3. نام خالق.mp3
4.77M
#امام_حسین (علیه السلام )
#استاد_حیدرزاده
#شعر_دوم :
نام خالق همیشه بر لب تان
آسمان محوِ ذکر یارب تان
به خداوند می شود نزدیک
هر دلی که شود مُقربتان
تن به ذلت نمیدهد هرکس
که نشسته به پای مکتب تان
سایه اش را ندیده همسایه
این بود افتخار زینب تان
داخل کشتی نجات توایم
از در خانه تو سوا شده ایم
درس عشق و وفا به عالم داد
ادبِ ساقیِ دلاورتان
چون طلا میشود زمینی که
پای بر آن نهاده مَرکب تان
دستگیرِ زُهیرها بوده اند
هست تفسیر صبح تا شب تان
معنیِ راه مستقیم تویی
چون خداوندِ خود ، کریم تویی
#شعر_سوم :
ما به عشقِ تو مبتلا شده ایم
نذریِ روضه هایتان بودم
که پس از سالها اَدا شده ایم
شکرِ حق از حسینیون هستیم
در حسینیه ی تو جا شده ایم
داخلِ کشتیِ نجات توایم
از تمام جهان سوا شده ایم
جز درِ خانه ی تو خیری نیست
چون تو شاهی ، همه گدا شده ایم
با عنایات حضرت زهرا
روضه خانِ سرِ شما شده ایم
ما عزادارهای آن بدنِ
خفته در بینِ بوریا شده ایم
ای دو عالم گدای محضرتان
به فدایِ وجودِ پرپرتان ..
8/6/1399
3. مبر ز خانه 29.10.97.mp3
15.72M
اَلسَلامُ عَلَیکِ
اَیَّتُهَا الصِدّیقَةُ الشَّهیدَة
#شهادت_حضرت_زهرا
( سلام الله علیها )
#استاد_حیدرزاده
مبر ز خانه ی حیدر صدای گرمت را
علی بگو... شنوم آن نوای گرمت را
ز چشم من مبری خنده های گرمت را
بخوان دوباره نماز و دعای گرمت را
#فاطمه_جان
قیام نیمه شبانت
عجب تماشائیست
در آسمان زِ قنوت تو
شور و غوغائیست
#فاطمه_جان
بتاب در دلِ شبهای تار من زهرا
بمان برای همیشه کنار من زهرا
ببین به حال دل بیقرار من زهرا
انیس بیکسی ام غمگسار من زهرا
#فاطمه_جان
به پای سفرۀ خالی ز نان من ماندی
در اوج غصه و غم همزبان من ماندی
از آن زمان که
دو دستت ز کار افتاده
تمام خانه ی من از مدار افتاده
حسن ز داغ رخت بیقرار افتاده
غریب و خسته کنار تو زار افتاده
#فاطمه_جان
مگو که می روم و
می سپارمت به خدا
که تا به روز ابد
دوست دارمت به خدا
مرا دوباره
صدا کن اباالحسن ! زهرا
سخن ز درد جدایی
مزن به من زهرا ...
مگو که دختر تو آورد کفن زهرا
به پیش چشم غریبم نفس نزن زهرا
تنِ ضعیفِ ز درد و غم تو آبم کرد
نماز خواندن نیمه شبت کبابم کرد
#مجتبی_روشن_روان
#شعر_دوم
روز آخر ، مادر ما
کارهای خانه کرد
دست لرزان ، اشک ریزان ،
موی ما را شانه کرد ...
#ایمان_غلامی
#شعر_سوم
دیشب پدر
آمد به خواب و دعوتم کرد
در عالم رویا نظر بر صورتم کرد
گفتا علی مظلوم است
از صورتت معلوم است
#شعر_چهارم
مگر ز اهل مدينه
چه ديدي اي مادر ؟
كه دل ز عمر عزيزت
بريدي اي مادر ...
#حاج_سید_رضا_موید
۲۹ دی ماه ۱۳۹۷
#فاطمیه
1. 30.4.99.m4a
15.28M
#شهادت_امام_جواد ( علیه السلام )
#استاد_حیدرزاده 🎤
محتاج به لطف و
کرم و جودِ جوادم
از بهرِ گدایی ،
به درش روی نهادم
شاها زِ گدایِ درِ خود
روی مگردان
دستم ز وفا گیر ،
که از پای فتادم ..
#شعر_دوم
تن بی تاب مرا تاب بده
جگرم سوخت ، مرا آب بده
#شهید_غلامعلی_رجبی
#شعر_سوم
ز سوز زهر
چنان ناله از جفا مى زد
که سوز ناله اش
آتش به ماسوى مى زد
برون حجره
همه پایکوب و دست افشان
درون حجره
یکى بود دست و پا مى زد
#حاج_علی_انسانی
#شعر_چهارم
هرچند
كه زخم جگرش خوب نشد
صد شكر
لبش شكسته از چوب نشد
هر چند
به روي بام افتاد ولي
مانند حسين
تنش لگد كوب نشد
#شعر_پنجم
بر خاک حجره ،
سر می گذارم
تنهای تنها
جان می سپارم
قاتل مرا کُشت
با کام عطشان
بابا رضا جان ،
بابا رضا جان ...
30/4/1399
.@madahanpirbakran
مجمع ذاکرین بخش پیربکران در ایتا
https://chat.whatsapp.com/IDf8EAc7mKzFQW043heMUu
آموزش مداحی امامحسین در وتساپ
3. سید مهدی رضایی.mp3
8.22M
#امام_زمان ( عج )
#سید_مهدی_رضایی
هرگز گمان مبر
که ز یاد تو غافلم
بنشستم ار خموش
خدا داند و دلم
مایل به وصل گل
نبوَد هیچ بلبلی
اندازه ای كه من
به وصال تو مایلم
گر جان به راه هجر ندادم
مرا ببخش
بد كرده ام ولی
به بدِ خویش قائلم
شاعر : #محمد_حسین_ناصر
#شعر_دوم
اگر چه لاله دلی داغدار
دارم من
زداغ عشق تو برجان
شرار دارم من
توئی بهشت من
تا تو با منی ای دوست
دگر به روضه ی رضوان
چکار دارم من ؟
بهار را به چمن واگذار
کز یادت
همیشه دسترسی
بربهاردارم من
به پیشگاه تو ،
چون میخرم شرمِ حضور
رخی عرق زده و شرمسار
دارم من
ز آستانه ی قدست
بگو نرانندم
کجا روم ؟ چه کنم
با توکار دارم من
#شعر_سوم
#حضرت_رقیه
#سلام_الله_علیها
دل شب است و
مسافرم از سفر رسیده
به جای سوقات
برایم آورد ، سرِ بریده
به شام تارم
سحر خوش آمد
پدر خوش آمد
پدر خوش آمد
رسیده بابا ،
شبِ وصالم ، شبِ وصالم ،
بگو به عمّه ،
کند حلالم ، کند حلالم
به شام تارم
سحر خوش آمد
پدر خوش آمد
پدر خوش آمد
یک امشب ، تا سحر
مهمونِ من باش
که من امید فردایی ندارم
نگاهش را بگو
برگیرد این ماه
یتیمم من ، تماشایی ندارم
#حضرت_رقیه
.
1. به سمت زهرا س.mp3
2.72M
#نوحه #حضرت_زهرا
#زمینه
#حاج_نریمان_پناهی
به سمت زهرا از
حجره دویدم من
#عدو جلوتر بود
دیر رسیدم من
فاطمه افتاد و
ناله کشیدم من
لگد به پهلوش خورد
دیر رسیدم من
صدایی از بینِ
شعله شنیدم من
سینه ی زهرا سوخت
دیر رسیدم من
دود فراگیر بود
خوب ندیدم من
محسنِ من سقط شد
دیر رسیدم من
رو بدنِ زهرا
عبا کشیدم من
فاطمه از حال رفت
دیر رسیدم من
صدای سیلی از
کوچه شنیدم من
چشم ، پر از خون شد
دیر رسیدم من ...
#شعر_دوم
به سمت گودال از
خیمه دویدم من ؛
شمر جلوتر بود
دیر رسیدم من
سرِ تو دعوا بود
نعره کشیدم من
سرِ تورو بردند
دیر رسیدم من
#شعر_سوم
خستگی از بدنت می ریزه
داره نیزه به تنت می ریزه
مگه چی گفتی عدو سنگت زد
داره خون از دهنت می ریزه
#سبک_بسمت_گودال_از_خیمه_دویدم
#فاطمیه #حضرت_زهرا
2. مدینه شهر.mp3
6.9M
#نوحه_امام_صادق
( علیه السلام )
#حاج_محمد_رضا_طاهری🎤
مدینه شهر پیمبر ،
خداحافظ خداحافظ
مزار خاکیِ مادر
خداحافظ خداحافظ
مدینه غربت من
بی حساب است
همیشه ناله ی من
بی جواب است
هنوزم که هنوزه مثل حیدر
به روی دست من
جای طناب است
تمام خانه ام
یکجا که میسوخت
به حال منزلِ
دنیا که میسوخت
به خود گفتم
چه حالی داشت حیدر ؟
در آتش ، چادر زهرا
که میسوخت ...
مدینه شهر پیمبر ،
خداحافظ خداحافظ
مزار خاکیِ مادر
خداحافظ خداحافظ
#شعر_دوم
حیاتی جاودانه بودم عمری
برای گریه بر جد غریبم
به دنبال بهانه بودم عمری
به دنیای زبون
خیری ندیدم
شکستند حُرمتِ
موی سپیدم
شبانه مثل زهرای سه ساله
پیاده پشتِ مَرکب میدویدم
#شعر_سوم
آن طائرِ بهشتی
دلها در آشیانه
چون شمع دردلِ شب
می سوخت عاشقانه
سوزش شرارِ سینه
ذکرش ترانه ی دل
آهش به اوجِ افلاک
اشکش به رخ بهانه
کی دیده زاهدی را
وقت عبادت شب
با دست بسته ، دشمن
بیرون برَد ز خانه
او با کهولت سن
با قامت خمیده
این با قساوت قلب
در دسته تازیانه
آن زاده ی پیمبر
ارثیه اش ز حیدر
این بود کز سرایش
آتش کِشد زبانه
هر چند خانه اش سوخت
از دود و شعله افروخت
دیگر نخورد یارش
سیلی درآستانش ...
#شاعر_استاد_سازگار
.