eitaa logo
محفل عشق ، زندگی به سبک شهدا
1.2هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
786 ویدیو
16 فایل
شهدا ازجنس لبخند خدا هستند پاک وساده ومهربان رفیق باز و باوفا میهمانی هایشان هم با بقیه فرق دارد فقط کافی است یکبار هم که شده دلت را به دلشان بسپاری این بار محفل عشق را امتحان کن @mohammad_hmn virasty.com/mohammad_hmn کپی آزاد اللهم عجل لولیک الفرج
مشاهده در ایتا
دانلود
12.05M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سردار جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان را بهتر بشناسیم... فاتح خرمشهر سردار « اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَليِّٖكَ الْفَرَج » 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 ✅ محفل عشق ، زندگی به سبک شهدا 🇮🇷 eitaa.com/joinchat/644087811C0093ab0c88
همراه ما کشيده بود عقب ، بايد کمی استراحت می ‌کردیم و دوباره می ‌رفتم جلو . قوطی کنسرو را باز کردم و گرفتم طرف حاجی ، نگاهم کرد ! ، گفت ، شما بخورید ، من خوراکی دارم دستمالش را باز کرد ، نان و پنيری بود که چند روز قبل داده بودند..... سردار جاویدالاثر 📕 ستارگان خاکی « اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَليِّٖكَ الْفَرَج » 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 ✅ محفل عشق ، زندگی به سبک شهدا 🇮🇷 eitaa.com/joinchat/644087811C0093ab0c88
خیر مقدم به دوستان جدید و تشکر از دوستان قدیمی شما می توانید برای مطالعه پست های کانال و با توجه به علاقه خود برای دسترسی به مطالب ، روی هشتک های زیر بزنید .... و یا نام شهید مثلا موفق و موید باشید.... « اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَليِّٖكَ الْفَرَج » ~~~~~~~~~~~~~~ 🇮🇷 @mafeleshg
برای آنچه که اعتقاد دارید ، ایستادگی کنید، حتی اگر هزینه اش تنها ایستادن باشد .... جاویدالاثر سردار « اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَليِّٖكَ الْفَرَج » ~~~~~~~~~~~~~~ 🇮🇷 @mafeleshg
دیپلمات بود اما ، با لات‌ های پشت میز ، مذاکره نکرد. کیش و مات نشد چون مات و مبهوت کدخدا نبود. مچ توله ‌های شیطان را قبل از بزم دیپلماسی ، در رزم حماسی خواباند ، اما با شیطان دست نداد. معمای جنگ را حاج احمدها حل کردند ، اما اهل مذاکره در حل معمای شهادت حاج احمدها درماندند !! لباس فرماندهی را با کُت دیپلماتی عوض کرد تا انقلاب را صادر کند نه اینکه با یقه ‌دیپلماتی دنبال صاف کردن مسیر واردات باشد ! کسی او را با امیرکبیر و مصدق مقایسه نکرد ، اما اهل صدق بود و در جهاد اکبر ، امیری کبیر !! سلیمانی ‌ها و تهرانی‌ مقدم ‌ها شاهدند که او مفقودالاثر نیست ، چه آنکه آثار وجودی‌ اش امروز مرزهای دفاعی ما را از دشت خرمشهر و مریوان و پاوه تا بلندی ‌های جولان برده است. وارثان خود خوانده ‌ی ارض موعود خواستند سر او را زیر آب کنند اما طراحان خاورمیانه ‌ی جدید گواهند که امروز بحر تا نهر قدمگاه سپاهیان اوست ! شهادت برای حاج احمدها دیر و زود دارد و تعیین تکلیف اسارتش برای بعضی ‌ها سوخت و سوز !! عنوان شهید ، برازنده‌ ی اوست ، اما عنوان آزاده ، آرزوی ما..... جاویدالاثر تا « اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَليِّٖكَ الْفَرَج » ~~~~~~~~~~~~~~ 🇮🇷 @mafeleshg
•﷽• هیــهات ؛ بدون او کامل نمی شود صفوف نمازگزاران فتح جاویدالاثر سردار « اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَليِّٖكَ الْفَرَج » ~~~~~~~~~~~~~~ 🇮🇷 @mafeleshg
زخمی شده بود ، پایش را گچ گرفته بودند و توی بیمارستان مریوان بستری بود . بچه‌ها لباسهایش را شسته بودند ، خبر دار که شد ، بلند شد و رفت که لباسهای آنها را بشوید ، گفتم ، برادر احمد ! ، پاتون تازه گچ گرفتن ، اگر گچ آب بخورد و خیس شود پاتون عفونت می کند ! گفت ، هیچی نمی شه ! رفت حمام و تمام لباسهای بچه‌ها را شست ، نیم روزی طول کشید ، گفتم الان گچ خیس شده و باید عوض شود ولی در کمال ناباوری دیدم که یک قطره هم آب نخورده !! حاج احمد گفت ، چون مال بیت المال بود خیلی مواظب بودم که خیس نشود .... جاویدالاثر سردار 📕 ستارگان خاکی ، ج22 « اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَليِّٖكَ الْفَرَج » ~~~~~~~~~~~~~~ 🇮🇷 @mafeleshg
حاج احمد متوسلیان روز ۳۰ اردیبهشت ۱۳۶۱ پیش از آغاز مرحلۀ سوم عملیات فتح خرمشهر در یک سخنرانی رو به بچه‌ها میگوید ، ... بسیجی ها! ، شما که می گویید اگر ما در روز عاشورا بودیم، به علیه‌ السلام و سپاه او کمک می کردیم، بدانید امروز روز عاشورا است. به خدا قسم من از یک یک شما درس می گیرم. شما بسیجی ها برای من و امثال من در حکم استاد و معلم هستید. من به شما که با این حالت در منطقه مانده اید، حجتی ندارم. می دانم که تعداد زیادی از دوستان شما شهید شده اند. می دانم بیش از بیست روز است دارید یک نفس و بی امان در منطقه می جنگید و خسته اید و شاید در خودتان توان لازم برای ادامۀ رزم را سراغ ندارید؛ ولی از شما خواهش می کنم تا جان در بدن دارید، بمانید تا شاید به لطف خدا در این مرحله بتوانیم خرمشهر را آزاد کنیم... در آخر صحبت هایش، در حالیکه اشک از چشمانش سرازیر شده بود، دست هایش را رو به آسمان بلند کرد و گفت ، خدایا! راضی نشو که احمد متوسلیان زنده باشد و ببیند ناموس ما خرمشهر ما، در دست دشمن باقی مانده. خدایا ! اگر بنا بر این است که خرمشهر در دست دشمن باشد، مرگِ احمد متوسلیان را برسان! 👈 شنیدن این حرف ها و خصوصاً مناجات حاجی باعث شد همه ی نیروهای تیپ شیون_کنان زار زار گریه کنند. خود حاج_احمد هم دل به دل نیروهای بسیجی ها داده بود و بی اختیار هق هق گریه، شانه هایش را می لرزاند. به زحمت « والسلام » سخنرانی را ادا کرد و از پشت میکروفن کنار آمد. حرف های حاجی مثل انفجارِ یک کپسول معنویت و اخلاص در جمع بچه ها ، همه را تکان داده بود. به محض پایان یافتن حرف های حاجی، بچه های تیپ، در حالی که صلوات می فرستادند و تکبیر می گفتند، به طرف او هجوم آوردند و دسته جمعی و بی قرار، حاج احمد را در آغوش گرفته، می بوسیدند. در آن سخنرانی ، بسیجی ها که واله و شیدای روحیه ی پولادین حاجی شده بودند، زیر گوشی با هم می گفتند ، وقتی حاج احمد با این وضع بد جسمی ( مجروحیت در مرحله ی اول و عصا به دست ) ، این طور قرص و محکم مانده، ما چه حقی داریم اظهار خستگی کنیم؟ تأثیر سخنرانی حاج_احمد طوری بود که همۀ بچه ها احساس می‌کردند انگار اولین روزی است که به منطقه آمده اند. خلاصه، نیروها آماده شدند برای رفتن به مرحلۀ_سوم عملیات. جاویدالاثر سردار 📕 همپای صاعقه « اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَليِّٖكَ الْفَرَج » ~~~~~~~~~~~~~~ 🇮🇷 @mafeleshg 🇮🇷 instagram.com/mahfeleshgh
4.57M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خودم رو شکستم! دلاور مرد جاویدالاثر سردار « اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَليِّٖكَ الْفَرَج » ~~~~~~~~~~~~~~ 🇮🇷 @mafeleshg
برای تهیه مهمات عملیات باید حاج احمد رو می دیدیم . رفتیم اتاق فرماندهی ، اما نبود. یکی از بچه ها گفت ، فکر کنم بدونم کجاست. ما رو‌ برد سمت دستشوئی ها و دیدم حاج احمد اونجاست. داشت در نهایت تواضع دستشویی ها رو تمیز می کرد. رفتم سطل آب رو ازش بگیرم اما نداد‌. گفتم ، شما چرا حاجی؟! همین طور که کار می کرد ، گفت ، یادت باشه! ، فرمانده موقع جنگ برادر بزرگتر همه حساب میشه و در بقیه مواقع کوچک ترین و حقیرترین برادر اون ها.... جاویدالاثر 📕 با راویان نور ۳، ص ۱۴۸ « اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَليِّٖكَ الْفَرَج » ~~~~~~~~~~~~~~ 🇮🇷 @mafeleshg
هیــهات ؛ بدون او کامل نمی شود صفوف نمازگزاران فتح قدس جاویدالاثر سردار « اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَليِّٖكَ الْفَرَج » 🇮🇷 @mafeleshg
زخمی شده بود ، پایش را گچ گرفته بودند و توی بیمارستان مریوان بستری بود . بچه‌ها لباسهایش را شسته بودند ، خبر دار که شد ، بلند شد و رفت که لباسهای آنها را بشوید ، گفتم ، برادر احمد ! ، پاتون تازه گچ گرفتن ، اگر گچ آب بخورد و خیس شود پاتون عفونت می کند ! گفت ، هیچی نمی شه ! رفت حمام و تمام لباسهای بچه‌ها را شست ، نیم روزی طول کشید ، گفتم الان گچ خیس شده و باید عوض شود ولی در کمال ناباوری دیدم که یک قطره هم آب نخورده !! حاج احمد گفت ، چون مال بیت المال بود خیلی مواظب بودم که خیس نشود .... جاویدالاثر سردار 📕 ستارگان خاکی ، ج22 « اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَليِّٖكَ الْفَرَج » 🇮🇷 @mafeleshg