#خـــاطرات_شهدا
برای اعزام بايد از روستا به خمين می رفتند و از آن جا با بسيجيان ديگر راهی جبهه می شدند ، اما اين بار دلم نيامد كه تنها برود و همراهش تا خمين رفتم. وقتی كه می خواست سوار اتوبوس بشود برگشت و گفت:
بابا يك عكس رنگی در عكاسی انداختم آن را بگيريد كه بعداً به دردتان می خورد. آن روز نفهميدم منظور محمد را اما وقتی كه خبر عروجش آمد پی به دل پاكش بردم.....
هركه را اسرار حق آموختند
مهر كردند و دهانش دوختند
#شهیدمحمدعلی_قاسمی
📕 کرامات شهدا
#انقلابیون
« اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَليِّٖكَ الْفَرَج »
🇮🇷 @mafeleshg