#خـــاطرات_شهدا
خندید و گفت ،
دیدی بالاخره به دلت نشستم!
زبانم بند آمده بود ، من که همیشه حاضر جواب بودم و پنج تا روی حرفش میگذاشتم و تحویلش میدادم ، لال شده بودم.
خودش جواب خودش را داد
رفتم مشهد ، یه دهه متوسل شدم حالا که بله نمی گی امام رضا از توی دلم بیرونت کنه ، پاکِ پاک که دیگه به یادت نیوفتم نشسته بودم گوشه رواق که سخنران گفت ، اینجا جاییه که میتونن چیزی رو که خیر نیست ، خیر کنن و بهتون بدن ، نظرم عوض شد دو دهه دیگه دخیل بستم که برام خیر بشی!
حالا فهمیدم الکی نبود که یه دفعه نظرم عوض شد ، انگار دست امام علیه السلام بود و دل من...
#شهیدمحمد_حسین_محمدخانی
📕 قصه دلبری
🌹 اللهم عجل لولیک الفرج...🌹
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
✅ محفل عشق ، زندگی به سبک شهدا
🇮🇷 eitaa.com/joinchat/644087811C0093ab0c88
#خـــاطرات_شهدا
خندید و گفت ،
دیدی بالاخره به دلت نشستم!
زبانم بند آمده بود ، من که همیشه حاضر جواب بودم و پنج تا روی حرفش میگذاشتم و تحویلش میدادم ، لال شده بودم.
خودش جواب خودش را داد
رفتم مشهد ، یه دهه متوسل شدم حالا که بله نمی گی امام رضا از توی دلم بیرونت کنه ، پاکِ پاک که دیگه به یادت نیوفتم نشسته بودم گوشه رواق که سخنران گفت ، اینجا جاییه که میتونن چیزی رو که خیر نیست ، خیر کنن و بهتون بدن ، نظرم عوض شد دو دهه دیگه دخیل بستم که برام خیر بشی!
حالا فهمیدم الکی نبود که یه دفعه نظرم عوض شد ، انگار دست امام علیه السلام بود و دل من...
#شهیدمحمد_حسین_محمدخانی
📕 قصه دلبری
#امام_حسین
« اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَليِّٖكَ الْفَرَج »
~~~~~~~~~~~~~~
🇮🇷 @mafeleshg
#خـــاطرات_شهدا
خندید و گفت ،
دیدی بالاخره به دلت نشستم!
زبانم بند آمده بود ، من که همیشه حاضر جواب بودم و پنج تا روی حرفش میگذاشتم و تحویلش میدادم ، لال شده بودم.
خودش جواب خودش را داد
رفتم مشهد ، یه دهه متوسل شدم حالا که بله نمی گی امام رضا از توی دلم بیرونت کنه ، پاکِ پاک که دیگه به یادت نیوفتم نشسته بودم گوشه رواق که سخنران گفت ، اینجا جاییه که میتونن چیزی رو که خیر نیست ، خیر کنن و بهتون بدن ، نظرم عوض شد دو دهه دیگه دخیل بستم که برام خیر بشی!
حالا فهمیدم الکی نبود که یه دفعه نظرم عوض شد ، انگار دست امام علیه السلام بود و دل من...
#شهیدمحمد_حسین_محمدخانی
📕 قصه دلبری
#امام_حسین
« اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَليِّٖكَ الْفَرَج »
~~~~~~~~~~~~~~
🇮🇷 @mafeleshg