#سیره_شهدا
در و دیوار مسجد پر شده بود از عکسهای بچهها.
میگفت من از پدر و مادرای اینا خجالت میکشم ، من بچههاشونو هیئتی و جبههای کردم ولی اونا شهید شدن و من راست راست دارم جلوشون راه میرم!!
آخرای ماه رمضان ، خیلی میگفت دعا کنید شهید بشم مثل پرندهای شده بود که همهاش به در و دیوار قفس میزد تا شاید فرجی شود.
بعضی رفقا میگفتند غلامعلی چی میگی؟ شهادت کجا بود؟
قطع نامه بسته شده ، دیگه خبری از شهادت نیست. کفگیر شهادت خورده ته دیگ.
میخندید و میگفت اتفاقا ته دیگ خوشمزه تره.....
#شهیدغلامعلی_رجبی
📕 یادگاران جلد (۲۴)
🌹 اللهم عجل لولیک الفرج...🌹
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
✅ محفل عشق ، زندگی به سبک شهدا
🇮🇷 eitaa.com/joinchat/644087811C0093ab0c88
#سیره_شهدا
در و دیوار مسجد پر شده بود از عکسهای بچهها.
میگفت من از پدر و مادرای اینا خجالت میکشم ، من بچههاشونو هیئتی و جبههای کردم ولی اونا شهید شدن و من راست راست دارم جلوشون راه میرم!!
آخرای ماه رمضان ، خیلی میگفت دعا کنید شهید بشم مثل پرندهای شده بود که همهاش به در و دیوار قفس میزد تا شاید فرجی شود.
بعضی رفقا میگفتند غلامعلی چی میگی؟ شهادت کجا بود؟
قطع نامه بسته شده ، دیگه خبری از شهادت نیست. کفگیر شهادت خورده ته دیگ.
میخندید و میگفت اتفاقا ته دیگ خوشمزه تره.....
#شهیدغلامعلی_رجبی
📕 یادگاران جلد (۲۴)
🌹 اللهم عجل لولیک الفرج...🌹
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
✅ محفل عشق ، زندگی به سبک شهدا
🇮🇷 eitaa.com/joinchat/644087811C0093ab0c88
#خاطرات_شهدا
مدتی قبل از شهادت غلامعلی ، او را در حرم امام رضا (ع) دیدم.
از حرم که بیرون آمد وجد و نشاط خاصی داشت .
جلو رفتم و با او درباره ی مجلس ماه محرم صحبت کردم.
چیزی تا محرم نمانده بود.
غلامعلی لبخندی زد وگفت ،
تا ماه محرم ، مرغ از قفس پریده ...!
بعد از شهادتش ، غلامعلی را در خواب دیدم .
گفت ، رشته نوری از سوی آستان ابا عبدالله (ع) وجود من و قبر مرا روشن کرده ...
#شهیدغلامعلی_رجبی
📕 کبوتران حرم
اثر گروه شهید هادی
🌹 اللهم عجل لولیک الفرج...🌹
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
✅ محفل عشق ، زندگی به سبک شهدا
🇮🇷 eitaa.com/joinchat/644087811C0093ab0c88
#سیره_شهدا
در و دیوار مسجد پر شده بود از عکس های بچه ها.
می گفت ، من از پدر و مادرای اینا خجالت می کشم ، من بچه هاشونو هیئتی و جبهه ای کردم ، ولی اونا شهید شدن و من راست راست دارم جلوشون راه میرم!!
آخرای ماه رمضان ، خیلی می گفت ، دعا کنید شهید بشم مثل پرنده ای شده بود که همه اش به در و دیوار قفس میزد تا شاید فرجی شود.
بعضی رفقا می گفتند ، غلامعلی چی میگی؟ ، شهادت کجا بود؟!
قطع نامه بسته شده ، دیگه خبری از شهادت نیست! ، کفگیر شهادت خورده ته دیگ.
می خندید و می گفت اتفاقا ته دیگ خوشمزه تره.....
#شهیدغلامعلی_رجبی
📕 یادگاران جلد (۲۴)
« اللهم عجل لولیک الفرج »
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
✅ محفل عشق ، زندگی به سبک شهدا
🇮🇷 eitaa.com/joinchat/644087811C0093ab0c88
#سیره_شهدا
برای رضای خدا کار می کرد .
مداح بود و نیت اش برای اهل بیت علیهم السلام بود .
یکبار به او گفته بودند . این کلید خانه و ماشین ! ، فقط قول بده مداح ثابت جلسات هفتگی و هیات ما باشی !!
به بهانهی مشورت با پدرش بیرون رفت.
گفته بود چون برای مجلس #امام_حسین حرف پول وسط آوردند ، دیگر اگر کلاهم آنجا بیافتد هرگز بر نخواهم گشت.....
#شهیدغلامعلی_رجبی
📕 ستارگان خاکی
« اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَليِّٖكَ الْفَرَج »
~~~~~~~~~~~~~~
🇮🇷 @mafeleshg
#سیره_شهدا
غلامعلی صفات ویژه و برجسته و اهل ذوق و فن در مداحی بود .
یکبار در مجلسی با اصرار صاحب خانه شروع به خواندن کرد ولی چون مداح دیگری در مجلس بود به چند بیت و دعا اکتفا کرد .
بعد از جلسه صاحب خانه از او گلایه کرد که چرا بیشتر و بهتر از آن مداح نخواندی !؟
غلامعلی گفت ،
هیئت جای کشتی گرفتن مداحان نیست ، بلکه جای ادب است....
#شهیدغلامعلی_رجبی
📕 ستارگان خاکی ، ج۳
#شاهچراغ
« اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَليِّٖكَ الْفَرَج »
~~~~~~~~~~~~~~
🇮🇷 @mafeleshg
🇮🇷 rubika.ir/mahfeleshgh