مهجور
❌داریم غربال میشیم ها بفرمودهی امام باقر دو سوم از شیعیان جهان در آخر الزمان تحت امتحـــــانات
آخه اون بیذوقی که یک طرف انتخابات رو حق مطلق قلمداد میکنه و یک طرف رو باطل مطلق، جنگ زرگری بین حق و باطل راه انداخته
به این فکر نمیکنه هردو کاندید محترم از همین نظام و شورای نگهبان تأیید صلاحیت شدند؟!
یعنی شورای نگهبان به یه آدم نماد باطل اجازه رئیسجمهورشدن مملکت اسلامی داده؟!
بابا این دو بزرگوار هر دو درون نظاماند، حالا هر کدوم با یه تفکر و دیدگاه متفاوت وارد عرصه شدند.
فردای انتخابات اگر پزشکیان رای اورد، میخواین بگید باطل پیروز انتخابات شد.
بعد چطور در عرصه بینالملل قراره برای رئیسجمهور رسمی مملکت وجاهت قانونی انتظار داشته باشیم؟!
همین ما مردم هستیم که به درست یا غلط به یکی از دو کاندید رای میدیم، بعد درسته اتهام بزنیم که اگر به فلانی رای دادی یعنی طرفدار باطلی و جاهلی و.....؟!
چرا از حدیث معصوم علیه السلام که جنبه اعتقادی داره، استفاده ابزاری و سیاسی میکنیم؟!
ما واقعا به جریان حق و حقیقت ایمان داریم؟!
چرا به راحتی انگ میزنیم که هر کس با ماست حق است و غیره باطل؟!
آخه مرگ جاهلیت بخاطر اختلاف نظر سیاسی؟!
تو رو خدا الان بهانه نیارید که این اختلاف سیاسی منشأ اعتقادی داره و....؟!
هزار دلیل هست که یکی پزشکیان رو انتخاب میکنه یکی جلیلی!!!
ولی همه زیر بیرق اسلام و پرچم وطنایم.
تو رو خدا پیامهایی که بوی تهمت و افتراء و نفاق و دودستگی و طرد ازش میاد رو نشر ندید!!!!
مهجور
آخه اون بیذوقی که یک طرف انتخابات رو حق مطلق قلمداد میکنه و یک طرف رو باطل مطلق، جنگ زرگری بین حق و
اللهم لاتکلنی إلی نفسی طرفة عین أبداً
بنده کمترین و کوچکترین رو ببخشید اگر نکتهای رو عرض میکنم.
تو این چندروز، بارها این سبک پیامها رو دیدم و سعی کردم تذکر بدم، پیام رو اصلاح کنم و....
نباید به هر قیمتی مردم رو کشید پای صندوق. چرا فکر میکنیم اگر کاندید مورد نظر ما بیاد دیگه هیچ مشکلی نیست و آتش مشکلات مبدل به گلستان میشه و چه و چه.
جسارتا این خیلی سادهانگارانه هست.....
دقت کنیم؛
«هدف، وسیله را توجیه نمیکند.»
چرا به همه چی چنگ میزنیم تا حرف و رأی خودمون رو به کرسی بشونیم؟!
مگه دموکراسی نیست؟!
مگه جمهوریت نیست؟!
خوب بزارید مردم با چشم باز انتخاب کنند، روشنگری کنید، فضایل و امتیازهای کاندید خودتون رو بگید، اگر نقدی به جریان مقابل دارید بگید، ولی تو رو به تمام مقدسات، همه چی رو خراب نکنید!!! تهمت و افتراء و اتهام و..... از دو طرف مذمومه!
استفاده ابزاری از حدیث و آیه و مقدسات و ..... و.... از هر طرف صورت بگیره مکروهه، ناپسنده!
عرایضم حمل بر جسارت و بیادبی نباشه، کوچکتر از آن هستم که بنده کمترین بخوام روشنگری کنم، صرفا من باب یادآوری مجدد عرض شد.
خدا شاهده دلم میسوزه و نگرانم....
نگران همه هموطنانم.
همه خواهران و برادرانم....
نگران وحدت و همدلی مردم ایران عزیز.
ومن الله التوفیق@maahjor
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دلبر سهرنگِ من!
تو را به جای تمام خودباختهها و غربزدهها، دوست دارم..
تو را به جای تمام آن وطنفروشانی که دوستشان ندارم، دوست دارم....
دلبر سهرنگ من؛
تو را و خاک تو را به تمنای جان دوست دارم....
#وطن
#ماغیرتونداریمتمنایدِگر
@maahjor
دخترا اومدن که تمرین دموکراسی کنند، قراره با این دستهای کوچیک، کارهای بزرگی انجام بدن. به امید خدا ️️✌️🇮🇷
#وطن
#چوایراننباشدتنمنمباد
@maahjor
الرادود حسین خیرالدینأمیری حُسین.mp3
زمان:
حجم:
9.1M
.
«حَبیبي حُسین؛ وَ مَا الحُبُّ غَیْرَ اَن اَکْتَوي بعِشْقِ الحُسِیْن؟»
#حیعلیالعزاء
@maahjor
مهجور
هو النور بر مخزن غیب، باب مفتوح، علیست گیتی همه کِشتی و در او نوح، علیست آن روح که مبدأ حیات هم
به لطف خدا و کرم مولا ع
هدایای عیدی غدیر، روانه شدند تا برسند به محبین علی علیهالسلام.
بماند که انتخابات کلا برنامهها رو بهم ریخت و تاخیر پیش اومد در تقدیم هدایا. :)
الهی زیارت ایوان نجف مولی الموحدین روزی همه محبین آستانشون به عظمت ایام عزاداری ثارالله
@maahjor
هو المنتقمدیگر حسابی بچه هیئتی شده. چراغها که خاموش میشوند و روضه اوج میگیرد. #مشوش و #مضطرب نمیشود که «مامان گریه نکنی.» دیگر با #خیالراحت به #بازی کودکانه با دوستانش ادامه میدهد. و میداند #آخر این اشک ریختنها و سینه کوفتنها، خوشوبش آخر مجلس روضه هست و #پذیرایی و #شام نذری هیئت. امشب چراغها که خاموش شد، بازیشان قطع نشد و در #تاریکی با #هیجان بازی را ادامه دادند. روضهخوان زبان حال #دختریسهساله را دم گرفته: «از هرچی جنگ بدم میاد» هیجان بازی دخترها بالا رفته و کمی #صدایخنده قاتی ذوق کودکانه. خانم میانسالی که کنارم نشسته، خم میشود سمت بچهها و میگوید: «ساکت باشید، اومدیم روضه گوش بدیم.» یک لحظه میمانم و بعد با خودم تمرین میکنم که اگر باز زبان به تذکر بچهها گرفت بگویم: «این بچهها و دخترها.....» روضهخوان #چنگ میاندازد وسط افکارم: «آخه کی از فحش و کتک خوشش میاد.» نگاهم سو میگیرد وسط خنده و بازیشان. میبینم که گویی فقط یک تذکر ساده بود، بیهیچ #تأثری در نگاه و #چهره دختران. بیخیال تمرین حرفم میشوم. لحظهای بعد بلند میشود و میآید سمتم، #کلافه میگوید: «مامان! روسریم همش خراب میشه، درستش میکنی.» جوابش میدهم: «خوب موقع بازی چادرت رو دربیار تا روسریت هی تکون نخوره.» نوبت مرتب کردن #روسری است، میبینم #موهایش هم از زیر روسری #آشفته شده میگویم: «روسریتو درآر اول موهاتو دوباره ببندم بعد.» - : نه نمیخوام، #کسیموهاموببینه. ـ : اینجا همه #محرماند، خانمها که اشکال نداره موهاتو ببینند. ـ : نه دوست ندارم. بالاخره با #نازکشیدن، راضی میشود. صدا با هقهق گریه میپیچد در گوشم : «از اینکه دست دراز کنند به معجرم خوشت میاد؟!» نگاهش میکنم. «برات عربی بستم که کمتر تکون بخوره.» - : #تشنمه، #آب برام آوردی. ـ : نه یادم رفت. فکر کردم اینجا هست. دم حیاط که شربت دادن مگه نخوردی؟! ـ : چرا خوردم. ولی تشنهم آب میخوام. نه شربت! سوز صدا #پتک میشود توی #سرم: «از خندههای حرمله، جون رباب بدم میاد.» فکر کنم #گرما #کلافهاش کرده، شایدم #خسته شده یا حتی #گرسنه! شروع کرده بهانهجویی که «انگشت پام #درد میکنه. #پامو میمالی.» ـ : چقدر بهت گفتم، وسایل کاردستی رو نریز تو اتاقت. دیدی آخرم پاتو گذاشتی رو قیچی و #انگشتت برید. ـ : عوضش #بابا #بغلم کرد که راه نرم و پام درد نگیره. راست میگفت #بغلبابا بودن حتی با #درد و #زخم هم ذوق دارد. اصلا میارزد زخمی شوی که بابا بیشتر از همیشه #نازت را بخرد و #بغل کند و #ببوسد. زخم، #کفِپا باشد چه بهتر! اینطور بابای مهربان به #آغوشت میکشد که کمتر پای زخمیات #درد بگیرد. صدای محزون نفس بریده خنجر میزند بر سینهام : «از اینکه میخورم زمین جلو عدو خوشت میاد؟! اینکه اینا به دخترات بگن کنیز خوشت میاد؟!» دیگر #طاقت ندارم. #چادر را میکشم روی سرم. کاش قبلش به خانم میانسال گفته بودم: «حال و احوال این دختربچهها #روضهمجسم است، کافی است ببینی، شنیدن چه میخواهی!» #دردانهسهساله #روایتـروضه @maahjor