.
|⇦•رسیدم دوباره به درگاه شاهی..
#روضه و توسل به حضرت امام رضا علیه السلام ویژۀ ایام زیارت مخصوص به نفس سید مهدی حسینی
●━━━━━━───────
صلی الله علیک یٰا عَلی اِبنِ موسَی أَلرّضٰآ أَلمُرتَضٰی ..
رسیدم دوباره به درگاه شاهی
چه شاهی که دارد ز شاهان سپاهی
سلام ای غریبی که در صبح محشر
ندارم به جز مُهر مِهرت گواهی
شلوغ است دورت ولی شد فراهم
عجب خلوتی خلوت دلبخواهی
چو آیینه از بس که دل نازکی تو
توان تا حریمت رسیدن به آهی
تو آیینه آیینه نوری و نوری
تو مهری چه مهری تو ماهی چه ماهی
تو را مهر گفتم؟ تو را ماه خواندم؟
عجب کسر شأنی عجب اشتباهی
که مهر است در محضرت مرده شمعی
که ماه است پیش رخت روسیاهی
تویی شرط توحید و بی تو یقینا
همه نیست توحید جز لاإلهی
اگر ابر لطفت به محشر ببارد
نماند ثوابی نماند گناهی
به لطف تو کاه ثواب است کوهی
به بذل تو کوه گناه است کاهی
لب درۀ نفس لغزیده پایم
نگه دار دست مرا با نگاهی
منم آن گنهکار امیدواری
که دارد به لطف تو پشت و پناهی
ــــــــــــــــ
مثل آهوی بیابان به بیابان زده ام
چون شنیدم گذرت باز به صحرا خورده
من از اینجا بروم زود زمین می افتم
این گدا چیزی اگر خورده همینجا خورده
ــــــــــــــــ
پسر فاطمه بدجور بهم ریخته ام
پسر فاطمه در کار گره ها خورده
ما نگرانیمون اینه عاشورا بیاد و محرم رو نبینم .. کارمون به جایی برسه رفیقامون برام دعا کنن بگن خدا کنه محرم رو ببینه .. یا امام رضا .. شما فرمودید به خانواده جلو جلو برا شما گریه کنن .. آی امام رضایی که جلو جلو اجازه دادی بچه هات برات ناله بزنن .. زهری که به امام رضا دادن نوشتن دفعتاً جگر آقا آب شد .. با یه وضعیتی از کاخ مامون خودش رو رساند به خانه .. فرشای حجره رو کنار زد صورت گذاشت رو خاک وفاة الإمام الرضا از اباصلت نقل میکنه هی زیر لب صدا می زد حسین ، حسین .. یه نفس عمیقی کشید روح از بدن مفارقت کرد .. اینجا امام رضا لحظۀ احتضار هی صدا زد حسین .. اما نوبت به ابی عبدالله که رسید صدا زد یا غیاث المستغیثین .. لحن ابی عبدالله عوض شد دید میخوان بریزن سمت خیمه .. صدا زد اول بیاید کارِ حسین رو تمام کنید ..
جایت کم است پیکر خود را تکان مده
مادر رسیده، تشنه لب اینگونه جان مده
خواهر بميرد آه دگر دست و پا نزن
تنگ است جات مادرمان را صدا نزن
چشم تو روشن محرم ندارم
قول داده بودی باشی کنارم
دیدی غریبم گفتی اُخیَّ
گفتم کجایی گفتی إلیَّ
ــــــــــــــــــ
#روضه_امام_رضا_علیه_السلام
#کربلایی_سید_مهدی_حسینی
#ایام_زیارت_مخصوص
#ویژه_ایام_صفر
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
.
|⇦•آسمان است و خسوف...
#روضه_امام_رضا علیه السلام ویژهٔ ایام زیارت مخصوص اجرا شده به نفس حاج #محمود_کریمی
●━━━━━━───────
آسمان است و خسوف قمرش معلوم است
غربت بیحد او از سفرش معلوم است
کولهبار سفر آخرتش را بسته
از مناجات و نمازِ سحرش، معلوم است
*امام رضا فرمود: ابا صلت اگر آمدم عبا به سر کشیدم دیگه با من حرف نزن، فقط در حجره رو ببند....*
موی آشفته و اوضاع به هم ریختهاش
با عبایی که کشیده به سرش، معلوم است
*مسیر خونه نزدیک بود ابا صلت میگه دیدم آقا هی رو زمین مینشینه، هی با کمک دیوار بلند میشه، هی میگه وای مادر...یکی از نشانه های غربت دوری از مادره...*
دو قدم راه نرفته، چِقدر میافتد
ناتوان بودنش از زخم پَرش، معلوم است
به زمینخوردن او ارثیهی مادری است
دردِ پیچیده به پهلو؛ اثرش معلوم است
وسط حجرهی دربسته به خود میپیچد
اثر زهر به روی جگرش، معلوم است
خواهرش نیست ببیند چه سرش آمده است
ولی از حالت بغض پسرش، معلوم است
لبِ او سرخ شد امّا به خدا چوب نخورد
مجلس شام به چَشمان ترش، معلوم است
روی خاک است ولی زیر سمِ اسب نرفت
روضهی عصر دهم در نظرش، معلوم است
نعلها بود که محکم روی پیکر میرفت
یک نفر در طلب جایزه با سر میرفت
*ابا صلت میگه دیدم امام رضا داره میاد چند قدم که راه میاد هی روی زمین میشینه گریه می کنه. عبا رو سر کشیده. صورت مبارکشون روکسی نمی دید اما اباصلت میدونست که امام رضاست داره میاد دوید زیر بغل آقا رو بگیره.....
دلها رفت تو ی یه کوچه. وقتی به علی خبر دادن فاطمه ات از دنیا رفت .تومسجد بود حسنین آمدن مسجد رو ورانداز کردن، بابا کجاست؟ گفتن بابا! مادراز دنیا رفت. یه مرتبه علی با صورت به زمین افتاد....
لنگر زمین و آسمان، ستون اسلام و مسلمین، شمشیر خدا و شیر خدا، پشت وپناه پیغمبر، کَنندهٔ در خیبر، فاتح بدر وحُنین، علی داره به طرف خونه میاد.. مسیر خونه نزدیک بود دیدن فاتح خیبر هی زمین میخورد بلند میشد می گفت: یا زهرا! به حجره رسید دیدن دیگه رو زانو داره راه میاد بچه ها دارن میبینن اینم یه زمینخوردن. بازم بگم ....*
«از حرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین»
*اما همه ی این زمینخوردنها معلولِ یک زمین خوردنه. یا دوتا یا سه تا..اولیش مادر بین در ودیوار زمین خورد.دویش اونجا که کمربند علی روگرفته بود با ضرب غلاف وتازیانه ولگد زمینخورد. یکیشم اون جا بود که امامحسن میگه من دستم تو دست مادرم بود، چنان مادرم به دیوار خورد... بمیرم برا مادر پهلو شکسته ات آقاجان..*
ــــــــــــــــــ
#روضه_امام_رضا_علیه_السلام
#روضه_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیه
#ایام_زیارت_مخصوص
#حاج_محمود_کریمی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
.
#واحد
#ایام_زیارت_مخصوص
#امام_رضا علیه السلام
#هاشم_محمدی_آرا ✍
➖➖➖➖➖➖
ای جانم رضا
تا همیشه سرور و سلطانم رضا
نور خورشید و ماه تابانم رضا
من مریض عشقم و درمانم رضا
آقای بی نظیر ، ای یار هر فقیر
لطفت توی زندگیم محسوسه و ...
میدونم که بدم،باز پیشت اومدم
حالا که زیارت ِ مخصوصه
چشمام محوِ ،زیباییه گوهرشاده
هرکس که،شد اسیر تو آزاده
روزیمون، از پنجره ی فولاده
السلطان ، ای جان ای جان ای جان ۳
--
رویام مشهده
اونجایی که این شبا میخام مشهده
فکر و ذکر ِ روزا و شب هام مشهده
بعد کربلا همه دنیام مشهده
تو دادی عزتم،حالا که دعوتم
تو صحنت بهشت و باز میبینم و ...
با قلب مبتلا،میشم از غم رها
وقتی روبروی تو می شینم
اینجا دارم،رو ابرا قدم میزارم
خوشحالم،آقایی مثه تو دارم
پیش تو،وامیشه گره از کارم
السلطان ، ای جان ای جان ای جان ۳
---
خیلی بهتره
وقتی لحظه هام کنار تو بگذره
اصلا انگار پیش تو حالم خوش تره
کی به جز تو آخه ماها رو میخره؟
من میخام تا ابد،حتی زیر لحد
آقا دست تو تو دستم باشه و...
قول دادی میرسی، تو شام بی کسی
نگذاری که نوکرت تنها شه
هرجا هرجا ، آقایی تو ثابت کردی
درمونه،غم های دل ِ پُر دردی
السلطان، والله ِ که خیلی مردی
السلطان ، ای جان ای جان ای جان ۳
--
اشکامو ببین
که یکی یکی میفته روی زمین
پای درد ِ دل ِ این بیچاره بشین
کربلا ازت میخام یوم الاربعین
از چشمام باز بخون،مولای مهربون
دنیا بی غم حسین تاریکه و...
این نوکر رو زده، اذن گریه بده
حالا که محرمش نزدیکه
گریه گریه،تسکینه غم اربابه
این اشکا،دُرّ ِ نجفه نایابه
خوشبخته،هرکی تو عزاش بی تابه
السلطان ، ای جان ای جان ای جان ۳
➖➖➖
🔹 کانون جواز نوکـــــرۍ 🔸
👇
.
|⇦•ببین زائرای فهمیدم
#سینه_زنی و توسل به #امام_رضا علیه السلام ویژهٔ #زیارت_مخصوصه اجرا شده۱۴۰۲ به نفسِ حاج محمد رضا طاهری
●━━━━━━───────
بِینِ زائرای تو فهمیدم معنیِ محبّت رو
یادمه رو دوشِ بابام بودم اوّلین زیارت رو
زیرِ سایهی تو، قَد کشیدم آقا
مهربونتر از تو، من ندیدم آقا
با چه ذوقی زنگِ نَقارههاتو شنیدم آقا
خداروشکر هنوز دِلا خداییه
چه خوبه کشورم امامرضاییه
«یا امامرضا، یا امامرضا
یا امامرضا، یا امامرضا مولا...»
من ایرانیام اَمّا توی مشهد یه کربلا دارم
من تمومِ دار و ندارمو از امام رضا دارم
اسمِتو میگم تا، وقتی این صدا هست
تو بزرگِ مایی حواست به ما هست
راحته خیالم همیشه میگم امامرضا هست
منو یه قَطره کن، تو بارونِ حَرَم
مسیرِ جَنّته، خیابونِ حَرَم
«یا امامرضا، یا امامرضا
یا امامرضا، یا امامرضا مولا...»
قربونِ کبوترای حَرَمت امامرضا
قربونِ این همه لطف و کَرَمت امامرضا
شنیدم سَجیَتُکُمُ الکَرَم امامرضا
شما رو رها کنم کجا بِرَم امامرضا
«یا امامرضا، یا امامرضا
یا امامرضا، یا امامرضا مولا...»
اِی امامِ مظلومِ من غریبیت به مرتضیٰ رفته
خشکیِ لبِ تو چقدر به مظلومِ کربلا رفته
اومدی تو کوچه، عَبا رو سرت بود
نالهی یازهرا، ذکرِ آخرت بود
قَدخَمیده راه رفتنت چقدر مثلِ مادرت بود
رو خاکِ حُجره این لحظهی آخری
تو هم مثلِ حسین، غریبِ مادری
غریبِ مادری، غریبِ مادری
«یا امام رضا، یا امام رضا
یا امامرضا، یا امامرضا مولا...»
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_امام_رضا_علیه_السلام
#ایام_زیارت_مخصوص
#حاج_محمد_طاهری
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
.
|⇦•گر زحمت افتد...
#قسمت_اول#روضه #امام_رضا علیه السلام اجرا شده۱۴۰۲ به نفسِ حاج محمد رضا طاهری
●━━━━━━───────
* پیرمرده سلمانی که لحظه آخر امام رضا علیه السلام رفت سرش رو به دامن گرفت... اینا خیلی دل و جرأت داشتن به آقا گفتن لحظه آخر بیا سر ما رو به دامن بگیر. ما همیشه درخواست مون از آقا اینه: آقا لحظه آخر بیا کف پاتو رو سرم بذار. من کجا که سرمو بخوام رو دامن حجت خدا بگذارم !*
گر زحمتت افتد که نهی پای به چشمم
بگذار که من چشم به پایت بگذارم
حیف از تو عزیزی که مَنت یار بخوانم
لیکن چه کنم جز تو کسی یار ندارم
*بالاخره آقا اون لحظه آخر رفت سرو به دامن گرفت.. آقایی که فرموده لحظه ی آخره دوستانش میاد، خودش هی چشمش به در بود، هی صدا میزد پسرم جوادم! جگر گوشه بابا! داره دیر میشه. کی میخوای بیای؟..*
جگرم پاره شد از زهر کجایی پسرم
چشم من مانده به در تا تو بیایی پسرم
از عبایی که کشیدم به سرم معلوم است
کار ما و تو کشیده به جدایی پسرم
حسرت بوسهٔ بابا به دلت می ماند
تو به بالینم اگر دیر بیایی پسرم
مثل یه مار گزیده به خودم می پیچم
جگر سوخته را نیست دوایی پسرم
بس که در کوچه زمین خورده و برخاسته ام
نه توانی به تنم مانده نه، نایی پسرم
*جوادم! میوه دلم. تو این حرف بابا رو بهتر میفهمی...*
هی زمین خوردم و هی ناله زدم وا اُمّاه!
دارم از کوچه عجب خاطره هایی پسرم
*اصلاً اسم رمز اینه، اگه دیدی گره ای داری هنوز گره ات باز نشده وقتی مقابل گنبد یا ضریح حرم حضرت می ایستی بگو آقا بحق مادرت زهرا سلام الله علیها. محاله دیگه گره ات باز نشه... گفت اول اینطوری قسم نده اول به جیگر گوشه اش جوادالائمه علیه السلام قسم بده. به این دو ذوات مقدسه.حضرت یه ارادت دیگه ای داره حالا جوادش که جیگر گوشه اشه یجور دیگه دوس داره. مادرش زهرا رو همه ی ائمه همینطور دوست دارند.. لذا شنیدید داستان اون جوونی که اهل فسق و فجور و گناه بود دنبال قافله داداش راه افتاد. داشتن میرفتن حرم امام رضا علیه السلام مردم شنیدن این داداشه داره میره همه یکی یکی اومدن انصراف بدن. گفتن ما داریم میریم از دست این چند روز راحت میشیم.کجا داره میاد؟گفتن اگه داداشت میاد ما بر می گردیم...داداشه گفت آبروی ما رو نبر برگرد. گفت خونه ی شماها نمیخواستم بیام، میخواستم بیام خونه امام رضا علیه السلام... ناراحتم هستید شما راه بیفتید فقط به عنوان اینکه راه رو بلدید من دنبال شما میام. میگن یکی دو منزلی حرم امام رضا علیه السلام این داداشه گنهکاره آلوده از دنیا رفت... این داداشه تازه دلش سوخت گفت یه بار که اومد یه کار خوب انجام بده نشد نرسید حرم امام رضا علیه السلام. بدن رو غسل دادن کفن کردن. گفت حالا که تا اینجا اومده ببریمش حرم امام رضا علیه السلام. حیفه. همه هم قبول کردن. آوردن طواف دادن و برگردوندن ودفن کردن...رفت پهلو ضریح ایستاد گفت: آقا !داداش ما آلوده بود گنهکار بود میخوام ببینم وضعیتش چی شد... خلاصه شما قبولش کردیدیا نه ؟
پذیرفتید یا نه؟ میگه شب در عالم رؤیا خوابشو دیدم چه وضع خوبی داره. تعجب کردم. باغ خوب،گفت تعجب نکن هرچی دارم از تو دارم. اگه اونجا بدنمو رها کرده بودی آتیش بود دور بدن من. بدنمو که غسل می دادی اون آبم آتیش بود کفنم آتیش بود تا جلو در حرم امام رضا علیه السلام این آتیش همرام بود. آتیش دیگه جرأت نداشت وارد حرم امام رضا علیه السلام بشه...
میگه بدنمو داشتید طواف می دادید یه پیرمرد اهل دلی داشت منو می دید.. گفت: فلانی یه کاری برا خودت بکن. اگه امام رضا علیه السلام تحویلت بگیره گرفته ها، کارت درست میشه. اگه نه، اون آتیش دوباره همراهته. گفتم چیکار کنم؟ سلام میدم به آقا. آقا بهم کم محلی میکنه. گفت تقصیر خودته. اینقدر خودتو آلوده کردی، این قدر گناه کردی، معصیت کردی....*
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#روضه_امام_رضا
#روضه_امام_رضا_علیه_السلام
#ایام_زیارت_مخصوص
#آخر_صفر
#حاج_محمد_طاهری
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
.
#قسمت_دوم #روضه_امام_رضا علیه السلام اجرا شده۱۴۰۲ به نفسِ حاج محمد رضا طاهری
●━━━━━━───────
بار اول سلام کرد حضرت روش رو ازش برگردوند. سلامو جواب داد اما روش رو ازش برگردوند. پیرمرده گفت: یه بار دیگه دارن طوافت میدن می برنت. گفتم چیکار کنم؟ گفت بگو آقا بحق مادرت زهرا سلام الله علیها. میگه تو اون طواف آخر گفتم آقا تو رو بحق مادرت زهرا سلام الله علیها روتو برنگردون. آقا فرمود: چرا کاری می کنی ما ازت رو بر گردونیم. لذا به این مادر همشون یجورِ دیگه ای ارادت دارن...پسرش جوادالائمه هم همینطور بود...
موفق اومد دوان دوان گفتش یا امام رضا علیه السلام من تا حالا اینطوری پسرتو با این حال ندیده بودم. ببین چیکار داره میکنه؟ هی مشت میزنه رو زمین، چشا کاسه ی خون شده هی میگه آتیش تون میزنم، از خاک بیرون تون میکشم. حضرت رضا علیه السلام اومد فرمود: عزیز دلم چه کسی رو میخوای بیرون بکشی آتیش بزنی؟ یه نیگا به بابا کرد گفت: بابا آخه مادرم زهرا سلام الله علیها چه گناهی داشت؟ چرا درِ خونه اشو آتیش زدن؟ چرا سیلی تو صورتش زدن؟*
هی زمین خوردم و هی ناله زدم وا اُمّاه!
دارم از کوچه عجب خاطره هایی پسرم
مثل آن چادر خاکی شد عبایت خاکی
مثل زهرا سرم آمد چه بلایی پسرم
مادرم را پسرش برد سوی خانه ولی
من سوی خانه روم با چه عصایی پسرم
*یه مقدار بیشتر راه نبود از کاخ مأمون تا خونه امام رضا علیه السلام. میگن پنجاه مرتبه حضرت رو زمین نشست. گاهی تعادل از دست می داد و زمین میخورد. هی صدا می زد آه جیگرم! آه پسرم!*
«ازاین جا حواس ها جمع باشه امام رضا علیه السلام داره روضه میخونه....»
سر نهادم به روی خاک که از جدم حسین
برده ام ارثِ غریبَ الغربایی پسرم
آب هم گر بدهی باز دلم می سوزد
شده این حجره عجب کرب و بلایی پسرم
جوادم!جگرم پاره شد اما بدنم پاره نشد
کَس نزد بر سر من سنگِ جفایی پسرم
دو ماه با این روضه ها گریه کردی شب آخره :
دست و پا می زنم و سینهٔ من نیست دگر
زیر پا و لگد بی سر و پایی پسرم
گریه بر بی کفن کرب و بلا کن در قبر
چون که بند کفنم را بگشایی پسرم
*صلی الله علیک یا اباعبدالله..هر جایی اسم کفن بیاد ناخودآگاه باید بگی ای حسین....ای بی کفن حسین...*
*اباصلت میگه اون لحظه آخر یه وقت دیدم یه آقازاده مه سیمایی وارد حجره شد. اول حواسم پرت بود سوال کردم آقا! شما کی هستی ؟ من که همه درهای حجره رو بسته بودم. فرمود اباصلت حواست کجاست؟ اون خدایی که یه لحظه منو از مدینه به توس میاره قادر نیست از در ِ بسته منو وارد کنه؟ فهمیدم جوادالائمه ست. سلام کردم گفتم آقاجان خیلی وقته بابات منتظره... رفقا نکته اینجاست، امام رضا علیه السلام تا این لحظه میگن حضرت همش می خوابید تو حجره تو بستر. حتی سر سفره که اومده بودن با غلاما معمولا غداشونو میخوردن نتونست بنشینه. اینقد حالش بد بود. این سمی که به امام رضا علیه السلام دادن یه سهم مهلکی بود. اما اباصلت میگه تعجب کردم. تا نگاه امام رضا علیه السلام به علی اکبرش افتاد، تا نگاهش به جوادالائمه علیه السلام افتاد. یه وقت دیدم انگار جون به پاهای امام رضا علیه السلام اومد. از جا بلند شد دوان دوان تا جلو در اومد. تا دست، گردن جوادش انداخت افتاد روی زمین. من میگم درستم همینه. آدم نگاهش به جوونش میفته جون میگیره...*
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_امام_رضا_علیه_السلام
#ایام_زیارت_مخصوص
#ایام_صفر
#حاج_محمد_طاهری
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
.
|⇦•پناه اهل محبت...
#روضه #امام_رضا علیه السلام ویژهٔ ایام #زیارت_مخصوصه اجرا شده به نفسِ حاج حسن خلج
●━━━━━━───────
پناه اهل محبت به جز عبای تو نیست
و غیر بال ملک فرش زیر پای تو نیست
کرم نما به من سائلت هم احسان کن
که تکیه گاه دلم غیر دستهای تو نیست
کسی که از همه در آخرت فقیرتر است
همانکس است که در این سرا گدای تو نیست
*همین که بهم اجازه دادی صدات بزنم
رضاهمه چی بهم دادی امام رضا یا امام
رضا..«یا امام رضا یا امام رضا» دستت رو بلند کن بگیر دامان امام رضا رو...*
چقدر بی کس و تنهاست آنکه در دنیا
همیشه با تو غریبه است و آشنای تو نیست
مرا گدای خودت کرده ای خدا را شکر
و آشنای خودت کرده ای خدا را شکر
اما آقا پیش شما سرافکنده ام پیش شما سرم پایینه .."يا وَلِيَّ اللّهِ ! إنّ بَيْنى وَ بَيْنَ اللّهِ عزوجل ذُنُوبا لا يَأْتى عَلَيْها إلّا رِضاكُمْ" شرمنده ام امام رضا یه جوری پیش خدا آبروی خودم رو بردم از بس گناه کردم..یه جوری پرونده ام رو سیاه کردم..هیچ راه دیگه ای جز وساطت تو ندارم...ضامن آهو..*
*آهو اسیر شد دست صیاد امام رضا اومد به صیاد فرمود: اینو آزادش کن بچه داره..گفت: آقا! چه فرمایشیه می فرمایید..از این راه دارم نون زن وبچه ام رو در میارم. به چه زحمتی گرفتمش کجا ولش کنم .حضرت فرمود: بذار بره به بچه هاش سر برنه برمی گرده.. صیاد خندید گفت حیوون چه میفهمه این حرفا رو میذاره میره دیگه نمیاد..حضرت رضا فرمودن: من ضامن، اینجا پیشت میمونم تا این بیاد...این ذوات مقدسه دست دراز کنن تمام ذخائر عالم تو دستشونه..حضرت نمیتونست بگه خب میخوای ببری بفروشی دیگه چند میفروشی من میخرم؟ این پولش رو بگیر آزادش کن بره به خانواده اش برسه ..چرا نگفت؟! چرا اینکارو نکرد؟ خواستن به ما بگن هرجوری هست پای شما هستیم...حتی اگه دستمون هم خالی بشه خودمون رو گرو می گذاریم... نمیذارن کسی غریب وتنها بمونه..اما این روزگار چه کرد با امام رضا....*
میان حجره بود و راز دل می گفت با داور
که یارب سوخت مغز استخوانم
*امروز به راویتی شهادت امام رضاست.. به آقا عرض کنید یا امام رضا متولی عزای ابا عبدالله شمایید ما امروز برای شما زار میزنیم شما روزی اشک ما رو برای محرم و صفر امضا کن...محرم و صفر هرکی گفت حسین، ما برا حسین بمیریم..*
اگر که چاک گریبان من زبان می داشت
خبر ز سوختن مغز استخوان می داد
آقا این سوزش مغز استخوان شما برا زهره؟ حضرت فرمود نه! دل نگران چیز دیگه ام...حرف دل آقا اینه..میا معصومه جان...آواره میشی خواهر..*
«میا معصومه جان از نیمه ره برگرد
می ترسم توأم چون من غریب و بی کس و تنها شوی خواهر...»
*یه امام اینجا ناله میزنه نیا خواهر ..یه امامم زن و بچه اش رو برداشته این روزا تو بیابانو در به دره...وااای حسین...
ابن عباس اومد جلو گفت: یابن رسول الله می خوای بری خودت برو این زن و بچه رو کجا میبری ..زینب پرده ی محمل رو کنار زد ابن عباس کنار برو میخوای بین من و حسین جدایی بندازی ..*
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#شهادت_امام_رضا
#روضه_امام_رضا علیه_السلام
#ایام_زیارت_مخصوص
#آخر_صفر
#حاج_حسن_خلج
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
.
|⇦•دلم شده زائر...
#سینه_زنی و توسل به #امام_رضا علیه السلام ویژهٔ #زیارت_مخصوصه اجرا شده به نفسِ حاج میثم مطیعی
●━━━━━━───────
دلم شده زائر دوباره مثل کبوترم
نداره راهی جز به سوی مشهد سوی حرم
شکسته بغضمان به یادِ تو
آ آ آ حرم آرزوی ماست
حج فقراست عرش خداست
آهویی دلشو به تو داد
اومده سوی بابُ الجواد
خونه ی کریم داره نشون
همیشه با گدای زیاد
*شعر امام رضاست ولی می گیم حسین
حسین وای حسین وای...*
پشت درِ خونَت دوباره نشسته یک گدا
در می زنه سائل أاَدخُلُ یا امام رضا
آ آ آ حرم بوی عطر و عود
این اذن ورود لطفِ تو بود
تا حرم دلمو کشیده کسی این جور آقا ندیده
در نبسته به من همیشه آقا آبرومو خریده
حسین وای حسین وای
حجره ی دربسته به روی خاکا گذاشته سر
مسافری اومد از مدینه با چشای تر
آ آ آ سرش بر پای پسر
قلب شعله ور شد نوحه گر
نوحه خوان شد امام غریب
یادِ روضه ی ابن شبیب
خیمه گاه پُر از آتش و
قتلگاه پُر از بوی سیب
«حسین وای حسین وای»
دوباره دلتنگی دوباره حسرت دوباره آه
دوباره بی تابی دوباره فکر دوبارِگاه
آ آ آحرم ای شاه کرم
روزیم کن آقا بازم برم
سینه زن فقط آرزوشه
تو حرم بشینه یه گوشه
از خداشه یه بار ببینه
که ضریحِ تو روبروشه
«حسین وای حسین وای»
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#شهادت_امام_رضا
#روضه_امام_رضا_علیه_السلام
#ایام_زیارت_مخصوص
#حاج_میثم_مطیعی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
.
|⇦•عالم بدون روی تو....
#روضه و توسل به #امام_رضا علیه السلام ویژهٔ ایام زیارت مخصوص اجرا شده به نفسِ استاد حاج منصور ارضی
●━━━━━━───────
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
عالم بدون روی تو تاریک و تیره است
خورشید مشرقین عبا روی سر نکش
پنجاه بار در وسط این گذر نیفت
پنجاه بار بر دل عالم شرر نکش
اینقدر پیش چشم همه یاد مادرت
در پشت درب خانه ی خود دردسر نکش
بال و پر هزار مَلَک فرش راه تو
شمس الشموس روی زمین بال و پر نکش
دیگر شبیه مارگزیده به خود نپیچ
دامن به خاک حجره بیا و دگر نکش
*آقاجان!باور کنید اگه حضرت، خواهرش بالاسرش بود راحت تر جون میداد، به امام حسین راست میگم، ابی عبدالله بالاسرش بوده زینب..*
خواهر که نیست محضر تو، لااقل غریب
وقت وداع درد فراق پسر نکش
*میگه یه وقت دیدم تمام درهای حجره که بسته بود، در باز شد آقازاده ای ناله کنان داره میاد، ابتاه..*
با قطره قطره بارش چشم بهاری ات
تصویر روضه ی پسر و یک پدر نکش
*وقتی سرشو جوادالائمه به زانو گرفت، دید امام رضا داره گریه میکنه، عاشق روضه ی امام حسین بوده، یعنی میخوای بگی.. اون ساعت یادش افتاد کربلا برعکس شد، پدر سر پسر و به دامن گرفت..*
هر کار هم کنی پسرت پا نمیشود
بس کن حسین این همه آه از جگر نکش
روح و روان من علی
آرام جان من علی
تازه جوان من علی
آرام جان من علی
*به ابی عبدالله میگن مُقَطِّعَ الاعضا، اینا نشانه ست ها، تمام سران لشکر ابی عبدالله رو میگن مقطع الاعضا، حسین جان ما این حرفو زدیم دلیل داریم ها، چون پاهاشو قطع کردن، چون میگه اِرباً اِربا، نه فقط در قسمت بالا..*
بس کن حسین زینبت از هوش میرود
پنجه به خاک در بَر او اینقدَر نکش
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#شهادت_امام_رضا
#روضه_امام_رضا_علیه_السلام
#ایام_زیارت_مخصوص
#استاد_حاج_منصور_ارضی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
.
|⇦•کوثر اشک من ..
#روضه #امام_رضا علیه السلام ویژهٔ ایام زیارت مخصوص اجرا شده به نفسِ حاج مهدی سماواتی
●━━━━━━───────
"صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا الْحَسَنِ صَلَّی اللَّهُ عَلَی رُوحِکَ وَ بَدَنِکَ صَبَرْتَ وَ أَنْتَ الصَّادِقُ الْمُصَدَّقُ قَتَلَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَکَ بِالْأَیْدِی وَ الْأَلْسُنِ."
درود خدا بر تو ای ابالحسن..درود خدا بر روح تو ..درود خدا بر بدنت..مولا جانم صبر کردی..و تو را سکوت ..خدا بکشه کسانی رو که تو رو با دست و زبانشون کشتن...*
کوثر اشک من از ساغَر و پیمانهی توست
دلِ آتش زدهام شمعِ عزاخانهی توست
جگرِ سوخته، خاکسترِ پروانهی توست
شعلههای دلم از آهِ غریبانهی توست
ای تو را به قدم زائر کویت گلِ من
وِی خراسان تو تا صبح قیامت دل من
درد جان را تو طبیبی تو طبیبی تو طبیب
بزم دل را تو حبیبی تو حبیبی تو حبیب
بی تولای تو دل را نه قرار و نه شکیب
تو غریب الغُرَبایی و همه خلق، غریب
نه خراسان که سماوات و زمین، حائر توست
دور و نزدیک ندارد دل ما زائر توست
ای قبولِ غمِ تو گریهی ناقابل ما
آتش عشقِ تو در روز جزا حاصل ما
مایه از خاک خراسانِ تو دارد گِل ما
ما نبودیم که میسوخت به یادت دل ما
سالها آتش غم، شمعصفت آبت کرد
زخم در سینه، شراری شد و بیتابت کرد
تو به خِلقت پدری و تو به زهرا پسری
مثل جد و پدرت از همه مظلومتری
تو جگرپارهی پیغمبر و پارهجگری
بلکه بیتابتر از بِسمِل بیبال و پری
*میان حجره افتاده بوداز این پهلو به آن پهلو میغلتید..*
میزبان تو شده ای جان جهان قاتل تو
کس ندانست ندانست چه شد با دل تو
تو که سر تا به قدم، آینهی توحیدی
به چه تقصیر چو بِسمل به زمین غلتیدی
مرگ را دور سرت لحظه به لحظه دیدی
همچنان مارگزیده به خودت پیچیدی
که گمان داشت که با آن غمِ پیوستهی تو
قتلگاه تو شود حجرهی دربستهی تو
بابی انت و امی که چه آمد به سرت
داغ معصومهی مظلومه به جان زد شررت
تو زدی بال و پر و کرد تماشا پسرت
بس که بر شمس رُخَت ریخت ستاره، قمرت
شرر آه برآمد ز نهادت مولا
صورتت شسته شد از اشک جوادت مولا
*اباصلت میگه دیدم جوانی وارد حجره شد
من که درها رو بسته بودم چگونه وارد شدی فرمود: اون خدایی که به چشم به هم زدنی منو از مدینه به طوس آورد از درِ بسته وارد کرد..اومد نشست سر بابا رو به دامن گرفت. ردای امامت رو تحویل گرفت
پدر رو دامن پسر جان داد...یابنالحسن..!*
طایر روح، غریبانه پرید از بدنت
قاتلت اشکفشان بود به تشییع تنت
خبر از غربتِ تن داشت فقط پیروهنت
کرد با خون جگر دست جوادت کفنت
چوبِ تابوت تو بر شانهی جانِ همه بود
جای معصومهی تو اشکفشان، فاطمه بود
«یا امام رضا بمیرم برا غربتت..»
بانوان چشم ز مهریهی خود پوشیدند
دور تابوت تو پروانه صفت گردیدند
اشکها بود که بر غربت تو باریدند
لاله از خونِ جگر بر سر راهت چیدند
مردها مثل زنان شیونشان برپا بود
دور تابوت تو ذکر همه، یا زهرا بود
ای خدا سوختم از گریه، دل از کف دادم
کاش میسوخت فلک از شررِ فریادم
کاش میداد غمِ شامِ بلا بر بادم
یادِ خاکستر و سنگ لب بام افتادم
پای تابوتِ رضا چنگ و نی و دف نزدند
همه سیلی زده بر صورت خود کف نزدند
«حسین.. حسین..»
دور تابوت تو بر چهره اگر چنگ زدند
لیک پای سر جد تو همه چنگ زدند
دور تابوت تو ناله ز دله تنگ زدند
اما دور زینب همه از چار طرف سنگ زدند
تا شرار از جگر و ناله ز دل برخیزد
اشک میثم به تو و جد غریبت ریزد
*آنقدر گل آوردن رو بدن امام رضا ریختن
میخواستن بدنو بردارن گلها رو عقب زدن
حسینیا..اما کربلا زینب کبری اومد گودی قتلگاه نیزه شکستهها رو عقب زد، سنگا رو برداشت..*
حسین.. حسین..
*خیره خیره به نازنین بدن برادر نگاه میکرد
صدا میزد: آیا تو برادر منی؟!...حسین..*
«صلی الله علیک یا اباعبدلله»
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#شهادت_امام_رضا
#روضه_امام_رضا_علیه_السلام
#ایام_زیارت_مخصوص
#حاج_مهدی_سماواتی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
.
مقایسه امام حسین و امام رضا
|⇦•شکست بال و پرش...
#سینه_زنی شهادت #امام_رضا علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاج عباس واعظی
●━━━━━━───────
دو دست بر کمرش مثل مادرش زهرا
شکست بال و پرش، مثل مادرش زهرا
گریست چشم ترش، مثل مادرش زهرا
ندید دور و برش، مثل مادرش زهرا
چقدر فاطمه دارد، تبارِ پیغمبر
چه آفتی زده بر لالهزار پیغمبر
ندید دور و برش، مثل مادرش زهرا
دو دست بر کمرش مثل مادرش زهرا
«امام رضا یا امام رضا یا امام رضا»
میان کوچه نشست و بلند شد آقا
شمارش نفسش باز میرود بالا
نفس نمانده برای سلالۀ زهرا
میان حجرۀ تنهاییاش فتاد از پا
شبیه مارگزیده به خویش میپیچید
خوشی ز عمر ندیده، به خویش میپیچید
دو دست بر کمرش مثل مادرش زهرا
ندید دور و برش، مثل مادرش زهرا
«امام رضا یا امام رضا یا امام رضا »
جواد، آمد و سر را گرفت از دل خاک
تن نحیف پدر را گرفت از دل خاک
تمام خون جگر را گرفت از دل خاک
دو چشم غرق شرر را گرفت از دل خاک
همین که چشم ترش خیره شد به چشمانش
صدای یا ولدی زد شراره بر جانش
*آقا جواد الائمه آمده بالا سر امام رضا..
دل جای دیگه رفت..*
سرش به پای پسر بود، کربلا برعکس
عزا و داغ پدر بود، کربلا برعکس
پدر عازم سفر بود، کربلا برعکس
به روی پیکره سر بود، کربلا برعکس
پدر به جای پسر بود کربلا برعکس
"یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْن"
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#شهادت_امام_رضا
#روضه_امام_رضا_علیه_السلام
#آخر_صفر
#ایام_زیارت_مخصوص
#حاج_عباس_واعظی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
.
مقایسه امام حسین و امام رضا
|⇦•شکست بال و پرش...
#سینه_زنی شهادت #امام_رضا علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاج عباس واعظی
●━━━━━━───────
دو دست بر کمرش مثل مادرش زهرا
شکست بال و پرش، مثل مادرش زهرا
گریست چشم ترش، مثل مادرش زهرا
ندید دور و برش، مثل مادرش زهرا
چقدر فاطمه دارد، تبارِ پیغمبر
چه آفتی زده بر لالهزار پیغمبر
ندید دور و برش، مثل مادرش زهرا
دو دست بر کمرش مثل مادرش زهرا
«امام رضا یا امام رضا یا امام رضا»
میان کوچه نشست و بلند شد آقا
شمارش نفسش باز میرود بالا
نفس نمانده برای سلالۀ زهرا
میان حجرۀ تنهاییاش فتاد از پا
شبیه مارگزیده به خویش میپیچید
خوشی ز عمر ندیده، به خویش میپیچید
دو دست بر کمرش مثل مادرش زهرا
ندید دور و برش، مثل مادرش زهرا
«امام رضا یا امام رضا یا امام رضا »
جواد، آمد و سر را گرفت از دل خاک
تن نحیف پدر را گرفت از دل خاک
تمام خون جگر را گرفت از دل خاک
دو چشم غرق شرر را گرفت از دل خاک
همین که چشم ترش خیره شد به چشمانش
صدای یا ولدی زد شراره بر جانش
*آقا جواد الائمه آمده بالا سر امام رضا..
دل جای دیگه رفت..*
سرش به پای پسر بود، کربلا برعکس
عزا و داغ پدر بود، کربلا برعکس
پدر عازم سفر بود، کربلا برعکس
به روی پیکره سر بود، کربلا برعکس
پدر به جای پسر بود کربلا برعکس
"یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْن"
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#شهادت_امام_رضا
#روضه_امام_رضا_علیه_السلام
#آخر_صفر
#ایام_زیارت_مخصوص
#حاج_عباس_واعظی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
🔻مقدمتان را به این کانال 2 هزارنفری
🟩⬜️🟥امامتفاوت وعالی
گرامی می داریم