Moghadam-GolchinImamZaman[32].mp3
6.53M
❤️|🌸🍃
🎧 #سبک_واحد 👆
🎤کربلایی جواد #مقدم👌
@emame3vom
🎼 الا که ای نادیده دل میبری
تو را هر که خواند بجان میخری
سه شنبه شد و پر زدم کوی تو
شدم زائر #جمکران کوی تو
#امام_زمان عج🍃🌸
#جمعه_های_دلتنگی 🌼🍃
♻️ #پیشنهاد_دانلود 💯
♻️گلچین نواها و نوحهها در ↙️
•┄┅══••↭••══┅┄•
🎤 @emame3vom 🎤
•┄┅══••↭••══┅┄•
🔸🔶《السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ(ص) السَّلامُ عَلَيْكِ يَا اُمَّ الاَئِمَّة النُجَبَاء، السَّلاَمُ عَلَيْکِ يَا فَاطِمَهَ الزَهرَاء(س)》🔶🔸
✅در روایات آمده است که حضرت فاطمه(س) در اواخر عمر شریفشان در دو جا تبسم و لبخند به لب داشتند!
1⃣هنگام شنیدن خبر شهادت خود از حضرت رسول اکرم(ص) :
در این باره عایشه در شرح لحظات آخر عمر رسول اکرم(ص) نقل می کند که؛
📋《دَعَا رَسُولُ اللهِ(ص) ابْنَتَهُ فاطِمَهَ(س) فَسارَّها، فَبَکَتْ، ثُمَّ سارَّها فَضَحِکَتْ، فَسَأَلْتُها عَنْ ذلِکَ!》
♦️هنگامى که رسول خدا(ص) مریض شد، رسول خدا(ص) در ساعات آخر عمرش حضرت فاطمه(س) را به حضورش فراخواند و لحظاتی به نجوا و صحبت محرمانه پرداخت، من از دور دیدم که فاطمه(س) نخست گریه کرد و سپس خندید.
دخترش فاطمه را نزد خود خواند و در گوش او سخن گفت.
فاطمه(علیها السلام) گریه کرد، مجدّداً رسول خدا با او نجوا کرد، فاطمه(ع) خندید.
من از این کار تعجب کرده و از دختر پیامبر(س) پرسیدم:
ای فاطمه(س)! با رسول خدا(ص) چه صحبتی کردید که اول گریه کردی و سپس خندیدی؟
او از فاش کردن موضوع مذاکره خودداری کرد، ولی پس از رحلت رسول اکرم(ص) وقتی مجدد از او خواستم که آن را بگوید، فرمود :
📋《أَمّا حَینَ بَکَیتُ فَإِنَّهُ أَخْبَرَنى أَنَّهُ مَیتٌ، فَبَکَیتُ، ثُمَّ أَخْبَرَنى أَنّى أَوَّلُ أَهْلِهِ لُحُوقًا بِهِ فَضَحِکْتُ!》
♦️پدرم در مرحله نخست، از رحلت خود به من خبر داد و لذا گریه کردم، ولی سپس به من فرمود : اولین کسی که از خانواده ام به من ملحق می شود، تو هستی و لذا خنده نمودم.(۱)
2⃣هنگام ساخت تابوت به پیشنهاد اسماء :
در روایتی از اسماء نقل شده است که در همین روزها حضرت فاطمه(س) خطاب به اسماء فرمود :
📋《أَلَا تَرَیْنَ إِلَى مَا بَلَغْتُ؟ فَلَا تَحْمِلِینِی عَلَى سَرِیرٍ ظَاهِرٍ!》
♦️آیا نمیبینی من در چه حالی هستم؟ مبادا مرا روی تختهای بگذارید که جنازهام ظاهر باشد.
(گویا تابوت آنزمان همانند نردبانى بدون دیوار بوده، وجنازه را روى آن مىگذاشتند، و جنازه مشخّص مىشد و پارچهاى روى جنازهى آنها مىانداختند و حجم جسم آنها از زیر پارچه پیدا بود، و هرکس آن ها را می دید تشخیص مىداد که مرد است یا زن!)
اسماء گفت :
📋《لَا لَعَمْرِی وَ لَکِنْ أَصْنَعُ نَعْشاً کَمَا رَأَیْتُ یُصْنَعُ بِالْحَبَشَةِ!》
♦️نه! به جان خودم قسم! بلکه نظیر آن تابوتی را برای تو درست میکنم که در حبشه دیده بودم.
فاطمه(س) فرمود :
📋《فَأَرِینِیهِ!》
♦️پس نمونهی آن را به من نشان بده!
📋《فَأَرْسَلَتْ إِلَى جَرَائِدَ رَطْبَةٍ فَقُطِّعَتْ مِنَ الْأَسْوَاقِ ثُمَّ جَعَلَتْ عَلَى السَّرِیرِ نَعْشاً وَ هُوَ أَوَّلُ مَا کَانَ النَّعْشُ فَتَبَسَّمَتْ وَ مَا رُئِیَتْ مُتَبَسِّمَةً إِلَّا یَوْمَئِذِِ》
♦️اسماء فرستاد تا از بازار شاخههای تازهی خرما آوردند.
آنگاه آن تابوتی را که در حبشه دیده بود ساخت و آن اوّلین تابوتی بود که ساخته شد.
حضرت فاطمه(س) پس از دیدن آن تابوت خندان شد و هیچ وقت غیر از آن موقع خندان نشده بود.(۲)
در روایتی دیگر آمده که حضرت(س) وقتی تابوت را مشاهده نمود، فرمود :
📋《اُسْتُرِينِي! سَتَرَكِ اَللَّهُ مِنَ اَلنَّارِ》
♦️حجم بدنم را بپوشان که خداوند متعال بدن شما را از آتش دوزخ مستور گرداند.(۳)
{وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ}
📝شعر :
ای خوش آن روزی که ما، در خانه مادر داشتیم
دیده از دیدار رخشارش، منور داشتیم
هر کسی جسم عزیزش روز بر دارد، ولی
ما که جسم مادر خود را به شب برداشتیم!
کاش آن روزی که مادر گفت: پهلویم شکست!
ما دم در، حق حفظ جان مادر داشتیم
کاش آن روزی که تنها مادر ما را زدند
ما یکی را در میان کوچه، یاور داشتیم!
کاش محسن را نمیکشتند، تا ما غنچه یی
یادگار از آن گل رعنای پرپر داشتیم!
کاش آن ساعت که دانستیم بی مادر شدیم
جای آغوشش به خاک تیره، بستر داشتیم!
این در و دیوار میگرید به حال ما، که ما
مادری بشکسته پهلو پشت این در داشتیم!
مادر ما، رفت از دنیا در آن حالی که ما
گریه بر حالش سر قبر پیمبر داشتیم!
(میثم) از دل می سراید شعر جانسوزش، بلی
از عنایت ما به او چون لطف دیگر داشتیم!
👤غلامرضا سازگار
📚منابع :
۱)امالی شیخ طوسی، ص۴۰۰
۲)کشف الغمّه اربلی، ج۱، ص۵۰۳
۳)تهذیب الاحکام طوسی، ج۱، ص۴۶۹
#فاطمیه
.
#فاطمیه
#هجوم_به_خانه_وحی
#زمینه آتش زدن درب خانه مولا
زبان حال حضرت زینب سلام الله علیها
کوچه قرق ازدحام در نمی یومد صدام
همه جا ز دود پرو خوب نمیبینه چشام
مادرم زخمی شده سینه اش خونی شده
میگه فضه تو بیا محسن قربونی شده
دست بابا بسته شد وقتی در شکسته شد
دور گردن بابام ریسمان انداخته شد
خونه پر شد از حرامی قد مادر شد کمانی
بعد از اون خونه نشین شد مادر ما در جوانی
وای وای وای مادرم
مادرم بود یه تنه حامی و یار بابام
باهمه هستی خود شد خریدار بابام
چهل تا نامرد یه طرف مادر ما یه طرف
از بس خورده بود قلاف تونش ز دست برف
داد میزد تنها تویی به خدا علی ولی
تا جون دارم من میگم ولی الله منی
شیر حق تنها تویی تو بهر من مولا تویی تو
کوری چشمان ثانی هستی زهرا تویی تو
وای وای وای مدارم
ثانی و قنفذ اون همه مرد بی حیا
مادر و زدندو بابارو بردن بی عبا
پا برهنه بود بابام بی اممامه بود بابام
کاشکی من میمردمو نمیدیدم با چشام
بابارو میکشیدن جلوی ما بچه ها
هر کاری کرد مادر نشد دست اون رها
کرد جسارت بی حیایی گفت مغیره پس کجایی
زد مغیره با قلافش بشکند دستش الهی
وای وای وای مادرم
شعر از سائل حضرت زینب سلام الله علیها
حسن رضا محمودی
سلامتی و تعجیل در عمر ظهور مهدی فاطمه (عج) صلوات
.
.
سبک مدینه شهر پیغمبر
#امام_زمان
#زمزمه #مناجات با امام زمان عج
دوباره جمعه شد مولا دلم کرده هوای تو
بوَد با گریه و زاری به لب شور و نوای تو
بیا مهدی ، بیا مهدی (2)
دوباره جمعه شد مولا نگر چشم انتظارم من
برای دیدنِ رویت یا مهدی بیقرارم من
بیا مهدی ، بیا مهدی (2)
دوباره جمعه شد مولا نمایم عطروبویت حس
بسوزم از غم هجرت کجایی ای گل نرگس ؟
بیا مهدی ، بیا مهدی (2)
دوباره جمعه شد مولا زِ بندِ غم رهایم کن
به حق مادرت زهرا دعایم کن،دعایم کن
بیا مهدی ، بیا مهدی (2)
دوباره جمعه شد مولا رسد بر جان من بویت
بوَد ای هستیّ زهرا دو دست خالیم سویت
بیا مهدی ، بیا مهدی (2)
دوباره جمعه شد مولا گدای روسیاه تو
زِ اکرام شما آقا نشسته در پناه تو
بیا مهدی ، بیا مهدی (2)
.
فاطمیه
شاعر جناب سازگار
از ما چه قابل از احد داورت سلام
از انبيا و از پدر و شوهرت سلام
از حضرت مسيح بر آن يازده مسيح
وز مريم مقدس بر دخترت سلام
تا صبح روز حشر ز آباء و امهات
پيوسته بر تو و پدر و مادرت سلام
تو كيستي كه حضرت جبريل بر پدر
با وحي آرد از طرف داورت سلام
شك نيست اينكه روح تمام پيمبران
آرند روز و شب همه در محضرت سلام
گردد زمام چرخ چو دستاس در كفت
دست خدا! به دست فلك گسترت سلام
از روح حوريان همه بر فضه ات درود
وز قلب قدسيان همه بر قنبرت سلام
بر زينبين و مكتب ايثار و صبرشان
بر دامن حسين و حسن پرورت سلام
تو كيستي كه خواجۀ لولاك روز و شب
آرد به امر ذات خدا بر درت سلام
زن ميكند سلام به شوهر عجيب نيست
گر آورد به محضر تو شوهرت سلام
گويند انبيا همه با ختم انبيا
كاي ختم انبيا به تو و كوثرت سلام
تو روح پاك احمد مرسل به پيكري
بر احمد و به روح تو و پيكرت سلام
چون رو كني به حشر شفاعت ندا دهد
بر لحظۀ ورود سوي محشرت سلام
با دست حيدريت ز حيدر كني دفاع
بر دستهاي حيدري و حیدرت سلام
دشمن ز اشك چشم تو پيوسته بيم داشت
بر اشكهاي چشم و به چشم ترت سلام
بايد شنيد خطبۀ همان از زبان تو
بر منطق و به خطبه روشنگرت سلام
هر شب نهاده سر به مزار تو همسرت
پيوسته بر مزار تو و همسرت سلام
دست شكستۀ تو پر از بوسۀ نبي است
بر جاي جاي بوسۀ پيغمبرت سلام
مويت سفيد گشت و سيه گشت معجرت
بر گيسوي سفيد و سيه معجرت سلام
در ياري علي صدف و گوهرت شكست
تا روز حشر بر صدف و گوهرت سلام
پرپر شد از تو باغ گلي بعد غنچه ات
بر غنچه و به باغ گل پرپرت سلام
تا جن و انس و حور و ملك زائر تواند
ميثم دهد به تربت بي زائرت سلام
باز هم فاطمیه داره با کوله بار غم و غصه ها میاد،انشالله این فاطمیه آخرین فاطمیه ی غیبت باشه
13.07M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخرین مناجاتخوانی مرحوم #موسوی_قهار در حضور رهبر معظم انقلاب
@emame3vom
🍃💖🍃
گویند هر آنکه هر چه را دارد دوست
از بعد وفات هم همان همدم اوست
یا ربّ تو گواهی که نباشد ما را
غیر از علی و محمّد و آلش دوست
سلامتی #امام_زمان #صلوات
اللهم صل علی محمد وآل محمدو عجب فرجهم
به وقت #نماز نزدیک میشویم.التماس دعا
.
#بیانات_گفتاری
#امام_زمان
✨ مولای من!!
یوسف زیبای زهرا!!!
شنیده ام از ما دلتنگ ترے براے آمدنت..
شنیده ام دل نگرانِ مایے..
شنیده ام گریہ مے کنے براے ما..
کے تمام مے شود..
غروب هایے ک "دلِ" ما "گیرِ" دلتنگے ات است آقا؟؟ تسبیحی بافته ام،
نه از سنگـــــــ....
نه از چوبــــــــ....
نه از مرواریــــــــد...
من
بلور اشکـــــــهایم
را به نخ کشیده ام..
تا برای ظهورتـــــــان دعا کنم.
🌷به اميد ظهورش صلوات🌷
🌸 الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ. وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِینَ.🌸
.