eitaa logo
دو فصلنامه《الانوار الهادیه》
272 دنبال‌کننده
450 عکس
86 ویدیو
271 فایل
مقام معظم رهبري: «فقه خیلی اهمّیّت دارد؛ یک عدّه‌ای خیال میکنند فقه، چون اسمش فروع دین است یعنی کارهای فرعی؛ نخیر، فقه استخوان‌بندی و در واقع ستون فقرات زندگی اجتماعی است؛ فقه این است.» ●《الانوار الهادیه》مجله علمی مدرسه علمیه امام هادی علیه السلام-اهواز
مشاهده در ایتا
دانلود
📌ديدگاه علامه مجلسی(قدس سره)نسبت به فراز هایی از دعای عرفه:  مرحم مجلسی می نویسد: «أقول قد أورد الکفعمی(رحمة الله) أیضاً هذا الدعاء فی البلد الأمین و ابن طاوس فی مصباح الزائر، کما سبق ذکرهما و لکن لیس فی آخره فیهما بقدر ورق تقریباً و هو من قوله: إِلهِی أَنَا الفَقِیرُ فِی غِنایَ…» إلی آخر هذا الدعاء . کذا لم یوجد هذه الورقة فی بعض النسخ العتیقة من الإقبال أیضاً و عبارات هذه الورقة لا تلائم سیاق أدعیة السادة المعصومین أیضاً و إنّما هی علی وفق مذاق الصوفیة و لذلک قد مال بعض الأفاضل إلی کون هذه الورقة من مزیدات بعض مشایخ الصوفیة و من إلحاقاته و إدخالاته و بالجملة هذه الزیادة إمّا وقعت من بعضهم أولا فی بعض الکتب و أخذ ابن طاوس عنه فی الإقبال غفلة عن حقیقة الحال أو وقعت ثانیاً من بعضهم فی نفس کتاب الإقبال و لعلّ الثانی أظهر علی ما أومأنا إلیه من عدم وجدانها فی بعض النسخ العتیقة و فی مصباح الزائر و الله أعلم بحقائق الأحوال». 📚 بحار الأنوار، ج۹۵، ص ۲۲۷ •┈••✾••┈• ♨️موسسه امام هادي(عليه السلام): https://eitaa.com/madresetakhasosiemamhadi
📌دیدگاه امام خمینی(قدس سره) در رابطه با مولفات محدث نوري(رحمه الله) : امام خمینی به مناسبت بررسی مسئله‌ی تحریف قرآن، به اظهار نظری درباره‌ی محدث نوری پرداخته است و لحن تند ایشان در هیچ مناسبت دیگری نسبت به یکی از علما و محدثین شیعه سابقه نداشته است امام در تعلیقه خود بر کفایه می‌نویسد: …صاحب فصل الخطاب الّذی کان کتبه لا یفید علما و لا عملا، و إنّما هو إیراد روایات ضعاف أعرض عنها الأصحاب، و تنزه عنها أولو الألباب من قدماء أصحابنا کالمحمّدین الثلاثه المتقدّمین رحمهم اللَّه. هذا حال کتب روایته غالباً کالمستدرک، و لا تسأل عن سائر کتبه المشحونه بالقصص و الحکایات الغریبه التی غالبها بالهزل أشبه منه بالجدّ، و هو – رحمه اللّه – شخص صالح متتبّع، إلاّ أنّ اشتیاقه لجمع الضعاف و الغرائب و العجائب و ما لا یقبلها العقل السلیم و الرّأی المستقیم، أکثر من الکلام النافع، و العجب من معاصریه من أهل الیقظه کیف ذهلوا و غفلوا حتّى وقع ما وقع ممّا بکت علیه السماوات، و کادت تتدکدک على الأرض؟ 📚 انوارالهدایه فی التعلیقه علی الکفایه،ج ۱،ص۲۴۴-۲۴۵ •┈••✾••┈• ♨️موسسه امام هادي(عليه السلام): https://eitaa.com/madresetakhasosiemamhadi
📌 (علینا القاء الاصول و علیکم بالتفریع)/مستطرفات ابن ادریس: این روایت را که عده‌ای او را صحیحه بزنطی می‌دانند در واقع سند واضحی ندارد و از مستطرفات ابن ادریس گرفته شده است که ایشان بسیار در علم حدیث ضعیف بوده اند و اشتباهات فاحشی دارند این کتاب به صورت وجاده به ایشان رسیده است ایشان از جامع بزنطی نقل کرده‌اند که شواهد نشان می‌دهد آن کتاب جامع بزنطی نیست و ایشان اشتباه متوجه شده‌اند. جامع یعنی مجموعه احتمالا روی نسخه ای که در دست ابن ادریس بوده است نوشته بوده جامع و ایشان گمان کرده اند که جامع بزنطی است. حال اینکه در اول کتاب از علی بن جعفر نقل می کند در حالی که بزنطی اصلا از روات علی بن جعفر نیست. این جامع را نمی توانیم تشخیص بدهیم که از چه کسی است. در اوائل مرحوم خویی هم به روایات مستطرفات اعتماد می کردند و در مصباح الفقاهة تعبیر به صحیحه می‌کنند اما این اواخر فقط به نقل از کتاب نوادر المصنفین ایشان اعتماد می کردند که خود ابن ادریس فرموده است این کتاب به خط جدم شیخ طوسی در نزد من است. در جایی از مستطرفات مرحوم ابن ادریس می نویسد: (و من ذلک ما استطرفناه من کتاب ابان بن تغلب ،صاحب الباقر و الصادق علیهما السلام) بعد روایت نقل می‌کند با دو واسطه از امام رضا علیه السلام. این مقدار اشتباه مبتذل است خودش مینویسد صاحب الباقر و صادق علیهما السلام و بعد با دو واسطه از امام رضا علیه السلام روایت نقل می کند وقتی ابان فوت کرد امام رضا علیه السلام هنوز به دنیا نیامده بودند ۶ سال قبل از ولادت امام رضا علیه السلام ابان فوت کرد کسی که بخواهد با دو واسطه از امام رضا علیه السلام نقل کند باید در حدود سالهای ۲۵۰ باشد ظاهراً آنچه که ما احتمال می‌دهیم این است که پشت نسخه نوشته بوده ابان و ایشان گمان کرده اند ابان بن تغلب است ولی منظور از ابان در اینجا ابان بن محمد سِندی است که پیش ما به ابان بن محمد بزّاز بجلی( سندی بن محمد) معروف است که از مشایخ حمیری است و در قرب الاسناد هم از ایشان نقل می کند. ♻️استفاده شده از جلسات سید احمد مددی_حفظه الله_ •┈••✾••┈• ♨️موسسه امام هادي(عليه السلام): https://eitaa.com/madresetakhasosiemamhadi
📌تحف العقول و ابن شعبه حرانی از دیدگاه آیت الله سیستانی: در تقریرات درس ایشان آمده که فرمودند: " وبهذا المضمون نقل صاحب الوسائل عن الحسن بن علي بن شعبة في تحف العقول عن أبي الحسن الثالث في جواب مسائل يحيى بن أكثم الذي كان قاضي القضاة في ذلك العصر. ❌إلا أن 1⃣نسبة الكتاب إلى الحسن بن علي بن شعبة غير ثابتة. 2⃣ولا يعلم أنّ هذا الشخص في أي قرن كان يعيش، ومن أي طبقة هو، وفي أي درجة من الوثاقة والفضل؛ إذ لم يترجم في كتب الرجال، نعم يظهر من نفس الكتاب أن الرجل كان ذا فهم، وقد جمع روايات لا بأس بها في الجملة ". 📚القواعد الفقهية، ص ٤٢٣ •┈••✾••┈• ♨️موسسه امام هادي(عليه السلام): https://eitaa.com/madresetakhasosiemamhadi
📌بررسی طریق شیخ به کتاب علی بن حسن فضال1⃣: ♦️ علت ضعف طریق شیخ طوسی♦️ طریق شیخ طریق معتبری نیست!دونفر در این طریق هستند،یکی "احمدبن عبدون"که استاد شیخ است ویکی "علی بن محمد بن زبیر"است. علی بن محمد بن زبیر توثیق نشده،احمد بن عبدون هم تو ثیق نشده است. از علی بن محمد بن زبیر به آنطرف جزو ثقات عالی مقامند لکن مشکل اول سند است که احمد بن عبدون است. ادامه دارد……… 🎙درس خارج فقه_آیه الله العظمی خامنه ایی_(۲۷_۱_۱۳۹۸) •┈••✾••┈• ♨️موسسه امام هادي(عليه السلام): https://eitaa.com/madresetakhasosiemamhadi
📌بررسی طریق شیخ طوسی به کتاب علی بن حسن فضال2⃣: ♦️راهکار محقق خویی برای تصحیح طریق شیخ♦️ یک راه را مرحوم خویی رضوان الله تعالی علیه بیان کردند که من هم یک وقتی اینجا ذکر کردم راه خوبی است،یعنی از جمله مهارتها و تبحرهای رجالی آن بزرگوار است،ایشان غیر فقاهتشان،در رجال هم انصافا متبحر بودند ایشان میفرمایند: شیخ این را از احمدبن عبدون نقل میکند و احمد بن عبدون از علی بن محمد بن زبیر. این سند بخاطر علی بن محمد بن زبیر مورد قبول نیست. لکن همین کتاب را،یعنی کتابهای علی بن حسن بن فضال را که این روایات در آن کتابهاست،نجاشی رضوان الله تعالی علیه هم نقل می کند و سند نجاشی به آن کتابها سند صحیحی است. بنابراین،دونفر داریم،شیخ و نجاشی،یک استاد دارند و او احمدبن عبدون است و آن استاد یک مجموعه کتاب را به هر دوی آنها داده است. سندی که که از طریق نجاشی از احمد بن عبدون عبور می کند،سند صحیحی است. سندی که از طریق شیخ از احمد بن عبدون عبور می کند سندی غیر معتبر است لکن چون کتابها یکی است ،استاد هم یکی است وقتی آن سند صحیح بود پیداست که این هم صحیح است. یعنی:عین همان چیزی را که به سند معتبر نجاشی نقل می کند عین همان را هم شیخ نقل می کند ولو سند شیخ غیر معتبر باشد لکن عین همان چیزی است که به سند معتبری از طریق نجاشی نقل شده است. ♻️بنابراین: تصحیح روایت شیخ از طریق نجاشی ممکن است. 🎙درس خارج فقه آیت الله العظمی خامنه ایی(۲۷_۱_۱۳۹۸). ادامه دارد……… •┈••✾••┈• ♨️موسسه امام هادي(عليه السلام): https://eitaa.com/madresetakhasosiemamhadi
📌بررسی طریق شیخ طوسی به کتاب علی بن حسن فضال3️⃣: ♦️بررسي راهکار محقق خوئي رحمه الله♦️ این، فرمایش ایشان. فرمایش بسیار خوبی است، لکن متوقف بر یک مقدمه ای است که آن مقدمه محلِ تردید است! و آن این است که: ایشان، احمد بن عبدون را ثقه میدانند بخاطر اینکه احمد بن عبدون جزو مشایخِ نجاشی است. عقیدة مرحوم آقای خوئی این است. ایشان از یک حرفی از فرمایشات نجاشی استفاده میکنند، بعید هم نیست، لکن نمیتوان اطمینان پیدا کرد، یک جایی شیخ نجاشی میگوید: من از این شخص روایت نقل نمیکنم چون ثقه نیست. پس از این فهمیده میشود که نجاشی از هر کسی که نقل کرد که جزو مشایخ و جزو اساتید اوست، باید حکم کرد به وثاقت او. احمد بن عبدون هم جزو مشایخ نجاشی است، پس ثقه است. بنابراین، اگر ما احمد بن عبدون را ثقه دانستیم، این طریق آقای خوئی طریق خوبی است. اگر کسی خاطرجمع نشد و ایشان را از این راه نتوانست توثیق کند، کما اینکه بعضی در این مبنای ایشانشبهه کردند. اینکه میگویند: همة مشایخِ نجاشی معتبرند؛ در این، خدشه شده،مناقشات متعددی شده است. بنابراین، این، راه خوبی است، بعید هم نیست، لکن انسان را خاطرجمع نمیکند. ادامه دارد....... 🎙درس خارج فقه آیت الله العظمی خامنه ایی(۲۷_۱_۱۳۹۸). •┈••✾••┈• ♨️موسسه امام هادي(عليه السلام): https://eitaa.com/madresetakhasosiemamhadi
📌بررسی طریق شیخ طوسی به کتاب علی بن حسن فضال4⃣ : ♦️راهکار مختار♦️ یک راه دیگری هم وجود دارد که آن راه به نظر ما راه خوبی است و آن این است که: شیخ(رضوان الله تعالی علیه)طریقی که بین خودشان و علی بن حسن فضال در فهرست ذکر می کنند همین طریقی است که گفتیم. یعنی: شیخ می گوید:من نقل می کنم از احمد بن عبدون چون در تهذیب،اسانید را ایشان می اندازند،خیلی اوقات رجال اول سند را ایشان ذکر نمی کنند!لکن در فهرست،همان را معین می کنند می گویند: هرجا من از فلانی نقل کردم،طریقم این است. لکن درخود تهذیب در کتاب طهارت شیخ یک روایتی نقل می کنند از علی بن حسن فضال با یک طریق دیگری،آن طریق دیگر طریق معتبر و خوبی است. تهذیب،جلد یک،صفحه۲۸تصحیح مرحوم علی اکبر عفاری،ایشان می فرمایند: روایت می کنم حدیث را 🔰(عن جماعه):پیداست که از یک جمعی نقل می کنند که در اینها حتما آدم ثقه وجود دارد. 🔰(عن هارون بن موسی تلعکبری):که استادمفید است و شخصیت بسیار برجسته وثقه است. 🔰(عن احمد بن محمدبن سعید):که معروف به ابن عقده است،ایشان هم جزو رجال بزرگ و ثقات عالی مقام است. 🔰(عن علی بن الحسن)[فضال]. این سند شیخ(رضوان الله تعالی علیه) سند بسیار معتبری است. یک راه این است که ما همین را مشی می کنیم بگوییم: شیخ به علی بن حسن فضال یک طریق معتبر اینطوری دارند،دلیل ندارد که ما بگوییم این روایتی را که اینجا مورد ابتلای ماست،از این طریق نقل نکرده باشند؛چون این روایات را دانه دانه از علی بن الحسن که نقل نمی کردند،از کتاب او نقل می کردند. ♻️بنابراین،همچنان که روایت باب طهارت در آن کتاب هست،این روایت هم در آن کتاب هست،لذا سند روایت سند معتبری است می توان اینطور روایت را تصحیح کرد. 🎙درس خارج فقه آیت الله العظمی خامنه ایی(۲۷_۱_۱۳۹۸). (پایان) •┈••✾••┈• ♨️موسسه امام هادي(عليه السلام): https://eitaa.com/madresetakhasosiemamhadi
📌عدم نقل اماميه از واقفيه: به نظر ما عمار بن مروان در زمان وقف از سماعه روايت نكرده، بلكه در زمان استقامت وى از او نقل حديث كرده كه در آن موقع واقفى نبوده و بنابر تقسيم‌بندى علامه به تبع استاد خود احمد بن طاووس اگر راوى عدل و امامى باشد روايت صحيح است و اگر بعداً در راوى انحرافى پيش آيد موجب نمى‌شود روايتى كه سابقاً از او نقل شده غير صحيح شود. اما چرا عمار بن مروان از سماعه در زمان وقف اخذ حديث نكرده⁉️ ✅به علت اينكه خود عمار سابقه وقف ندارد و بنابر تحقيق شيخ بهايى در مشرق الشمسين بين اماميه و واقفه بعد از رحلت حضرت موسى بن جعفر فاصله شديدى به وجود آمد تا حدى كه اماميه به واقفه، ممطوره مى‌گفتند يعنى باران خورده، منظورشان اين بوده كه سگ باران خورده هر چيزى را نجس مى‌كند. اينها هم خودشان فاسد بودند و هم ديگران را فاسد مى‌كردند. در اوايل وضعيت به گونه‌اى بود كه امامى از واقفى اخذ حديث نمى‌كرد. البته در قرنهاى بعد بعضى از اماميه از واقفيه مثل حميد بن نينوايى و حسن بن محمد بن سماعه اخذ حديث كرده‌اند. به نظر ما اماميه‌هايى كه از واقفيه اخذ حديث كردند در زمان استقامت بوده و البته اين نكته درباره كسانى صادق است كه سابقه واقفى بودن ندارند، ولى اگر خودشان سابقه وقف داشته باشند، نمى‌توان اطمينان حاصل كرد كه روايت‌شان از واقفى ديگر در زمان وقف نبوده باشد. افرادى مثل بزنطى كه هر چند از اجلاء اماميه است و از على بن ابى حمزه بطائنى واقفى اخذ حديث كرده، ولى چون واقفى بودند و بعد مستبصر شدند روايتشان از واقفى ديگر اطمينان‌آور نيست. 🎙درس خارج آيت الله العظمی شبيري زنجاني(27-1-1384) •┈••✾••┈• ♨️موسسه امام هادي(عليه السلام): https://eitaa.com/madresetakhasosiemamhadi
📌رساله عددیه: توثیق عام بودن رساله عددیه شیخ مفید رحمه الله که در کلمات بسیاری از رجالیین وارد شده است نیز مطلب درستی نیست. شیخ مفید در این رساله بر خلاف بعضی از رسائل دیگر خود، قول به عدد که ماه رمضان همیشه سی روز است را رد کرده، می‌فرماید ماه رمضان به رؤیت وابسته است. وی در این رساله می‌فرماید راویان رؤیت «فقهای اصحاب ائمه و الأعلام الرؤساء المأخوذ عنهم الحلال و الحرام و الفتيا و الأحكام الذين لا يطعن عليهم و لا طريق إلى ذم واحد منهم و هم أصحاب الأصول المدونة و المصنفات المشهورة» [١]هستند. بعد روایات رؤیت را ذکر می‌کند و در یکی از آن‌ها نام عبد الاعلی بن اعین در روات وارد شده است. ایشان خیلی جاها در معجم رجال الحدیث به این عبارت تمسک می‌کند و درباره اشخاص دیگر می‌گوید شیخ مفید در عددیه توثیق کرده است و ما هم به اعتماد آن توثیق می‌کنیم. در این‌جا اشتباهی عمومی واقع شده است و طبعاً هم اشخاص اشتباه می‌کنند و خیال می‌کنند که شیخ مفید تمام افرادی را که بعداً در سند روایت رؤیت ذکر می‌کند واجد اوصاف فوق دانسته، آن‌ها را توثیق می‌کند ولی این گونه نیست و ایشان نمی‌خواهد بگوید همه این راویان دارای چنین اوصافی هستند. در همین بحث ما عبد الاعلی بن اعین یا عبد الاعلی مولی آل سام را نه شیخ طوسی در فهرست آورده و نه نجاشی در رجال خود و اگر وی از أصحاب الأصول المدونة و المصنفات المشهورة باشد، بعید است که شیخ طوسی که شاگرد بزرگ شیخ مفید است یا نجاشی که مصنفات شیعه را می‌گوید این مطلب را متوجه نشده باشند و در کتب فهارس نام او ذکر نشده باشد. یکی از راویان محمد بن سنان است که هم جزء روایان روایت عددیه است و هم روایت رؤیت، زیرا شیخ مفید دلیل طرفین را ذکر می‌کند، هم آن‌هایی که عددی هستند و می‌گویند همیشه ماه رمضان سی روز است و هم کسانی که رؤیتی هستند. پس هم‌چنان که مرحوم شیخ مفید درباره محمد بن سنان اثباتاً و نفیاً نظر ندارد، نمی‌خواهد بگوید همه افرادی که ذکر می‌کنم واجد اوصاف فوق هستند. عبد الاعلی بن اعین هم قطعاً از اصحاب الاصول المدوّنه و المصنّفات المشهوره نیست. اصلاً به او کتاب نسبت نداده‌اند. ایشان می‌خواهد بگوید روایات را شخصیت‌هایی نقل کرده‌اند که هیچ نقطه ضعفی در مورد آنان نمی‌توان گفت و واجد شرایط فوق هستند. بعد به عنوان تأیید که مسئله شکل متواتر بگیرد، روایات افراد ضعیف را هم ضمیمه کرده است و این امر اشکالی ندارد. پس این‌که آقایان در بعضی از موارد اختلاف در توثیق و تضعیف راویان می‌گویند نظر مرحوم شیخ مفید در رساله عددیه با دیگران مخالف است، درست نیست و عبارت رساله دلیل بر مخالفت نیست. یکی از شواهد برای این‌که شیخ مفید نمی‌خواهد توثیق کلی ذکر کند، این است که اسامی اشخاص متعددی را ذکر می‌کند که هیچ جا اسمی از آن‌ها نیست و فقهای اصحاب و صاحب مصنفات مشهوره و... نمی‌تواند بر این همه عناوین منطبق شود. ایشان می‌خواهد بفرماید این روایات را اشخاص معتبر نقل کرده‌اند اما لازمه نقل آنان این نیست که کسی دیگر هم نقل نکرده باشد. این مطلب جاهای مختلف رجال برای توثیق و تضعیف تأثیر دارد. 📚پی نوشت: [۱]- الرد على أصحاب العدد، الشیخ المفید، ج1ص25 ‌ 🎙( درس خارج اصول آیت الله شبیری|96/09/19 ) •┈••✾••┈• ♨️موسسه امام هادي(عليه السلام): https://eitaa.com/madresetakhasosiemamhadi
💢اتحاد جعفر بن محمد بن مسرور با جعفربن محمد بن قولویه صاحب کامل الزیارات: 📌بيان ديدگاه : محقق شوشتري رحمه الله حکم قطعي بر عدم اتحاد دوعنوان می کند ایشان می‌فرمایدکه: جعفر بن محمد بن مسرور از مشایخ شیخ صدوق است، ولی شیخ صدوق از جعفربن محمد بن قولویه اصلاً روایتی ندارد، بلکه شیخ صدوق و ابن قولویه هر دو در یک طبقه هستند، صاحب قاموس الرجال برای اثبات وحدت طبقه شیخ صدوق و ابن قولویه این گونه استدلال می‌کند که هر دو از مشایخ شیخ مفید می‌باشند[1]. ❌نقد کلام قاموس الرجال: این سخن از جهات چندی مورد اشکال است. ⭕️اولاً: این که گفته شده که شیخ صدوق از ابن قولویه روایتی ندارد، مطلب صحیحی نیست، شیخ صدوق در کتاب فضائل رجب عمل ام داود را از جعفر بن محمد بن قولویه نقل می‌کند[2] . آری می‌توان چنین استدلال کرد که روایت شیخ صدوق از جعفر بن محمد بن قولویه نادر است و از جعفر بن محمد مسرور بسیار، بنابراین باید این دو، دو نفر باشند، ولی این کلام نیز ناتمام است. چه روایت شیخ صدوق با تعبیر «ابن قولویه» هر چند نادر است، ولی نمی‌توان گفت که روایت وی از صاحب کامل الزیارات و شخصی که واقعاً ابن قولویه بوده نادر است. چه اثبات این ادعاء منوط به اثبات عدم اتحاد ابن قولویه و ابن مسرور است، لذا با این امر نمی‌توان عدم اتحاد آن دو را اثبات کرد. آری این سوال پیش می‌آید که چرا شیخ صدوق، غالباً از وی با تعبیر ابن قولویه نام نمی‌برد بلکه با تعبیر ابن مسرور روایت می‌کند، پاسخ این سوال این است که لازم نیست تعبیر همه افراد از یک شخص یکسان باشد، درباره برخی افراد تعابیر مختلفی وجود دارد که هر کس با تعبیری از وی یاد می‌کند، مثلاً صاحب کتاب رجال معروف، هم به عنوان نجاشی متصف بوده و هم به عنوان ابن النجاشی، ممکن است کسی از وی با عبارت نجاشی یاد کند و دیگری با عبارت ابن النجاشی، یا درباره صاحب فهرست، کسی ندیم تعبیر کند و دیگری ابن الندیم یا در مورد صاحب کشف اللثام، یکی فاضل هندی تعبیر می‌کند و دیگری فاضل اصفهانی، خلاصه تعدد تعبیر دلیل بر تعدد معنونین به آن تعابیر نیست. ⭕️ثانیاً: مراجعه به عصر اساتید ابن قولویه و مقایسه آن با تاریخ تقریبی ولادت شیخ صدوق اختلاف طبقه آن دو را می‌رساند. ولادت تقریبی شیخ صدوق با توجه به ولادت وی با دعای امام عصر عجل الله تعالی فرجه در زمان صدارت حسین بن روح، حدود 306 یا 307 می‌باشد، ولی ابن قولویه از کسانی نقل می‌کند که در همین حدود باید در گذشته باشند همچون حسین بن محمد بن عامر، همچنین وی از سعد بن عبدالله (م حدود 300) روایاتی ـ هر چند اندک ـ دارد[3] ، و این می‌رساند که ابن قولویه لااقل 15 سال از شیخ صدوق بزرگ‌تر است. 🎙درس خارج فقه آیت الله شبیري|82/11/18 📚پي نوشت: [1]- قاموس الرجال، ج2، ص:422: و ايضا ابن قولويه فی طبقة الصدوق.... [2]-فضائل الأشهر الثلاثة، ص: 32: وَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَيْهِ. [3]- رجال نجاشي: 123/318، 178/467 •┈••✾••┈• ♨️موسسه امام هادي(عليه السلام): https://eitaa.com/madresetakhasosiemamhadi
💢اتحاد جعفر بن محمد بن مسرور با جعفربن محمد بن قولویه صاحب کامل الزیارات: 📌بيان ديدگاه : محقق شوشتري رحمه الله حکم قطعي بر عدم اتحاد دوعنوان می کند ایشان می‌فرمایدکه: جعفر بن محمد بن مسرور از مشایخ شیخ صدوق است، ولی شیخ صدوق از جعفربن محمد بن قولویه اصلاً روایتی ندارد، بلکه شیخ صدوق و ابن قولویه هر دو در یک طبقه هستند، صاحب قاموس الرجال برای اثبات وحدت طبقه شیخ صدوق و ابن قولویه این گونه استدلال می‌کند که هر دو از مشایخ شیخ مفید می‌باشند[1]. ❌نقد کلام قاموس الرجال: این سخن از جهات چندی مورد اشکال است. ⭕️اولاً: این که گفته شده که شیخ صدوق از ابن قولویه روایتی ندارد، مطلب صحیحی نیست، شیخ صدوق در کتاب فضائل رجب عمل ام داود را از جعفر بن محمد بن قولویه نقل می‌کند[2] . آری می‌توان چنین استدلال کرد که روایت شیخ صدوق از جعفر بن محمد بن قولویه نادر است و از جعفر بن محمد مسرور بسیار، بنابراین باید این دو، دو نفر باشند، ولی این کلام نیز ناتمام است. چه روایت شیخ صدوق با تعبیر «ابن قولویه» هر چند نادر است، ولی نمی‌توان گفت که روایت وی از صاحب کامل الزیارات و شخصی که واقعاً ابن قولویه بوده نادر است. چه اثبات این ادعاء منوط به اثبات عدم اتحاد ابن قولویه و ابن مسرور است، لذا با این امر نمی‌توان عدم اتحاد آن دو را اثبات کرد. آری این سوال پیش می‌آید که چرا شیخ صدوق، غالباً از وی با تعبیر ابن قولویه نام نمی‌برد بلکه با تعبیر ابن مسرور روایت می‌کند، پاسخ این سوال این است که لازم نیست تعبیر همه افراد از یک شخص یکسان باشد، درباره برخی افراد تعابیر مختلفی وجود دارد که هر کس با تعبیری از وی یاد می‌کند، مثلاً صاحب کتاب رجال معروف، هم به عنوان نجاشی متصف بوده و هم به عنوان ابن النجاشی، ممکن است کسی از وی با عبارت نجاشی یاد کند و دیگری با عبارت ابن النجاشی، یا درباره صاحب فهرست، کسی ندیم تعبیر کند و دیگری ابن الندیم یا در مورد صاحب کشف اللثام، یکی فاضل هندی تعبیر می‌کند و دیگری فاضل اصفهانی، خلاصه تعدد تعبیر دلیل بر تعدد معنونین به آن تعابیر نیست. ⭕️ثانیاً: مراجعه به عصر اساتید ابن قولویه و مقایسه آن با تاریخ تقریبی ولادت شیخ صدوق اختلاف طبقه آن دو را می‌رساند. ولادت تقریبی شیخ صدوق با توجه به ولادت وی با دعای امام عصر عجل الله تعالی فرجه در زمان صدارت حسین بن روح، حدود 306 یا 307 می‌باشد، ولی ابن قولویه از کسانی نقل می‌کند که در همین حدود باید در گذشته باشند همچون حسین بن محمد بن عامر، همچنین وی از سعد بن عبدالله (م حدود 300) روایاتی ـ هر چند اندک ـ دارد[3] ، و این می‌رساند که ابن قولویه لااقل 15 سال از شیخ صدوق بزرگ‌تر است. 🎙درس خارج فقه آیت الله شبیري|82/11/18 📚پي نوشت: [1]- قاموس الرجال، ج2، ص:422: و ايضا ابن قولويه فی طبقة الصدوق.... [2]-فضائل الأشهر الثلاثة، ص: 32: وَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَيْهِ. [3]- رجال نجاشي: 123/318، 178/467 •┈••✾••┈• ♨️موسسه امام هادي(عليه السلام): https://eitaa.com/madresetakhasosiemamhadi