eitaa logo
ماء معین
2.3هزار دنبال‌کننده
757 عکس
230 ویدیو
127 فایل
اَتـمَنّٰاك ⚘ هرآنچه‌اینجاست‌به‌یادوجهت‌رسیدن‌به‌مهدیِ‌فاطمه‌ https://t.me/maae_maein ‌https://www.instagram.com/maae_maein کپی نکنید.
مشاهده در ایتا
دانلود
@ostad_aali4_5890777826646294960.mp3
زمان: حجم: 3M
یار نزدیک‌تر از من به من است .. این عجب‌تر که من از وی دورم .. @maae_maein
@Ostad_aali4_5960959589422727324.mp3
زمان: حجم: 4.3M
بینمه رُزِق الوری .. به‌فدای‌ وجود‌ِ نازنینت َم🤍 @maae_maein
@ostad_aali4_6012575896500699517.mp3
زمان: حجم: 2.3M
که فرمودند؛ و يادِ شما را از خاطر نبرده‌ايم ..🪽 @maae_maein
ماء معین
@maae_maein 🤍
و خیلی بی‌انصافیه این بیت شعر که؛ نکند منتظرِ مردنِ مایی آقا که به وجودِ سراسر مهربانِ امام مهدی نسبت داده میشه ..
و وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلى وَهْنٍ وَ فِصالُهُ في عامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لي وَ لِوالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصيرُ و ما به انسان درباره‌ی پدر و مادرش سفارش کردیم؛ مادرش او را با ناتوانی روی ناتوانی حمل کرد (به هنگام بارداری هر روز رنج و ناراحتی تازه‌ای را متحمّل می‌شد)، و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می‌یابد؛ (آری به او توصیه کردم) که برای من و برای پدر و مادرت شکر به‌جا آور که بازگشت (همه شما) به سوی من است! - سوره لقمان، آیه ۱۴ @maae_maein
کودکی که آماده‌ی تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید: می‌گویند فردا شما مرا به زمین می‌فرستید اما من به این کوچکی و بدونِ هیچ کمکی چگونه می‌توانم برای زندگی به آنجا بروم؟ خداوند پاسخ داد: در میان تعداد بسیاری از فرشتگانِ من یکی را برای تو درنظر گرفته‌ام، او از تو نگهداری خواهد کرد. اما کودک هنوز اطمینان نداشت که می‌خواهد برود یا نه، گفت: اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و این‌ها برای شادی من کافی هستند. خداوند لبخند زد: فرشته‌ی تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد، تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود. کودک ادامه داد: من چگونه می‌توانم بفهمم مردم چه می‌گویند وقتی زبان آن‌ها را نمی‌دانم؟ خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته‌ی تو، زیباترین و شیرین‌ترین واژه‌هایی را که ممکن است بشنوی در گوشِ تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی. کودک با ناراحتی گفت: وقتی می‌خواهم با شما صحبت کنم، چه کنم؟ اما خدا برای این سؤال هم پاسخی داشت: فرشته‌ات دست‌هایت را در کنارِ هم قرار خواهد داد و به تو یاد می‌دهد که چگونه دعا کنی. کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده‌ام که در زمین انسان‌های بدی هم زندگی می‌کنند، چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟ فرشته‌ات از تو مواظبت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود. کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی‌توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود. خداوند لبخند زد و گفت: فرشته‌ات همیشه درباره‌ی من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت گرچه من همیشه در کنار تو خواهم بود. در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می‌شد. کودک فهمید که به‌زودی باید سفرش را آغاز کند. او به‌آرامی یک سؤال دیگر از خداوند پرسید: خدایا! اگر من باید همین حالا بروم پس لطفاً نام فرشته‌ام را به من بگویید… خداوند شانه‌ی او را نوازش کرد و پاسخ داد: نام فرشته‌ات اهمیتی ندارد، می‌توانی او را «مـادر» صدا کنی.   @maae_maein