عشق آن چشمهی پاکیست که شُستَنددرآن
هر کِه از راه رِسید، کُهنهی ناپاکش را . . .
من تو را با خونِ دِل از یاد بُردم، لُطف کُن
هر کُجا چِشمَت بِه مَن اُفتاد، کَج کُن راه را
-مغموم-
- شب بخیر - با صدای mr arman ♥️
-مغموم-من همان.mp3
زمان:
حجم:
984.1K
- من هَمان دیوانه که دِل به دِلَش بَستیَم)'
مومن به عشقَت میشَوَم
کافِر به هر دینی دِگَر...
دل دل نَکُن ، دلداده شۅ
پِیغمبرِ اَشعارِ من...
هدایت شده از ME
مغموم بود .
سیاهی ، سکوت ، سرما و سرفههای پی در پی ؛ دخترک روی مبل لم داده بود و سومین سیگارش را از پاکت در میآورد . خیره به سقف سیگار را بر لبش میگذاشت و چشمانش را میبست . ذهنش پر شده بود از افکار و افکار و افکار . افکاری که همیشه باهم دعوا داشتند . از دستشان خسته شده بود . دیگر حوصلهشان را نداشت .
فقط مینشست و به خودش که داشت فرومیپاشید نگاه میکرد . . .