‹ مَحــٰـاءْ ›
-
دیوانهترین حالت یک عشق زمانیست ؛
دلتنگ شوی کار ز دستِ تو نیاید ..
از لحاظ روحی نیاز دارم ..
مثلِ رزمندهیِ شب عملیات
از همه تعلقاتِ دنیوی رها بشم ؛
پاکِ خالص :)
کسی که میخواهد ؛
به مقصد برسد باید
هم راه برود و هم از راه برود ..
-استادصفاییحائری-
‹ مَحــٰـاءْ ›
-
حتی دلش لک زده برای شلوغیِ دور حرم ؛
آدمی که از شلوغیهایِ دنیا بیزار بود ..
‹ مَحــٰـاءْ ›
-
گلهای نیست اگر غصهی بی حد داری ؛
خلوتی هست که در گوشهی مشهد داری ..
یکی از دلخوشیای قشنگِ زندگی ؛
نشستن تو صحنِ انقلاب حرمِ
امام رضا و زیارتنامه خوندن :))
‹ مَحــٰـاءْ ›
-
به تو امید دارم من شبیه آن دختربچه ؛
که هرباری زمین افتاده بابا را صدا کرده :)