eitaa logo
پویش‌کتاب‌‌مادران‌شریف🇮🇷
2.2هزار دنبال‌کننده
652 عکس
54 ویدیو
49 فایل
مهلت شرکت در پویش کتاب «حوض خون» مرداد و شهریور ۱۴۰۴ 🏆 ۲۰ جایزه ۲۰۰ هزار تومانی به قید قرعه🏆 نذر فرهنگی کتاب: 6104338631010747 به نام زهرا سلیمانی ارتباط با ما: @Z_Soleimani تبلیغات: @xahra_rezaei23
مشاهده در ایتا
دانلود
پویش‌کتاب‌‌مادران‌شریف🇮🇷
#معرفی_کتاب #سیطره خاطرات نادر کیانی ✍🏻 به قلم: کیانوش گلزار راغب 🔸 انتشارات سوره مهر
این کتاب واقعی است ... کتاب در مورد یک پسر کرد شجاع است، شجاع به معنی واقعی کلمه! پسری که دوست داشت به صورت رسمی وارد بخش اطلاعات سپاه پاسداران شود ولی به خاطر مشکلات خانوادگی رد شد! با سماجت و به تنهایی راهی کردستان عراق شد، قصدش از این سفر نفوذ در گروهک کومله بود! حتما اسم این گروه را در کتاب زیاد شنیده‌اید. تا رده‌های بالای سازمان پیشرفت می‌کند و هم‌زمان تلاش می‌کند اطلاعات این گروه را در اختیار ایران قرار دهد. ماجرای این نفوذ خیلی خیلی شنیدنی است، از دست ندهید 👌🏻 🎍🎍🎍 📚 برشی از کتاب شناسایی ارتباط کومله با کشورهای متخاصم هم جزو مأموریت من بود. تقریباً واحد پذیرش و تحقیق بیکارترین واحدها بود. به همین خاطر کارهای بایگانی و ثبت کامپیوتر را به ما می‌دادند از طریق منابع ثبتی که دستم می‌رسید پی به ارتباط کومله با کشورهای متخاصم اروپایی و آمریکا بردم و مدارکش را برای فرمانده فرستادم. هر آمار و اطلاعاتی را باید با سند و مدرکش می‌فرستادم. در آن زمان، زمزمه‌های ارتباط مستقیم عبدالله مهتدی با رژیم کودک کش صهیونیستی هم به گوش می‌رسید. ابراهیم گفته بود قبل از سقوط صدام یک هیئت آمریکایی به دیدارم آمد و از من خواست تکلیفم را روشن کنم که همراه صدام حسین هستیم یا در کنار امریکا. 🎍🎍🎍 🛒 خرید نسخه صوتی کتاب در فراکتاب: http://www.faraketab.ir/b/187581?u=82039 🟣 کد تخفیف ۵۰ درصد: madaran ‼️ نسخه صوتی در اپلیکیشن نوار هم موجود است. 🛒 خرید نسخه چاپی از کتابرسان: https://B2n.ir/seytare 🟣 کد تخفیف ۲۰ درصد: madaran ‼️ نسخه الکترونیک در اپلیکیشن‌های طاقچه و فیدیبو موجود است.
📘📘📘 نیروهای عمرملا به بالای آلان می‌رسند و ضد انقلاب نمی‌داند آن‌ها کی هستند. یک نفر از نیروهای دموکرات از بالای قله به طرف پایین می‌آید و کلتش را به سمت عمرملا نشانه می‌گیرد و می‌گوید: «شما‌ها کی هستین؟» عمرملا می‌گوید: «ما گردان شاهو دموکراتیم. تو کی‌ هستی؟» -من نیروی دموکراتم. رفتم بالای قله به توپ سر بزنم. -تو باید جریمه بشی. چرا توپ رو تنها گذاشتی و آمدی اینجا؟ یالا اسلحه‌ت رو بده! اسلحه طرف را می‌گیرد و بعد آزادش می‌کند و به او می‌گوید: «برو به دموکرات بگو، جمهوری اسلامی منو خلع سلاح کرده و توپ و قله رو فتح کرده!» همین که پیغام عمرملا به دموکرات می‌رسد، پایگاه و اسلحه و مهماتشان را جا گذاشته و فرار می‌کنند. 📚 برشی از کتاب خاطرات امیر سعیدزاده ✍🏻 کیانوش گلزار راغب انتشارات سوره مهر 🌺 کانال پویش کتاب مادران شریف: @madaran_sharif_pooyesh_ketab
پویش‌کتاب‌‌مادران‌شریف🇮🇷
این کتاب واقعی است ... کتاب #سیطره در مورد یک پسر کرد شجاع است، شجاع به معنی واقعی کلمه! پسری که دو
🟧🟩🟧🟩🟧🟩 سلام سلام چون زیاد پرسیده بودین گفتیم توضیح بدیم که کتاب‌هایی که با هشتک خدمتتون معرفی میشن فقط برای مطالعه‌ی بیشتر علاقمندان هست و براشون همخوانی یا پویش نداریم. این ماه هم که کتاب پویش هست سعی می‌کنیم کتاب‌های موضوعی مرتبط با همین کتاب رو معرفی کنیم. 😉 🟧🟩🟧🟩🟧🟩
📘📘📘 از عبدالله گنده بچه پیرانشهر که غوز دارد می‌پرسم: «چطور پیشمرگ دموکرات شدی؟» -یه روز دستور دادن با تعدای از نیروهای دموکرات بریم سر جاده کمین کنیم و ماشین‌های نظامی رو با آرپی‌جی بزنیم. تا غروب صبر کردیم و دیدیم ماشین نظامی نیامد. هوا که تاریک شد یه مینی‌بوس محلی از راه رسید. مردم روستا از شهر برمی‌گشتن. به نیروهام گفتم این مینی‌بوس رو با آرپی‌جی بزنین. گفتن زن و بچه‌ مردم توشه. گفتم بزنین خاک بر سرتان. همونا که درجه و رتبه گرفتن و مدیر تشکیلات دموکرات شدن، همین ماشینای محلی رو زدن و افتخار به دست آوردن و شدن مسئول ما. اونا که جرئت نمی‌کردن برن ماشین نظامی رو بزنن و جونشون رو به خطر بندازن. بزنین تا مام رشد کنیم و یه گهی بشیم! با آرپی‌جی مینی‌بوس محلی رو زدیم و به حزب گزارش دادیم که یک کاروان نظامی رو از پا در آوردیم. اونام باور کردن و شدم کادر اصلی حزب دموکرات! 📚 برشی از کتاب خاطرات امیر سعیدزاده ✍🏻 کیانوش گلزار راغب انتشارات سوره مهر 🌺 کانال پویش کتاب مادران شریف: @madaran_sharif_pooyesh_ketab
سلام و نور 💫 کتابخونای زرنگ کجا نشستن؟! 🤓 اگر مطالعه‌ی کتاب مهر ماه یعنی رو به پایان رسوندین، برای شرکت تو قرعه‌کشی مشخصات‌تون رو اینجا ثبت کنین 👇🏻 🔗 https://digiform.ir/c212f7d11a البته که هنوز تا پایان ماه خیلی فرصت هست و شمایی هم که هنوز کتاب رو شروع نکردی 😋 مطمئن باش که می‌رسی بخونیش 😎 دیگه هم نمی‌گیم که خیلی راحت میتونین نسخه صوتی کتاب رو با اشتراک رایگان نوار بشنوین 🤩 🌺 کانال پویش کتاب مادران شریف: @madaran_sharif_pooyesh_ketab
📘📘📘 آن‌قدر به خودم ایمان دارم که اگر فقط ده متر از زندان دور شوم، غیب می‌شوم و امکان ندارد بتوانند پیدایم کنند. خضر نامردی می‌کند و گزارشم را به رئیس زندان می‌دهد. عثمان لنوسی و هیرش و سید لطیف به سراغم می‌آیند و با شلنگ به جانم می‌افتند. آن‌قدر کتکم می‌زنند که از حال می‌روم. تمام بدنم کبود شده و سر و صورت و بینی و باسنم زخمی می‌شود. با جوالدوز به جانم می‌افتند و بدنم را سوراخ سوراخ می‌کنند. بعد داخل تنوری که تازه خاموش شده و دیوار و خاکسترش داغ داغ است، می‌اندازند و آرام‌ آرام عرق می‌کنم و نم‌نم تب می‌کنم. یواش یواش بوی پختگی بدنم را حس می‌کنم و به ناچار فریاد می‌زنم. همین که می‌خواهم سرم را از تنور بیرون بیاورم، با قنداق بر سرم می‌کوبند و داخل خاکستر داغ می‌افتم. حرارت تندتر می‌شود، یواش یواش پوستم تاول می‌زند. نیم ساعت دوام می‌آورم و نیم‌پز می‌شوم‌. آن‌قدر فریاد می‌زنم که مجبور می‌شوند بیرونم بکشند. 📚 برشی از کتاب خاطرات امیر سعیدزاده ✍🏻 کیانوش گلزار راغب انتشارات سوره مهر 🌺 کانال پویش کتاب مادران شریف: @madaran_sharif_pooyesh_ketab
📘📘📘 صبح به زندان رفتیم و با سعید ملاقات کردم. اصلاً حال‌ و روز خوبی نداشت. سرسنگین و کوفته و خسته و ناراحت بود. هی می‌گفت: «دیشب کجا بودی؟» -منزل کاک احمد مکن‌آبادی. باورش نشد و گفت: «ولی پیشمر گای دموکرات یه چیز دیگه گفتن.» -به پیغمبر قسم منزل کاک احمد بودیم. دایی عزیز و خاله غنچه هم شاهدن. اشک در چشمانش حلقه زد و بغضش ترکید و گفت: «سُعدا جان، تو رو به خدا دیگه به ملاقات من نیا. اگر جنازه من در اینجا خوراک گرگا و کفتار‌ها شد، تو دیگه حق نداری به دنبالم بیای. نمی‌دانی از دیشب تا حالا چی‌کشیدم.» -مگه چی شده؟ چی شنیدی؟ به همان پیشمرگ سوسول و حرامزاده که با نیشخند در اطرافمان پرسه می‌زد، اشاره کرد و گفت: «اون نامرد دیشب پیشم آمد و گفت: امشب زنت در اختیار ماست. امروز صبح هم آمد و گفت: چه زن زیبایی داری. عجب تن و اندامی داره. حیفه این همه جمال و کمال زن یه جاش کثیف باشه!» -نگران نباش سعید جان. من اگرم بمیرم اجازه نمی‌دم این بی‌شرفا کج نگاهم کنن‌. دیشب ساعت‌ها توی برف و سرما راه رفتیم تا حرمتمان رو حفظ کنیم. حاضر شدیم خوراک گرگای بیابان بشیم و باعث سرشکستگی تو نشیم. 📚 برشی از کتاب خاطرات امیر سعیدزاده ✍🏻 کیانوش گلزار راغب انتشارات سوره مهر 🌺 کانال پویش کتاب مادران شریف: @madaran_sharif_pooyesh_ketab
🖋🖋🖋 🟡 من تا به‌حال چیز زیادی در مورد دموکرات و کومله زیاد نشنیده بودم و اینکه نسبت به کردها زیاد نظر خوبی نداشتم. با خوندن این کتاب هم نظرم نسبت به کردهای دلسوز تغییر کرد و هم اینکه در مورد دموکرات و عقایدشون بیشتر آشنا شدم. و اینکه اون زمان چه گروهک‌هایی بودن و چه جنایت‌هایی کردن. باید استقامت این خانواده‌ها را دید و روی خودمون کار کنیم تا انقلاب اسلامی‌مون رو دست دشمن ندیم. 🟡 کتاب یک مستندی از فعالیت‌های سعید سردشتی بود. خیلی آدم باهوش و باجسارتی بود و این ویژگی تحسین برانگیز منو واقعا تحت تاثیر خودش قرار داد. ماجور باشند انشالله. 🟡 چقدر سختی کشیدن و عذاب‌ها و شکنجه ها دیدن ... چطور می تونیم اسلام رو حفظ کنیم، یه وقت مدیون نشیم ... 🟡 کتاب خوبی برای شناخت کومله و دموکرات هست مقاومت کردن یک زن در میان تهمت‌ها و اذیت و آزار اطرافیان برای من درس بزرگی بود و اینکه چقدر برای اینکه پرچم کشورم در اوج به اهتزاز دربیاد زحمت کشیده شده. امیدوارم قدر دان این زحمات باشیم. 🟡 تا به حال کتابی درباره وقایع کوموله و دموکرات نخونده بودم، خصوصا که خود راوی کرد بودند، خیلی بهتر با اون زمان آشنا شدم، دوست دارم به همه توصیه کنم حتما بخونندش تا بفهمند چی به سر این کشور و این مردم گذشته تا به اینجایی که الان هستیم رسیدیم. که دوباره همون حزب‌های منحرف ادعای طرفداری از ملت ایران و آزادی‌شون رو نکنند و مردم هم باور کنند 😒 امثال آقا سعید چقدر سختی کشیدند در راه مبارزه با این احزاب!🥺 و چقدر انسان بی‌گناه که توسط اونها شهید شدند 😔 باید خوند ... 🌺 کانال پویش کتاب مادران شریف: @madaran_sharif_pooyesh_ketab
📣📣📣 اگر مطالعه‌ی کتاب رو به پایان رسوندین، برای شرکت تو قرعه‌کشی مهرماه مشخصات‌تون رو اینجا ثبت کنین: 👇🏻 🔗 https://digiform.ir/c212f7d11a
📘📘📘 با چشمانی اشک‌بار سجده می‌کنم و خدا را شکر کرده و خاک کشورم را می‌بوسم. به روستای بیتوش می‌رویم و با هماهنگی قبلی منتظر خانواده‌ام می‌مانم. بعدازظهر ده‌ها ماشین از راه می‌رسند و جشن و شادی و روبوسی فضا را پر می‌کند. دختری پنج‌ ساله را می‌بینم که به این سو و آن سو می‌دود. سرگردان اشک می‌ریزد و می‌گوید: «پدرم کجاس؟» می‌فهمم دختر کوچولویم میناست که چهار سال پیش از او جدا شدم. بغلش می‌کنم و سیر می‌بوسمش. ولی او غریبی می‌کند. با کاروان وارد سردشت می‌شویم و سپاه و اطلاعات و یگان‌های نظامی با احترام خاصی به استقبالم می‌آیند. سراسر کوچه و خیابان را آذین بسته اند و لبریز از جمعیت است. ولی چشمم دنبال سُعدا می‌گردد. می‌خواهم زودتر ببینمش. همین که از راه می‌رسد دست و دلم می‌لرزد و نمی‌دانم در بین جمعیت چگونه با او ارتباط برقرار کنم. ولی سُعدا جمعیت را می‌شکافد و خودش را در بغلم می‌اندازد و اشک می‌ریزد. 📚 برشی از کتاب خاطرات امیر سعیدزاده ✍🏻 کیانوش گلزار راغب انتشارات سوره مهر 🌺 کانال پویش کتاب مادران شریف: @madaran_sharif_pooyesh_ketab
سلام سلام ☺️ عصر خوش 🌿 ما اومدیم با اعلام اسامی برندگان پویش مهر ماه یعنی کتاب این ماه ۶۰ نفر از دوستان این کتاب رو مطالعه‌ کردن: ۲۸ نفر نسخه صوتی ۲۵ نفر نسخه الکترونیک و ۷ نفر هم نسخه چاپی این هم ۱۰ برنده‌ی خوش‌شانس این ماه 🥳🤩 خانم‌ها: ۱. محبوبه آقاجانی ۲. صدیقه سادات فلسفیان ۳. مرضیه علوی تبار ۴. مریم شعله‌ور ۵. بهناز صادقی ۶. فاطمه سلیمان بیگی ۷. زینب سادات صدری ۸. نسرین ایوبی ۹. فاطمه پورسیف‌اللهی ۱۰. فاطمه حضوری مبارکتون باشه 💐 إن شاءالله به زودی جوایز تقدیم عزیزان میشه 😉 🌺 کانال پویش کتاب مادران شریف: @madaran_sharif_pooyesh_ketab
جوایز برندگان پویش کتاب خدمتشون تقدیم شد. 🎁 یکی از برنده‌های عزیز خواستن که جایزه‌شون رو به حساب مقاومت سایت رهبری واریز کنیم. 💚 و دو نفر از این عزیزان برنده هم جایزه‌شون رو صرف نذر فرهنگی کردن. از همگی قبول باشه إن شاءالله 🌷 🌺 کانال پویش کتاب مادران شریف: @madaran_sharif_pooyesh_ketab