eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.3هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
10.8هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
جبرئیل این روزا تو جاده کربلاته - شور-1.mp3
16.06M
📋 جبرئیل این روزا تو جاده کربلاته ✔️ / حاج محمود کریمی ✔️ ✔️ "ع" ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ جبرئیل این روزا تو جاده کربلاته با لباس مبدل خادم زائراته همه جاری مثه چشمه مثه دریا مثه بارون همه راهی همه بیدل همه شیدا همه مجنون همه دل تنگ مثه مسلم مثه هانی مثه مختار همه سر ها رو اوردن برا تقدیم به پای یار لبیک حسین لبیک حسین این شبا کل اهل اسمون رو زمینن جن و انس و فرشته زائر اربعینن همه رفتن توی راهن منم و این پریشونی یه چیزی تو دلم میگه تو دیگه جا نمی مونی به فدای یه نگاهت پدر و مادرم اقا یه نگاه کن که نمیرم تو فراق حرم اقا غرق در حیرتم من یا دلیل یا ابالفضل دنبال خونتم من الدخیل یا ابالفضل خودم اینجام دلم اونجاس دل قطره پیش دریاس حرم شاه حرم ماه پیش ارباب پیش عباس منه مشتاق منه عاشق منه نا چیز و نا قابل به تو اقا پناهندم مددی یا ابوفاضل ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
4_5895255261332900586.mp3
23.09M
[ تویی آغاز عشق - زمینه جدید فوق العاده زیبا ] - کربلایی جواد مقدم - شب دوم صفر - ۱٤۰۰/۰۶/۱۷ - حسینیه چهارده معصوم - شهرری
. 🎤 تویی آغاز عشق پر پرواز عشق طنین اسمتو روی دلم آغاز عشق طیب و حر و رسول رو میگن اعجاز عشق اسم تو قوت زانوی زمین خورده هاس عشق تو جوون دوباره واسه دل مرده هاس رفیق بی کلک زندگی ما حسین(ع) کربلا خونه ی امید کم آورده هاس میشه آرامشو حس کرد،هر جا که اسم تو باشه ولی ای کاش روزیه ما شب جمعه کربلا شه یا حسین جان یا حسین جان یا حسین جان تَه آرامشم ، همه ی خواهشم چه قشنگه وقتی تو روضه نفس میکشم تموم سعی من اینه که عزیزت بشم دلم انگار توی صحن تو قدم میزنه آروم آروم داره بارون به دلم میزنه وقتی چشمام توی روضت خیسه بارون میشه یعنی زهرا(س) داره روزیمو رقم میزنه میشه آرامش رو حس کرد هر جا که اسم تو باشه ولی ای کاش روزیه ما شب جمعه‌ کربلا شه یا حسین جان یا حسین جان یا حسین جان رفیق بامرام ،عشق علیه السلام همه میرن کسی جز تو نمیمونه برام همه ی دلخوشیم اینه که با تو آشنام توی تاریکی قبرم منو یادت نره تو نباشی بهم آقا خیلی سخت میگذره به همین سینه زنی ها دل رو خوش میکنم خیالم راحته محشر مادرت میخره میشه آرامشو حس کرد هر جا که اسم تو باشه ولی ای کاش روزیه ما شب جمعه‌ کربلا شه یا حسین جان یا حسین جان یا حسین جان رفیق بامرام ،عشق علیه السلام همه میرن کسی جز تو نمیمونه برام همه ی دلخوشیم اینه که با تو آشنام اسم تو قوت زانوی زمین خورده هاس عشق تو جوون دوباره واسه دل مرده هاس رفیق بی کلک زندگی ما حسین(ع) کربلا خونه ی امید کم آورده هاس دلم انگار توی صحن تو قدم میزنه آروم آروم داره بارون به دلم میزنه وقتی چشمام توی روضت خیسه بارون میشه یعنی زهرا(س) داره روزیمو رقم میزنه میشه آرامشو حس کرد،هر جا که اسم تو باشه ولی ای کاش روزیه ما شب جمعه کربلا شه یا حسین جان یا حسین جان یا حسین جان ۱۴۰۰ 👇
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. 📋 از کودکی با خاطراتت گریه کردم (ع) (س) کربلایی سیدرضا نریمانی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ از کودکی با خاطراتت گریه کردم با دستمال مشکی غم گریه کردم زیر کتیبه، رو به پرچم گریه کردم گفتن یا مظلوم، نم‌نم گریه کردم این گریه از شیر حلال مادران است گریه، گریه، گریه بهترین کار جهان است هرجا که رفتم از شکوه تو سخن بود نام شما لالایی شبهای من بود زیباترین تکرار من، سینه زدن بود جای کبودی بعد هیئت، روی تن بود با سینه‌زن‌ها دم گرفتم، قد کشیدم در روضه‌ها ماتم گرفتم، قد کشیدم جایی نخواهم رفت غیر از خانه‌ی تو تنها شدم محتاج آب و دانه‌ی تو من را نجاتم می‌دهد میخانه‌ی تو بهتر که باشم تا ابد دیوانه‌ی تو جز نوکری کوی تو، من را هنر نیست اصلا به غیر از خانه‌ت، جایی خبر نیست بر سر زنان از ماجرایت، غصه خوردم با مقتل کرب و بلایت، غصه خوردم برا حال و روزت بچه‌هایت، غصه خوردم از بچگی خیلی برایت، غصه خوردم موی سفیدم، راوی شرح غم توست فیض دو عالم، در کنار پرچم توست قبل از محرم میکند مادر صدایم نامه فرستاده با دست خود برایم مشمول لطف و رحمت خیر النسایم زهرا خودش من را سوا کرده بیایم بغض گلوی عاشقان از، آه زهراست اشکی اگر گردد روان، از آه زهراست شب تا سحر، همسایه‌هایش را دعا کرد بین قنوتش، گریه‌کن‌ها را صدا کرد ما را اسیر خامس آل عبا کرد آهی کشید و سینه‌ها را، کربلا کرد اذن دخول روضه‌های ما مدینه‌ست شرط قبول گریه‌های ما مدینه‌ست در جمعیت گم میشود لحن صدایی بالا گرفته کین‌های بی‌حیایی افتاده در روی تنش با ضرب پایی روضه زنانه می‌شود فضه کجایی؟ دیگر نشد شانه زنم، موی حسینم از دمی سوخت، گیسوی حسینم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ 👇
. ما حالمان بد است شماها دعا کنید یک کربلا برای همه دست و پاکنید "خیری ندیده ایم از این اختیارها" ما را به زور راهی کرب و بلا کنید ما را بکش به بند و حرم را به ما نبند ما را کشیده کرب و بلا و رها کنید یعنی یکی نبود که یادی ز ما کند ای رفته ها ،حرم ، کمی هم یاد ما کنید راضی شدیم اگر چه ذغال عزا شدیم ما زَنگیان خریده و خرج عزا کنید پیش حسین سیاه و سفید هر دو تا یکی است باشد قبول ، روی مرا هم سیا کنید بد می شود که خانه بمانیم اربعین پس لااقل به قدر سلامی صدا کنید ما دستمان به سینه روی بام می رویم شاید کبوتری روی گنبد هوا کنید دق می کنیم و جای گله ، گریه می کنیم آنجا به جای ما گله و گریه ها کنید جامانده را رقیه فقط درک می کند با گریه بر سه ساله مرا روبرا کنید یک مشهدالرضا طلب ما نرفته ها باید که عاقبت همه ما را رضا کنید ✅مجید احدزاده - شهریور ۱۴۰۰ .
. افشاری ای مرهم دردم ای یوسف زهرا ای بانیِ اشک ِ روضه عاشورا ای مهربون آقام تنهاتراز تنها دنبال تو گشتم هرجای این دنیا2 عجل فرج ذکر روز و شبهام ادرکنی یا مهدی ذکر لبهام یار مدینه ای بی قرینه مرهم درده زخم رو سینه یاحجت الله بقیه الله از دست این دنیا خسته و دل خونی برات بمیرم که عمریه گریونی بردم تورو از یاد من بی وفا بودم تو بودی یادم ، من از تو جدا بودم باتو همیشه این دل آرومه گداییِ خونت آبرومه ای تاروپودم ذکر سجودم همیشه آقا دور از تو بودم یاحجت الله بقیه الله کسی به یادت نیست ای پسر زهرا تو این شبا هستی خون جگر زهرا غرق غم و دردی یه عمره بی یاری این شبا هم واسه محسن عزاداری می خونی با قلبی که پر آهه روضه برای طفل شیش ماهه روضه ی مادر روضه ی اون در غنچه گلی که وا نشد آخر یاحجت الله بقیه الله ✍شاعر:ابوالفضل آلوئیان 🎤 کربلایی 🌷🌷🌷🌷🌷
. ☑️ علل گریه امام حسن (ع) هنگام شهادت امام حسن (ع) به هنگام شهادت می‏ گریست. شخصی از آن حضرت پرسید: شما چرا گریه می‏ کنید؟ زیرا نسبتی که شما با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دارید کسی ندارد و بیست بار پیاده حج بجا آوردی و سه بار مالت را با خدا تقسیم کردی؟ قال علیه‏السلام: انما أبکی لخصلتین لهول المطلع و فراق الأحبة(۱) امام حسن علیه‏السلام فرمود: برای دو مورد گریه می‏کنم: برای هراس از لحظه‏ ی دیدار و دیگری جدایی یاران. و در حدیث دیگری آمده است: امام حسین علیه‏السلام از امام حسن علیه‏السلام پرسید: چرا بی‏تابی می‏ کنی؟ با اینکه بر پدرانت رسول خدا و علی علیه‏السلام و مادرانت فاطمه و خدیجه و دایی‏هایت قاسم و طاهر و بر عموهایت حمزه و جعفر وارد می ‏شوی؟. قال علیه‏السلام: یا أخی ما جزعی الا أنی أدخل فی أمر لم أدخل فی مثله و أری خلقا من خلق الله لم أر مثلهم قط(۲) علیه‏السلام فرمود: برادرم! بی‏ تابی من جز برای آن نیست که وارد فضایی می‏ شوم که تاکنون وارد چنین فضایی نشده ‏ام و آفریدگانی از خلق خدای می‏ بینم که هرگز چون آنها را ندیده ‏ام. و در حدیث دیگری آمده است: از امام علیه‏السلام علت گریه‏ اش را پرسیدند. قال علیه‏السلام: انی أسلک طریقا لم أسلکها، و أقدم علی سید لم أره(۳) امام حسن علیه‏السلام فرمود: من رهسپار راهی هستم که تاکنون گام در آن ننهاده ‏ام و مهمان بزرگواری هستم که ندیدمش. 📚منابع: (۱): بحارالانوار، ج ۶؛ ص ۱۵۹ (۲): تاریخ چهارده معصوم علیهم‏السلام، ص ۴۰۴ (۳): حلیة الابرار؛ ج ۴، ص ۵۸ مجتبی ع ☑️ گریه امام حسین(ع) در مصیبت شهادت امام حسن(ع) حضرت امام حسن (ع) در روز شهادت خود هنگامی که امام حسین (ع) برای غربت و مظلومیت برادر گریه می‌کردند، فرمودند: " روزی، به سختی روز شهادت تو نیست، ای اباعبدالله" 📚منبع: معالی السبطین، ج ۲، ص ۱۰ مناقب ابن شهر آشوب، ج ۴، ص ۸۶ ............ ☑️ چگونگی شهادت امام حسن علیه السلام شیخ مفید(ره) این دانشمند پرآوازه اسلامی در کتاب «الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد» خود که به «الارشاد» معروف است در فصل مربوط به شهادت امام حسن علیه السلام می نویسد: معاویه برای جَعده، دختر اشعث بن قیس پیغام فرستاد که: أَنِّی مُزَوِّجُكِ یَزِیدَ ابْنِی‏ عَلَى أَنْ تَسُمِّیَ الْحَسَنَ؛ من تو را به ازدواج پسرم یزید در می آورم به شرط آنکه [امام] حسن [علیه السلام] را مسموم کنی و او را به قتل رسانی. هزار درهم نیز برای او فرستاد. جعده خواست معاویه را عملی کرد و امام علیه السلام را مسموم ساخت. معاویه خوش خدمتی جعده را با پول پاسخ داد؛ اما هیچگاه او را به عقد یزید در نیاورد. پس از شهادت امام حسن علیه السلام جعده با مردی از آل طلحه ازدواج کرد و از او صاحب فرزندانی شد. از آن پس هرگاه بین فرزندانی از قریش و آن فرزندان گفتگویی در می گرفت؛ قریشی ها آنها را سرزنش کرده و آنها چنین خطاب می کردند: یَا بَنِی مُسِمَّةِ الْأَزْوَاجِ ؛ ای فرزندان زنی که شوهران خود را مسموم می کند. 📚منبع: الارشاد، ج۲، ص۱۶ .
. روایت منع عایشه از دفن مجتبی(ع) در کتاب کافی آمده است: محمد بن مسلم گوید شنیدم امام باقر (علیه‌السّلام) می‌فرمود: هنگامی که حسن بن علی (علیه‌السّلام) به حالت احتضار درآمد، به برادرش حسین (علیه‌السّلام) فرمود: «برادرم! به تو وصیتی می‌کنم، آن را حفظ کن، زمانی که من از دنیا رفتم، جنازه‌ام را آماده دفن کن، سپس مرا به سوی رسول خدا (صلّی‌اللَّه‌علیه‌و‌آله) ببر تا با او تجدید عهدی کنم، آنگاه مرا به جانب مادرم فاطمه (علیهاالسّلام) برگردان، سپس مرا ببر و در بقیع دفن کن و بدان که از طرف حمیرا، (عایشه) که مردم از زشتکاری و دشمنی او با خدا و پیغمبر و ما خاندان آگاهند، مصیبتی به من می‌رسد» وقتی امام حسن (علیه‌السّلام) وفات کرد و روی تابوتش گذاردند، او را به جایی که پیغمبر (صلّی‌اللَّه‌علیه‌و‌آله) بر جنازه‌ها نماز می‌خواند بردند، امام حسین بر جنازه نماز گذارد و زمانی که نمازش تمام شد داخل مسجدش بردند، هنگامی که بر سر قبر رسول خدا (صلّی‌اللَّه‌علیه‌و‌آله) نگهش داشتند، به عایشه خبر بردند و به او گفتند، بنی‌هاشم جنازه حسن بن علی (علیهما‌السّلام) را آورده‌اند تا در کنار رسول خدا (صلّی‌اللَّه‌علیه‌و‌آله) دفن کنند، عایشه بر استری زین کرده نشست و سریع خود را به آن جا رساند ـ او نخستین زنی بود که بعد از اسلام بر زین نشست ـ و ایستاد و گفت: فرزند خود را از خانه من بیرون برید، که نباید در اینجا چیزی دفن شود و حجاب پیغمبر (صلّی‌اللَّه‌علیه‌و‌آله) دریده شود. حسین بن علی (صلوات‌اللَّه‌علیهما) فرمود: تو و پدرت از پیش حجاب پیغمبر (صلّی‌اللَّه‌علیه‌و‌آله) را دریدید و تو در خانه پیغمبر کسی را در آوردی که دوست نداشت نزدیک او باشد (مقصود ابوبکر و عمر است) و خدا از این کار، از تو باز خواست می‌کند. همانا برادرم به من امر کرد که جنازه‌اش را نزدیک پدرش رسول خدا (صلّی‌اللَّه‌علیه‌و‌آله) ببرم تا با او تجدید عهد کند و بدان که برادر من از همه مردم به خدا و رسولش و معنی قرآن داناتر بود و نیز او داناتر از این بود که پرده رسول خدا (صلّی‌اللَّه‌علیه‌و‌آله) را پاره کند، زیرا خدای تبارک و تعالی می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! تا به شما اجازه نداده‌اند به خانه پیغمبر وارد نشوید.» و تو بدون اجازه پیغمبر، مردانی را به خانه او راه دادی. خدای (عزّوجلّ) فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! صدای خود را فراتر از صدای پیامبر نکنید» در صورتی که به جان خودم سوگند که تو به خاطر پدرت و فاروقش (عمر) بغل گوش پیغمبر (صلّی‌اللَّه‌علیه‌و‌آله) کلنگ‌ها زدی؛ با آن‌که خدای (عزّوجلّ) فرموده: «آنها که صدای خود را نزد رسول خدا کوتاه می‌کنند همان کسانی هستند که خداوند دلهایشان را برای تقوا خالص نموده» به جان خودم که پدرت و فاروقش به سبب نزدیک کردن خودشان را به پیغمبر (صلّی‌اللَّه‌علیه‌و‌آله) او را آزار دادند و آن حقی را که خدا با زبان پیغمبرش به آنها امر کرده بود، رعایت نکردند؛ زیرا خدا مقرر فرموده که آنچه نسبت به مؤمنین در حال زنده بودنشان حرام است در حال مرده بودن آنها هم حرام است، به خدا‌ ای عایشه! اگر دفن کردن حسن نزد پدرش رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) که تو آن را نمی‌خواهی، از نظر ما خدا آن را جایز کرده بود، می‌فهمیدی که او در آنجا دفن می‌شد (ولی افسوس که کلنگ زدن نزد گوش پیغمبر از نظر ما جایز نیست) سپس محمد بن حنفیه رشته سخن به دست گرفت و فرمود: ‌ای عایشه! یک روز بر استر می‌نشینی و یک روز (در جنگ جمل) بر شتر می‌نشینی؟! تو به علت دشمنی و عداوتی که با بنی‌هاشم داری، نه مالک نفس خودت هستی و نه در زمین قرار می‌گیری. عایشه رو به او کرد و گفت: پسر حنفیه! اینها فرزندان فاطمه‌اند که سخن می‌گویند، تو چه می گویی؟! حسین (علیه‌السّلام) به او فرمود: محمد را از بنی فاطمه به کجا دور می کنی، به خدا که او زاده سه فاطمه است: ۱. فاطمه دختر عمران بن عائذ بن عمرو بن مخزوم (مادر ابو‌طالب) ۲. فاطمه بنت اسد بن‌هاشم (مادر امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)) ۳. فاطمه دختر زائدة بن اصم بن رواحة بن حجر بن عبد معیص بن عامر (مادر عبد‌المطلب) عایشه به امام حسین (علیه‌السّلام) گفت: پسر خود را دور کنید و ببریدش که شما مردمی هستید که همواره به دنبال دشمنی کردن هستید. پس حسین (علیه‌السّلام) به جانب قبر مادرش رفت و جنازه امام حسن (ع)را در بقیع دفن کرد. 📚منبع: اصول کافی، ج۱، ص۳۰۲