🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
❣﷽❣ 📚 #رمان #اینک_شوڪران ✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 1⃣ #قسمت_اول
✫⇠ #اینک_شوڪران
✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی
به روایت همسر( شهلا غیاثوند )
2⃣ #قسمت_دوم
📖رفتم بالا و توی اتاق منتظرش ایستادم. اگر می آمد و روبرویم می نشست، آنوقت نگاهمان به هم می افتاد و این را دوست نداشتم. همیشه #خواستگار که می آمد ، تا می نشست روبرویم، چیزی ته دلم اطمینان میداد این #مرد_من نیست.
📖ایوب آمد جلوی در و سلام کرد. صورت قشنگی داشت☺️ یکی از دست هایش یک انگشت نداشت و آن یکی بی حس بود و حرکت نداشت، ولی چهار ستون بدنش سالم بود. وارد شد. کمی دورتر از من و کنارم💕 نشست. بسم الله گفت و شروع کرد.
📖دیوار روبرو را نگاه می کردیم. و گاهی گل های قالی را و از اخلاق و رفتار های هم می پرسیدیم. بحث را عوض کرد.
+خانم غیاثوند، حرف های #امام برای من خیلی سند است.
_ برای من هم
+اگر امام همین حالا فرمان بدهند که #همسرتان را طلاق بدهید شما زن شرعی من باشید این کار را می کنم
_اگر امام این فتوا را بدهند من خودم را سه طلاقه میکنم من به امام یقین دارم💖
+شاید روزی برسد که بنیاد به کار من #جانباز رسیدگی نکند، حقوق ندهد دوا ندهد، اصلا مجبور بشویم در چادر زندگی کنیم
_میدانید برادر بلندی، من به بدتر از این هم فکر کرده ام، به روزهایی که خدای ناکرده #انقلاب برگردد، آنقدر پای انقلاب می ایستم👊 که حتی بگیرند و اعداممان کنند.
🖋 #ادامه_دارد...
📝به قلم⬅️ #زینب_عزیزمحمدی
🌹🍃🌹🍃
#سلام_امام_زمانم 💚
صُبحے کھ دلم ،
در پـےِ دیدار تو باشد ؛
آن صُبح ،
دلآرامترین صُبح جَهان اَست..؛🌱!'
‹ السَّلامُعَلیكَیٰاَبَقیَةَالله✋🏽 ›
🌱#اللہمعجللولیڪالفرج 🌱
#امام_زمان
↶【به ما بپیوندید 】↷
🍃🌺 @mabareshohada 🌺
🌷﷽🌷
🌺🌟🌺چه خوب است عزیزِ دلِ کسی باشی ؛بی آن که بخواهی و برایش تلاشی کنی من این ساده ترین حالتِ خوشبختی را برای تو آرزو می کنم ...
❣️خـــداونـــدا
دوستانم را از چشم
بد محفوظشان دار
و روزشان راپر از اتفاقات
خوش رقم بزن
آمــــــــیـن
💖✨اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ
💖✨وآلِ مُحَمَّدٍ
💖✨وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
🦋
____🍃🌸🍃____
ڪانال برتــر ⏬⏬
⇱ ڪلیــڪ ڪنید ⇩⇩⇩
🍃🌺 @mabareshohada 🌺
هدایت شده از 🇮🇷فروشگاه حجاب کوثر🇮🇷
﷽
🔹 مدل چادر:عربی اصیل
نگین
💟 مشخصات چادر:
ندای اصل کره
بسیار لطیف و سبک
(این پارچه بسیار مرغوب است)
✏️مشاور فروش
@HOSSEIN_14
—————————————
فروشگاه حجاب فاطمی کوثر👇
—————————————
🌺🍃 @foroshgah_koosar
————————————
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
✫⇠ #اینک_شوڪران ✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 2⃣ #قسمت_دوم 📖رفتم بالا و
❣﷽❣
📚 #رمان
#اینک_شوڪران
✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی
به روایت همسر( شهلا غیاثوند )
3⃣ #قسمت_سوم
📖این را به آقاجون هم گفته بودم. وقتی داشت از مشکلات زندگی با #جانباز میگفت . آقاجون سکوت کرد. سرم را گرفت و پیشانیم را بوسید، توی چشم هایم نگاه کرد و گفت:بچه ها بزرگ می شوند ولی ما بزرگتر ها باور نمی کنیم.
📖بعد رو به مامان کرد و گفت: #شهلا آن قدر بزرگ شده است که بتواند در مورد زندگیش تصمیم بگیرد✅ از این به بعد کسی به شهلا کاری نداشته باشد.
ایوب گفت: من عصب دستم قطع شده و برای اینکه به دستم تسلط داشته باشم گاهی دست بند آهنی می بندم. عضله ی بازویم از بین رفته و تا حالا چند بار عملش کرده اند. و از جاهای دیگر بدنم به آن گوشت پیوند زده اند.
📖ظاهرش هیچ کدام آنها را که میگفت نشان نمیداد، نفس عمیقی کشیدم و گفتم: برادر بلندی اگر قسمت باشد که شما نابینا بشوید. چشم های من میشوند چشم های شما. کمی مکث کرد و ادامه داد، موج انفجار من را گرفته است. گاهی به شدت عصبی میشوم ، وقت هایی که عصبانی هستم باید سکوت کنید تا آرام شوم.
_اگر منظورتان عصبانیت است که خب من هم عصبی ام
#عصبی بشوم شاید یکی دوتا وسیله بشکنم
اینها را میگفت که بترساندم. حتما او هم شایعات را شنیده بود. که بعضی از دختر ها برای گرفتن #پناهندگی با جانباز ازدواج میکنند و بعد توی فرودگاه خارج از کشور ولشان میکنند و میروند .
🖋 #ادامه_دارد...
📝به قلم⬅️ #زینب_عزیزمحمدی
🌹🍃🌹🍃
#سلام_امام_زمانم💚
و تو آن خوبترين خبري
که خداوند،
عالم را از شوق آن
پُر خواهد کرد ....
أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لولیک الفرج
✍️مــــعــــبَـــر شُــــهــــدا
ڪلیڪ ڪنید 👇
🌺🍃 @mabareshohada 🍃🌺
غم نخور ای دل…
که هر چه بر تو میرسد، بیحکمت نیست.
خدا با ماست، حتی وقتی نمیبینیمش.
او نزدیکتر از رگ گردن است.
در تاریکیها، نوری هست که فقط با چشم دل دیده میشود.
اگر دلتنگی، صدایش بزن…
او شنواست، حتی برای آه بیصدا.
ما تنها نیستیم، هرگز نبودیم…
دستهایی هست که بیدلیل آرامت میکند.
قلبی هست که بیمنت دوستت دارد.
و خدایی که هرگز از ما رو نمیگرداند.
غم، غباریست که با نسیم ایمان کنار میرود.
لبخند بزن… چون امید هنوز زنده است.
دل بده به آرامش نامش…
او خداست، کافیست با او باشی
✍️مــــعــــبَـــر شُــــهــــدا
ڪلیڪ ڪنید 👇
🌺🍃 @mabareshohada 🍃🌺
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
❣﷽❣ 📚 #رمان #اینک_شوڪران ✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 3⃣ #قسمت_سوم
✫⇠ #اینک_شوڪران
✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی
به روایت همسر( شهلا غیاثوند )
4⃣ #قسمت_چهارم
🔆 گفتم:
_اما شما این جزئیات را درباره ی #جانبازیتان به خانواده من نگویید، من باید از وضعیت شما باخبر می شدم که شدم.
_گفت: خب حاج خانم نگفتید مهریه تان چیست؟؟
_ چند لحظه فکر کردم و گفتم: #قران.
_سریع گفت: مشکلی نیست.
از صدایش معلوم بود ذوق کرده است😍
_گفتم: ولی یک شرط و شروطی دارد. _آرام پرسید: چه شرطی؟؟
_ نمی گویم یک جلد قران. میگویم "ب" بسم الله قران تا آخر زندگیمان حکم بین من و شما باشد. اگر اذیتم کنید، به همان "ب " بسم الله شکایت می کنم. اما اگر توی زندگی با من خوب باشید، #شفاعتتان را به همان "ب" بسم الله می کنم.
✨ساکت بود از کنار چادرم نگاهش کردم. سرش پایین بودو فکر می کرد. صورتش سرخ شده بود. ترسانده بودمش.
_گفتم: انگار #قبول نکردید.
_نه قبول می کنم ،فقط یک مساله می ماند
چند لحظه مکث کرد. #شهلا؟
📖موهای تنم سیخ شد😦 از صفورا شنیده بودم که زود گرم می گیرد و #صمیمی می شود. ولی فکر نمی کردم تا این حد باشد. نه به بار بود و نه به دار، آنوقت من را به اسم کوچکم صدا می زد.
🖋 #ادامه_دارد...
📝به قلم⬅️ #زینب_عزیزمحمدی
🌹🍃🌹🍃