‹ مَحــٰـاءْ ›
-
نامت آمد به میان اشکِ همه شد جاری ؛
خودمانیم عجب نام قشنگی داری ..
ولی الان باید ..
با دیدنِ گنبد حرمِ امام حسین ؛
همه خستگیها از تنمون در میرفت :)
‹ مَحــٰـاءْ ›
-
ای کاش که بیدار شوم باز تو باشی ؛
بیآنکه نخی مو ز سرت کم شده باشد ..
‹ مَحــٰـاءْ ›
-
پناه میبرم از غمهای کوچکِ دلم ؛
به غمهای بزرگت یا اباعبدالله :)
هدایت شده از ‹ مَحــٰـاءْ ›
یکی بجایِ دلم زیرِ قبه گریه کند ؛
به یادِ آن شبِ جمعه که در حرم بودم ..