✍
یا علی!
آیا آن دَمی که فاطمهات را کتک میزنند و تو را کشانکشان به مسجد میبرند، صبر میکنی ؟!
در نقلی آمده است:
🥀 لحظات آخر عمر مبارک رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بود که رو به امیرالمومنین علیهالسلام نمودند و فرمودند:
📋 أتَصبِرُ إذا قادوكَ بِحَمائلِ سَيفك؟ أو تَصبِر إذا قادوكَ في مِحرابِك؟ أو تَصبِرُ إذا هُتِكتِ الحُرمة؟
▪️آن دَم که تو را شمشیر بر کمر، میکشاندند، آیا صبر میکنی؟ یا آن ساعتی که حُرمت ها هتک شده و کشان کشان تو را به سمت محرابت میبرند، صبر میکنی؟!
📋 نَكَسَ بِرأسِه و هُوَ يَبكي ...
▪️در این هنگام امیرالمومنین علیهالسلام سرش را به زیر انداخت و گریه میکرد...
🥀 رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ادامه داد:
📋 أو تَصبِرُ إذا حَرَقوا بابَ دارِك ؟ أو تَصبِر إذا ضَرَبوا فاطمة؟ أو تَصبِر إذا أنبَتوا المِسمارَ في صَدرِها ؟ أو تَصبِر إذا أسقَطوا جَنينها؟
▪️آیا آن دَمی که درب خانهات را به آتش میکشند و فاطمه سلاماللهعلیها را کتک میزنند، صبر میکنی؟! آیا بر آن لحظهای که میخ، در سینهٔ فاطمهات جا کرده و جنین او را سقط میکنند، صبر میکنی؟!
🥀 در این هنگام امیرالمؤمنین علیهالسلام با چشمی گریان فرمود:
📋 أصبِرُ يا رسول الله !
آری صبر میکنم ای رسول خدا!
📚الطریق،کاشی، ج۳ص ۴۱
نفسم در شماره افتاده
رنگ و رویم پریده است علی
سر من را بگیر بر زانوت
وقت رفتن رسیده است علی
گرچه زود و سریع طی شد و رفت
چقدر روزگار سخت گذشت
همۀ سالهای تبلیغم
به من بیقرار سخت گذشت
دل من را همیشه توهینِ
بی حیاها شکست، یادت هست
سنگ باران کودکان لجوج
سر من را شکست، یادت هست
در اُحد که غریب ماندم من
بغض کفار داشت وا میشد
یک تنه جوشنم شدی تو علی
تو نبودی، سرم جدا میشد
اثر آفتاب شِعب این بود
در سرم شعلههای تب مانده
به کف پای من از آنموقع
خارهای ابولهب مانده
چه کنم وقت رفتن آمده است
دل ندارم که روضهخوان باشم
کاش میشد زمان حمله به در
زنده باشم، کنارتان باشم
ظاهراً مؤمن و مسلماناند
با تو و فاطمه بد اند علی
صبر کن صبر کن برای خدا
همسرت را اگر زدند علی
صبر کن آن زمان که با سیلی
قصد دارند بر رویش بزنند
یا که در پیش دست بستهی تو
با قلافی به بازویش بزنند
تازه این اول مصیبتهاست
کربلای حسین نزدیک است
مثل زهرا قرار سوختن
بچههای حسین نزدیک است...
#شهادت_پیامبر_اکرم (ص)
#پیامبر_اکرم (ص)
#صفر
به کانال آموزش مداحی و اشعار اربعین بپیوندید 👇👇👇👇👇
🆔 ➺ @madahi313
✍
ملکالموت چگونه برای گرفتن جان رسول خدا صلیاللهعلیهوآله وارد خانه آن حضرت شد؟!
در نقلها آمده است:
🥀 رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در هنگام بیماری، ساعتی بیهوش شد؛ ناگهان کسی در خانه را کوبید. فاطمه زهرا سلاماللهعلیها فرمود: کیست که در را میکوبد؟ گفت: من مردی غریبم! آمدهام و از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله خواستهای دارم آیا اجازه میدهید وارد خانه شود؟!
🥀 فاطمه زهرا سلاماللهعلیها گفت: خدا تو را رحمت کند. رسول خدا بیمار است و نمیتواند به کار تو بپردازد. او هم رفت و بعد از اندک زمانی برگشت و باز در را کوبید و گفت: غریبی هستم و اجازه میخواهم بر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله وارد شود. آیا اجازه میدهید؟!
🥀 در این هنگام رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به هوش آمد و فرمود: ای فاطمه! میدانی او کیست؟ گفت: نه ای رسول خدا! فرمود: او پراکنده کننده جماعتها و درهم شکننده لذّت هاست. او ملکالموت است. به خدا قسم او پیش از من و پس از من از کسی اذن ورود نخواسته است و به خاطر جایگاه و منزلتم نزد خداوند متعال از من اذن ورود میخواهد. به او اجازه دهید وارد شود.
🥀 پس فاطمه زهرا سلاماللهعلیها فرمود: وارد شو! خدا تو را رحمت کند. پس مانند نسیم وارد شد و گفت: سلام بر شما ای اهل بیت رسول خدا!
📋 فَأَوْصَی النَّبِیُّ إِلَی عَلِیٍّ بِالصَّبْرِ عَنِ الدُّنْیَا وَ بِحِفْظِ فَاطِمَةَ وَ بِجَمْعِ الْقُرْآنِ وَ بِقَضَاءِ دَیْنِهِ وَ بِغُسْلِهِ وَ أَنْ یَعْمَلَ حَوْلَ قَبْرِهِ حَائِطاً وَ بِحِفْظِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ
▪️پس رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ، امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را به صبر کردن در (مصائب این) دنیا، محافظتنمودن از فاطمه زهرا سلاماللهعلیها، جمع کردن قرآن، پرداخت دِین او و اینکه به دور قبر آن حضرت دیواری بسازد و از حسن و حسین محافظت کند، سفارش نمود.
📚المناقب، ج۳ ص۱۱۶
سر به دامان علی داشت که جان بر لب بود
آخرین ذکر نبی, یاعلی و یارب بود
نفسِ آخرِ او بود که می گفت: حسین
و کلام دگرش یادِ غم زینب بود
بروی سینۀپیغمبر اکرم حسن است
و کنار سر او فاطمهاش آنشب بود
همه أسرارِ مگو را به علی گفت نبی
آخرین سّرِ دلش حاوی این مطلب بود
یا علی! بعد من آتش به حرم می افتد
آشکارا شود آن بغض که در مَرحب بود
خانه ام را که همین قوم به آتش بکشند
تازه معلوم شود خصمِ تو لامذهب بود
بِین دیوار و درِ خانه بماند زهرا
وسط آتش کاشانه بماند زهرا
غصه می آید و این دوره بسر می آید
دورۀحزن تو با خونِ جگر می آید
بعد من یاعلی این جمع ز هم می پاشد
پشت این در خبر قتل پسر می آید
بازو و پهلوی زهرای ترا خُرد کنند
فاطمه یاری تو روز خطر می آید
در همین کوچۀباریک بدنبال فدک
دومی با غضبش بار دگر می آید
آه از سیلی این قوم به ریحانۀمن
وای از آندم که ز مسمار خبر می آید
تا ترا یکّه و تنها نگذارد کُفوَت
فاطمه بعد من از شرم تو در می آید
حسنم می شود آنروز عصای مادر
وسط کوچه شود آب, بپای مادر
بعد از این تازه حسن حالِ پریشان دارد
تا چهل سال ز غم گریۀپنهان دارد
جگرش پاره شود, وز کفِ او چاره شود
زانوی غم به بغل, نالۀ هجران دارد
هست بعد از حسنم, داغ حسینم در پیش
او که بر پیکر خود نیزه فراوان دارد
قاتلانش همه هستند؛ أراذل اوباش
گرچه این قافله عنوان مسلمان دارد
سرِ او را سرِ نیزه همه جا چرخانند
گریه بر حال یتیمان و اسیران دارد
کعب نی ها به تن زینب او خُرد شود
سفری پر ز بلا همره عدوان دارد
آه از گوشۀ ویرانه و رخسار کبود
باز هم دخت من و سیلیِ یک دست یهود
#شهادت_پیامبر_اکرم (ص)
#پیامبر_اکرم (ص)
#صفر
به کانال آموزش مداحی و اشعار اربعین بپیوندید 👇👇👇👇👇
🆔 ➺ @madahi313
کربلاییمحمد اسداللهیاسداللهی-صلی علیک.mp3
زمان:
حجم:
5.41M
🎧 تنظیم استودیویی | صلیالله علیک یا نبی...
🎤 کربلایی محمد اسداللهی
#شهادت_پیامبر_اکرم (ص)
#پیامبر_اکرم (ص)
#صفر
به کانال آموزش مداحی و اشعار اربعین بپیوندید 👇👇👇👇👇
🆔 ➺ @madahi313
Haj Meysam Motieeshab28safar1402[02].mp3
زمان:
حجم:
10.78M
🎧 اجر پیغمبری (روضه)
🎤 حاج میثم مطیعی
#شهادت_پیامبر_اکرم (ص)
#پیامبر_اکرم (ص)
#صفر
به کانال آموزش مداحی و اشعار اربعین بپیوندید 👇👇👇👇👇
🆔 ➺ @madahi313
Haj Meysam Motieeshab28safar1402[04].mp3
زمان:
حجم:
4.28M
🎧 اسوة حسنة (زمینه)
🎤 حاج میثم مطیعی
#شهادت_پیامبر_اکرم (ص)
#پیامبر_اکرم (ص)
#صفر
به کانال آموزش مداحی و اشعار اربعین بپیوندید 👇👇👇👇👇
🆔 ➺ @madahi313
حاجمهدی رسولیرسولی-یا رسول الله.mp3
زمان:
حجم:
7.4M
🎧 زمینه | یا رسول الله
🎤 حاج مهدی رسولی
#شهادت_پیامبر_اکرم (ص)
#پیامبر_اکرم (ص)
#صفر
به کانال آموزش مداحی و اشعار اربعین بپیوندید 👇👇👇👇👇
🆔 ➺ @madahi313
امیر برومندmessage-1724917455-92.mp3
زمان:
حجم:
3.74M
◾ مداحی تنهام نذار پناه دلواپسی هام
◻ شهادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
تنهام نذار پناه دلواپسی هام
دنیا رو بی تو نمیخواهم
ببین روزای مدینه شب سیاه میشه برام
بابا زهرا دووم نمیاره
بی تو حیدر کسی رو نداره
حال و روز خودم جای خودش
با غمای علی چی کار کنم
بگو چه فکر چاره ای برا
خون روی در و دیوار کنم
بعد از شما یکی از این مدعیا
نمیمونه پیش علی
خون به دل ما میشه و
خونه نشین میشه علی
غم رو توی دل علی ببین
میری حرفات میمونه رو زمین
🎙 کربلایی امیر برومند
#شهادت_پیامبر_اکرم (ص)
#پیامبر_اکرم (ص)
#صفر
به کانال آموزش مداحی و اشعار اربعین بپیوندید 👇👇👇👇👇
🆔 ➺ @madahi313
✍
حضرت زهرا سلاماللهعلیها با دیدن پیراهن رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از هوش رفتند...
در روایتی امیرالمومنین علیهالسلام فرمودند:
🥀 من رسول خدا صلیاللهعلیهوآله را در لباسش غسل دادم؛ بعد از دفن آن حضرت ، فاطمه زهرا سلاماللهعلیها پیاپی از من میخواست تا پیراهن پدرش را به او نشان بدهم؛ تا اینکه در نهایت روزی پیراهن رسول خدا صلیاللهعلیهوآله را به او نشان دادم؛
📋 فإذٰا شَمَّتهُ غُشِیَ عَلَیها؛ فَلَمّا رَأَیتُ ذٰلکَ غَیَّبتُهُ.
🥀 همینکه او آن پیراهن را گرفت، بوی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله را از آن استشمام کرد و در همانجا غش کرد و بر روی زمین افتاد؛ من که این صحنه را دیدم، دیگر آن پیراهن را از دید او پنهان کردم.
📚احقاق الحق،قاضی نورالله،ج۱۰ ص۴۳۶
📚 بحارالانوار ج۴۳ ص۱۵۷
پیراهنی که نه خونی بود و نه زخمی، با دیدن آن، فاطمه زهرا سلاماللهعلیها از هوش رفتند ... وای از روزی که پیراهنِ عزیز از دست رفتهای، زخمی و خونی هم باشد...
📜 ... نيمههای ظهر بود که زینب کبری سلاماللّهعلیها به همسر خويش «عبدالله» فرمود: «بستر مرا در حياط به زير آفتاب قرار بده.»
🥀 عبدالله گوید: او را در حياط جاي دادم كه متوجه شدم چيزي را روي سينه خويش نهاده و مدام زير لب حرفي ميزند. به او نزديك شدم ديدم پيراهن حسين عليهالسلام را كه خونين و پاره پاره است، بر روي سينه نهاده و مدام ميگويد:
«حسين، حسين، حسين!... »
لحظاتي نگذشت که دیگر روح مطهرش از این عالم مفارقت نمود .
📚مصائب و کرامات حضرت زینب علیهاالسلام،عزیزی،ص۱۶۷
📝 شعلهٔ آهِ مرا هر دلی اِدراک کند
دود آن رَخت عزا بر تن افلاک کند
یوسفی بود مرا پیرهنی باقی ماند
تا که تشریح غم سینه صد چاک کند
جان اگر هم بدهم پیرهنش را ندهم
کاش یارم به همین جامه مرا خاک کند
دست از چاک گریبان نکشیدم بی او
کاش دستش برسد اشک مرا پاک کند
سر او را که شکستند شکستم سَرِ خود
آیینه میشکند جامه اگر چاک کند
#شهادت_پیامبر_اکرم (ص)
#پیامبر_اکرم (ص)
#صفر
به کانال آموزش مداحی و اشعار اربعین بپیوندید 👇👇👇👇👇
🆔 ➺ @madahi313
MP3 Cutternabavi 1.mp3
زمان:
حجم:
6.72M
🎧 نوحه | بابا نرو که فاطمه
🎤 حاج رضا نبوی
#شهادت_پیامبر_اکرم (ص)
#پیامبر_اکرم (ص)
#پیامبر_رحمت
به کانال آموزش مداحی و اشعار اربعین بپیوندید 👇👇👇👇👇
🆔 ➺ @madahi313
✍
روضه و توسل به کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام
تیرها گر چه به تابوت تو را دوخته اند
لااقل پیکر خونین تو دارد کفن
اشکهایش به مادرش رفته
سینه ی پر شراره ای دارد
نه به یک تشت اکتفا نکنید
جگر پاره پاره ای دارد
از علی هم شکسته تر شده است
*وقتی اون مرد اومد آقا رو دید محاسن سفید شده، الان در طب ثابت شده میگه طرف داره دق مرگ میشه غمباد شده، میگن چی شده؟ میگن خبر ناگهانی شنیده
یهو یه نفر بزنه تو گوش مادرت، تو هم ببینی..*
از علی هم شکسته تر شده است
علتش کینه ها حسادتهاست
غربت چشمهای مظلومش
سند محکم خیانتهاست
خواهرش را کسی خبر نکند
مادرش خوب شد که اینجا نیست
لخته خونها سر لج افتادن
هیچ تشتی حریف آنها نیست
از غرور شکسته اش پیداست
صبر همصحبت دل آقاست
نه من از چشم سر نمیبینم
کوچه ای شوم قاتل آقاست
*کدوم کوچه رو میگی؟بلدی آدرسشو؟
میدونی کجاست؟؟*
کوچه ای تنگ کوچه ای تاریک
شده کابوس هر شب آقا
برگه را پس بده نزن نامرد
چیست این جمله بر لب آقا
از صدای شکستن بغضش
چشم دیوارها سیاهی رفت
مادرش راه خانه ی خود را
تا زمین خورد اشتباهی رفت
تا که باغش میان آتش سوخت
میله های قفس نصیبش شد
کودکی نه، بگو خزان بهار
پیری زودرس نصیبش شد
نفسش بند آمده ای وای
به خدا نای روضه خوانی نیست
شکر دارد که گوشه ی این تشت
لااقل چوب خیزرانی نیست
راهمونو بست فکرشو نمی کردم
مادرم نشست فکرشو نمی کردم
گوشواره شکست فکرشو نمی کردم
یکی نبود بگه نامرد، بس کن یه زنه
فکرشم نمی کردم این جور بزنه
قدّم نرسید آخر حالا منمو حسرت
من موندم و یه کوچه من موندم و خجالت
آهِ مادر و، نه میره از یادم
من دوشنبه رو، نه نمیره از یادم
دیوار و سر و، من نمیره از یادم
آخه به یک ضربت دو سیلی خورد زهرا
یکی از ضرب دست و آن یک ز دیوار
*همچین که سیلی زد، میدونی چجوری زده؟ عین روایتو میگم دو دستی زد تو صورت مادرم..*
سند غربت بابام امضا شده بود
نه نمیره از یادم اون روی کبود
لبخنده رو لبای بابامونو گرفتن
بی دینای مدینه دنیامونو گرفتن
روزگار من با غم دلم سر شد
حال مادرم هر دقیقه بدتر شد
درد پدرم دیگه چن برابر شد
نمیدونم چرا دستاش بالا نیومد
هی نفس نفس میزد حرفی نمیزد
سنّی ندارم اما، موهام همه سفیده
دیدیم سر جوونیم ناموس ما شهیده
قدّم نرسید آخر حالا منمو حسرت
من موندم و یه کوچه من موندم و خجالت
هیشکی نبود بگه این گل که پرپره
این زن که میزنید ناموس حیدره
از عمد مادر و پیش پسر زدند
از عمد با لگد محکم به در زدند
مادرم از قدیم می زد حرف
مادرم سر به زیر می زد حرف
مردک پست رذل، سیلی زد
بی هوا با دو دست سیلی زد
دل من ،شکست در کوچه
مادرم تا نشست در کوچه
استراحت نداشت مادر ما
خواب راحت نداشت مادر ما
*می دونی مادر ما چجوری میخوابید؟*
#شهادت_امام_حسن (ع)
#شهادت_پیامبر_اکرم (ص)
#کربلا
به کانال آموزش مداحی و اشعار اربعین بپیوندید 👇👇👇👇👇
🆔 ➺ @madahi313
✍
روضه حضرت رسول (صلی الله علیه و آله)
بسم الله الرحمن رحیم...
یا رحمن یا رحیم...
🔸ای امت رسول قیامت بپا کنید
🔸لبریز جام دیده ز اشک عزا کنید
ایام مصیبت پیغمبر خدا...
و از طرفی هم ایام شهادت آقای غریب...
کریم اهل بیت امام حسن مجتبی است
🔸در ماتم پیمبر و تنهایی علی
🔸باید برای حضرت زهرا دعا کنید
از فردا دیگه ایام تنهایی و غربت امیرالمومنین شروع میشه...
دیگه مادرمون زهرای مرضیه یتیم میشه...
🔸داغ پیغمبر است و بلاییست بس عظیم
🔸حیدر غریب گشته و زهرا شده یتیم
دلت اینجا نباشه...
با پای دل بریم مدینه...
ای مدینه...
عجب روزهایی رو دیدی...
🔸حیدر غریب گشته و زهرا شده یتیم
امان از یتیمی ...
مثل فردایی پیغمبر خدا در بستر بیماریه...
زهرای مرضیه مثل پروانه دور بستر بابا میگرده...
هی به صورت زیبای بابا نگاه میکنه...
اشک میریزه...
میگه بابا جان یا رسول الله خوب میشی بابا...
بلاخره از بستر بیماری بلند میشی بابا...
خیلی سخته برای خونواده ای...
ببینند بابا تو بستر بیماری باشه و...
نتونن کاری کنن...
هی رسول خدا بیهوش میشدن...
هی به هوش می اومدن...
بچه ها طاقت نیاوردند...
حسن و حسین اومدن...
خودشون رو انداختن روی سینه ی پیغمبر...
رسول خدا رو در آغوش گرفتند...
گریه میکنند...
تا امیرالمومنین اومد بچه ها رو از رو سینه پیغمبر خدا بلند کنه...
حضرت چشمان مبارک رو باز کردند...
فرمودن علی جان...
بگذار بچه ها کنارم باشن...
بگذار با بچه ها وداع کنم...
حسنش رو در آغوش گرفت...
حسینش رو در آغوش گرفت...
لحظات آخره...
دیگه دست های پیغمبر خدا رمق در بدن نداره...
هر طوری بود با بچه ها وداع کرد...
یکوقت دیدند حضرت آروم آروم چشماشون رو از این دنیا بستند و...
راحت شدند...
عرضه بداریم یا رسول الله... آقا...
شما خیلی در دنیا اذیت شدید...
خیلی به شما ظلم کردند...
اما لحظات آخر وقتی چشمان مبارک رو باز کردین...
یک طرف حسن و حسین کنارتون بودن...
یک طرف امیرالمومنین کنارتون بودن...
یک طرف هم زهرای مرضیه مثل پروانه دور بستر شما...
دل ها بسوزه...
برا اون آقایی که لحظات آخر وقتی چشماش رو باز کرد ببینه...
و الشمر جالس علی صدره
شمر روی سینه حسین
هر کجا نشستی صدا بزن...
ای غریب حسین...
یک نفر دیگه هم اومد کنار ابی عبدالله...
خواهرش زینب کبری اومد کنار برادر...
اما دیر رسید...
از بالای تل زینبیه یه نگاه کرد دید دارن بردارش حسین رو سر میبرن...
چکار کنه بی بی زینب،
یا الله...
دستهاش رو گذاشت روی سر...
صدا زد...
وا محمدا...
واعلیا...
یا رسول الله منو ببخشید آقا...
چیزی نگذشت...
یکدفعه زینب کبری ببینه...
زمین و زمان بلرزه در اومد...
هوا متغیر شد...
نگاه کرد دید...
سر حسینش روی نیزه...
🔸سری به نیزه بلند است در مقابل زینب
🔸خدا کند که نباشد سر برادر زینب
الا لعنت الله علی القوم الظالمین
#شهادت_امام_حسن (ع)
#شهادت_پیامبر_اکرم (ص)
#امام_حسن (ع)
به کانال آموزش مداحی و اشعار اربعین بپیوندید 👇👇👇👇👇
🆔 ➺ @madahi313
✍
روضه حضرت رسول (صلی الله علیه وآله)
گریز دوم:
تا امیرالمومنین اومد بچه ها رو از روی سینه پیغمبر خدا بلند کنه...
حضرت فرمودن علی جان...
بگذار بچه ها کنارم باشن...
با دست هایی که رمق نداشت...
حسن و حسینش رو در آغوش گرفت...
عرضه بداریم یا رسول الله...
لحظات آخر طاقت نداشتید ببینید بچه ها رو از کنار شما دور کنند...
اما ای کاش شما #کربلا میبودین...
وقتی دختر ابی عبدالله اومد کنار بدن بابا...
صدا زد عمه جان زینب...
(هذا نعش من)
عمه جان این بدن کیه
خدایا با بدن حسین چکار کردند...
دختر... بدن بابا رو نمیشناسه...
سر در بدن نداره...
همه بدن غرق خون...
انگشت و انگشتر نداره...
صدا زد جانان عمه...
این بدن بابای غریبت حسینه...
خودش رو انداخت روی بدن بابا...
شروع کرد به درد و دل کردن...
یدفعه دیدن چند نفر با تازیانه دارن می آیند...
خدایا اینا میخوان چکار کنن...
کنار بدن بابا ...
هم دختر رو زدن هم عمه جانش زینب رو زدن...
یدفعه دختر بی تاب شد...
صدا زد بابا...
أُنظُر إلی عَمَّتِیَ المَضروُبَة
بابا بلند شو ببین...
دارن عمه جانم زینب رو میزنند...
🔸با همان دستی كه زهرا را زدند
🔸در كنار ِ پیكرت ما را زدند
هر کجا نشستی...
دهانت رو خوش بو کن...
بگو یا حسین...
(و سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مَنقَلَبٍ ینقَلِبونَ. سوره: شعراء آیه: 227)
#شهادت_پیامبر_اکرم (ص)
#امام_حسن (ع)
به کانال آموزش مداحی و اشعار اربعین بپیوندید 👇👇👇👇👇
🆔 ➺ @madahi313