eitaa logo
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
514 دنبال‌کننده
12هزار عکس
1هزار ویدیو
30 فایل
ما اینجا جمع نشده ایم که تعداد اعضای #کانال و یا #بازدید از مطالب به هر نحوی برای ‌مان مهم شود! ما آمده ایم خود را #بسازیم؛ تا #نفس را از نَفَس در بیاوریم. از کانال #معبر_شهدا به کانال #شهدا؛ وصل شویم. ارتباط با خادم کانال @HOSSEIN_14 تبادل نداریم
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
#اینک_شوڪران ✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 2⃣4⃣ #قسمت_چهل_ودوم 📖جوابش ر
❣﷽❣ ✫⇠ به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 3⃣4⃣ 📖رسیدگی به درس بچه ها کار خودم بود. ایوب زیاد توی خانه نبود. اگر هم بود خیلی سختگیری می‌کرد . چند بار خواست به بچه ها دیکته بگوید همین که اولین غلط املایشان را دید، کتاب را بست و رفت. 📖مدرسه بچه ها گاهی به مناسبت های مختلف از ایوب دعوت می‌کرد تا برایشان سخنرانی🎤 کند. روز جانباز را قبول نمی‌کرد . می‌گفت : من که جانباز نیستم، این اسم را روی ما گذاشته اند، وگرنه جانباز است که جانش را داد. 📖از طرف بنیاد، جانبازها را حج🕋 میبرند و هر کدامشان اجازه داشتند یک مرد👤 همراهشان ببرند. ایوب فوری اسم آقا جون را داد. وقتی برگشت گفت: باید بفرستمت بروی ببینی. گفتم: حالا نمیخواهم، دلم میخواهد وقتی من را میفرستی، برایم گاو بکشی. بعد برایم مهمانی بگیری و سفره بندازی از کجا تا کجا 📖برایم پارچه آورده بود و لوازم آرایش . هدی بیشتر از من از آن استفاده می‌کرد. 💅 با حوصله لب ها و گونه هایش را رنگ می‌کرد و می آمد مثل عروسک ها کنار ایوب می‌نشست . ایوب از خنده ریسه میرفت و صدایم میکرد: شهلا بیا ببین😂 🖋 ... 📝 🌹🍃🌹🍃
19.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚩قسمتی از واقعه کربلا توسط هوش مصنوعی به تصویرکشیده شده اینقدر صحنه های واقعی داره آدم فکر می‌کنه واقعاً تو کربلاست😭😭😭 باحال مناسب ببینید ارزش صد بار دیدن هم داره🥺😭 التمااس دعااااا🤲 ‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
◾️آجَرَکَ الله یَا مولای یا صَاحِبَ الزَّمان بمصاب استشهاد جَدِّک و ساعدالله قلبک الشریف فی مصیبة جدک المظلوم الشهید، و لعن الله اعدائکم و جعلنا الله من موالیکم و معکم فی الدنیا و الآخره و عجل الله تعالی فی فرجکم الشریف ▪️ عَظَمَ الله اُجورنا وَ اُجورکُم اللهم عجل لولیک الفرج ‌
خدایا عزیزانمان را در پناه امن نگاهت جاودانه سلامت بدار... دلشان را شاد، رزقشان را وسیع، و دل‌هایشان را از نور ایمانت لبریز کن و هر لحظه از زندگیشان را لبریز از عشق، آرامش و برکتت قرار بده. آمین یا رب العالمین ↶【به ما بپیوندید 】↷ 🍃🌺 @mabareshohada 🌺🌺
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
❣﷽❣ #اینک_شوڪران ✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 3⃣4⃣ #قسمت_چهل_وسوم 📖رس
✫⇠ ✫⇠ به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 4⃣4⃣ 📖ایوب فقط می گفت چشمم روشن😅 و هدی را صدا زد "برایت میخرم بابا ولی دوتا شرط دارد. اول اینکه نمازت قضا نشود🚫 و دوم اینکه هیچ دستت را نبیند" 📖از خانه رفت بیرون و با دو تا نوار کاست📼 و شعر و اهنگآ ترکی برگشت. آنها را گرفت جلوی چشمان هدی و گفت: بفرما، حالا ببینم چقدر می‌خواهی برقصی. 📖دوتا لاک💅 و یک شیشه آستون هم گرفته بود. دو سه روز صدای آهنگ های ترکی و بالا پریدن های هدی، توی خانه بلند بود. چند روز بعد هم خودش نوار هارا جمع کرد و توی کمدش قایم کرد. 📖برای هر نماز با پنبه و استون می افتاد به جان ناخن هایش، بعد از دوباره لاک میزد و صبر میکرد تا نماز بعدی. وقتی هم که توی کوچه🏘 میرفت، ایوب منتظرش میماند تا خوب لاک هایش را پاک کند. 📖بالاخره خودش خسته شد و لاک را گذاشت کنار بقیه یادگاری ها. توی خیابان، ایوب خانم ها را به نشان داد _از کدام بیشتر خوشت می آید ⁉️ هدی به دخترهای اشاره می‌کرد و ایوب محکم هدی را می بوسید. برای هدی عبادت📿 مفصلی گرفتیم؛ با شصت هفتاد مهمان که داشتیم. 🖋 ... 📝 🌹🍃🌹🍃
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌ این روزا این سوال زیاد پرسیده میشه☝️🏻 🔰خب چنتا نکته وجود داره: 1⃣ اول اینکه اگه تعجب ما از بعضی شهدا، بخاطر حجابشون هست، که خب بدحجابی هم، یکی از عیب‌های ظاهری آدماست. و صدها عیب باطنی هم ممکنه در افراد وجود داشته باشه و ما نبینیم و نفهمیم. ما توی مستندهایی که برای شهدا میساختیم و دیدارهایی که با خانواده‌هاشون داشتیم، بعضی مسائل رو میفهمیدیم و متوجه میشدیم که هر شهید، معصوم و بی‌عیب نبوده و حتی گاهی، ایرادای بزرگ هم داشته. 2⃣دوم اینکه شهادت، یه مقام آسمونیه که خدا مشخص میکنه. نه بنیاد شهید! و ممکنه خیلیا شهید شده باشن ولی ما به اسم اموات اونهارو نام ببریم و بالعکس. 3⃣سوم اینکه ملاک برتری، تقوا هست! نه تعداد عیب‌ها یا خوبی‌ها! یعنی اینکه ممکنه ما آدمی رو با یه صفت بد ببینیم، اما اون آدم، در عمل درحال مبارزه با اون صفت هست و کلی روی خودش کارکرده و تقوا به خرج داده. وگرنه میتونست خیلی بدتر از این باشه 4⃣چهارم اینکه شهادت هم، درجات مختلف داره و همهٔ شهدا، هم‌درجه و برابر نیستن. مثلا، شهادت در میدون جنگ، با شهادت در هنگام تفحص، متفاوت باشه. ‌5⃣و مورد پنجم درمجموع، دنیا محل امتحانه و خدا از هر ابهامی استقبال میکنه☺️. و احتمالا از خدا هم بپرسیم، خدا جواب بده که فضولیش فعلا به شما نیومده و شما به کارای من دخالت نکنین و روز قیامت، متوجه این مسائل میشین.
‌ یه نکتهٔ مهم هم یادمون باشه: که الگوی واقعی برای زندگی ۱۴ معصوم هستن❤️🌸 و شهدا الگوی کامل برای زندگی نیستن و ما فقط از صفات خوبشون🌱 میتونیم توی زندگی الگو بگیریم ‌
یادمه برنامه ماه عسل🌙 یه بنده‌خدایی رو آورده بودن که به انواع مواد مخدر اعتیاد پیداکرده بود و بعد ترک کرده بود و موسسه زده بود و با طرح‌های تشویقی و فرهنگی و ... مثلا معتادا رو ترک میداد و ...👏🏻 احساس علیخانی ازش پرسید: شما الان سیگار که نمیکشی؟🚬 اونم با تعجب جواد داد: چرا بابا. سیگار که دیگه میکشم! 🍃🌸🍃 گاهی ما سیگارکشیدنِ طرف رو می‌بینیم ولی اینو نمیبینیم که اون آدم داره صدتا چیزِ دیگه رو نمیکشه! و چقدر داره با خودش میکنه😌💪 ‌این داستان رو تعریف کردم پیروِ قضیهٔ شهادت بعضی‌ها که شاید ظاهرشون موجه نیست. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
✫⇠ #اینک_شوڪران ✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 4⃣4⃣ #قسمت_چهل_وچهارم 📖ای
❣﷽❣ ✫⇠ به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 5⃣4⃣ 📖از استاد تا باغبان دانشگاه ایوب را می‌شناختند . با همه احوال پرسی می‌کرد پیگیر مشکلات مالی💰 آنها ا میشد. بیشتر از این دلش می تپید برای سر و سامان دادن به زندگی دانشجوها. واسطه آشنایی چند نفر از دختر، پسرهای💑 دانشکده با هم شده بود. 📖خانه ما یا محل های اولیه بود یا محل آشتی دادن زن و شوهر ها💞 کفش های پشت در برای صاحبخانه بهانه شده بود. میگفت: من خانه را به شما اجاره دادم، نه این همه آدم . بالاخره جوابمان کرد☹️ 📖با وضعیتی که ایوب داشت نمی توانست راه بیفتد و دنبال خانه🏘 بگردد، کار خودم بود. چیزی هم به کارشناسی نمانده بود. شهیده و زهرا کتاب های درسی📚 را که یازده سال از آنها دور بودم، بخش بخش کرده بودند. جزوه های کوچکم را دستم می‌گرفتم و در فاصله ی این بنگاه تا آن بنگاه درس می خواندم. 📖نتایج دانشگاه که اعلام شد، ایوب بستری بود🛌 روزنامه خریدم و رفتم بیمارستان. زهرا بچه ها را آورده بود ملاقات دست همه بود حتی ایوب. خودش گفته بود دیگر برایش کمپوت نبرند کاکائو🍫 بیشتر دوست داشت. 🖋 ... 📝 🌹🍃🌹🍃
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا