به نام خدا
تجربه های روزانه ۱۱۲
🔸از وقتی کار پدر بچه ها بیشتر از قبل شده و ما ایشون را خیلی کمتر می بینیم، سعی میکنیم روزهای جمعه هر چه بهینه تر و بیشتر از حضور پدر استفاده کنیم. رفتیم کنار رودخانه ای که چند سال هست خشک و یا خیلی کم آب شده اما امسال به لطف خدا بارشها بهتر بوده و رودخانه دوباره جان گرفته.
🔸 وقتی بچه ها از پرتاب سنگ در رودخانه سیر شدند برای بچه ها یک پروژه تعریف کردیم. اینکه آب را از رودخانه برسانند به سنگی به فاصله تقریبا دو متر، بدون هیچ وسیله جانبی
➖مامان بیلچه آوردی؟
نه،خودتون ببینید چه وسیله ای پیدا میکنید.
🔸بالاخره رسیدند به چند تا سنگ باریک و بلند که از اونها جای بیل استفاده کردند. بعد با سنگهای باریک و بلند روی کانالشون پل زدند.
از چند تا شاخه خار هم به عنوان قایق استفاده کردند، اول کانال میگذاشتند تا برسه به آخر کانال، هر جا شاخه در مسیر متوقف میشد عمق کانال را بیشتر می کردند.
🔸قبلا در مورد اینکه طبیعت غنی ترین محیط بازی برای بچه ها هست بسیار مفصل نوشتیم، محیط غنی که بدون آموزش مستقیم اتفاقا بهترین آموزشها را در ذهن بچه ها حک میکنه، ضمن اینکه بسیار آرامش بخشه و در تخلیه استرس و اضطراب ها نقش بسزایی داره.
#تجربه_های_روزانه ۱۱۲
#استفاده_از_طبیعت
#نوازش_طبیعت
#محیط_غنی
#فرصت_کشف_و_تجربه
#بازی_در_طبیعت
✅ نشر فقط با نام و لینک کانال مادرانه های مشترک👈
@madaranehayemoshtarak
🔸بعد توجه بچه ها به شکلهای مختلف سنگها جلب شد که هر سنگی شکل چیه! یک سنگ پیدا کردند که شبیه ساطور بود و اتفاقا لبه های تیزی داشت، من یادم به انسانهای اولیه و قبل از کشف آهن افتاد که از همین سنگهای لبه تیز برای شکار حیوانات استفاده میکردند.
🔸با همون سنگ ساطوری پسر بزرگه کلی سنگ شکست و دیدن رنگهای مختلف داخل سنگها براش جالب بود تا بالاخره خود سنگ ساطوری هم شکست. کوچیکه هم یک سنگ شکل اسلحه پیدا کرده بود و 🔫🔫😀
#تجربه_های_روزانه ۱۱۲
#استفاده_از_طبیعت
#نوازش_طبیعت
#محیط_غنی
#فرصت_کشف_و_تجربه
#بازی_در_طبیعت
✅ نشر فقط با نام و لینک کانال مادرانه های مشترک👈
@madaranehayemoshtarak
#تجربه_های_روزانه ۱۲۰
#مشارکت_بچه_ها_در_کارهای_خانه
#تبدیل_کارهای_خانه_به_بازی
#بازی_وانمودی
✅ نشر فقط با نام و لینک کانال مادرانه های مشترک👈
@madaranehayemoshtarak
به نام خدا
تجربه های روزانه ۱۲۰
🔸 مثل همیشه تبدیل کارهای خانه به بازی همراه با مشارکت بچه ها در کارهای خانه
( #مشارکت_بچه_ها_در_کارهای_خانه و #تبدیل_کارهای_خانه_به_بازی از پرتکرار ترین هشتگهای کانال هستند که مثالهای بسیار فراوانی دارند.)
🔸پسر کوچیکه شده بود آقای گردوفروش ، به ما گردو میفروخت
پسر بزرگه گردوها را مغز میکرد.
با هم میخوندیم :
آقای گردوفروش آقای گردوفروش
بیا به ما گردوهاتو بفروش
بعدش برو یه چرخی بزن گشتی بزن
به همسایه ها، همه آشناها،
این ور و اون ور گردوها را بفروش
بعدش بیا دوباره که داداشی بیکاره😂
( حالا برای دوستانی که میپرسند شعرها فی البداهه هست😂 و در لحظه سروده میشن و حتی بچه ها نظرات خودشون را بر شعر اعمال میکنند😂، خیلی هم وزن و قافیه اش مهم نیست، بچه ها کاری به وزن و قافیه شعر ندارند کار به حال خوب مادر دارند، اصلا هم من جایی یادداشتشون نمیکنم و مثلا دفعه بعد برای گرو مغز کردن بازی دیگری و یا شعر دیگری همون موقع خواهیم داشت)
🔸وقتی آقای گردوفروش میومد من هربار بهش میگفتم مثلا سه تا گردو بده، یا پنج تا گردو بده و...
اون هم میشمرد و میداد( چون میدونم تا چه عددی شمردن را بلده، در همون حدی که خودش بدون آموزش یاد گرفته)، مراحل کارت دادن و کارت کشیدن و گفتن رمز را هم خیالی اجرا میکردیم.😂😂
بعد هم نوبت رسید به کوبیدن گردوها، که دیگه خودشون باتجربه شدند تا ده بشمرند نوبت را عوض کنند😂.
🔸 اما یک نکته و یک مثال برای دوستانی که صوتهای نیازها را هم دنبال میکنند.😉 یادتون هست توی صوتها چند جا اشاره کردم که سبک زندگی مدرن فرصت ارضای خیلی از نیازها را از بین برده و به همین خاطر ما باید با آگاهی و در واقع به صورت عمدی این فرصتها را ایجاد کنیم. فرصتهایی که در سبک زندگی گذشته بدون آگاهی و دانش والدین فراهم بود. این یک نمونه اش👆👆 ، مثلا در خانه ما دستگاه برقی هست مثل بلندر و آسیاب و... که من بتونم گردوها را بریزم داخلش و سریع خرد کنم. ولی تعمدا این کار را انجام نمیدم تا بشه فرصت دستورزی و تقویت مهارتها برای بچه ها.
#تجربه_های_روزانه ۱۲۰
#مشارکت_بچه_ها_در_کارهای_خانه
#تبدیل_کارهای_خانه_به_بازی
#بازی_وانمودی
✅ نشر فقط با نام و لینک کانال مادرانه های مشترک👈
@madaranehayemoshtarak
به نام خدا
تجربه های روزانه ۱۲۱
🔸از سفر برگشته بودیم تمام وسایل وسط سالن بود، غذا هم باید میپختم، کلی لباس کثیف، چمدان پدر بچه ها هم که از ماموریت برگشته بودن بود. حالا جالبه وسط این همه کار، تو راه برگشت به خونه رفتیم خرید که یک مقدار مواد غذایی بگیریم سبزی خوردن هم خریدم. داشتم به خودم میگفتم چه فکری کردی با خودت سبزی هم خریدی 😂
🔸اول از هر کار دفترم را آوردم همه کارها را نوشتم و شماره گذاری کردم که افکارم پراکنده نشه، هم اینکه خط خوردن یکی یکی کارها خیلی لذت و انگیزه میده برای اینکه به خودت نگی وااای هیچ کاری نکردم
من کارها را هم با جزئیات کامل مینویسم، مثلا نمینویسم مرتب کردن خانه، مینویسم جمع آوری سالن، جمع آوری اتاق یک و... ، گردگیری سالن الی آخر ، جارو کشیدن سالن، جارو کشیدن اتاق یک و...( اینجوری کارها سریعتر خط میخورند و لذت و انگیزه بیشتری به من میده)
🔸 پسر جان که داشت میخوند گفت: مامان چقدر کار!! بیشتر از بیست تا کار نوشتی
گفتم: آره خیلی کار دارم
گفت: خوب من کمک میکنم، چندتاشو را بگو من انجام بدم
یک نگاه به لیست انداختم، در نگاه اول هیچکدوم از کارها را نمیتونستم بهش بسپارم، چون جادادن وسایل که کار خودم هست، تا وسایل را هم جا ندیم نمیشه گردگیری و جارو کرد. سبزی پاک کردن هم که همیشه با کلی بازی همراهه. اما دل را به دریا زدم گفتم این دفعه بسپارم به خودش تنها انجام بده
ادامه دارد ...
#تجربه_های_روزانه ۱۲۱
#مشارکت_بچه_ها_در_کارهای_خانه
#مسئولیت_پذیری
✅ نشر فقط با نام و لینک کانال مادرانه های مشترک👈
@madaranehayemoshtarak
🔸گفتم سبزیها را پاک میکنی؟ گفت تنهایی! من که تا حالا تنهایی سبزی پاک نکردم ، گفتم اره، تو که تنهایی چای دم میکنی 😂 حتما از پسش برمیای
سپردم به خودش و رفتم دنبال کارها داخل اتاق، و وقتی تمام شد صدام کرد، نتیجه از نظر من خیلی قابل قبول بود حداقل از سبزی پاک کردن خیلی از کبابی ها بهتر بود😂😂
بعدش هم پسر کوچیکه کامیونش را آورد و مشغول بازی با ساقه ها شد.
🔸آخر شب یا بهتر بگم نصفه شب🤦♀😂 که پای کامپیوتر بودم رفتم سراغ عکسهای قدیمی، همون وقتهایی که سبزیها را روی سرش میریخت، همه را پخش میکرد، پخش میکرد تو هوا، همون وقتهایی که وقتی عکسهاش را برای مادرم میفرستادم میگفتن خوب هر وقت سبزی میخوای بگو من برات میفرستم چرا با این بچه از این کارها انجام میدی اذیت میشی و من تو دلم میگفتم اصلا موضوع سبزی نیست😉، موضوع محیط غنی، دستورزی، ارتباط با طبیعت، مشارکت و مسئولیت پذیری، وقت بازی اختصاصی، رابطه والد فرزندی، درک منشأ و... هست. وقتهایی که سبزی پاک کردن به جای نیم ساعت سه چهار ساعت طول میکشید🤦♀، و باید از هر گوشه چند تا شاخه سبزی جمع میکردم، اما نابرده رنج گنج میسر نمیشود😉.
پ.ن.: این تجربه را سه روز پیش نوشتم ولی مردد بودم در کانال بگذارم یا نه، چون بیشتر برای خودم مفید بود تا دیگران. یه جورایی به خودم بیشتر آرامش میده.😉👌. عکس بالا هم 👆پسر بزرگه هست در ۱۸ ماهگی یعنی سه سال قبل از راه اندازی کانال😂
#تجربه_های_روزانه ۱۲۱
#مشارکت_بچه_ها_در_کارهای_خانه
#مسئولیت_پذیری
✅ نشر فقط با نام و لینک کانال مادرانه های مشترک👈
@madaranehayemoshtarak
به نام خدا
تجربه های روزانه ۱۲۲
➖ساعت ۱۲:۳۰ ظهر هوا گرم،نانوایی هم گرم و شلوغ، بعد از چهار پنج دقیقه کمکم نق نق های کوچیکه شروع شد:
گرمه، حوصلم سر رفته، بریم خونه و...
گفتم: کی میتونه یه بازی اختراع کنه که اینجا بتونیم انجام بدیم ؟
یکم محیط را نگاه کرد: هیچ بازی که نمیشه
گفتم: بیشتر فکر کن
گفت: همون بازی چهارتایی که تو جاده بازی می کردیمااا
منظورش یک مدل از بازیهای کلامی بود.
قبلا در #بازیهای_کلامی بازیهای متنوعی را معرفی کردیم که با توجه به سن و علاقه بچه ها میشه خیلی متنوع اجراشون کرد.
➖ما این بازی را انجام دادیم:
من چهار تا کلمه میگم شما بگید کدومش با بقیه فرق داره و فرقش چیه!!
برای هر کدوم متناسب با سنشون طراحی میکردم، برای کوچیکه مثلا متفاوت در رنگ و ماهیت
مثلا: موز، گیلاس، زردآلو، انبه ( متفاوت در رنگ)
چشم، پا، صندلی، دست( تفاوت در ماهیت)
برای بزرگه کمی سخت تر، مثلا:
نان، ماست، کیک، بسکوییت( ماست از شیر، بقیه از آرد درست می شوند)
در بعضی موارد هم تفاوت فکر من با نوع نگاه بچه ها خنده دار بود،مثلا من گفتم :
پراید، پیکان، رانا، پژو ( منظور من تفاوت در صدای اول کلمه بود، پسر بزرگه گفت پراید چون برای شرکت سایپا هست بقیه ایران خودرو😂😂 امان از تفاوت نگاه مامانها با پسرها🤦♀🤦♀😂😂)
خلاصه نوبتمون شد میگفتن هنوز که بازی تمام نشده 😂😂😂
راستی عکسها پیام محیط زیستی هم داره هاا😉 عدم استفاده از پلاستیک برای خرید نان، همیشه کیسه پارچه ای همراهمون هست.
#تجربه_های_روزانه ۱۲۲ #بازیهای_کلامی #نه_به_پلاستیک #حفظ_محیط_زیست
✅ نشر با لینک مادرانه های مشترک👈
@madaranehayemoshtarak
به نام خدا
تجربه های روزانه ۱۲۸
روز جمعه که جشن میلاد حضرت زینب(س) برای دختر خانمها داشتیم مقداری گلبرگ از گل فروشی گرفته بودیم برای موقع مولودی خوانی روی سفره های پارچه ای بزرگ ریختیم تا دختر خانها سفره ها را تکون بدن و گلبرگ ها را بالا بریزن، بعد هم خودشون همه گلبرگ ها را جمع کردند، ولی من که به این راحتی دست از این گلبرگها بر نمیدارم😉. گلبرگها را با خودم آورده بودم خونمون به نیت بازی با بچه ها، ولی امروز فکر اینکه، وااای امروز جارو زدم و خونه را تمیز کردم داشت مانعم میشد، دیگه با خودم کنار اومدم که نهایتا اگر خودشون هم جمع نکنند پنج دقیقه بیشتر کار نداره ولی شیرینی و لذتش خیلی بیشتره. شادی و تخلیه انرژی بچه ها و خاطره خوش از روز میلاد هم مضاعف هست. اول گلبرگها را دادم به بچه ها گفتم میخوایم جشن بگیریم با این گلبرگ ها اتاق را تزیین کنید که نتیجه با مدیریت پسر بزرگ شد این 👆👆👆که یک کار مهارتی مشارکتی بود. پسر کوچک گلبرگ های قرمز را جدا میکرد، داداشش چیدمان را جلو میبرد.
#محیط_غنی
#تجربه_های_روزانه
#وقت_بازی_اختصاصی
#میلاد_حضرت_زینب_س
#جشن_کودکانه
#جشن_خانگی_میلاد_حضرت_زینب_س
✅ نشر فقط با نام و لینک کانال مادرانه های مشترک👈
@madaranehayemoshtarak
خوب جشن پسرونه باید هیجانش خیلی خیلی بالاتر باشه😉. پس ادامه جشن مادر پسری ما که یک #وقت_بازی_اختصاصی حسابی هم بود، شد بازی های هیجانی با بقیه ی گلبرگ ها، ریختن در هوا و روی هم و شیرجه زدن و....در آخر هم باز با بازی ( #جمع_آوری_اسباب_بازیها) گلبرگ ها جمع شد و مجدد نگهداری میشه برای اهداف یا همون بازیهای بعدی 😉 حالا حالا ها باهاشون کار داریم.😉
#محیط_غنی
#تجربه_های_روزانه
#وقت_بازی_اختصاصی
#میلاد_حضرت_زینب_س
#جشن_کودکانه
#جشن_خانگی_میلاد_حضرت_زینب_س
✅ نشر فقط با نام و لینک کانال مادرانه های مشترک👈
@madaranehayemoshtarak
به نام خدا
یکدفعه با همچین صحنه ای مواجه میشی👆👆😳😔
مطلب #عوامل_مؤثر_در_آرامش_مادر در خاطرتون هست. در شش قسمت در کانال هست از طریق فهرست مطالب یا جستجوی همین هشتگ می توانید بخوانید. قسمت چهارم #نگاه_از_زاویه_دید_فرزندان بود.
در این تجربه هم دقیقا همین مورد پیش اومد. از نگاه ما کثیف کاری و بیرون ریختن خاک گلدان هست. اما از نگاه کودکم چی ؟؟
پس اولین قدم ارتباط گیری هست تا ببینیم از نگاه فرزند چه اتفاقی داره میفته😉
داری چکار میکنی مامان ؟
سربازم تو جنگ با اسرائیل شهید شده دارم خاکش میکنم🧐
که اینطور 😉 تفاوت نگاه از کجا تا کجا !!!
کثیف کاری کجا ! خاکسپاری شهید کجا 😢👌
خوب حالا که اتفاق افتاده ( اگر از قبلش متوجه شده بودم مطمئنا قبلش شرایط دیگری را فراهم میکردم مثلا زیرانداز و سینی و خاک ) اما حالا که من در آشپزخانه بودم و این اتفاق افتاده
پس منم باهاش مرتبط شدم و داستانش را شنیدم. و بعد هم رفتم جارو را آوردم: من جارو بکشم تو خاک انداز را میگیری یا تو جارو میکشی هم خاک انداز را بگیرم ؟( یادمون باشه که بچه ها وقتی همکاری میکنند که حس نکنند دارند تنبیه میشن، حس کنند که مسئول هستند)
خلاصه با انتخاب هر دو گزینه پیش رفتیم. درسته که کاملا تمیز جارو نشد و لازم بود خودم هم بعد جارو بکشم اما مهم این هست که مسئول کار خودشون باشند بدون سرزنش و تنبیه و تهدید، تجربه های مختلف این موضوع با در سنین مختلف بچه ها با #مواجهه_با_خطای_فرزند در کانال هست.
#تجربه_های_روزانه ۱۳۳
✅ نشر فقط با نام و لینک کانال مادرانه های مشترک👈
@madaranehayemoshtarak
👆حدودا دو هفته پیش من داشتم برای افطار کوکو جوانه عدس درست میکردم ، پسر جان که جوانه ها را دید گفت مامان منم باید برای درس علوم مدرسه عدس یا لوبیا بکارم در ظروف شفاف، که ریشه هاش پیدا باشه. اومد دست به کار شد در سه ظرف کوچک از عدسهای جوانه زده کاشت.
کنار هم قرار داد و هر روز با هم به هر سه ظرف آب داد.
بعد از ده روز دید یک ظرف رشد بهتری داشته، یکی به نظر میاد که جوانه هاش سوخته و یکی تازه داره سبز میشه.
روزی چند بار نگاشون میکرد و باهم مقایسه میکرد.
و همش میپرسید مامان من که با هم کاشتم. خاکشون هم یکی بود. مثل هم آب دادم. نور یکسان هم میگیرند. چرا مثل هم رشد نمی کنند ؟؟؟
شاید چون یکیش در گلدان سفالی هست ؟! پس چرا اون دو تا مثل هم نیستند ؟!
بررسی میکرد و مداوم سؤال میپرسید : چرا ؟ چرا ؟
و من به این فکر میکردم که هر دانه با دانه دیگر متفاوت است. همچنین احتمال اینکه عمق کاشت جوانه ها با هم کمی متفاوت باشد هم هست. بالاخره حتی ممکن است در میزان نور و آب دریافتی هم تفاوت باشد. تفاوتهای بسیار ریز و جزئی که به چشم نمی آیند.
بعد از چند روز دو تا گلدان دیگر هم شروع به رشد کردند....
#تجربه_های_روزانه ۱۳۴
✅ نشر فقط با نام و لینک کانال مادرانه های مشترک👈
@madaranehayemoshtarak
حالا هر سه گلدان در حال رشد هستند. که در ابتدا اصلا به نظر نمی رسید دو تا از گلدانها رشد کنند.
امید،صبر، پذیرش تفاوتها چیزی بود که در این چند روز عملا برای بچه ها تجربه شد.
قبلا در خانه جوانه ها یا چیزهای متفاوتی کاشته بودبم جوانه خرما، جوانه پسته، کرفس، لوبیا، هسته نارنج و...که هر کدام تجربه های متفاوتی بودند.
ولی این بار سه گلدان کوچک کنار هم ذهن بچه ها را بیشتر سمت مقایسه میبرد.
همیشه پای مقایسه که بیاد وسط خطر ناامیدی هم خیلی زیاده. وقتی یک شیء، یک گیاه یا یک فرد را با یک شیء، گیاه یا یک فرد در شرایط مشابه خودش مقایسه میکنی، وقتی خودت را،فرزندت را، زندگیت را با دیگران در شرایط به ظاهر یکسان مقایسه میکنی:
فلانی دو تا بچه داره منم دو تا دارم
فلانی شاغله منم شاغلم
بچه فلانی پنج سالشه، بچه منم همین طور و.... هزاران هزار مقایسه به ظاهر مشابه
اما در باطن حتما متفاوت
و تنها راه حل، صبر همراه با تلاش و امیدواری ، پذیرش تفاوتها ، و صد البته عدم مقایسه است.
این همه توصیه قرآن و دین ما بر تفکر در طبیعت و آیات الهی و خلقت خدا بی دلیل نیست. با همین چیزهای ساده توی خونه میشه کلی زمینه تفکر و تمرین صبر و امیدواری برای خودمون و بچه ها ایجاد کنیم.
#تجربه_های_روزانه ۱۳۴
✅ نشر فقط با نام و لینک کانال مادرانه های مشترک👈
@madaranehayemoshtarak