eitaa logo
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
514 دنبال‌کننده
12هزار عکس
1هزار ویدیو
30 فایل
ما اینجا جمع نشده ایم که تعداد اعضای #کانال و یا #بازدید از مطالب به هر نحوی برای ‌مان مهم شود! ما آمده ایم خود را #بسازیم؛ تا #نفس را از نَفَس در بیاوریم. از کانال #معبر_شهدا به کانال #شهدا؛ وصل شویم. ارتباط با خادم کانال @HOSSEIN_14 تبادل نداریم
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
❣﷽❣ ✫⇠ #اینک_شوڪران ✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 0⃣1⃣ #قسمت_دهم _ مثل
❣﷽❣ 📚 ✫⇠ به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 1⃣1⃣ 📖صدای کلید انداختن به در آمد . آقا جون بود، به مامان سلام کرد و گفت : _طلا حاضر شو به وقت ملاقات آقا ایوب برسیم. آقا جون هیچ وقت مامان را به اسم اصلیش ک ربابه بود صدا نمی کرد همیشه می‌گفت طلا.😊 📖خیلی برایم سنگین بود. من ایوب را پسندیده بودم❤️ و او نه. آن هم بعد از آن حرف و حدیث ها. قبل از اینکه آقاجون وارد اتاق شود چادر را کشیدم روی سرم و قامت بستم. مامان گفت: _تیمورخان انگار برای پسره مشکلی پیش آمده و منصرف شده⭕️ ایرادی هم گرفته که نمی‌دانم چیست؟ 📖وسط نماز لبم را گزیدم. آقاجون آمد توی اتاق و دست انداخت دور گردنم بلند گفت: _من می‌دانم این پسر برمی‌گردد 😉 اما من دیگر به او دختر نمیدهم، می‌ خواهد عسلم را بگیرد قیافه ام می اید.😏 🖋 ... 📝به قلم⬅️ 🌹🍃🌹🍃
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پ 🏝الســـــــــــــلام علیکــــــــ یامـولانا یا صـاحب الزمـان (عج الله تعالی فرجه الشریف)🏝 ⚘سلامی از چشمانی منتظر به زهرایی ترین یوسف سلامی از من که تنهاترینم به تو که مولای منی دردم را می‌دانی.... اندوهم را می‌بینی.... دلواپسی ام را شاهدی... صدایم را می‌شنوی... و دعایم می‌کنی...⚘ 🏝در افق آرزوهایم تنها«أللَّھُمَ ؏َـجِّلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج» را می‌بینم...🏝 📥ورُودبِه کانال مَـــــعـــــبَـــــر شُـــــهَــــدا 👇 🌺🍃 @mabareshohada 🍃🌺
اگر نمیشه به این معنی نیست که خدا صداتو نشنیده به این معنیه که یا وقتش نرسیده یا خدابرات فکر بهتری داره دست از گله وردار عزیزدلم بجاش بگو خدایا توکل کردم به خودت و راضی ام به رضای تو ببین خدا چجوری برات همه چی رو درست میکنه الهی امروز نوبت تو باشه.... 🌹هفته ای سرشار از خیر و نیکی و پر از مهر برای شما آرزو می نمایم. ↶【به ما بپیوندید 】↷ 🍃🌺 @mabareshohada 🌺🍃
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
❣﷽❣ 📚 #رمان #اینک_شوڪران ✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 1⃣1⃣ #قسمت_ی
❣﷽❣ ✫⇠ ✫⇠ به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 2⃣1⃣ 📖یک هفته از ایوب خبری نشد. تا اینکه باز تلفن اکرم خانم زنگ زد☎️ و با ما کار داشت. گوشی را برداشتم. بفرمایید؟گفت: سلام. ایوب بود چیزی نگفتم🤐 _من را به جا نیاوردید؟ _محکم گفتم: نخیر _ بلندی هستم _متاسفانه به جانمی آورم _ حق دارید ناراحت شده باشید ولی دلیل داشتم. _من نمیدانم درباره ی چی حرف می زنید ولی ناراحت کردن دیگران با دلیل هم کار درستی نیست❌ _ اجازه دهید من یک بار دیگه خدمتتان برسم _شما فعلا صبر کنید تا ببینم خدا چه می‌خواهد ... خداحافظ 📖گوشی را محکم گذاشتم از اکرم خانم خداحافظی کردم و برگشتم خانه. از عصبانیت سرخ شده بودم😡 چادرم را پیچیدم دورم و چمباتمه زدم کنار دیوار. اکرم خانم باز آمد جلوی در و صدا زد: شهلاخانم تلفن. تعجب کردم _با ما کار دارند؟؟ _ گفت: بله همان آقاست . 🖋 ... 📝به قلم⬅️ 🌹🍃🌹🍃
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
❤️‍🩹❤️‍🩹 💟السلام علیڪَ یاوعداللہ الذّے ضمنہ... 💟سلام بر مولاے مهربانے ڪہ آمدنش وعده ے حتمے خداست و سلام بر منتظران و دعاگویان آن روزگار نورانے و قریب... 🔆سلام روزتون منوربا ذکرصلــــــــوات برمحمدو آل محمدصلی الله....▫️ به رسم ادب عَلَيْكُمْ يا أهلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ❣️ بر شما، اى خاندان نبوّت !❣️ ↶【به ما بپیوندید 】↷ 🍃🌺 @mabareshohada 🌺🍃 ‎‎‌‌‎
🍁🍃 🍁 ✨ أدْعُوكَ دُعَاءَ مَنْ ضَعُفَتْ وَسِيلَتُهُ 🌸خــدایــا در میان همه‌ام... اما بی‌همه‌ام! مگر همین را نمی‌خواستی؟! همین بی‌چاره‌ای که عمودی جز تو برای تکیه ندارد! برای پیچاره‌ای که ضعف خود را باور کرده‌، خدایی کن!🤲 💐زندگیتون بارش خـوبی های عـالم 🌹اینجا معبر شهداست 👇 ↶【به ما بپیوندید 】↷ 🍃🌺 @mabareshohada 🌺
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
❣﷽❣ ✫⇠ #اینک_شوڪران ✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 2⃣1⃣ #قسمت_دوازدهم 📖
❣﷽❣ ✫⇠ به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 3⃣1⃣ 📖همان حرف ها را پشت تلفن تکرار کردم و برگشتم. مامان پرسید: _چی شده هی میروی و هی می آیی⁉️ تکیه دادم به دیوار. _آقای بلندی زنگ زده می‌خواهد دوباره بیاید _مامان با لبخند گفت: خب بگذار بیاید _برای چی؟؟اگر می‌خواست بیاید پس چرا رفت؟؟ _ لابد مشکلی داشته و حالا که برگشته یعنی مشکل حل شده، من دلم روشن است. 😑خواب دیدم شهلا، دیدم خانه تاریک بود، تو این طرف دراز کشیدی و ایوب آن طرف، نور سفیدی مثل نور ماه از قلب ایوب♥️ بلند شد و آمد تا قلب تو😍 من می دانم تو و ایوب قسمت هم هستید بگذار بیاید. آنوقت محبتش هم به دلت می نشیند. 📖اکرم خانم صدا زد: شهلا خانم باز هم تلفن بعد خندید و گفت: میخواهید تا خانه تان یک سیم بکشیم تا راحت باشید؟؟😄 🌛مامان لبخند زد و رفت دم در، من هم مثل مامان به خواب اعتقاد داشتم. محبت ایوب به دلمـ💖 نشسته بود اما خیلی دلخور بودم 📖مامان که برگشت هنوز می خندید _گفتم بیاید شاید به نتیجه رسیدید _گفتم ولی آقاجون نمی گذارد. گفت: من به این دختر بِده نیستم! 🖋 ... 📝به قلم⬅️ 🌹🍃🌹🍃
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
❣️ ❣️ 🏝ایمان دارم که روزهای خاکستری، تمام می‌شود و خورشید ظهور شما ، درخشان و زندگی بخش، به زودی طلوع می‌کند... ایمان دارم که عمر خزان، سر می‌رسد و بهار، میهمان همیشگی جهان می‌شود... ایمان دارم که غم ، نفس های آخرش را می‌کشد و صلح و دوستی و آرامش و شادی، از راه می‌رسد... ایمان دارم که شما می‌آیید ... ... به همین زودی... ... به همین نزدیکی ... 🏝 🍃🌺 @mabareshohada 🌺🍃
خدایا… تو بلدی دلِ آدما چی می‌خواد حتی وقتی زبونشون نمی‌گه... پس امـروز، با مهربونیِ همیشگیت،آرزوهامونو، حتی اونایی که یواشکی ته دل‌مونه،یکی‌یکی برآورده کن... 🍃🌺 @mabareshohada 🌺🍃