، در کسری از ثانیه تبدیل به یک گورستان زیرزمینی شد.