احسان عبادی | ما و او
👌انشالله از شنبه تدریس یکی از مهمترین کتب شهید مطهری بارگزاری فایلها در کانال @ma_va_o
استاد احسان عبادیاسلام و مقتضیات زمان 1.mp3
زمان:
حجم:
10.7M
🔰جلسات تدریس کتاب #اسلام_و_مقتضیات_زمان 1
👌 اثر بی نظیر شهید مطهری در دفاع از اسلام و قوانین و احکام آن
📚 جلسه اول
🎤 احسان عبادی از اساتید مهدویت و مدرس کتب شهید مطهری و علامه مصباح و منظومه فکری امامین انقلاب
📹 فیلم جلسه فردا بارگزاری خواهد شد
🔰انقلابی باید قوی شود 🔰
@ma_va_o
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌نقد مطلب غلط آقای خراطیان در برنامه امشب
کارشناس صداوسیما: تعلل در واکنش به ترور اسماعیل هنیه در تهران موجب ترور مظلومانه سیدحسن نصرالله شد
✅ جواب و نقد 👇
برادر خراطیان
سلام
نظر رهبری شهید مخالف شما بود
اولا فرمود در وعده صادق۲ نه تعلل کردیم نه عجله
ثانیا فرمودند اینکه بگوییم اگر وعده صادق۲ در فلان وقت میشد، فلان حادثه رخ نمیداد غلط است
درضمن برادر من
شهید صفی الدین چند روز بعد وعده صادق ۲ شهید شد!
✍ احسان عبادی
@ma_va_o
عبادیروایت میگه تجمعات نریم ؟.mp3
زمان:
حجم:
6.7M
#سوال
بابت این روایت میگن به استناد این روایت نباید به تجمع شبانه رفت دراین زمینه توضیح بدین ممنون میشم
از حضرت باقر عليه السلام پرسیدم:
در اخر زمان بهترین چیز برای شیعیان چیست؟
چه چيز بهترين چيز است که مومن در آن زمان آنرا انجام دهد تا دچار فتنه ها نباشد؟
حضرت فرمودند:
حفظ اللسان و لزوم البيت:
▪️ حفظ زبان
▪️ و خانه نشيني ( که اهل حزب و فرقه و دسته و گروهی نباش)
حضرت فرمودند:
زبانهاي خود را ببنديد،
و مانند فرش ملازم خانه هاي خود باشيد، و اهل فرقه و گروهی و حزبی نباشید
پس اگر چنين کنيد (بلائي) به شما نمیرسد، و هر چند اگر به عامه مردم هم بلاء برسد باز شما نخواهد رسيد
و هر کسی فتنه ای را آغاز کند خودش دچار همان فتنه میشود و ضررش به خودش باز میگردد
📚بحار الأنوار مجلسي ج ٥٢ ص١٤٥
🎤 عبادی
👆👆👆 این سوال از شبهات مهم جریان انجمن حجتیه و صادق شیرازی ها و در کل ، شبهه مذهبی های مخالف جمهوری اسلامی هست، حتما حتما گوش کنید
@ma_va_o
احسان عبادی | ما و او
#سوال بابت این روایت میگن به استناد این روایت نباید به تجمع شبانه رفت دراین زمینه توضیح بدین ممنون م
زمان:
حجم:
3.3M
شبهه بالا را حتما گوش دهید
سپس مواردی که در این ویس گفتم را توجه کنید
احسان عبادی | ما و او
با دلیل بخوانیم که چرا جمهوری اسلامی و اسرائیل هیچگاه صلح نخواهند داشت...
۱.غیرممکن بودن صلح پایدار :
برخلاف تصورات و تحلیلهای سیاسی کوتاهمدت برخی سران کشورها یا حتی وادادگان داخلی، امکان رسیدن به صلح، تفاهم یا همزیستی مسالمتآمیز میان ساختار حاکم بر ایران جمهوری اسلامی و رژیم جعلی اسرائیل وجود ندارد، چراکه این منازعه فراتر از منافع گذرا بوده و ریشه در دو جهانبینی آشتیناپذیر دارد.
۲.تقابل تاریخی و مذهبی کهن:
ریشه این چالش به زمان الان محدود نمیشود، بلکه پیوندی عمیق با رخدادهای تاریخی صدر اسلام و تحولات قرون متمادی دارد و در شرایط کنونی نیز رو به تشدید است.
۳. ارکان هویت و تفکر صهیونیستی (دیدگاه یهودیت تندرو):
در این قرائت، اصالت و تحقق آرمان نهایی بر سه پایه استوار است:
۱. زبان عبری
۲. اعتقاد به کتاب مقدس
۳. حضور، اسکان و حاکمیت در سرزمین موعود(با نگاه توسعهطلبانه از نیل تا فرات)
بنابراین، صرف اعتقاد دینی بدون استقرار در این جغرافیا، ناقص و بیاثر دانسته میشود.
۴.رویکرد آرمانگرایانه و مهدوی در تفکر شیعی:
در دیدگاه مذهبی حاکم بر ایران، اصل #امامت و #ظهور امام عصر عج معطوف به تحقق یک حکومت عادلانه جهانی است. بر اساس این آموزهها و روایات فرجامشناختی، تحقق این چشمانداز با فروپاشی سلطه کنونی و استقرار حاکمیت در قدس پیوند خورده است.
در نتیجه:
تا زمانی که هر دو نظام فکری بر مبانی عقیدتی، رسانهای، مالی و نظامی خود استوار باشند، تقاطع این دو آرمان متضاد اجازه هیچگونه صلح راهبردی را نخواهد داد و این تقابل تا سرنوشت نهایی ادامه دارد و قطعا پیروزی با ایران تحت پرچم امام عصر خواهد بود در نبرد نهایی آخرالزمان
✍ احسان عبادی
@ma_va_o
احسان عبادی | ما و او
با دلیل بخوانیم که چرا جمهوری اسلامی و اسرائیل هیچگاه صلح نخواهند داشت... ۱.غیرممکن بودن صلح پایدار
👌یک نکته ساده بگم ؟
ما و رژیم منحوس اسرائیل ، جنگ وجودی داریم، این نوع جنگ اساسا صلح پذیر نیست
اما بازیگران دیگر کجای معامله هستند؟
چین و روسیه
امریکا و اروپا
اینها فقط منافع مادی براشون مهمه،
شما فکر کردی برای چین و روسیه مهمه دولت حاکم بر قدس، اسرائیل باشه یا ایران یا فلسطین؟؟؟
اصلا و ابدا !
همین چین و روسیه زمان احمدی نژاد به تمام قطعنامه ها علیه ما رای مثبت دادن!!!!
خدا رحمت کنه شهید رئیسی رو که زحمت کشید برای همراه کردن این دو کشور با ما
آمریکا و اروپا هم همین
نگاه ایدئولوژی دینی ندارن به این جنگ.
مادی نگاه می کنند.
مذاکره و گفتگو و.. فقط روی مباحث مادی هست.
اصل بحث جنگ وجودی ما با اسرائیل انشالله با ظهور حضرت حل خواهد شد به نفع اسلام
احسان عبادی | ما و او
👌یک نکته ساده بگم ؟ ما و رژیم منحوس اسرائیل ، جنگ وجودی داریم، این نوع جنگ اساسا صلح پذیر نیست اما
👌حالا که در بحث یهود گفتیم، این مصاحبه معروف رو هم بخوانید که خود شاه هم چون اسمی و ظاهری معتقد به تشیع بود این حرفها رو میزنه 👇
🔘گفتم: اعلیحضرتا حقوق ملت فلسطین چه میشود؟ فرمودند: اگر حقوق ملت فلسطین تامین نشود صلحی در منطقه وجود نخواهد داشت. فلسطینیها قبل از هر کس دیگر حق دارند در مورد سرنوشت خود تصمیم بگیرند.
پرسیدم شهر بیتالمقدس چه خواهد شد، آیا موضوع آن را با کیسینجر در میان گذاشتید؟ شاهنشاه فرمودند: به صراحت به او گفتم ممکن نیست اماکن مقدسه اسلام به دست غیرمسلمانان سپرده شود. این سیاست را ما از سال ۱۹۶۷ اتخاذ کردیم و سیاست جدیدی نیست.
از مذاکره با کیسینجر توانستید بفهمید که آمریکا چگونه اسرائیلی میخواهد؟ اسرائیل به عنوان یک موجودیت دینی نژادی و پلیس منطقه و یا اسرائیل پناهگاه یهودیان. شاهنشاه فرمودند: اسرائیل دیگر نمیتواند پلیس منطقه باشد.
📕منبع:مصاحبه محمدرضا شاه پهلوی با روزنامهنگار لبنانی در سال ۱۹۷۳،ترجمه و چاپ در روزنامه اطلاعات ۳ و ۴ آذر ۱۳۵۲.
✅ کلا اگر ریشه های دشمنی یهود با شیعه و نبرد ایدئولوژیک مذهبی ما با آنها گفته بشه، بحث جذابی هست که همه رو میخکوب میکنه!
عالی هم هست برای تجمعات و سخنرانی ها
احسان عبادی | ما و او
✅ #رمان_کافه_پارادوکس هر روز در کانال @ma_va_o قسمت سوم 👇👇👇
رمان کافه پارادوکس
3️⃣
قسمت 3
صدای هیس ممتد دستگاه اسپرسوساز کافه، تنها صدایی بود که سکوت سنگین دور میز ما را میشکست. بعد از شلیک نهایی بردیا که با لحنی تند پرسیده بود: اگر خدای شما اینقدر مهربان و خفن است، پس اینهمه سرطان، جنگ، بچههای کار و ظلم برای چیست؟ انگار زمان روی دور کُند رفته بود.
سامان که تا آن لحظه با فوم روی لاته دانهدرشتش بازی میکرد، سکوت را شکست. با نیشخندی که سعی میکرد جمعش کند، زد به پهلوی نیما و آرام گفت: حاجی برگام ! بردیا فینیشر Finisher زد! الان سیستم حاجآقا بلو اسکرین Blue Screen ( خطای ویندوزی!) میده!
امیرعلی که همیشه رگ غیرت مذهبیاش زودتر از منطقش باد میکرد، اخمهایش رفت توی هم. نیمخیز شد و گفت: این چه طرز حرف زدنه بردیا؟ تو اصلاً حکمت خدا رو…
حامد، با همان آرامش همیشگیاش، دستش را آورد بالا و روی شانه امیرعلی گذاشت: چیل باش امیرعلی جان! ( یعنی آرام باش ) حرص نخور. سوال بردیا نه تنها باگ نیست، اتفاقاً آپدیت خیلی خفنی برای بحثمونه. بعد یک جرعه از قهوه ترک خودش رو خورد، نگاهی به چشمهای منتظر بچهها انداخت و رو به بردیا گفت: ببینم بردیا، تو گیمری، درسته؟
بردیا که انتظار دفاعیات کلیشهای و تکراری را داشت، جا خورد. یک تای ابرویش را داد بالا: آره… چطور؟ ربطی به بحث داشت؟
حامد آستینهای پیراهن یقهآخوندیاش را کمی تا زد، حرکتی که او را از آن حالت رسمی خشک خارج میکرد و گفت: تصور کن یه کمپانی بازیسازی، خفنترین گیم جهان باز یا همان Open World تاریخ رو میده بیرون. گرافیک خیرهکننده، مپ بینهایت. تو با ذوق میری بازی رو میخری، سیستم رو روشن میکنی، کاراکترت رو میسازی و اسپاون میشی تو بازی ( یعنی ظاهر شدن در بازی ). ولی میبینی عه! هیچ دشمنی نیست! هیچ Boss ( رئیس)وجود نداره. هیچ چالشی، هیچ پرتگاهی، حتی هیچ مأموریتی نداری. فقط باید تو یه دشت سرسبز راه بری و تا ابد میوه بخوری. نظرت راجع به اون بازی چیه؟
نیما که تا آن لحظه با نگاهی پوچ به خیابان خیره بود، پوزخند زد: آشغالترین بازی قرن! بعد نیم ساعت پاکش میکنم.
حامد بشکن زد: دقیقاً! چرا؟ چون رشد کردن و Level up شدن ( بالا رفتن) توی اون بازی تعریف نشده. رفقا، بزرگترین اشتباه ما تو تحلیل دنیا اینه که فکر میکنیم خدا این دنیا رو به عنوان یه هتل پنجستاره All-Inclusive خلق کرده که بیایم توش بخوریم، بخوابیم و هیچ دردی نکشیم. در حالی که از نگاه قرآن، دنیا یه باشگاه بدنسازی یا همون سرور هاردکور برای لولآپ شدنه. توی باشگاه، عضلهها با تمرین و فشار دیدن رشد میکنن. بدون مقاومت وزنه، هیچ عضلهای ساخته نمیشه.
پرهام که تا حالا ساکت بود، دستبهسینه شد. چهرهاش تلخ بود، انگار خاطره بدی را مرور میکرد: باشه، قبول. باشگاه. اما تو باشگاه کسی زیر وزنه له نمیشه! اینهمه ظلمی که آدمها به هم میکنن چی؟ طرف به اسم همین دین، حق بقیه رو میخوره، یا تو جنگلهای آفریقا بچهها از گرسنگی میمیرن. این کجاش وزنهزدنه؟ این رسماً شکنجه است!
حامد نفس عمیقی کشید. لحنش از آن حالت پرانرژی کمی فاصله گرفت و رنگی از همدلی پیدا کرد: پرهام، خیلی دقیق گفتی. اینجا باید دردها و شرور رو به دو دسته تقسیم کنیم. دسته اول، همون چیزهایی که گفتی؛ جنگ، فقر، دزدی، ظلم. میدونی ۹۰ درصد دردهای این دنیا کار کیه؟ کار خودمون! کار آدمها.
خدا به انسان یه آپشن ویژه داده به اسم Free Will یا اختیار. میتونست ما رو مثل فرشتهها یا همون NPC ها که کاراکترهای از پیش برنامهریزی شده هستند خلق کنه که فقط کار خوب بکنیم. ولی ارزش خوب بودن یه ربات چقدره؟ صفره! خدا به ما فرمون رو داد تا خودمون انتخاب کنیم. حالا وقتی یه عده با اختیار خودشون میزنن تو جاده خاکی و به بقیه ظلم میکنن، نباید یقه خدا رو بگیریم که چرا این باگ رو فیکس نمیکنی؟ اگه خدا قرار باشه هر بار که کسی خواست ظلم کنه، یه صاعقه بزنه تو سرش یا دستش رو خشک کنه، که دیگه سیستم اختیار کلاً میره رو هوا!
سامان با خنده گفت: حاجی تصور کن میخوای تقلب کنی تو امتحان، یهو یه دست از غیب بیاد پسگردنی بزنه بهت! خیلی سم میشد!
بچهها خندیدند. حتی بردیا هم لبخندی محو زد، اما سریع خودش را جمع کرد: اوکی، ظلم آدمها تقصیر خودشونه. اما زلزله چی؟ سیل چی؟ اون بچهای که با سرطان استخوان به دنیا میاد و از درد به خودش میپیچه چی؟ اون که دیگه تقصیر خودش یا انتخابش نیست! اونم جزو آپشنهای این سروره؟
فضای کافه دوباره جدی شد. آهنگ ملایم بیکلامی که از اسپیکرهای کافه پخش میشد، انگار داشت روی این سکوت دراماتیک مانور میداد. حامد لیوان قهوه خودش را بین دو دستش گرفته بود.
👇👇👇👇👇👇
احسان عبادی | ما و او
رمان کافه پارادوکس 3️⃣ قسمت 3 صدای هیس ممتد دستگاه اسپرسوساز کافه، تنها صدایی بود که سکوت سنگین دور
حامد: بردیا، این سختترین و در عین حال قشنگترین جای بحثه. ببین، ما توی یه دنیای مادی زندگی میکنیم. ویژگی ذاتی ماده، تزاحم و تضاده. یعنی چی؟ یعنی همون آتشی که باهاش غذا میپزی و تو سرمای زمستون گرمت میکنه، اگه دستت بهش بخوره میسوزونه. نمیشه خدا آتشی خلق کنه که فقط وقتی ما میخوایم گرم کنه و وقتی حواسمون نیست نسوزونه؛ اونوقت دیگه اون آتش، آتش نیست. زلزله نتیجه حرکت صفحات زمینه که باعث تجدید حیات خاک و شکلگیری کوهها میشه. اگه زمین این تحرک رو نداشت، اصلاً حیاتی روش شکل نمیگرفت که من و تو الان اینجا بشینیم لاته ماکیاتو بخوریم و بحث کنیم!
نیما پرید وسط حرفش: پس اون بچه سرطانی بدبخت اینجا فقط یه قربانیه برای اینکه سیستم ماده کار کنه؟ این ته بیعدالتی نیست؟
حامد نگاهش را مستقیم دوخت به چشمهای نیما: اینجا همون نقطهایه که اگر فقط همین دنیا رو ببینیم، حق با توئه. همهچیز دارک و نیهیلیستیه. باگ استدلال شما میدونی کجاست؟ شما دارید یه فیلم سینمایی سه ساعته رو فقط از روی پنج دقیقه اولش نقد میکنید!
حامد از جیب کتش یک خودکار درآورد و روی دستمال کاغذی روی میز یک نقطه کشید.
ببینید بچهها، این نقطه، تمام عمر ۸۰ تا ۹۰ ساله ما تو این دنیاست… بعد یک خط طولانی از آن نقطه کشید تا لبه دستمال، و حتی دستش را روی میز امتداد داد: و این خط، زندگی بینهایت ما در جهان بعدیه. ما داریم یه پازل هزار تیکهای رو میبینیم که فعلاً فقط دو تا تیکهاش رو بهمون دادن.
او کمی به جلو خم شد و با لحنی گیرا ادامه داد: در منطق دین خدا عادله، اما عدالتش رو تو کل این خط بینهایت پیاده میکنه، نه فقط تو اون نقطه! اون بچهای که اینجا به خاطر قوانین دنیای مادی یا حتی اشتباهات نسلهای قبلش تو تغذیه و محیطزیست، با بیماری درگیر میشه، توی اون ادامه خط، چنان جبران و لولآپی براش در نظر گرفته شده که طبق روایات، وقتی بقیه آدمها میبینن، میگن کاش تو دنیا ما هم بیشتر سختی میکشیدیم! هیچ رنجی، حتی یه خار که تو دست آدم میره، توی سیستم خدا گم نمیشه. همهچیز ضبط و Record میشه و پاداش داره.
امیرعلی که انگار نفس راحتی کشیده بود، با افتخار به حامد نگاه کرد و گفت: دقیقاً! ان مع العسر یسرا!
حامد خندید: آره امیرعلی، ولی به شرطی که بچهها رو با عربی خوندن فراری ندی!!!
همه زدند زیر خنده.
سامان گوشیاش را روی میز چرخاند و گفت: یعنی الان من که تو این سن نه ماشین دارم، نه پول، نه دغدغه خاصی جز پاس کردن واحدای دانشگاه، دارم تو سرور خدا لولآپ میشم یا فقط پینگم Ping بالاست و Lag ( کاهش سرعت فریم ها) دارم؟
حامد با خنده جواب داد: تو فعلاً تو لابی بازی داری چرخ میزنی سامان! هنوز وارد استیج اصلی نشدی.
بردیا دست به چانه کشید. هنوز قانع قانع نشده بود، اما نگاهش از آن حالت تهاجمی به یک حالت متفکرانه و جستجوگر تغییر کرده بود. او به دستمال کاغذی و نقطهای که حامد کشیده بود خیره شد و آرام گفت: پس میگی اگه اون خط بینهایت رو حذف کنیم، دنیای مادی با تمام قوانینش به یه کمدی تلخ تبدیل میشه… یعنی کلید حل مسئله شرور، قبول کردن یه دیتابیس بزرگتر به اسم آخرته؟
حامد با تحسین به بردیا نگاه کرد: دقیقاً زدی وسط خال. اگه معاد و جهان بعد از مرگ رو فاکتور بگیریم، هیچ جواب منطقیای برای بیعدالتیهای دنیا وجود نداره. دین نمیاد بگه دنیا جای گل و بلبله؛ دین میگه دنیا یه مزرعه است. یه زمین تمرین با کلی مانع. و خدا مهندسیه که این موانع رو برای قویتر شدن ما گذاشته، نه برای آزار دادنمون.
صدای زنگ موبایل حامد بلند شد. روی صفحه نوشته بود: دکتر حاجیزاده - استاد راهنما.
حامد سریع گوشی را سایلنت کرد، نگاهی به ساعتش انداخت و گفت: ای وای! بچهها، من باید برم. اگه نرم، استاد راهنامم من رو تو همین دنیا به عنوان یه شر از روی زمین محو میکنه!
بچهها با خنده از جا بلند شدند. فضای میز حالا از آن تنش اولیه کاملاً پاک شده بود و جای خودش را به یک رفاقت عجیب داده بود. حامد پول قهوه و چای زعفرانی و باقلوای کل جمع رو روی میز گذاشت، اما سامان سریع پول را برداشت و گفت: داداش، امروز مهمون منی. به عنوان اولین آخوندی که به جای نصیحت کردن، باهامون گیم آنالیز Game Analysis کرد!
حامد لبخندی زد، دستی به شانه سامان کشید و کیف چرمیاش را برداشت: دمت گرم ، بذار جیبت نیازت میشه ! اما یادتون نره، ما امروز فقط فهمیدیم دنیا یه زمین بازی و تمرینه. سوال جلسه بعدمون اینه: حالا که تو این بازی هستیم، قوانین و دفترچه راهنمای این بازی رو کی تعیین میکنه؟ اصلاً چرا باید به حرف پیامبرها گوش بدیم؟ اونا خودشون رو چه حسابی میگن از طرف دولوپر Developer اصلی اومدن؟
نیما با چشمهای براق گفت: اسپویل Spoil نکن دیگه حاجی! بذار برای جلسه بعد.
👇👇👇👇👇👇