eitaa logo
کانون آموزش مداحان
33هزار دنبال‌کننده
25.5هزار عکس
27.8هزار ویدیو
286 فایل
[[ ما برآنیم که این ذکر جهانی بشود ]] کانون آموزش مداحان مرکز آموزش عمومی ، تخصصی و سطح عالی نخبگان مداحی اهلبیت ( استانی ، ملی و فرا ملی ) خیریه فرهنگی ذاکرین امام حسین علیه السلام
مشاهده در ایتا
دانلود
آن که مرا حالا مُرید تو نوشته حتماً تو را هم می‌نویسد «یا مراد»ت تو هر کجا پا می‌نهی هر صبح خورشید عرض ارادت می‌کند بر بامدادت بابای تو با دیدن تو گریه می‌کرد با گریه لطف دیگری دارد عبادت آباء و اجدادت همه یک یک جوادند پس می‌نویسیم‌ات جواد بن الجوادت بر روی پایت می‌گذارد کعبه سر هم جبریل حتی می‌گذارد بال و پر هم به خاک پایت احتیاجی نیست اصلاً وقتی دوا می‌سازم از این خاکِ دَر، هم تو کعبه‌ای! آن کعبه‌ای که در طوافت بال و پر ما سوخته؛ حتی جگر هم با آبروی تو تهجّد آبرو یافت فیض از مناجات تو می‌گیرد سحر هم نام مرا هم بین این عشاق بنویس بگذار تا جا خوش کند این یک نفر هم ای جان به قربان تو و دورِ شلوغت یوسف شدن بازار دارد، دردسر هم در کوچه، جانِ ما نقابت را بیانداز! این گونه چشمت می‌زنند این‌ها، نظر هم هستند یک یک شیرها دنبال دامت چشمان آهوی خراسانِ پدر هم فهم من از لطف جوادی تو این است: که آن چه را گفتیم دادی، بیشتر هم ما را ببر تا کاظمین این بار با هم ما را بخر در کاظمین این بار درهم * * جز عجز، سائل چاره‌ای دیگر ندارد وقتی کریمیِ‌ خدا آخر ندارد ما را برای در زدن معطل نکردند اصلاً ‌بیوت این کریمان در ندارد این خانواده کودکش ذاتاً بزرگ است نام علی که اصغر و اکبر ندارد طفل رباب‌ست و ولیکن عادتش بود از شانهٔ عمه سرش را بر ندارد بین مقامات رباب این شأن کافی‌ست که هیچ کس جز او علی اصغر ندارد وقتی که آمد لشکر کوفه به هم ریخت میدان علمداری ازین بهتر ندارد گیرم که از فردا دوباره آب وا شد چه فایده، شش ماهه که دیگر ندارد ✍ 🔻مقدمتان را به این کانال 17 هزارنفری 🟩⬜🟥امامتفاوت وعالی گرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗ ➡️ www.mesf.ir/s ╚═══💫💎═╝ ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
درختِ عصمتْ دَر گُلبن ولا بَر داد خدا به بحر ولایت، یگانه گوهر داد سپهر خون و شرف را بلند اختر داد که سیّدالشهّدا را علیّ اصغر داد ستاره‌ای ز سپهر بلند لا آمد ذبیحِ اکبر سلطانِ کربلا آمد شکفته دسته‌گل دستِ داور است این طفل به نام اصغر و در رتبه اکبر است این طفل چراغ محفل آل پیمبر است این طفل شریک محسن زهرای اطهر است این طفل به حَلق نازکِ از گل نکوترش صلوات به سیّدالشهدا و به اصغرش صلوات سلام بر پدر و مادر و برادر او سلام بر گل لبخند و باغ منظر او سلام بر لب خشک و رخ ز خون، تر او سلام بر حرم و تربت مطهّر او صفا به روح ببخشد زیارت تن او که سیّدالشهدا را است سینه مدفن او عروس فاطمه ثاراللّهی دگر زاده سپهر عصمت و زهد و حیا، قمر زاده رباب بر پسر فاطمه پسر زاده مگو که آینۀ حُسن دادگر زاده به حق که فوق تصوّر کمال این پسر است عزیز فاطمه محو جمال این پسر است به چشم پیر خرد رهنماست این کودک چراغ روشن اهل ولاست این کودک کتاب فلسفۀ کربلاست این کودک پیام‌آور خون خداست این کودک دل شکستۀ اهل ولا مدینۀ اوست که یک مدینه ولایت درون سینۀ اوست به خال و خطّ و جمالش نشانۀ پدر است هوای کرب و بلایش به خانۀ پدر است هماره مرغ دلش را بهانۀ پدر است نگاه او ز ولادت به شانۀ پدر است دلش هماره به سوی دگر کند پرواز ز شوق دوست به دوش پدر کند پرواز بیا که قفل مهمّات را کلید است این بیا که بر همه نومیدها امید است این بیا که بر همۀ عاصیان نوید است این پیام‌آور هفتاد و دو شهید است این سمائیان به سماوات، مدح او خوانند زمینیان همه باب الحوائجش دانند سپهر، دیدۀ حاجت به سوی او دارد ملک به بزم فلک، گفتگوی او دارد بهشت، خرّمی از رنگ و بوی او دارد حسین، فخر به خون گلوی او دارد به مرگ، خندۀ او عشق را ثبات دهد لبان تشنۀ او خضر را حیات دهد به ماهِ عارضِ از مِهر بهترش سوگند به خندۀ لب توحیدپرورش سوگند به کام خشک و گلوی ز خون ترش سوگند به زخم حنجر و روح مطهّرش سوگند که روشن است قیامت به ماه طلعت او بس است بر همۀ عاصیان شفاعت او صفا به روح ز رخسار لاله‌گون بخشد شراره‌ها به دل از آتش درون بخشد خدا به حرمت او خلق را فزون بخشد گلوی پارۀ او آبرو به خون بخشد که او ز خون گلو آبرو به عالم داد هزار بحر ز هر قطره خون به «میثم» داد ✍ 🔻مقدمتان را به این کانال 17 هزارنفری 🟩⬜🟥امامتفاوت وعالی گرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗ ➡️ www.mesf.ir/s ╚═══💫💎═╝ ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
یک کوزه‌ی بی آب، از دریا چه می‌داند یک مشتْ خاک از غربت صحرا چه می‌داند یک سائل بیچاره از آقا چه می‌داند از چارده خورشید، عقل ما چه می‌داند ما دور از «قدریم»، «اِنّا» را نمی‌فهمیم الحق که پایینیم و بالا را نمی‌فهمیم هرکس که در این خانه قنبر شد، پشیمان نیست کارگر اولاد حیدر شد، پشیمان نیست از خاک بودن عاقبت زر شد، پشیمان نیست جاروکش صحنی مطهر شد، پشیمان نیست این‌روزها باید رضا آباد ساکن بود یعنی میان صحن گوهرشاد ساکن بود گفتم جواد از بند بند شعر، رحمت ریخت از چشم‌های سائلم، اشک خجالت ریخت گفتم جواد و بر دعاهایم اجابت ریخت آقا به این سفره نگاهی کرد و برکت ریخت گفتم جواد و باز هم لکنت شکستم داد بی‌معرفت‌بودن دوباره کار دستم داد ای حسرت سجاده‌ها یا ربّنای تو! رفته‌ست تا به عرش اعلی ربّنای تو بوی علی دارد سحرها ربّنای تو توحید می‌گیریم ما با ربّنای تو آقا بیا و نذر جدت با گدا تا کن یک کاظمیه در دل هرشیعه بر پا کن یک «اِتَّقِ الله» از تو؛ ایمان داشتن با من ابر کرامت از تو؛ باران داشتن با من شانه ز تو؛ زلف پریشان داشتن با من چه کرده این عشقِ کریمان داشتن، با من! که در خیالم کاظمینی می‌شوم هرروز در کاظمین تو حسینی می‌شوم هرروز * * همراه ماه امشب ستاره می‌رسد از راه و یک علی دارد دوباره می‌رسد از راه بر گنبدی سوم مناره می‌رسد از راه شیری به شکل شیرخواره می‌رسد از راه این شاخه‌ی طوبی، ثمر دارست از امشب بی‌بی رباب ما پسر دارست از امشب این طفل کوچک می‌شود حیدر، زمان جنگ شمشیر خود می‌سازد از حنجر، زمان جنگ اصغر شد اما می‌شود اکبر، زمان جنگ مانند مردان می‌سپارد سر، زمان جنگ گهواره را معراج خواهد کرد این آقا دین را به‌خود محتاج خواهد کرد این آقا بر روی دستی خوش‌زبانی می‌کند روزی با گریه‌هایش خطبه خوانی می‌کند روزی قدِّ سپاهی را کمانی می‌کند روزی از سنگر دین پاسبانی می‌کند روزی شش‌ماهه است اما سوی پیکار خواهد رفت تا حدِّ جان، پای دفاع از یار خواهد رفت رازی ز مدفون بودنش بیرون نمی‌آید کوری چشم دشمنش بیرون نمی‌آید یک نخ هم از پیراهنش بیرون نمی‌آید صد نیزه هم باشد، تنش بیرون نمی‌آید دست امامش هست پس دستی برابر نیست یعنی که نبش قبر شش‌ماهه مُیسَّر نیست ✍ 🔻مقدمتان را به این کانال 17 هزارنفری 🟩⬜🟥امامتفاوت وعالی گرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗ ➡️ www.mesf.ir/s ╚═══💫💎═╝ ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
یک کوزه‌ی بی آب، از دریا چه می‌داند یک مشتْ خاک از غربت صحرا چه می‌داند یک سائل بیچاره از آقا چه می‌داند از چارده خورشید، عقل ما چه می‌داند ما دور از «قدریم»، «اِنّا» را نمی‌فهمیم الحق که پایینیم و بالا را نمی‌فهمیم هرکس که در این خانه قنبر شد، پشیمان نیست کارگر اولاد حیدر شد، پشیمان نیست از خاک بودن عاقبت زر شد، پشیمان نیست جاروکش صحنی مطهر شد، پشیمان نیست این‌روزها باید رضا آباد ساکن بود یعنی میان صحن گوهرشاد ساکن بود گفتم جواد از بند بند شعر، رحمت ریخت از چشم‌های سائلم، اشک خجالت ریخت گفتم جواد و بر دعاهایم اجابت ریخت آقا به این سفره نگاهی کرد و برکت ریخت گفتم جواد و باز هم لکنت شکستم داد بی‌معرفت‌بودن دوباره کار دستم داد ای حسرت سجاده‌ها یا ربّنای تو! رفته‌ست تا به عرش اعلی ربّنای تو بوی علی دارد سحرها ربّنای تو توحید می‌گیریم ما با ربّنای تو آقا بیا و نذر جدت با گدا تا کن یک کاظمیه در دل هرشیعه بر پا کن یک «اِتَّقِ الله» از تو؛ ایمان داشتن با من ابر کرامت از تو؛ باران داشتن با من شانه ز تو؛ زلف پریشان داشتن با من چه کرده این عشقِ کریمان داشتن، با من! که در خیالم کاظمینی می‌شوم هرروز در کاظمین تو حسینی می‌شوم هرروز * * همراه ماه امشب ستاره می‌رسد از راه و یک علی دارد دوباره می‌رسد از راه بر گنبدی سوم مناره می‌رسد از راه شیری به شکل شیرخواره می‌رسد از راه این شاخه‌ی طوبی، ثمر دارست از امشب بی‌بی رباب ما پسر دارست از امشب این طفل کوچک می‌شود حیدر، زمان جنگ شمشیر خود می‌سازد از حنجر، زمان جنگ اصغر شد اما می‌شود اکبر، زمان جنگ مانند مردان می‌سپارد سر، زمان جنگ گهواره را معراج خواهد کرد این آقا دین را به‌خود محتاج خواهد کرد این آقا بر روی دستی خوش‌زبانی می‌کند روزی با گریه‌هایش خطبه خوانی می‌کند روزی قدِّ سپاهی را کمانی می‌کند روزی از سنگر دین پاسبانی می‌کند روزی شش‌ماهه است اما سوی پیکار خواهد رفت تا حدِّ جان، پای دفاع از یار خواهد رفت رازی ز مدفون بودنش بیرون نمی‌آید کوری چشم دشمنش بیرون نمی‌آید یک نخ هم از پیراهنش بیرون نمی‌آید صد نیزه هم باشد، تنش بیرون نمی‌آید دست امامش هست پس دستی برابر نیست یعنی که نبش قبر شش‌ماهه مُیسَّر نیست ✍ 🔻مقدمتان را به این کانال 17 هزارنفری 🟩⬜🟥امامتفاوت وعالی گرامی می داریم          ‌╔═💎💫═══╗    ➡️  www.mesf.ir/s          ╚═══💫💎═╝ ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
یک کوزه‌ی بی آب، از دریا چه می‌داند یک مشتْ خاک از غربت صحرا چه می‌داند یک سائل بیچاره از آقا چه می‌داند از چارده خورشید، عقل ما چه می‌داند ما دور از «قدریم»، «اِنّا» را نمی‌فهمیم الحق که پایینیم و بالا را نمی‌فهمیم هرکس که در این خانه قنبر شد، پشیمان نیست کارگر اولاد حیدر شد، پشیمان نیست از خاک بودن عاقبت زر شد، پشیمان نیست جاروکش صحنی مطهر شد، پشیمان نیست این‌روزها باید رضا آباد ساکن بود یعنی میان صحن گوهرشاد ساکن بود گفتم جواد از بند بند شعر، رحمت ریخت از چشم‌های سائلم، اشک خجالت ریخت گفتم جواد و بر دعاهایم اجابت ریخت آقا به این سفره نگاهی کرد و برکت ریخت گفتم جواد و باز هم لکنت شکستم داد بی‌معرفت‌بودن دوباره کار دستم داد ای حسرت سجاده‌ها یا ربّنای تو! رفته‌ست تا به عرش اعلی ربّنای تو بوی علی دارد سحرها ربّنای تو توحید می‌گیریم ما با ربّنای تو آقا بیا و نذر جدت با گدا تا کن یک کاظمیه در دل هرشیعه بر پا کن یک «اِتَّقِ الله» از تو؛ ایمان داشتن با من ابر کرامت از تو؛ باران داشتن با من شانه ز تو؛ زلف پریشان داشتن با من چه کرده این عشقِ کریمان داشتن، با من! که در خیالم کاظمینی می‌شوم هرروز در کاظمین تو حسینی می‌شوم هرروز * * همراه ماه امشب ستاره می‌رسد از راه و یک علی دارد دوباره می‌رسد از راه بر گنبدی سوم مناره می‌رسد از راه شیری به شکل شیرخواره می‌رسد از راه این شاخه‌ی طوبی، ثمر دارست از امشب بی‌بی رباب ما پسر دارست از امشب این طفل کوچک می‌شود حیدر، زمان جنگ شمشیر خود می‌سازد از حنجر، زمان جنگ اصغر شد اما می‌شود اکبر، زمان جنگ مانند مردان می‌سپارد سر، زمان جنگ گهواره را معراج خواهد کرد این آقا دین را به‌خود محتاج خواهد کرد این آقا بر روی دستی خوش‌زبانی می‌کند روزی با گریه‌هایش خطبه خوانی می‌کند روزی قدِّ سپاهی را کمانی می‌کند روزی از سنگر دین پاسبانی می‌کند روزی شش‌ماهه است اما سوی پیکار خواهد رفت تا حدِّ جان، پای دفاع از یار خواهد رفت رازی ز مدفون بودنش بیرون نمی‌آید کوری چشم دشمنش بیرون نمی‌آید یک نخ هم از پیراهنش بیرون نمی‌آید صد نیزه هم باشد، تنش بیرون نمی‌آید دست امامش هست پس دستی برابر نیست یعنی که نبش قبر شش‌ماهه مُیسَّر نیست ✍ ‏مقدمتان رابه این کانال26هزارنفری گرامی می داریم ■■■■■■■همه کانالها ┏━━☘🌺☘━━┓ http://www.mesf.ir/s ┗━━☘🌺☘━━┛ ■■■■■■■■کانال ایتا ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
امشب از شوق، بي قرارم من آرزوى مدينه دارم من من خزانم وليكن از امشب غرق در عطر نوبهارم من همه طَرْدم كنند، باز اما به نگاهش اميدوارم من او گل باغ بوستان حسين گِرد اين گل، خوشم كه خارم من از غلامى و نوكرىِ درش صاحب جاه و اعتبارم من اى سرآغازم و سرانجامم چقَدَر خوب، با تو هم نامم آيت داور است اين مولود گل پيغمبر است اين مولود اسم او هم علي‌ست پس حتماً هم چُنان حيدر است اين مولود على‌اصغر به نام و در رُتبه علىِ اكبر است اين مولود پَرِ قنداقه‌اش شفيع همه در صف محشر است اين مولود چقَدَر با رقيه مأنوس است بغلِ خواهر است اين مولود قابَ قوسين ماست ابرويش بوسه‌ی زينب است بر رويش اى به عالم دليل، ششماهه اى لبت سلسبيل، ششماهه زير پايت هميشه باشد پهن شهپر جبرئيل، ششماهه در نگاهت فرات و دجله كه هيچ موج زن؛ رود نيل، ششماهه تو بزرگ و بزرگ‌زاده، ولى من به پيشت ذليل، ششماهه هر زمان كه گره به كار افتاد گفته‌ام: ألدخيل ششماهه باب حاجات عالمينى تو علىِ سومِ حسينى تو اى به دردم دوا، على اصغر نفست كيميا، على اصغر هر كه دستش به دامنت باشد گشته حاجت‌روا، على اصغر شبِ ميلاد توست ذكرِ لبم لَكَ روحى فِدا، على اصغر آينه دار محسنِ زهرا... ...كيست غير از تو؟ يا على اصغر نَبُود هم‌تراز و همتايت بر روى سينه‌ی پدر جايت آه... شد از غم تو پير، رباب از جهان بى تو گشته سير، رباب گوش تا گوش طفل، پاره شده خورده شمشير يا كه تير؟! رباب! تازه آغاز غصه‌هاست؛ كه تو در كفِ غم شوى اسير، رباب قاتل تو غروب عاشوراست آب آمد؛ ولى چه دير! رباب كربلا تا به شام، خونْ دل توست هر كجا حرمله مقابل توست مقدمتان رابه این کانال26هزارنفری گرامی می داریم ■■■■■■■همه کانالها ┏━━☘🌺☘━━┓ http://www.mesf.ir/s ┗━━☘🌺☘━━┛ ■■■■■■■■کانال ایتا ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
درختِ عصمتْ دَر گُلبن ولا بَر داد خدا به بحر ولایت، یگانه گوهر داد سپهر خون و شرف را بلند اختر داد که سیّدالشهّدا را علیّ اصغر داد ستاره‌ای ز سپهر بلند لا آمد ذبیحِ اکبر سلطانِ کربلا آمد شکفته دسته‌گل دستِ داور است این طفل به نام اصغر و در رتبه اکبر است این طفل چراغ محفل آل پیمبر است این طفل شریک محسن زهرای اطهر است این طفل به حَلق نازکِ از گل نکوترش صلوات به سیّدالشهدا و به اصغرش صلوات سلام بر پدر و مادر و برادر او سلام بر گل لبخند و باغ منظر او سلام بر لب خشک و رخ ز خون، تر او سلام بر حرم و تربت مطهّر او صفا به روح ببخشد زیارت تن او که سیّدالشهدا را است سینه مدفن او عروس فاطمه ثاراللّهی دگر زاده سپهر عصمت و زهد و حیا، قمر زاده رباب بر پسر فاطمه پسر زاده مگو که آینۀ حُسن دادگر زاده به حق که فوق تصوّر کمال این پسر است عزیز فاطمه محو جمال این پسر است به چشم پیر خرد رهنماست این کودک چراغ روشن اهل ولاست این کودک کتاب فلسفۀ کربلاست این کودک پیام‌آور خون خداست این کودک دل شکستۀ اهل ولا مدینۀ اوست که یک مدینه ولایت درون سینۀ اوست به خال و خطّ و جمالش نشانۀ پدر است هوای کرب و بلایش به خانۀ پدر است هماره مرغ دلش را بهانۀ پدر است نگاه او ز ولادت به شانۀ پدر است دلش هماره به سوی دگر کند پرواز ز شوق دوست به دوش پدر کند پرواز بیا که قفل مهمّات را کلید است این بیا که بر همه نومیدها امید است این بیا که بر همۀ عاصیان نوید است این پیام‌آور هفتاد و دو شهید است این سمائیان به سماوات، مدح او خوانند زمینیان همه باب الحوائجش دانند سپهر، دیدۀ حاجت به سوی او دارد ملک به بزم فلک، گفتگوی او دارد بهشت، خرّمی از رنگ و بوی او دارد حسین، فخر به خون گلوی او دارد به مرگ، خندۀ او عشق را ثبات دهد لبان تشنۀ او خضر را حیات دهد به ماهِ عارضِ از مِهر بهترش سوگند به خندۀ لب توحیدپرورش سوگند به کام خشک و گلوی ز خون ترش سوگند به زخم حنجر و روح مطهّرش سوگند که روشن است قیامت به ماه طلعت او بس است بر همۀ عاصیان شفاعت او صفا به روح ز رخسار لاله‌گون بخشد شراره‌ها به دل از آتش درون بخشد خدا به حرمت او خلق را فزون بخشد گلوی پارۀ او آبرو به خون بخشد که او ز خون گلو آبرو به عالم داد هزار بحر ز هر قطره خون به «میثم» داد ✍ مقدمتان رابه این کانال26هزارنفری گرامی می داریم ■■■■■■■همه کانالها ┏━━☘🌺☘━━┓ http://www.mesf.ir/s ┗━━☘🌺☘━━┛ ■■■■■■■■کانال ایتا ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
هستیم همه یاد تو ای شهزاده محتاج به امداد تو ای شهزاده ای کاش که امر فرج امضا بشود از برکت میلاد تو ای شهزاده مقدمتان رابه این کانال26هزارنفری گرامی می داریم ■■■■■■■همه کانالها ┏━━☘🌺☘━━┓ http://www.mesf.ir/s ┗━━☘🌺☘━━┛ ■■■■■■■■کانال ایتا ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
امشب که مدینه رنگ دیگر دارد یک باغ گل و شکوفۀ تر دارد گلخندۀ شادی‌ست به لب‌های حسین چون در برِ خود علی اصغر دارد امشب به مدینه مرغ دل پر زده است کز گلشن ایثار گلی سر زده است عیدی زکف علی اصغر گیرد هرکس به در خانۀ او در زده است از عطر حضور تو ملائک مستند وز مژدۀ میلاد تو شادان هستند روزی که قماط بر تنت پیچیدند شیرازۀ عشق و عاشقی را بستند ✍ مقدمتان رابه این کانال26هزارنفری گرامی می داریم ■■■■■■■همه کانالها ┏━━☘🌺☘━━┓ http://www.mesf.ir/s ┗━━☘🌺☘━━┛ ■■■■■■■■کانال ایتا ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
یم عشق و وفا را گوهر آمد سپهر سرخ خون را اختر آمد نهال آرزوی کربلا را به گلزار ولایت نوبر آمد امیرالمؤمنین! چشم تو روشن ذبیحت را ذبیح دیگر آمد بنی هاشم بنی هاشم مبارک که میلاد علیِّ اصغر آمد ذبیحان را ذبیح شیرخواره شهیدان را شهید دیگر آمد حسین بن علی را آخرین گل که شد تقدیم حیّ داور آمد جهان را لاله‌باران کرده این گل خزان‌ها را بهاران کرده این گل همای وحی طبعم این خبر داد خدا بر شمس دین قرص قمر داد به نجل شیر یزدان شیرخواری ز شیران شجاعت، شیرتر داد عروس فاطمه چشم تو روشن که نخل آرزوهایت ثمر داد خدا را یوسف مصر ولایت به حُسن ماه کنعانت پسر داد پسر نه، مُهر طومار شهادت پسر نه، رأیت فتح و ظفر داد ببین مادر سفیدی گلویش خبر از روز ایثار پدر داد از آن ساعت که چشم خویش بگشود نگاهش بر سر دوش پدر بود یم ایثار را گوهر مبارک سپهر عشق را اختر مبارک پیام آید ز خون هر شهیدی که میلاد علی اصغر مبارک شب میلاد مسعود برادر به سجّاد و علی‌اکبر مبارک سکینه با گل لبخند گوید پسر آورده‌ای مادر! مبارک طلوع اختر برج ولایت برای آل پیغمبر مبارک حسین بن علی! چشم تو روشن محمد! فاطمه! حیدر! مبارک شفیع محشر کبری خوش آمد ذبیح کوچک زهرا خوش آمد زهی طفل و زهی قدر و جلالش فلک مات و ملک محو کمالش رخ نورانی‌اش ماه دو هفته ملک در پیش رو همچون هلالش دو دست کوچکش دست خداوند محمد جلوه کرده در جمالش چنان افکنده شور و حال داده که مادر گشته محو شور و حالش پرد بر دوش بابا چون کبوتر کند سیر الی الله بال بالش دهان خویش را ناشسته از شیر بُوَد آهنگ میدان قتالش جهان لبریز از هنگامۀ اوست سپیدیِّ گلو خون‌نامۀ اوست مهی سرزد که گردون محو رویش گلی بشکفت عالم مست بویش پدر می‌دید در لب‌های خاموش هزاران قصه در سرّ مگویش نشان می‌داد کز صبح ولادت شهادت بود عشق و آرزویش بنازم طفل شیری را که اسلام سرافراز است از خون گلویش به ظاهر طفل و پیران کمالند گدای آستان، زوّار کویش ولادت یافت از مادر که بابا کند با تیر قاتل روبرویش رود معراج تا با روی گلگون عروج خویش را می‌دید در خون ز بس بودش به سر شور شهادت تبسّم داشت بر لب از ولادت علی بن الحسین است این کز آغاز شهادت را نبیند جز سعادت خدایا این کدامین طفل شیر است که شیران را دهد درس شهادت چگونه کودک شیریش خوانم که بر پیر خِرَد دارد سیادت شهادت را از او مُهر قبولی شهیدان را به وی عرض ارادت نمی‌دانم بگریم یا بخندم که امشب هر دو را دانم عبادت دلم آئینۀ مهر رخ اوست بخندم یا بگریم؛ هر دو نیکوست حسین بن علی گل، او گلاب است مدینه سایه و او آفتاب است ولادت نامه‌اش یک آسمان نور شهادت نامه‌اش یک انقلاب است به قربان دو چشم نیم بازش که نه بیدار می‌باشد نه خواب است حیاتش بسته بر تیر محبت عروجش بر فراز دوش باب است به شیر مادرش سوگند کاین طفل وجودش تشنۀ اسلام ناب است مگر تیرش کند سیراب از آب وگرنه بحر، پیش او سراب است به خود گوید که من مشتاق تیرم اگر چه طفل شیرم، طفل شیرم من آن طفلم که لب ناشسته از شیر سپر کردم گلوی خویش بر تیر کتاب عشق‌بازی آیه آیه به خون حنجرم گردیده تفسیر دلم آرام و جانم در تب و تاب لبم خاموش و فریادم جهانگیر خدا از شیرخواری عاشقم کرد که شستم دل ز آب و دست از تیر چو خندیدم به پیکان در دم مرگ ملک فریاد زد تکبیر، تکبیر اگر چه از نوا گردید خاموش زند از نخل (میثم) خون او جوش ✍ مقدمتان رابه این کانال26هزارنفری گرامی می داریم ■■■■■■■همه کانالها ┏━━☘🌺☘━━┓ http://www.mesf.ir/s ┗━━☘🌺☘━━┛ ■■■■■■■■کانال ایتا ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
تبریک که از بحر ولایت گهر آمد طوبای بهشت شهدا را ثمر آمد خون شهدا را سند معتبر آمد در مکتب ایثار، حسین دگر آمد از بیت حسین بن علی این خبر آمد ریحانه‌ی ریحانه‌ی خیر البشر آمد در دامن خورشید مه تام خوش آمد رزمنده‌ی شش ماهه‌ی اسلام خوش آمد این است که در گلبن ایثار گلاب است از شوق شهادت همه‌شب در تب و تاب است این است که در بحر ولایت دُرِ ناب است در مکتب سرخ شهدا ختم کتاب است این است که لب تشنه‌ی لعل لبش آب است این غنچه نه، یک باغ گلِ سرخ رباب است این عاشق و دلداده و پا بست حسین است یا سوره‌ی کوثر به سرِ دست حسین است این حُسن خدائی‌ست خدائی‌ست خدائی‌ست لب تشنه فدائی‌ست فدائی‌ست فدائی‌ست مولود مدینه است؛ ولی کرب و بلائی‌ست این شعله‌ی هفتاد و دو فریاد رهائی‌ست در رزمِ حسین بن علی فتح نهائی‌ست هر چند که در ارض کند جلوه، سمائی‌ست این غنچه‌ی زهراست به گلزار شهادت این مُهر حسین است به طومار شهادت از لحظه‌ی میلاد به باباست نگاهش از صبح ازل تیر بلا چشم به راهش بنیاد ستم سوخته از شعله‌ی آهش صد قافله دل پنهان در زلف سیاهش الله که یک کودک و یک خلق سپاهش لبخند شهادت به گُل روی چو ماهش دل برده زخورشید ولایت مه رویش جای لب بابا به سفیدیّ گلویش این است که از لحظه‌ی زیبای ولادت هم گام پدر بوده تا مرز شهادت بر شانه‌ی بابا همه دم داشته عادت خندیدن و جان باختنش بود عبادت پیوسته به سجّاده‌ی خون داشت ارادت از حنجر خشکیده به خون داد سعادت لبخند شهادت به لب از روز الستش کردند همه هاشمیان دست به دستش ناخورده لبن آمده لبریز سبویش قرآنِ سر دست پدر مصحف رویش لب بسته، به دل موج زند سرِّ مگویش بر دوش پدر دیده‌ی عبّاس به سویش گاهی نگه یوسف زهرا به گلویش گه شانه کشد زینب بر طرّه‌ی مویش گه در بغل لاله‌ی لیلاست مقامش تا حشر زخون شهدا باد سلامش ای باب مراد همه عالم! علی اصغر ای جسم تو توحیدِ مجسّم! علی اصغر ای شمعِ دلِ عالم و آدم! علی اصغر ای فتح حسین از تو مسلّم! علی اصغر ای خون خدا را همه دم، دم علی اصغر از توست همین حاجت «میثم» علی اصغر کز لطف و کرم دیده به سویش بگشایی بر او حرم گم شده‌ات را بنمایی ✍ مقدمتان رابه این کانال26هزارنفری گرامی می داریم ■■■■■■■همه کانالها ┏━━☘🌺☘━━┓ http://www.mesf.ir/s ┗━━☘🌺☘━━┛ ■■■■■■■■کانال ایتا ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
روشن‌تر از روز است خیلی بامرامند وقتی کریمان با گدایان هم‌کلامند الحق که آقازاده‌ها یک یک امیرند الحق که نوکرزاده‌ها یک‌یک غلامند در فقرِ محضِ خود غنیِّ محض هستم وقتی گدای این درم، مردم گدامند! عین عدم هستیم و با آنان وجودیم پس ما همان‌هاییم که آن ها بنامند سنّ زیاد و سنّ کم، فرقی ندارد این خانواده از طفولیت امامند چیزی ندارم جز «سلام الله علیهم» فرزندهای فاطمه با احترامند هر صبح خورشیدند و در هر شام ماهند این چهارده تا، روشنیِ صبح و شامند ولله این پروانگی ما می‌ارزد هر چند خاکستر شدیم اما می‌ارزد سر می نهم بر پای تو قیمت بگیرم هر جا نمی‌ارزد سرم، این‌جا می‌ارزد یک جان ناقابل به پایت ذبح کردیم حالا که شد مال تو از حالا می‌ارزد این گریه‌ها را آیه‌ی تطهیر گفتند یک قطره‌ی آن بیش از دریا می‌ارزد با کاظمین تو بهشتی دارم این جا پس زندگی در عالَمِ دنیا می‌ارزد پس ارزش گهواره‌ات کعبه‌ست حتماً وقتی عصای حضرت موسی می‌ارزد! کافی‌ست ما را، این که بابای تو خندید لبخند بابای تو یک دنیا می‌ارزد آن که «کم»ش را نیمه شب آورد، دادت دارد زیادش می‌کند لطف زیادت آقا منم! آن رَختْ پاره، پا برهنه... آن شب _شب جمعه_ مرا که هست یادت! تو کیستی؟ تو از کریمان بلادم من کیستم؟ من از گدایان بلادت من از در این خانه‌ات جایی نرفتم پس رو مگردان از گدای خانه زادت بابای تو با دیدن تو گریه می‌کرد با گریه لطف دیگری دارد عبادت آباء و اجدادت همه یک یک جوادند پس می‌نویسیم‌ات جواد بن الجوادت بر روی پایت می‌گذارد کعبه سر هم جبریل حتی می‌گذارد بال و پر هم به خاک پایت احتیاجی نیست اصلاً وقتی دوا می‌سازم از این خاکِ دَر، هم تو کعبه‌ای! آن کعبه‌ای که در طوافت بال و پر ما سوخته حتی جگر هم با آبروی تو تهجّد آبرو یافت فیض از مناجات تو می‌گیرد سحر هم نام مرا هم بین این عشاق بنویس بگذار تا جا خوش کند این یک نفر هم ای جان به قربان تو و دورِ شلوغت یوسف شدن بازار دارد، دردسر هم هستند یک‌یک شیرها دنبال دامت چشمان آهوی خراسانِ پدر هم فهم من از لطف جوادی تو این است: که آن چه را گفتیم دادی، بیشتر هم ما را ببر تا کاظمین این بار با هم ما را بخر در کاظمین این بار درهم * * جز عجز، سائل چاره‌ای دیگر ندارد وقتی کریمیِ‌ خدا آخر ندارد ما را برای در زدن معطل نکردند اصلاً ‌بیوت این کریمان در ندارد این خانواده کودکش ذاتاً بزرگ است نام علی که اصغر و اکبر ندارد طفل رباب‌ست و ولیکن عادتش بود از شانهٔ عمه سرش را بر ندارد بین مقامات رباب این شأن کافی‌ست که هیچ‌کس جز او علی اصغر ندارد وقتی که آمد لشکر کوفه به هم ریخت میدان علمداری ازین بهتر ندارد گیرم که از فردا دوباره آب وا شد چه فایده، شش ماهه که دیگر ندارد   ✍ مقدمتان رابه این کانال26هزارنفری گرامی می داریم ■■■■■■■همه کانالها ┏━━☘🌺☘━━┓ http://www.mesf.ir/s ┗━━☘🌺☘━━┛ ■■■■■■■■کانال ایتا ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯