*خوندن این نوشته ممکنه فیلم رو اسپویل کنه، اگر دوستدارید اول فیلم رو ببینید و بعد بخونید*
Fractured (2019)
شکسته
یک فیلم در ژانر معمایی/دلهرهآور.
فیلم به نوعی مواجهه ذهن با تروما رو روایت میکنه، اما از زاویه دید شخصی که دچار این تروما شده.
تا لحظات آخر فیلم شما منتظرید که با چیزی غیر از آنچه که میبینید مواجه بشید و شاید به نوعی این ضعف فیلم باشه چون مشخصاً دنبال غافلگیر کردن شما بوده.
اما از طرفی هم میشه گفت به خوبی تونسته مخاطب رو همراه و همذهن شخصیت (ری) بکنه.
خیلی فیلم مناسبی برای این روزهای ماست که با اتفاق ناگهانی و شوکه کننده مواجه شدیم و یهو از اول یادمون میآد که چی شده و میگیم ها؟
خیلی هم قنج و منج و جمع و جوره، ۱۰۰ دقیقهست.
پ.ن: قابلیت دیدن با خانواده رو هم داره.
Corner bookshelf
چند روز پیش ازم پرسیدین نظرت درمورد یامینپور چیه.
شاید وقت خوبی برای نوشتن درموردش باشه.
اول از همه اینکه یامینپور قلم خیلی روانی داره، انتخاب لغاتش خیلی مطلوب و دلنشینه و کلا نویسنده خوبیه.
بهترین کاری که ازش خوندم نخل و نارنج بود. روایتی شدیدا لطیف و مناسب با فضای داستان.
مشخصا همه تعاریفم یک "اما" به دنبال خواهند داشت.
اما این آدم، اصلا سفرنامه و روایتنویس خوبی نیست. کاهن معبد جینجا، سوگیریهای خیلی خیلی پررنگی داره. کل تلاش نویسنده در داستان نقد ژاپن و به نوعی بالا بردن ایرانه. حتی شده با به نقد کشیدن تند بودن قطارها و یا زیادی سروقت بودن همه چیز!
بعنوان کسی که تجربه خوندن سفرنامههای قویتری رو داشتم این کتاب اصلا برام مطلوب نبود.
اما مثلا روایت ارتداد گیرا بود.
ایدهش هم ایده قویای بود هرچند که هدف همچنان همسو با عقاید سیاسی نگارنده بود اما رمان خوبی بود.
به طور کلی یامینپور نویسنده خوبیه اما شاید بد نباشه کمی بیطرفانهتر پیش بره.
مشخصا منظورم این نیست که تلاشی برای به نمایش گذاشتن ویژگیهای مثبت ایران و نظام نکنه، بحث اینه که میتونه کمی زیرپوستیتر پیش بره.
#کتاب
چگونه در صداسیما یک سریال امنیتی بسازیم؟
قدم اول:
یک بازیگر زن سرلخت با قابلیت صحبت کردن فارسی با لهجه انگلیسی بیابید
قدم دوم:
با علیرام نورایی قرارداد ببندید
تبریک میگم شما ساخت سریال امنیتی در صداسیمارا با موفقیت آغاز کردید.
دایی جان ناپلئون
اثر ایرج پزشکزاد
این کتاب داستان پسر نوجوونی به نام سعید رو روایت میکنه که تو یه خانواده اشرافی زندگی میکنه، یک ۱۳ مرداد گرم، ساعت یه ربع به سه سعید عاشق دخترداییش لیلی میشه
اما چالشهای این وسط هست که کارش رو برای رسیدن به عشقش سخت میکنه.
دایی جان ناپلئون، بزرگ فامیل و پدر لیلیه که علاقه زائدالوصفی به ناپلئون بناپارت داره و از انگلیسا متنفره.
این کتاب یه داستان طنز با روایت اول شخصه که نوجوونه، ولی به غیر از دیالوگها، توی روایتها و تحلیلها و بیان جزئیات چیزی از نوجوونی شخصیت به چشم نمیخوره.
هرچند سیر روایی داستان خیلی جالبه اما شوخیهای جنسی و بیبندوباری جنسی جزء لاینفک داستانه. (ماجرا در دهه ۲۰ و قبل از انقلاب روایت میشه)
هرچند که بعضاً تعاریف زیادی از این کتاب میکنن اما من تو ذهنم به دلیل بعضی شباهتها مدام این کتاب رو کنار مجموعه آبنباتها قرار میدادم و باید بگم برای من آثار مهرداد صدقی یه سر وگردن بالاترن.
به طور کلی نمیتونم بگم کتاب رو بخونید یا نه، سرگرمتون میکنه و سیر طنزی داره ولی خودتون رو برای بیاخلاقیهای داستان آماده کنید.
#کتاب
توی نظرات طاقچه نکات قابل تاملی گفته شدهبود. مثلا اینکه توهم توطئه داییجان ناپلئون نسبت به انگلیسا، تعمدا از طرف نویسنده اتفاق افتاده تا بدبینیای که در ذهن عامه نسبت به این کشور وجود داشته رو تحقیر کنه.
Corner bookshelf
دایی جان ناپلئون اثر ایرج پزشکزاد این کتاب داستان پسر نوجوونی به نام سعید رو روایت میکنه که تو یه
یکی از چیزهایی که من در مجموعه آبنبات خیلی دوست داشتم و دارم(جلد آخر رو هنوز نخوندم)
مشخص بودن سیر رشد محسن از روی روایت داستان بود، بیان و فهم محسنِ هلدار و دارچینی باهم یکسان نبود و این سیر رشد تو هر کتاب مشخص بود.
چیزی که اینجا احساسش نکردم
انگار یه بزرگسال در کالبد یه نوجوان رفته و صرفاً دیالوگهارو از زبون اون میگه و نه ماجرا رو
ولی یک نکتهای رم خاطرنشان کنم.
چینش کلمات و نگارش کتاب خیلی تر و تمیز بود، طوری که به خوندن ترجمههای پزشکزاد از کتابهای مختلف خوشبین شدم
حالا اگر چیزی خوندم خبرتون میکنم چقدر بینشم مطابق با واقع بوده.
اسکار آیزاک چقدر مهجوره بنده خدا
بازیگر به این خوبی مشکلتون چیه که محبوبتون نیست؟
هدایت شده از محکوم
بنده درحالی که فردا صبح امتحان دارم و نصف بودجه رو هنوز نخوندم و یهو متوجه میشم اون بخشی رم که خوندم هیچی ازش یادم نمیاد:
هدایت شده از افاضات
📪 پاسخ جدید به <a href='https://eitaa.com/mahkoomarchive/170'>(پیام 💬)</a>
#دایگو