eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.6هزار دنبال‌کننده
10.1هزار عکس
13.8هزار ویدیو
1.2هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
. توسل به سلام الله علیها شنیده ام ز تو من از زبان بسیاری گرفته ام ز تو عمری نشان بسیاری زمان من به سر آمد بیا امام زمان نمانده است ز عمرم زمان بسیاری چقدر عاشق چشم انتظار داری تو به خاک خفته ی پیر و جوان بسیاری به نام تو چه شلوغ است دور خیلی ها بیا که بسته بماند دکان بسیاری زمین شبیه گذشته پر است از مظلوم فتاده اند شماری به جان بسیاری مرا به سُخره گرفتند منکران ظهور بیا بیا که ببندی دهان بسیاری برای تو همه خانواده گریانند نشسته دور و برت روضه خوان بسیاری شبیه مادر پهلو شکسته ،گریانند برای مادر تو مادران بسیاری هزار مرتبه جارو ز دست او افتاد نمانده است ز زهرا توان بسیاری زنان شهر چه مایوس سر تکان دادند نماندنی ست دگر در گمان بسیاری قسم به خانه آتش گرفته ، خواهد سوخت پس از مطاف علی آشیان بسیاری .
. عجل الله تعالی فرجه الشریف روزی که در ظهور تو تعجیل می شود قدری مصیبت از همه تقلیل می شود روزی که می رسی قدمت بس مبارک است دنیا به جای بهتری تبدیل می شود ای روز و روزگار خوش آدمی بیا سالَم به یاد و نام تو تحویل می شود وقتی که می زنی علم ای حجت خدا دیگر بساط غیر تو تعطیل می شود تا برقع از جمال مبارک زنی کنار روی علی و فاطمه تمثیل می شود صبح حکومت تو دگر می شود شروع پایان فرقه های اباطیل می شود ✍ .
. عجل الله تعالی فرجه الشریف خدا کند که بیایی برای خیلی ها خدا کند که بگیرد دعای خیلی ها بمیرد آنکه عزیزم تو را نمی خواهد بیا که آمدنت شد بلای خیلی ها اگر برای تو یاری نمی شود پیدا من حاضرم که بمیرم به جای خیلی ها بحق فاطمه بشکن سکوت مظلومان بیا در آمده دیگر صدای خیلی ها فرج به معنی مرهم برای هر زخمی ست دهی به دست ظهورت شفای خیلی ها سرور واقعی یعنی زمان آمدنت که روز آمدن توست عزای خیلی ها جهان به روی خود هر دم چه ناسزاها دید بده به تیغ عزیزت سزای خیلی ها زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف .
. عجل الله تعالی فرجه الشریف به زودی می رسد از ره امام منتظران شود چه شاد قلوب تمام منتظران زمانه بر سر جنگ است یا امام زمان به دست گیر عزیزم زمام منتظران ز عدل و قسط کنی پر تمام دنیا را زمین سند زده گردد به نام منتظران خدا گواست به زودی امام می آید زمانه می شود آخر به کام منتظران ز سمت کرب وبلا بانگ یا حسین آید که بوی سیب رسد به مشام منتظران صدای فاطمه از پشت در هنوز آید مدینه است شروع قیام منتظران به هر کسی که به سوی حرم اهانت کرد بگو بترس تو از انتقام منتظران به کوچه ها همه آذین زنید ای مردم به زودی می رسد از ره امام منتظران ✍ .
. بیا که برده فراق شما قرار از ما در آمده به خدا بی شما دمار از ما قدم به سمت ظهورت نمی زنیم آقا به غیر معصیتت آمده چه کار از ما نزاری اینکه بمیریم و مبتلا باشیم شبیه خاک نماند به جز مزار از ما به جای یاری و نصرت فقط دعا خواندیم نداشته باش ، از این بیشتر انتظار از ما سیاهی لشگرت هستیم و گوئیا نرسد کنار خیمه سبز تو مهزیار از ما نشسته در صف اول شبیه مدعیان ندیده کس به ره تو بجز شعار از ما به جای آنکه کمک حال و زینتت باشین گرفته قلب لطیف شما شرار از ما بحق جد غریبت حسین یادی کن کنار خانه کعبه به مستجار از ما عجل الله تعالی فرجه الشریف .
. علیه السلام به روایتی همه ریختن روی سر تو دو سه ساعتی به روایتی نیزه  رو زد میون قلبت سنان لعنتی سید الشهدا به روایتی  کشتن تو رو با هر چی که میشد چه رذالتی به روایتی توی قتل تو شریکن یه جماعتی سیدالشهدا به روایتی زدی تکیه به نیزه ی غربت چه نجابتی به روایتی پشت نکردی به لشگر دشمن چه شجاعتی سیدالشهدا چه مصیبتی تو هنوزم زنده ای میرم برا بی حرمتی چه مصیبتی پای نامحرم به حرم واشد چه مصیبتی  سید الشهدا یه عنایتی یه حرم قسمتون کن حرم دعوتی یه عنایتی انگار از چشم تو افتادم یه زیارتی سید الشهدا  ✍ امام حسین علیه‌السلام 👇
.. روز روز خوش دیانت بود  روز روز وفور نعمت بود روز سرکوبی شیاطین بود روز جشن و سرور امت بود روز تبلیغ و روز آگاهی روز ترویج دین و (ما انزل) روز تیین باطن دین بود روز تشریح در شریعت بود برترین عید در تمام قرون آشکارا بگو نبی اکنون تا ببینند چشم خفاشان که چه مقصود از نبوت بود جز علی یاور پیمبر نیست جز علی مقتدا و رهبر نیست دست بالای دست حیدر نیست روح آیات حق ولایت بود تا که مولا رسید همهمه شد از خدا و نبی او گله شد باز هم خصم در مغالطه شد آنکه در باطنش خباثب بود خلفا یک به یک عقب رفتند که مگر امر امر خالق نیست رو‌گرفتند از ولی خدا ترش کردند ؛ از حسادت بود یار غار نبی به خود لرزید به خود از روی خشم می پیچید شؤر کردند دسیسه می کردند قصدشان قدرت و حکومت بود اینهمه نقل در کتب ؛ حالا در تواتر شده ست خب حالا باز هم فکر سفسطه امد اینهمه واضحات؛ حجت بود اینهمه ظلم را مقصر کیست شعله ی دشمنی تان از چیست به خداوند شیعه ول کن نیست شیعه از اولش به بیعت بود چه کسی فتح کرد خیبر را شد فدا حضرت پیمبر را چه کسی افضل ست حیدر را؟ سینه اش مملو از هدایت بود «پادشاهی که تاج و‌تخت نداشت» دست هرگز نزد به بیت المال پشت میز ریاستش ننشست روز و شب را به فکر خدمت بود بین یک بادیه نشین و زبیر بین مردم و مالک اشتر وقت تقسیم امتیاز نداد حمکرانی اش از عدالت بود حیف از حماقت برخی اهل تحریف دوره اش کردند طلحه؛ابن زبیر؛ابوموسی دشمن اصلی اش جهالت بود علیه السلام   ✍ .
. خدایا داره می ره پیغمبرم پشت سرش دست به دعا می برم یواش برو ای تموم زندگیم جون به لبم کردی علی اکبرم بچه بزرگ نکردم آسون خدا قربون اون قد و بالات شم بابا برو به خیمه عمه آروم بشه اذان بگو موذن کربلا بی تو نفس کشیدنم سخت میشه نرو که دل بریدنم سخت میشه تو تشنه ای تشنه تر از تو بابا برای تو جنگیدنم سخت میشه صدام بکن نزار هراسون بشم چیزی بگو علی پریشون نشم داغ جوون میشکنه و می کشه جووون نزار که بی جون بشم بچه بزرگ نکردم اینجور بشه اینجوری از چشای من دور بشه اکبر بره علی اصغر بیاد بین هزار تا نیزه محصور بشه نمیشه باورم صدات قطع بشه بسته چشماتو نگات قطع بشه من اهل نفرین بودم ای عمر الهی نسل بچه هات قطع بشه باید تو رو از رو خاکا جمع کنم از جلو چشم عمه ها جمع کنم اگه رو دستم ببرم می ریزی باید تو رو روی عبا جمع کنم علیه السلام    ۱۴۰۳/۴/۲۳ .
. زمین برای سماوات می کند اقرار که دور فاطمه گشته تمامی ادوار تمام واقعه شرمندگی یک مرد است چه ماجرای هجوم و چه ماجرای انار پس از حریق مدینه ، بیوت آل الله به درب خانه ندیدند میخ یا مسمار من از خلیفه ی آن وقت،دارم استفتاء چه شد رعایت احکام  یک زن بیمار کسی که  خیر العمل بِرّ و مهر او باشد ندید خیر دگر از مهاجر و انصار خدا نبخشدش آن قُلُدری که با خود برد به درب خانه حورا جماعت اشرار از آن زمان که به دستاس فاطمه خون دید علی به خانه نرفته دگر به صرف نهار به سمت یک زن بد حال حمله ور شده است سگی که وا شده قلاده اش ،سگ بد هار به قصد کُشت زدند تا که از نفس افتاد به قصد قرب زدند هر کدامشان صد بار سلام الله علیها    این قطره  را دور از دل دریا نیانداز ما را جدا از روضه سقا نیانداز گوش تو را آزرده ام ،پر ادعایم سنگی به سمت مرغ بد آوا نیانداز من دلخوشم می بینمت وقتی بمیرم امروز مرگم را بده ، فردا نیانداز دست تو را می خواستم نه دِرهمت را من را به دست مردم دنیا نیانداز ما از قلم افتاده ایم عیبی ندارد از چشم خود ای نازنین،ما را نیانداز ما بچه های هیئتی گر اهل ناریم ما را کنار دشمن(قاتل)زهرا نیانداز .... گریز روضه حضرت زهرا سلام الله علیها زحمت نکش جارو نزن پهلو شکسته بس کن خودت را فاطمه از پا نیانداز دستت توان وزن سنگین را ندارد دیگر برای بچه ها تو جا نیانداز   در این خسوف چهره ات رازی نهفته   ‏شک در دلم ای عصمت کبری نیانداز .... گریز کربلا تازه به خواب ناز رفته ، بی مروت دیگر سر شش ماهه را بالا نیانداز سلام الله علیها      من کویر و بی برم اما ، بر سرم ابر رحمت زهراست خالیم،بی بهایم  و هیچم ،هرچه هست از عنایت زهراست صف کشیدیم نانمان بدهد،ایستادیم جانمان بدهد این غذاهای آخر هیات،دست پخت حضرت زهراست بچه ها ی یتیم زهرائیم ،که ندیدیم قبر مادر را  گره کور ما حرم شده است ، عقده ما زیارت زهراست روح ما را ز فرش خواهد برد،دسته دسته به عرش خواهد برد کل محشر به لطف او محتاج،آری آن روز نوبت زهراست خشم او خشم حضرت جبار،حب او حب حضرت رحمان دستگاه عدل  عادل منان ، بر اساس قضاوت زهراست صبح محشر که خلق می لنگند،فاطمیون تمام می خندند انبیا از نفس که افتادند،تازه وقت شفاعت زهراست طُهر مطلق طهارت زهراست،حور محو نجابت زهراست صد چو جبریل وحی هر دم،در شگفت از جلالت زهراست سلام الله علیها    این زخم پهلوی تورا من تازه دیدم این باد بازوی تورا من تازه دیدم گفتم چرا این مدت از من رو گرفتی سرخیِ ابروی تو را من تازه دیدم این روسریِ سوخته روی سرت بود کوتاهیِ موی تو را من تازه دیدم زیور به دست تو شکست،آنروز دیدم خون النگوی تو را من تازه دیدم قنفذ غلافش مثل یک چاقو عمل کرد این جای چاقوی تو را من تازه دیدم احدزاده  زهرا سلام الله علیها  ماندم که پهلوی  تو را اول بشویم یا اینکه بازوی تو را اول بشویم این سو که زخم پهلو آن سو زخم بستر این سو و آن سوی تو را اول بشویم آخر چگونه چشم بازت را ببندم بگذار تا روی تو را اول بشویم زهرا نگفتی گیسویت آتش گرفته اصلا بیا موی تو را اول بشویم زینب حواسش نیست، باید تا ندیده خون النگوی تورا اول بشویم گلبوسه خواهد زد حسن پیشانیت را پس خوب ابروی تو را اول بشویم قنفذ غلافش مثل یک چاقو عمل کرد پس زخم چاقوی تو را اول بشویم *** به جای بیت سوم می شه این بیت رو در آخر کار به این صورت آورد: آخر چگونه چشم بازت را ببندم بگذار تا روی تو را آخر بشویم سلام الله علیها    صدف پیغمبر خاتم و گوهر می شود زهرا پدر که مصطفی گردیده دختر می شود زهرا به یمن حضرت زهراست معنی می شود قرآن  تمام هل اتی و قدر و کوثر می شود زهرا کسی هم کفو زهرا غیر حیدر نیست در عالم علی چون شوهرش گردیده همسر می شود زهرا تفاخر می کند هر کس به آباء و به اجدادش مرا بابا علی بوده ست  و مادر می شود زهرا شفاعت می کند از بس که کافر هم طمع دارد تمام صحنه محشر سراسر می شود زهرا به یک یا فاطمه خیبر به دست مرتضی افتد مصافی پیش اگر آید خود حیدر می شود زهرا مرا آغاز و پایانی به جز زهرا و حیدر نیست تمام یا علی هایم در آخر می شود زهرا ولی الله اعظم را پناه است او و پشتیبان ولایت را ولی الله اکبر می شود زهرا   .
. غم داری و با مرتضی چیزی نگفتی از آنهمه رنج و بلا چیزی نگفتی همسایه ها مرگ تو را می خواستند و در حقشان غیر از دعا چیزی نگفتی من محرمت بودم ولی شرمنده کردی کردی مراعات مرا چیزی نگفتی اندازه ی یک مرد جنگی زخم دیدی اما جلوی بچه ها چیزی نگفتی خسته نباشی،نان نپز،راضی نبودم زحمت ندادی فضه را چیزی نگفتی دستاس را شستی که چشم من نیوفتد از زحمت زخمت چرا چیزی نگفتی شانه ز درد شانه ات بالا نیامد با زینب از این ماجرا چیزی نگفتی دیدی که قلبم سوخته شکوه نکردی سیلی که خوردی بی هوا چیزی نگفتی حیدر فدای غیرتت بانوی حیدر افتاده بودی زیر با پا چیزی نگفتی این زد تو را،آن زد تورا، اما عزیزم تو مادری کردی به ما چیزی نگفتی زانوی حیدر با تن تابوت لرزید جز رفتنت این روزها چیزی نگفتی کابوس تو پیراهن خونیست ،درخواب جز یا حسین و کربلا چیزی نگفتی    ۱۴۰۳/۰۸/۲۳ ✍ .
. به خاک خانه ی پیغمبر آسمان بودند فروغ دیده ی ختم پیمبران بودند نبی که واسعه ی رحمت است، فرمودند: که او همیشه مرا یار مهربان بودند مقام مادریِ مومنین گواراشان که سایه ی سر انبوه مومنان بودند برای مردم دنیا ، خَدیجَهَ الْغَرّاءِ ولی برای پیمبر خدیجه جان بودند سپاه فاتح حق که میامد از غزوات جلوتر از همه ی شهر ، میزبان بودند تمام ثروت خود را به خیر بخشیدند فقط برای یتیمان به فکر نان بودند به عزلتش نکشیدند کافران قریش چرا که زهره ی زهراش همزبان بودند چه بانویی که خدا هم سلامشان دادند چه بانویی که سرآمد در این جهان بودند و اَین مثل خدیجه ، نشان تصدیق است در آن زمان که سران نیز سرگران بودند در آن زمان که نماز همه فرادی بود به اقتدای پیمبر سر اذان بودند برای کَفْن کَفَن از بهشت آوردند به او که سیده ی اول جنان بودند    ✍ .
. سلام الله علیها با حضرت قاسم علیه السلام سرت عمامه کنم تا چنان پدر گردی حنک کنم پسرم تا تو ماه تر گردی پدر اگر به برت بود دور تو می گشت به بوسه ای به جبینت تو مفتخر گردی خودش نوشته فدای برادرش بشوی اجازه داده که در رزم مختصر گردی همیشه آرزویت بود زود قد بکشی تو هم شبیه عمویت رشیدتر گردی نشان بده به همه نسل مجتبی هستی میان کرب و بلا حیدری دگر گردی شبیه عمه منم بین خیمه خواهم ماند اگر چه با تن پر خون به خیمه برگردی برو کبوتر مادر ، نیاد آن دم که به زیر سم ستوران شکسته پر گردی 1404/04/09 این کانال3هزارنفری گرامی می داریم ■■■■■■■کانال ایتا 💠 به رسانه مردم بپیوندید👇 https://eitaa.com/madahanpirbakran ──┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅── 🌸نشر با ذکر صلوات جهت سلامتی و تعجیل در امر فرج