زمان:
حجم:
6.2M
🔰صوتی کوتاه به مناسبت ۴ آبان
سالروز نطق حماسی امام در سال ۱۳۴۳ علیه لایحه #کاپیتولاسیون و تحقیر شاه و آمریکا
👆توضیح کوتاه درباره واقعه و حوادث بعد آن
🎤 احسان عبادی
@ma_va_o
استاد احسان عبادیشرح کتاب خصال 24.mp3
زمان:
حجم:
1.5M
🎧 سلسله جلسات شرح احادیث #کتاب_خصال 24
🔰 بر اساس کتاب شرح احادیث توسط مقام معظم رهبری شهید
💠 جلسه 24 ، بهترین عبادت؟
🎤 احسان عبادی
👌فرصتی مناسب برای حدیث خوانی و آشنایی با منظومه دینی حضرت آقای شهید
@ma_va_o
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
14050804_پیام_رهبر_معظم_انقلاب_خطاب_به_نخبگان_و_مدال آوران_علمی.pdf
حجم:
326.3K
📖 پیام رهبر معظم انقلاب خطاب به نخبگان و مدالآوران علمی و ورزشی
🗓 ۴/آبان/۱۴۰۵
🔗 Rahbar.ir/s/2226
💻 @Rahbar_ir
👌 ❤️ دستور جدید رهبری برای تک تک ایرانیان که در پیام امروز ، همه مردم را #نخبه نامیدند.
👆خیزش علمی کشور #باید عمیق شود
👆ایران قوی ، بر پایه علم و فناوری است، یکی از مهمترین راه های نقش آفرینی در نظم جدید جهانی، این محور است.
✅ حالا شما عزیز انقلابی در هر سن و سالی ، اگر تا الان ذره ای در ادامه تحصیل و علم آموزی ، شک داشتی ، الان دیگر شک را باید کنار بگذاری.
ایام ، ایام ثبت نام دکتری هست ، ثبت نام ارشد هم انشالله از آذر ماه شروع می شود.
نگذارید اساتید آینده نظام و انقلاب ، افراد غیرانقلابی باشند.
✍️ احسان عبادی
@ma_va_o
👌ضایع شدن امروز وحید اشتری در مناظره را دیدید؟؟
این جماعت همینند!
فقط ادعا !
حتی نمی دانست قربانزاده در دولت شهید رییسی عضو هلدینگ شد!
دروغ چت هایش هم که بدجور رسوایی شد!
❌ حالا ببینید همین آدم کسی بود که اول بار دروغ بزرگ سیسمونی دختر قالیباف را مطرح کرد ،
آن ایسم دروغگو هم آن را ضریب داد که هنوز شرافت سند دادن را نداشته!
بله
وقتی یک عده بخاطر بغض و کینه با قالیباف یا هر مسئول سیاسی دیگر، هر دروغی را باور و منتشر می کنند ، عاقبتش هم می شود رو شدن این دروغها.
وای از فردای قیامت و تهمتها و...
✍️ سلسله کوتاه نوشت های #منبع_شناسی_در_رسانه 11
قسمت یازدهم: داوری همتا (Peer Review)؛ استاندارد طلایی علم چیست؟
آیا هر متنی که شبیه مقاله باشد و چند اصطلاح انگلیسی و فرمول داشته باشد، واقعاً مقاله علمی است؟
ابداً! دنیای علم یک فیلتر بسیار سختگیرانه دارد به نام «داوری همتا» (Peer Review).
اهمیت بحث در منبعشناسی:
در فضای مجازی هر روز صدها ادعا با عنوان بر اساس مقاله جدید علمی دستبهدست میشود. اما تا زمانی که یک مقاله در مجلهای معتبر داوری نشده باشد، در حد یک پیشنویس یا ادعای تأییدنشده است. مقالهای ارزش استناد دارد که چندین دانشمند بیطرف دیگر همان آزمایشها و محاسبات را بررسی و تأیید کرده باشند.
مثال ملموس روزمره:
یک پیج سلامت مدعی میشود: محققان دانشگاه فلان اثبات کردند روزی سه قاشق عسل سرطان را درمان میکند!
اگر رد ادعا را بگیرید، متوجه میشوید نویسنده صرفاً نظرش را در یک سایت وبلاگی یا ژورنال پولی و نامعتبر (ژورنالهای غارتگر) آپلود کرده و هیچ دانشمندی درستی آن را نسنجیده است.
راهکار چیست؟
اگر خبری گفت طبق مقاله علمی ، بپرسید: در کدام مجله معتبر چاپ شده و ضریب تأثیر (اعتبار) آن نشریه چقدر است؟ صرف شبیهبودن به مقاله، تضمینکننده درستی محتوا نیست.
منبع: مهدی تقوا، کتاب روش تحقیق در علوم زیستی ، ص ۸۲.
🖊 احسان عبادی / طلبه درس خارج و دانشجوی دکتری
🔰انقلابی باید قوی شود🔰
@ma_va_o
احسان عبادی | ما و او
✍️ سلسله کوتاه نوشت های #منبع_شناسی_در_رسانه 11 قسمت یازدهم: داوری همتا (Peer Review)؛ استاندارد
فردا انشالله یک مثال ناب در این باره می زنم، فعلا برویم سراغ قسمت جدید رمان
👇👇👇
احسان عبادی | ما و او
✅ #رمان_کافه_پارادوکس هر روز در کانال @ma_va_o قسمت 15 👇👇👇
قسمت پانزدهم: ضیافت سلولها ، وقتی شکم، مغز را مدیریت میکند
عطر قهوهی ترک در کافه پارادوکس پیچیده بود، اما اینبار رایحهی آن با بوی تند و تیز یک غذای خیابانی که یکی از مشتریان میز انتهای سالن سفارش داده بود، ترکیب شده بود. پرهام که هنوز به خاطر بحث داغ دیشب در فکر فرو رفته بود، ناگهان بشقابش را به گوشهای راند. انگار بحث «حریم» مثل یک جرقه، موتور ذهن پرسشگرش را روشن کرده بود.
او نگاهی به لیوان شیشهای حاوی یک نوشیدنی انرژیزای رنگی که کنار دستش بود انداخت و خطاب به حامد گفت: «ببین حامد، دیشب در مورد غریزه قانع شدم، البته حدودی !!!!؛ بحث روانشناسی بود. اما بیا بریم سراغ سختگیریهای عجیب شرعی در خورد و خوراک. چرا دین باید برای یه لقمه نون یا یه قطره نوشیدنی، اینهمه «حلال و حرام» ردیف کنه؟ مگه بدن ما یه ماشین بیولوژیک نیست؟ خب کالری الکل یا گوشت خوک هم انرژی تولید میکنه، دیگه چه کار داره به دین؟ اینهمه گیر دادن به سفره، فقط باعث میشه آدم احساس زندانی بودن کنه.
این بار نه فقط سامان و بردیا، بلکه حتی میزهای مجاور هم سکوت کرده بودند. بحث دیشب حامد درباره «کرامت عاطفی»، کنجکاوی کافهنشینها را تحریک کرده بود. دختر میز بغلی که دیشب اشک ریخته بود، حالا با دقت بیشتری گوش میسپرد و حتی کتاب فلسفهاش را بسته بود.
حامد تکیه داد، نگاهی به لیوان پرهام انداخت و گفت: «پرهام، فکر کن بخوای به یه ابرکامپیوتر فوقپیشرفته، بهجای کدهای باینری تمیز، آشغالهای دیجیتال یا ویروس تزریق کنی. سیستم کرش نمیکنه؟
پرهام پوزخندی زد: «این چه ربطی به گوشت و شراب داره؟
حامد لبخندی زد و ادامه داد: «بدن تو فقط یه ماشین نیست، یه “مبدل انرژی” برای روحه. ببین، علم امروز ثابت کرده که سیستم گوارش ما، “مغز دوم” بدن محسوب میشه. حجم عظیمی از انتقالدهندههای عصبی مثل سروتونین و دوپامین، توی روده تولید میشه. یعنی لقمهای که میخوری، دقیقاً داره «نرمافزار فکری» و «حال روحی» تو رو آپدیت یا خراب میکنه.
در این لحظه، امیرعلی که تا حالا ساکت بود، وارد بحث شد: «حامد، میخوای بگی الکل یا گوشت خوک مستقیماً روی اخلاق تاثیر میذاره؟ یعنی یه شرابخور معتقد، اخلاقش با یه آدم سالم فرق داره؟
حامد سرش را به نشانه تأیید تکان داد: «دقیقاً. ببین، دین نمیاد برای اذیت کردن، یه لیست ممنوعه بده. دین داره به ما “دفترچهی راهنمای کاربر” میده. شراب، قشر پیشپیشانی مغزت رو که مسئول “تصمیمگیری اخلاقی” و “خویشتنداریه” فلج میکنه. وقتی اون بخش خاموش بشه، تو میشی یه حیوان غریزی بدون ترمز. خب، وقتی خدا میگه این حرامه، یعنی اون «ترمز انسانیت» تو رو برندار.
بردیا که از تحلیل بیولوژیک حامد خوشش آمده بود، نیشخندی زد: «خب حالا دربارهی گوشت خوک چی؟ اون که عقل رو زائل نمیکنه!
حامد نفس عمیقی کشید و گفت: «فقط الکل نیست. تغذیه روی “تار و پود وجودی” تاثیر داره. حکم حلال و حرام، مثل انتخاب سوخت جت برای یه هواپیماست. خوک به خاطر ساختار بیولوژیک و نوع تغذیهاش، میزبان انگلها و سمومیست که مستقیماً روی سیستم اعصاب و حتی نوعی “بیخیالی عاطفی” یا به اصطلاح، کاهش حس غیرت و حساسیتهای انسانی در درازمدت اثر میذاره. علمِ قدیم بهش میگفت “اثر وضعی”، علم جدید بهش میگه “تغییرات اپیژنتیک” و تاثیر مواد شیمیایی بر روی رفتار.
ناگهان یکی از مشتریان میز کناری، پسری با پیرهن مشکی و تتوهای ظریف روی دستش، با صدای بلندی گفت: «حاجآقا! یعنی شما میگید ما هرچی میخوریم، همون میشیم؟ اینطوری باشه که دیگه هیچی نباید خورد! همه چیز آلودهست!!!
حامد با خوشرویی سمت او چرخید: «دوست عزیز، سوال خیلی خوبی پرسیدی. اتفاقاً نکته همینه! دین نمیگه فقط گرسنگی بکش. دین میگه “طیبات” رو بخور. یعنی غذایی که هم سالمه، هم حلال شرعیه، هم با رنج حلال تهیه شده. وقتی تو میدونی یه غذایی از راه غصب یا حرام به دست اومده، خوردنش مثل این میمونه که بدونی یه مادهی سمی توی غذات هست و با این حال بخوریش. اون مادهی سمی، قلب تو رو برای پذیرش حق، “سیاه” و “سنگ” میکنه. یعنی دیگه حرف حق رو نمیشنوی، دیگه از دیدن رنج دیگران تکون نمیخوری.
سامان که کمی نگران شده بود، پرسید: «یعنی تا حالا هر چی خوردیم، خراب شدیم؟ راه برگشتی هست؟
حامد با نگاهی پر از امید به سامان نگاه کرد: «این زیبایی دینه، سامان. اسمش “توبه” و “استغفار” و مهمتر از اون، “اصلاح تغذیهست”. بدن انسان قدرت بازسازی عجیبی داره. وقتی شروع کنی به مصرف طیبات و دوری از شبهات، کمکم کدورتهای روحت از بین میره و دوباره میتونی «رحمت الهی» رو دریافت کنی. دین گیر نمیده، دین داره بهت یاد میده چطور “سختافزار روحت” رو تمیز نگه داری.»
👇👇👇
احسان عبادی | ما و او
قسمت پانزدهم: ضیافت سلولها ، وقتی شکم، مغز را مدیریت میکند عطر قهوهی ترک در کافه پارادوکس پیچیده
دختر میز بغلی که تا الان داشت به حرفهای حامد گوش میداد، با لحنی که رگههایی از کنجکاوی در آن بود، گفت: «ببخشید، یعنی اینهمه حساسیت روی نون حلال و غذای حلال، واقعاً ارزشش رو داره که آدم از کلی لذتهای متنوع دنیای مدرن بزنه؟»
حامد مستقیم به چشمان او نگاه کرد: «خانم، شما وقتی میخواهید یه تابلوی نقاشی نفیس بکشید، از قلمموی آلوده به رنگهای کثیف استفاده میکنید؟ عمر شما، اون تابلوی نقاشیه. نمیارزه که برای یه لذت گذرا، ابزار ساخت شخصیتتون رو آلوده کنید؟ اون لذتی که میگید، یه “بُرد کوتاهمدت” و یه “باخت بلندمدت” فاجعهباره.»
پرهام ساکت شد. نگاهش را به لیوان نوشیدنیاش دوخت و آن را بدون اینکه لب بزند، از روی میز برداشت و گذاشت کنار. سکوت سنگینی کافه را فرا گرفت. حالا دیگر حامد فقط یک طلبه نبود؛ او به عنوان کسی که «نقشهی کارخانهی وجود انسان» را میشناخت، دیده میشد.
ناگهان پرهام گفت ، پس خارجی ها چی ؟ چرا این همه شراب و خوک میخورن ، ولی پیشرفته هم هستن؟
حامد با خنده گفت اولا منظورت از پیشرفت ، تکنولوژی و صنعت هست؟ خب بله، پیشرفته هستند ، اما این به خاطر تلاش و کارشون هست، خدا در قرآن میگه انسان چیزی جز سعی و تلاشش نیست، نمیگه مسلمان، میگه انسان !
هر انسانی تلاش کنه ، نتیجه هم می بینه
اما حالا بمن بگو همین خارجی ها ، چرا بیشترین آمار مصرف قرص های ضدافسردگی رو دارن؟
چرا بیشترین آمار خودکشی رو دارن؟
چرا بیشترین آمار تجاوز رو دارن ؟ ( حامد صداش رو آهسته کرد تا دخترهای کافه این کلمه رو نشنون)
چرا...
اینها که دیگه با یه جستجوی ساده اینترنتی به دست میاد، احتمال نمیدی اینها به خاطر مصرف همون زهر ماری هاست؟ مگه نه آقا نیما؟
نیما که تا آن لحظه داشت با موبایلش چیزی را جستجو میکرد، گوشی را گذاشت روی میز و گفت: «حامد، پس داستان حجاب چی؟ اون هم برای تنظیم سیستم عصبی و روحی جامعهست؟ یا اون دیگه بحثش جداست؟»
حامد خندید، چای تازه سفارش دادهاش را هم زد و گفت: «نیما، تو انگار میخوای همین امشب کل پروتکلهای امنیتی روح رو بازخوانی کنی! حجاب… حجاب بحثش خیلی عمیقتر از این حرفهاست. حجاب، مرز بین یک “انسان متفکر” و یک “کالای مصرفی” توی ویترین جامعهست. فردا شب یا چند شب دیگه ، وقتی دربارهش حرف بزنیم، میفهمی چرا غرب داره با تمام توانش، این مرز رو از بین میبره.»
بردیا با تعجب گفت: «یعنی چی؟ منظورت چیه که کالا؟»
حامد نگاهی به جمعِ دوستانهشان و فضای کافه انداخت: «فردا شب، توی همین ساعت، از “گوهر” و “ویترین” حرف میزنیم. اینکه چرا دنیای مدرن اصرار داره همهی ما رو به «کالا» تبدیل کنه. امشب فقط به این فکر کنید که وقتی لقمهتون پاک باشه، چقدر راحتتر میتونید جلوی خیلی از وسوسهها بایستید.»
پرهام زیر لب گفت: «عجب… تا حالا اینطوری نگاه نکرده بودم. انگار واقعاً همهچیز به “ورودی” این سیستم وصله.»
حامد بشقاب کیکش را جلو کشید: «دقیقاً. حالا بخورید که بحث فردا شب، سنگینتر و زیباتر از این حرفهاست!»
کافه دوباره به روال عادیاش برگشت، اما گویی لایهای از آگاهی بر فضای آن کشیده شده بود. مشتریان میزهای دیگر، دیگر به آن «پسر طلبهی با سواد » به چشم یک آدم غریبه نگاه نمیکردند؛ حالا او برای خیلیها، صدای عقلانیتی بود که زیر هیاهوی شهر، گم شده بود.
دین داری همراه با سواد و عقلانیت ، حلقه گم شده این روزهای جامعه ماست...
⌚️پایان قسمت پانزدهم 15
✍️نویسنده : احسان عبادی
❌ نشر رمان بدون لینک جایز نیست ❌
🔰انقلابی باید قوی شود 🔰
@ma_va_o