eitaa logo
❥♥مهدویت❥♥
367 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
4.5هزار ویدیو
166 فایل
#ڪلیپ_استورے_مذهبے #پست_ثامن #رمان_از_شهــــــدا #مطالب_پزشڪی #مسابقه😊 ڪپی آزاد به شرط صلوات برای سلامتی آقام امام زمان❤ @mahdavieat 🍃اللهـــــ💞ـــــم عجل لولیڪ الفرج🍃 ارتباط بامدیرکانال @Rostami987
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🇮🇷 📝 | بایدن و طاقچه بالای بن سلمان‼️ 🍃🌹🍃 🔻 یکی از مؤلفه‌هایی که می‌توان افول آمریکا را به‌صورت عینی فهمید، کم‌محلی‌هایی نیروهای تحت امر دیروز، یعنی بن سلمان و بن زاید و امتناع از مکالمه با بایدن است. ذکر چند نکته در این موضوع می تواند مفید باشد: 🔸 به دلیل نفرت جامعه آمریکا از اقدامات ضد حقوق بشری بن سلمان در موضوعاتی مانند کشتار در یمن، قتل جمال خاشقچی و ... بایدن از ارتباط با او امتناع می کرد و امروز به خاطر بحران انرژی، مجبور به همگرایی و نزدیکی به سعودی‌ها شده است. 🔹 این‌گونه برخورد بن سلمان و بن زاید، نشان از افول هژمونی آمریکا دارد. امروزه سعودی‌ها ترجیح می‌دهند نگاهی به شرق داشته باشند. چین حدود ۱۰۰ میلیارد دلار در عربستان سرمایه‌گذاری کرده و بزرگ‌ترین شریک تجاری آل سعود است. برخی رسانه‌ها، خبر قیمت‌گذاری و خرید نفت خام از طریق یوآن به‌جای دلار آمریکا، بین چین و عربستان را کودتای ریاض و پکن علیه سلطه پترودلار نام نهادند. 🔸 علاوه بر ناراحتی آل سعود از نحوه مواجهه بایدن با آن‌ها، جنگ اوکراین به متحدین آمریکا آموخت که آن‌ها تکیه‌گاه محکمی برای روزهای سخت نیستند. 🔹 بن سلمان در حال اجرای طرحی با عنوان چشم‌انداز ۲۰۳۰ عربستان سعودی است و افزایش قیمت نفت و افزایش درآمد سعودی می‌تواند به این بلندپروازی بن سلمان کمک کند. 🔺 سرمایه‌گذاری ۲ میلیارد دلاری سعودی در شرکت افینیتی پارتنرز (Affinity Partners) به مالکیت جرد کوشنر، داماد ترامپ نشان از ناامیدی به بایدن و امید به بازگشت ترامپ دارد؛ امری که گاردین از آن به‌عنوان قمار بن سلمان بر روی ترامپ یاد کرد. ✍یعقوب ربیعی http://eitaa.com/mahdavieat
پیرو رشد تورم غلات خصوصا ماکارانی 5 دلیل رشد رسمی قیمت ماکارونی‌/ هدررفت سالی 30 هزار میلیارد تومان‌ یارانه آرد صنعتی‌ . حذف یارانه تخصیصی https://www.farsnews.ir/news/14010213000387/5 🍃🌹ـــــــــــــــــــــــ http://eitaa.com/mahdavieat
چرارئیسی دکمه گرانی آرد را زد.m4a
9.53M
🍃🌹🍃 📢 : چرا رئیسی دکمه گرانی آرد را زد ⁉️ را میشنویم 🎙کارشناس: محمدحسین دادخواه http://eitaa.com/mahdavieat
جراحی اقتصادی دولت ۲.mp3
6.63M
✨🇮🇷✨ ⭕️جراحی اقتصادی دولت: 💢دلیل تورم قیمت ماکارانی و آرد صنعتی❗️ کارشناس : سرکارخانم عسگری 🍃🌹🍃 http://eitaa.com/mahdavieat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
❣ 📖 السَّلاَمُ عَلَيْكَ حِينَ تَحْمَدُ وَ تَسْتَغْفِرُ... ▫️سلام بر تو آنگاه که زلال حمد الهی را در بستر تشنه ی نماز جاری میسازی! و سلام بر تو و گریه های تو در کُنج غربت، که هر روز برای گناهان امّتی که فراموشت کرده اند استغفار می کنی! 📚زیارت آل یاسین_مفاتیح الجنان http://eitaa.com/mahdavieat
📘 💠بهترین و بدترین کارها در اسلام؛ 🔹مردی محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله شرف یاب شده و عرض کرد: یارسول الله لطفا بفرمایید بهترین کارها در اسلام چیست؟ ما افضل الاسلام؟ 🔹پیامبر فرمودند: «ایمان به خدا» مرد گفت: بعد از آن چیست؟ حضرت فرمودند: «صله رحم (پیوند خویشاوندی)» مرد گفت: پس از آن چیست؟ حضرت فرمودند: «امر به معروف و نهی از منکر» 🔹سپس پرسید: کدام عمل از همه ی کارها بیشتر مورد غضب الهی است؟ پیامبر فرمودند: «شرک به خدا» مرد پرسید: پس از آن چیست؟ حضرت فرمودند: «قطع رحم» مرد گفت : بعد از آن چیست؟ حضرت فرمودند: «امرکردن به کار زشت و باز داشتن از کار نیک» 📚بحار: ج ۷۶، ص ۹۷ http://eitaa.com/mahdavieat
🇮🇷 📝 | سرخط رسانه‌ای گرانی و 🍃🌹🍃 1️⃣ ارز ترجیحی که در دولت گذشته باعث ایجاد فساد و قاچاق ارز شد (برادر جهانگیری و فریدون و...) یک تفاوت قیمت و یک گرانی انباشته ای را هم ایجاد کرده و دولت موجب به حذف این ارز و در حال اصلاح این فضا هست. 2️⃣ گرانی قیمت جهانی کالاهایی مثل آرد در اثر جنگ و یا بحران اقتصادی اروپا باعث تفاوت قیمت خارج و داخل شده و اگر این تفاوت قیمت اصلاح نشود ماکارانی ارزان می ماند اما نایاب می شود و قاچاق خواهد شد. درواقع یک کالای گران شده که به دست مردم برسد بهتر از ارزانی است که به دست خارجی برسد و در داخل قحط باشد. 3️⃣ روابطی مانند موضوع زر ماکارون و انتساب این هولدینگ ها به جریانات سیاسی کارگزاران و اعتدال و توسعه در اخلال در روند مدیریت این شرایط بی تاثیر نیست (اسپانسری انتخابات روحانی توسط زر ماکارون ها و..‌.) ❌ نکات: 🔹️اولا: از دولت مطالبه شود ضمن اصلاح و آواربرداری روند گذشته مراقب اقشار کم درآمد و ضعیف با تدابیر ویژه باشد. از جمله یارانه، سامانه های توزیع هوشمند و... 🔹️دوما: اجازه داده نشود که بانیان این وضع در جریان روند اصلاح امور مثل مگس روی زخم بنشینند و طلبکار شوند. باید نقش آنها در این آواری که برای دولت به جا گذاشته شده گفته شود. http://eitaa.com/mahdavieat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹🍃 🌷🕊 فصل هفتم ...( قسمت نهم )🌹🍃 🌷🕊بسم رب الشهدا و الصدیقین🌷🕊 آن روز چند تا ماشین سبزی آورده بودند خانم ها جا خوردند خیلی بیشتر از مقدار معمول و همیشگی بود گفتند اشرف سادات می خوای چی کار کنی حالا گفتم هیچی رفتم سراغ تلفن و با چند پایگاه و مسجد هماهنگ کردم و سبزی ها را پخش کردم و گفتم تا شب بفرستند خانه مادخودمان هم نشستیم دور هم و شروع کردیم بعضی ها وقت ها یادم نمی امد ملافه هایی را که می انداختم روی فرش تا رویش کاری انجام دهیم کی جمع کرده ام این ملافه ها همیشه پهن بودند بس که ما همیشه مشغول بودیم ان روز تا شب خیلی کار کردیم دلم می خواست بنشینیم پاهایم را دراز کنم و یک لیوان چای بخورم و کمی خشتکس در کنم ولی نمی شد کار سبزی ها که سبک شد رفتم توی آشپزخانه عذای ساده ای گذاشتم تشت را هم توی حمام پر از لباس کرده بودم و پودر ریخته بودم تا بروم سروقتش تند تند دور خودم می چرخیدم و دست می انداختم به کارهایم که صدای محمد از پشت سرم آمد گفت مامان کمک می خواهی می خواستم دو تا کاری می کردیم و حرف می زدیم محمد از آن شور و شیطنت قبل افتاده بود با طمانیه و کمی مکث انگار هی حرفش را بخورد گفت توی سینه اش یک راز دارد دست از کار کشیدم و خیره نگاهش کردم خیر باشه مادر نگاهش را دزدید و گفت قبلش یک قول می خوام آدمی که می خواهد رازی را فاش کند چه می خواست جز اینکه بعد از به زبان اوردنش توی سینه من امامت بماند و دو تایی یک راز مشترک مادر و پسری داشته باشیم گفتم نشنیده قول قبول پرسیده تا من زنده ام توی دلم گفتم مادر مگر تو چند سال داری که از این حرف ها می زنی ؟ نگذاشتم عاطفه مادری ام خودش را بکشد پشت چشم هایم گفتم خیالت راحت به زبان اند که امروز جمکران بودم گفتم بله خبر دارم این روزها زیاد میری قبول باشه گفت یک کاری کردم از آقا خواستم تا زنده ام کسی خبردار نشود رفتم وضو گرفتم نماز خواندم بعدش هم یک گوشه نشستم و شناسنامه ام ... را حرفش را خورد و شناسنامه را گرفت طرفم تاحرفش را خورد و شناسنامه را گرفت طرفم تا بخواهم بازش کنم خودش ادامه داد دست کاریش کردم یه کم فقط خوب این طوری که منو نمی برن مجبور بودم خنده ام گرفت از جسارتش خوشم آمد فکر کردم اگر حاج بفهمد چطور می شود گلویم از بغض می سوخت سوزن سوزن می شد کف پایم گزگز می کرد محمد تجسم اروزهای من بود پاره تنم هم سن و سالی نداشت دلش کوچک بود افقش رسیده بود به جایی که عقل من قد نمی داد همه این ها مثل یک فیلم خیلی سریع از جلوی چشمم رد شد به خودم امد دیدم بچه یک لنگه پا ایستاده و منتظر عکس العمل من است فقط گفتم داری کارای مردونه می کنی باید از اینجا به بعد خیلی شجاع باشی بغض و خنده و تردید و ترس و حتی قول قلب دادن به محمد همه را مهار کردم دلم آشوب شد کارهایم را رها کردم و وضو گرفتم نشستم سر سجاده. 🌷🕊 🌹🍃 ...🌹🍃 http://eitaa.com/mahdavieat