.
#رحلت_پیامبر_اکرم
بوی غم می آید از شهر پیمبر بعد از این
میزند بر سینه اش الله اکبر بعد از این
ناله ی مسجد بلند و گریه مسجد بلند
چون به مسجد نیست احمد روی منبر بعد از این
فاطمه دارد کنار بسترش دق میکند
میچکد خونابه ی چشمان دختر بعد از این
شهر بی پیغمبر اصلا جای حیدر نیست که
نیست این دریای جوشان جای گوهر بعد از این
رفتن بابا ز خانه کار خود را میکند
میرود امنیت از این خانه دیگر بعد از این
نه سلامی.. نه علیکی.. نه نگاهش میکنند
کوچه کوچه میرود بی یار حیدر بعد از این
گرچه عزراییل زد آرام روی در ولی..
میزند نامحرمی محکم بر این در بعد از این
خانه ای که خشت خشتش آیه ی وحی خداست
بوی آتش دارد از این قوم کافر بعد از این
وای بر دست علی و چشم تارش بعد از این
وای بر پهلو و بر بازوی کوثر بعد از این
آن سری که بوسه گاه احمد مختار بود
میکشد سردرد از سیلی مکرر بعد از این
#رسول_الله
#رحلت_رسول_اکرم
#بیست_و_هشت_صفر
#سید_پوریا_هاشمی ✍
.
.
#روضه_حضرت_زهرا
#سیب_سرخی
از ابتدا قیامت او آشکار بود
آن بانویی که ممتحن کردگار بود
در بندگی خویش خدای بقیه بود
سر تا به پاش مظهر پروردگار بود
در خانه با کنیز خودش همکلام بود
در سجده با خدای خودش همجوار بود
مردان جنگی از پس او برنیامدند
با اینکه بر جراحت پهلو دچار بود
کاری بهاین نداشتکه تنها وبیکس ست
وقت گذر ز کوچه چه با اقتدار بود
زهرا عجیب غیرتی عشق حیدرست
پای علی برای بلا بی قرار بود
از گرگهای شهر فدک را گرفته بود
کرار بود گرچه خودش خانه دار بود
بستند راه کوچه! مگر کم میاورد؟!
غافل ازآنکه چادر او ذوالفقار بود
سیلی زدند جا بزند! گفت یا علی!
یک دم عقب نرفت! سراپا وقار بود
رویش کبود شد، رویشان را سیاه کرد
با قامت شکسته عجب پای کار بود
تا حشر خاک بر سر اهل مدینه کرد
آن معجری که روی سرش پرغبار بود
اصلا نخورد غصه آن گوش پاره را
اما حسن نشست و پی گوشوار بود
واضح تر از همیشه علی را نظاره کرد
هرچند چشمهایش از آن ضربه تار بود
ارثیه داد حضرت مادر به دخترش...
ارثیه ای که درد و غم بی شمار بود
وقتی سر عزیز خدا رفت روی نی
زینب اسیر هلهله سی هزار بود
از یک کفن مضایقه کردند کوفیان
بر روی بوریا بدنی آشکار بود
درراه زینب از همه بدتر عذاب دید
دخت علی به ناقه عریان سوار بود
دستششکستودستستمرازپشتبست
با دست بسته فاتح این کارزار بود
این داغ ها روایت افسوس حیدر است
یک تن نگفت فاطمه ناموس حیدر است
گفتی قرار گریه ی امروز مال بعد
میبینمت دوباره و پنجاه سال بعد
با هم خمیده گوشه ی گودال میرویم
او دست و پا که میزند از حال میرویم
آن روز جای بوسه تنش نیزه میخورد
از هرکه میرسد بدنش نیزه میخورد
تکه به تکه پیرهنش نیزه میخورد
باور نمیکنی دهنش نیزه میخورد
در پیش چشم تو سرش از پشت میبرد
غارت که میشود کسی انگشت میبرد
#سید_پوریا_هاشمی
.👇
@hajmansourarzi4_5933617982235216326.mp3
زمان:
حجم:
9.46M
#ماه_مبارک_رمضان
#مناجات
#غزل
با نوای #حاج_منصور_ارضی
غروب بود که "حَیِّ عَلی"رسید به ما
خوش امدیدِ خدا از سما رسید به ما
چه خوب شد رفقا! دور دور ما شده است!
دعا کنید،که اذن دعا رسید به ما
دوباره گوشه ی این خانه جایمان دادند
دراین شلوغی میخانه جا رسید به ما
غریبه دور و بر ما زیاد بود اما..
طراوت نفسی آشنا رسید به ما
دوباره شوق گرفتیم بنده اش باشیم
گرفته بود دل ما صفا رسید به ما
کجاست دست گدایان کریم آمده است
کریم آمد و دست عطا رسید به ما
به جای ثروت دنیا نجف به ما دادند
خوشا به طالع ما! خاک پا رسید به ما
حساب سی شبه ی ما فقط به دست علیست
فقط به عشق علی اهدنا رسید به ما
علی مراقب ما بود و هست و خواهد بود
همیشه و همه جا این بها رسید به ما
برای سفره افطار هم حواسش بود
کمی هم از رطب مرتضی رسید به ما
شروع ماه مبارک صدا زدیم حسین
شروع ماه خدا کربلا رسید به ما
عیار روزه ما گریه بر حسین باشد
هزار خیر در این گریه ها رسید به ما
به روزه ی رمضان روضه ی عطش دادند
غم لبان عزیز خدا رسید به ما
همان لبی که حرامی لگد به رویش زد
درآن میان خبر از نیزه ها رسید به ما
سپاه شام صدا زد که پیرهن اینجاست!
سپاه کوفه صدا زد عبا رسید به ما!
#سید_پوریا_هاشمی
مقدمتان رابه این کانال3هزارنفری گرامی می داریم
■■■■■■■کانال ایتا
💠 به رسانه مردم بپیوندید👇
https://eitaa.com/madahanpirbakran
──┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅──
🌸نشر با ذکر صلوات جهت
سلامتی و تعجیل در امر فرج🌸
#امام_زمان_عج
#ماه_مبارک_رمضان
#مناجات
#غزل
درسماواتش اگر که خواستی پر وا کنی..
باید اول از تعلق های خود پروا کنی!
یوسف گم گشته الزاما که در بازار نیست
میتوانی یار را در قلب خود پیدا کنی
آه وقتی میکشی از هجر ..پاکت میکنند
واجب است آیینه را نوبت به نوبت " ها" کنی
سنگ خوردن اولین شرط شروع عاشقیست
عاشقی یعنی دلت را شب به شب رسوا کنی
نان مولا میخوری پس پشت بر مولا نکن!
حیف باشد غیرِ اینجا رو سوی هرجا کنی!
هیچ جا جز خیمه ی سبزش برایت امن نیست
خانه ات اینجاست هرچه سیر در دنیا کنی
ذکر تعجیل فرج یا فاطمه یا فاطمه ست
با امام عصر باید یاری زهرا کنی
خاکِ چادرخاکیِ زهرا مسیحای همه ست
سجده کن برآن! که بین عرش سر بالا کنی!
کربلا یک جلوه از غوغای دیوارو در است
کاش حالا گریه ای بهتر ز عاشورا کنی
کافری آمد به پشت در..کسی با اون نگفت
ای حرامی آمدی حوریه را دعوا کنی؟!
#سید_پوریا_هاشمی
مقدمتان رابه این کانال3هزارنفری گرامی می داریم
■■■■■■■کانال ایتا
💠 به رسانه مردم بپیوندید👇
https://eitaa.com/madahanpirbakran
──┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅──
🌸نشر با ذکر صلوات جهت
سلامتی و تعجیل در امر فرج🌸
.
|⇦•در بقیع قبر حسن ..
#قسمت_پایانی / #روضه و توسل ویژۀ ۸ شوال سالگرد تخریب قبور ائمه بقیع _حاج محمدرضا بذری
●━━━━━━───────
خادم حرم امام رضاست میگه دیدم تو حرم به عربی اومد شروع کرد زیرِ لب زمزمه کردن، چشما پرِ اشک به زبان عربی میگفت یا امام رضا این همه راه اومدم بهم میگفتن داری میری زیارتِ غریب الغربا !! اما آقا هرچی میبینم صحن و رواق های تو در تو .. گنبد و گلدسته و بارگاه و خادمای با ادبُ .. گفت آقا اگه میخوای غریب ببینی بیا بریم مدینه .. آیت الله العمری از بزرگانِ شعیان عربستان بود، ان شالله قسمت بشه بریم مدینه .. ایشون میفرمود من یادمه روزی که قبرستان رو تخریب کردن .. میگه این نامردا جسارت رو به جایی رسوندن گفتن شیعیان خودشون باید خراب کنند بارگاهِ بقیع رو .. گفتن ما اگه جان بدیم هم این کار رو نمی کنیم .. ما باشیم حرم خراب بشه ..!! آیت الله عمری میگه چند روزی گذشت، یکی از معتمدین مدینه شیعیان رو جمع کرد گفت خودتون تخریب کنید .. گفتن مگه میشه گفت من امام حسن رو به خواب دیدم .. حضرت فرمود خودتون خراب کنید نزارید دستِ این نامردا بیفته .. دستِ اینا بیفته جسارت میکنن، بی احترامی میکنن .. جانم .. (آماده ای گریزم بزنم؟!!)
نیمه شب وقتی دختر جامانده بود .. تا بی بی زینب فهمید زجر میخواد بره دنبالش اومد جلو فرمود بزارید خودمون این بچه رو پبدا کنیم .. اگه دستِ این نامرد بیفته این بچه رو زنده نمیزاره ..
یه بچه رو ببینی گم شده نوازشش میکنی .. غصه نخور بابات میاد ..
ناگهان وحشت سرا پایم گرفت
یک نفر از پشت موهایم گرفت ..
ــــــــــــــــ
دلم می خواست معراجت ببینم
چه معراجی عجب رنگین کمانی
نرو دیگر ! تو رفتی سنگ خوردم
بیا قولی بده دیگر بمانی
تو را با زخم صورت می شناسم
مرا بشناس با قد کمانی
نمی دانم چرا این زجر نامرد
بدش می آید از شیرین زبانی
عبایت روی دوش نیزه داری
عقیق تو به دست ساربانی
چه مویی داشتی بابا زمانی
چه مویی داشتم بابا زمانی
اگر مال منی پس پیش من باش
چرا دائم به دست این و آنی ؟!
نشد غارت پدر جان !چادرم را
خودم دادم به آن دختر امانی !
نفهمد هیچ کس بازار رفتم!
بماند بین ما راز نهان
رخت را سیر دیدم سیر گشتم
تو بودی آن غذای آسمانی
سرت خاکی شده در این خرابه
شدم شرمنده از این میزبانی
شاعر : #سید_پوریا_هاشمی ✍
ــــــــــــــــــ
آه دیگه از دست خودم کلافم
زحمتو باید کم کنم اضافم
دخترِ خوش قیافه بودم حالا
هیچکی خوشش نمیاد از قیافم
عمه ..
بِکشم سرمه چشام ناز میشه مگه نه!
بابایی بیاد دلم باز میشه مگه نه!
دوباره زندگیم آغاز میشه مگه نه!
نامرتب نیستم؛
من فقط النگوهام دستم نیست!
تو ندیدی بابا؛
زیر معجر گل سر بستم نیست!
بابا ..
دندونم که افتاده در میاد مگه نه!
تو عروسیم داداش اکبر میاد مگه نه!
روزای غصه و غم سر میاد مگه نه!
ــــــــــــــــــ
میکشم روی زمین پای پر از آبله را
تا میان من و تو کم کنم این فاصله را
سرِ نیزه ، وسط تشت طلا ، کنج تنور
فرصتی نیست بگیرم سر پر مشغله را
کاش دست تو کمی موی مرا شانه کند
بلکه آرام کنی دختر بی حوصله را
علت لکنت من را که خودت می بینی
ورم صورت و زخم لب و خون لثه را
جان من فکر نکن قافیه را باخته ام
خواستم پیش تو راحت بنویسم گله را
بین بازار به اشکم همه میخندیدند
دوست دارند چرا گریۀ در هلهله را
کاش بودی و مرا باز بغل می کردی
کاش بودی که بگیری یقۀ حرمله را
عمه در هلهله ها گفت کجایی عباس؟
غیرت الله بیا ختم کن این غائله را
عمه کوهیست که ما تکیه به او میکردیم
مادری کرد ، که آرام کند قافله را
خطبه ای خواند که بند دلشان را لرزاند
شام حس کرد دم صحبت او زلزله را
راستی واژۀ “یابن طلقا” یعنی چه؟
عمه آتش زده این سلسلۀ باطله را
او عقیله ست، صبور است، خدا حفظ کند
دختر فاطمۀ عالمۀ فاضله را
حسم این است که من دردسر قافله ام
کاش با خود ببری دردسر قافله را
می کشم منت اگر ناز مرا هم بکشی
می کشم روی زمین پای پر از آبله را
شاعر : #احمد_ایرانی_نسب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#حاج_محمد_بذری
#روضه_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#روضه_امام_حسن_علیه_السلام
#روضه_حضرت_رقیه_سلام_الله
#تخریب_بقیع
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
کربلایی حسین طاهری1404010206.mp3
زمان:
حجم:
9.66M
#زمینه_امام_علی | به مقام قرب سلمان
شنبه ۲ فروردین ۱۴۰۴
مداح : کربلایی #حسین_طاهری
#سید_پوریا_هاشمی ✍ متن👇
https://eitaa.com/emame3vom/56703
.
📋 می نویسم در اول سخنم
#وضه
#روضه_حضرت_علی_اصغر (ع)
#روضه_امام_حسین (ع)
🏴محفل روضه ، توسل و قرائت دعای جوشن صغیر به نیت انتصار الهی برای مردم مظلوم #غزه
#طوفان_الاقصی
.....................................................
می نویسم در اول سخنم..
تا ابد کشته مرده ی تو منم
آنقدر یا حسین میگویم
بوی سیب تو میدهد دهنم
من اویسم که کربلا هستم
به هوای تو رفتم از قرنم
جگرم سوخته برای غمت
یک نگین حدید در یمنم
در زمین تو میخرند مرا
زردم اما بروی این چمنم
تو حسینی عزیز پنج تنی
من غلام عزیز پنج تنم
گِل من را زمقتل آوردند
تربت کربلاست این بدنم
شیر مادر حرام من باشد
بی تو گر یک نفس، نفس بزنم
من تورا دیده ام خدا دیدم
دیدمت بیخیال "لا" و "لن"م..
بیشتر با من غریب بجوش
ای حسین من سفارش حسنم
کاش مارا برهنه خاک کنند
شرمسارم حسین از کفنم..
زیر سم ها به فکر من بودی
کشت من را غم کمرشکنم
شاعر : #سید_پوریا_هاشمی✍
به خدا لحظه لحظهاش روضه است ، هر صحنه یه گریزه ، دیدید مادر رو بیقرار بود ، مثل مجنونا میچرخید. گفت سر سفره بودیم بچههام گرسنه بودن ، نذاشتن نون بخوریم بچههام گرسنه و تشنه کشته شدن.
دیدید دست اون بچه رو ، تصور کن بچهای که قطعهای نون دستش بود ، تصور کن علی اصغر اون لحظه تیر و دست گرفته. می گه عجیبتر از همه اونا ، پدره بچههاشو تو دوتا پلاستیک جمع کرده بود با چه رویی برگرده خونه ، دیدید حیرون میچرخید. آی حسین
این همون روضهای که فرمود کاش می بودید می دیدید «كَيْفَ اِسْتَسْقي لِطِفْلي فَاَبوا اَن يّرْحَمُوني» بهم رحم نکردن! ، قربونت بریم چقدر خجالت کشیدی آقا
میگفت رحم بر پسر کشتهام کنید
گفت جنگ با رومیها که شد ، از هم غنیمتی میگرفتند با مسلمونا ، گفت از یه خونهای بچهای رو غنیمتی بردند مادر بیتابی میکرد ، اینقد زجه میزد به رومیا خبر رسید گفتن بچه رو برگردونید ، مادرش تحمل نداره .
داریم میریم به سمت روضه حضرت علی اصغر آقا جان ، بمیرم واسه غربتت نوهٔ امیرالمومنین میشناختن کی بودی آقا زدن! روایت مقتل «فتح الطفل عینه »
چشاشو باز کرد تیرو که خورد «فنظر الی ابیه»
یه نگاه به بابا کرد و « و تبسم» شروع کرد خندیدن
..............................................
حاج مسعود پیرایش
.👇
#امام_جعفر_صادق_علیه_السلام
#شهادت
#مثنوی
اگر چه روز تا با عزّ و احترام گذشت..
شب تو زیر لگد های انتقام گذشت
نماز تو به مدینه صلای غم میزد
غرور نافله ات را کسی به هم میزد
غم قدیمی تو در سجود می آمد
شنیدی از همه جا بوی دود می آمد؟!
به فاطمه پسر فاطمه توسل کرد
دوباره هیزم کهنه به پشت در گل کرد
آهای پیر مدینه عصا نمیخواهی؟!
زدی به کوچه..عمامه..عبا نمیخواهی؟!
به گردن همه از لطفهای تو دین است
چه شد که پای مبارک بدون نعلین است؟!
محاسن تو سپید است کاش رحم کنند
قدت ز درد خمیده ست کاش رحم کنند
کجاست آن همه شاگرد مدعی حالا..
که ناله ی تو پی اسب میرود بالا!
بخاطر دل زهرا نرو نرو به شتاب
چقدر مثل علی میشوی میان طناب!
اگرچه کوچه به کوچه دویدنت سخت است
نفس نفس زدی و روضه خواندنت سخت است
اگرچه خسته ی راهی.. به زور میگردی..
در این مسیر تو یاد رقیه هم کردی!
میان آنهمه اوباش روز هم شب بود
چقدر دختر ارباب ما معذب بود
آهای گریه کنان رقیه روضه تمام!
قرار ما شب سوم...دم خرابه شام!
#سید_پوریا_هاشمی
این کانال3هزارنفری گرامی می داریم
■■■■■■■کانال ایتا
💠 به رسانه مردم بپیوندید👇
https://eitaa.com/madahanpirbakran
──┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅──
🌸نشر با ذکر صلوات جهت
سلامتی و تعجیل در امر فرج
.
#طلیعه_محرم
راه بود و راه بود و راه بود
کاروان همراه ثارالله بود
کاروان نه قبله گاه عالمین
مرد یا زن جمله عشاق الحسین
پاسدار قافله عباس ماست
روی دوشش پرچم یا مجتبی ست
اینکه چونخورشید روی مرکب است
حضرت زهرای ثانی زینب است
زینب است این اقتدارش بارز است
عقل از درک عقیله عاجز است
پرده های محملش نور جلیست
یارب این دخت علی یا که علیست؟
هم علی و هم حسین و هم حسن
تکیه میکردند بر این شیر زن
سالها مستور مانده آیه اش
چشم همسایه ندیده سایه اش
قامتش دور از نگاه شوم بود
آفتاب از دیدنش محروم بود
قاسم و اکبر به دور محملش
با ابوفاضل نمی لرزد دلش
بار بگشایید اینجا کربلاست
لحظه موعود زینب با خداست
بارالها خسته ام جان بر لبم
زینبم من زینبم من زینبم
نیست جز شهد بلا در باده ام
بر همان عهد ازل اماده ام
این سر و این چادر و این معجرم
این دو دستم این رخم این پیکرم
تو اگر خواهی بیابان میروم
پا برهنه بر معیلان میروم
راضیم آواره گردم از حرم
آتش خیمه بیوفتد بر سرم
هرچه میگویی به چشم ای نور عین
هرچه اما جز جدایی از حسین
میشود آیا خوش اقبالم کنی
جای او راهی گودالم کنی
میشود خنجر ببرد گردنم
زیر سم اسبها باشد تنم
خوب میدانم که غارت میشوم
در شلوغی هتک حرمت میشوم
از غریبه فحش و توهین میخورم
از سنان سیلی سنگین میخورم
آنچه میترسم میاید بر سرم
دست نامحرم میوفتد معجرم
من که یک دفعه نرفتم در گذر
میشوم با شمر و خولی همسفر
شاعر: #سید_پوریا_هاشمی✍️
#شب_دوم_محرم
این کانال3هزارنفری گرامی می داریم
■■■■■■■کانال ایتا
💠 به رسانه مردم بپیوندید👇
https://eitaa.com/madahanpirbakran
──┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅──
🌸نشر با ذکر صلوات جهت
سلامتی و تعجیل در امر فرج.
#امام_حسین_علیه_السلام
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#اسارت
#کوفه
#غزل
پنجاه و چندسال از مردم بریده بودم
در پشت پرده بودم خلوت گزیده بودم
هم صحبتم تو بودی همسایه ام ابالفضل
تفسیر آیه کردم قران شنیده بودم
امروز اول صبح مثل اسیر جنگی
به شهر سابق خود تنها رسیده بودم
هرکس که دید خندید بر راه رفتن من
دنبال دخترانت از بس دویده بودم
ترسیدم از شلوغی حق داشتم حسین جان
کوچه ندیده بودم! دعوا ندیده بودم!
از شمر طعنه خوردم از حرمله کشیده
بغضی شکسته بودم رنگی پریده بودم
از شرّ چشمهای سنگین آشنایان
بر صورتم نقابی از خون کشیده بودم
چادر برایم آورد خرما برایم آورد
آن دختری که روزی او را خریده بودم
دیدم سرت شکسته! دیدی سرم شکسته؟
دیدم به نیزه بودی! دیدی خمیده بودم؟
در قصر کوفه بت را با خطبه ام شکستم
مثل خلیل آنجا من برگزیده بودم
#سید_پوریا_هاشمی
کانال3هزارنفری گرامی می داریم
■■■■■■■کانال ایتا
💠 به رسانه مردم بپیوندید👇
https://eitaa.com/madahanpirbakran
──┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅──
🌸نشر با ذکر صلوات جهت
سلامتی و تعجیل در امر فرج
.
#کوفه
#امام_حسین
#حضرت_زینب
در همه عمر نرفتم سفری بدتر از این
سفری بدتر ازاین پشت دری بدتر ازاین
چشم مردان و زنان در پی من میگردد
کمکم کن که ندیدم نظری بدتر ازاین
چادری خواستم از پیرزنی قرض نداد
دیده ای تا به کنون دردسری بدتر ازاین؟!
با عزاداریم اوباش محل میرقصند
نشکسته ست دل خون جگری بدتر ازاین
مردها را کسی از دور زنان دور نکرد
غیرت الله ندارم خبری بدتر ازاین
سر اینکوچه که رفتیم مرا سخت زدند
تازه باید بروم من گذری بدتر ازاین
نیزه دار سر تو حرف بدی گفت به من
لشکر کوفه ندارد نفری بدتر ازاین
خبرت هست شبم گوشه زندان سر شد؟!
چرخ هیهات ببیند سحری بدتر ازاین
#سید_پوریا_هاشمی✍
.
#مولانا_امیر_المومنین_علی_علیه_السلام
#لیله_المبیت
#غزل
فیض بیداری وقت سحرم دست علییست
ای خدا شکر! که برروی سرم دست علیست
عزتش مال خودش بود به من هم بخشید
آبرویی که به آن مفتخرم دست علیست
یاعلی گفت و عرق ریخت مرا نوکر کرد
برکت نان حلال پدرم دست علیست
خوب و بد نانخور اوییم بلا استثنا
به کسی کار نداریم کرم دست علیست
ذکر یا فاطمه در روز قیامت دارم..
چون صراطی که ازآن میگذرم دست علیست
روی اعلامیه ام ناد علی بنویسید
کار تلقین تن محتضرم دست علی ست
کربلایم ز علی و نجف من ز حسین
سفرم دست حسین و سفرم دست علی ست
در نجف تولیت صحن و حرم دست حسین
کربلا تولیت صحن و حرم دست علیست
جلوی چشم ترش فاطمه را میکشتند..
بخدا علت چشمان ترم "دست علیست
#سید_پوریا_هاشمی
این کانال3هزارنفری گرامی می داریم
■■■■■■■کانال ایتا
💠 به رسانه مردم بپیوندید👇
https://eitaa.com/madahanpirbakran
──┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅──
🌸نشر با ذکر صلوات جهت
سلامتی و تعجیل در امر فرج