eitaa logo
کربلایی محمود اسدی (شائق) ۱۳۵
420 دنبال‌کننده
3 عکس
29 ویدیو
4 فایل
اشعار و مداحی
مشاهده در ایتا
دانلود
۱۱۷۵ همه‌ی هستیِ حیدر اومد بضعه‌ی پاک پیمبر اومد سوره کوثر همه بخونید باطن سوره‌ی کوثر اومد فاطمه جانم فاطمه جانم **** روح عبادات آمد خوش آمد قبله‌ی حاجات آمد خوش آمد گل بریزید به مقدم زهرا مادر سادت آمد خوش آمد فاطمه جانم فاطمه جانم **** نویدی از سوی سرمد آمد امشب جانِ جان احمد آمد پر شده عالم ز بوی زهرا گل زیبای محمد آمد فاطمه جانم فاطمه جانم **** همه هستیم آواره‌ی زهرا دلها شده بیچاره‌ی زهرا حاجیِ کوی تو همه هستیم کعبه‌ی ما گهواره‌ی زهرا فاطمه جانم فاطمه جانم **** @mahmud_asadi_shaegh135
۱۱۷۶ مولای من بیا که چه خالیست جای تو تو جانِ جانِ فاطمه‌ای، جان فدای تو لایق نی‌ام که پای گذاری به چشم من سر می‌نهند خیل ملائک به پای تو تا که نمرده‌ام، رخ خود را نشان بده ای کاش تا که بشنوم آقا صدای تو ای کاش در نماز شبت، نیمه‌های شب اسمِ من حقیر بُوَد، در دعای تو تنها نه جمعه‌ها و نه تنها سه شنبه‌ها پر میزند دلم همه شب در هوای تو مولا قسم که هستی‌ام از هستیِ شماست جان می‌دهد به عالم هستی، صفای تو دانم که گریه میکنی از غربت حسین ای کاش تا که پاک کنم اشک‌های تو از لطف توست شائق اگر شعر تازه گفت خاکم به سر، اگر که نگویم ثنای تو @mahmud_asadi_shaegh135
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱۱۷۷ ای امیدم! هر دل بیدار می‌گوید بیا شیعه با چشمان گهربار می‌گوید بیا باغبانا! باغ دین از شعله‌ی اشرار سوخت گل صدایت می‌زند گلزار می‌گوید بیا در همه عمرش نمی‌گردد پریشان خاطرش هرکسی با ناله‌های زار می‌گوید بیا یادگار حیدر کرار بین کوچه‌ها دست بسته حیدر کرار می‌گوید بیا یابن طاها، یابن یاسین، یابن زهرا العجل مادری که خورده بر دیوار می‌گوید بیا با که گویم هم روی تل، هم به کوفه هم به شام عمه‌ات با دیده‌ی خونبار می‌گوید بیا اسم بابا می‌برَد هربار، سیلی می‌خورَد دختری دردانه در بازار می‌گوید بیا گرچه شائق خوب می‌داند که باشد روسیاه بازهم شکر خدا، بسیار می‌گوید بیا @mahmud_asadi_shaegh135
۱۱۷۸ اومدی دل آواره ات شد هر چاره جو، بیچاره‌ات شد دور تو ما همه بگردیم کعبه‌ی ما گهواره‌ات شد جانِ پیغمبر اومد سوره‌ی کوثر اومد فاطمه یافاطمه **** ولادت مادرمونه زهرا همه باورمونه سایه‌ی زهرا همه‌ی عمر شکر خدا رو سرمونه میخونیم همه با هم برا رفع درد و غم فاطمه یا فاطمه **** خدیجه بوسد روی او را شانه کشیده بوی اورا نه اینکه بویش از بهشت است بهشت دارد بوی او را شادی مادرمون شده ذکر لبمون لعن الله قاتِلیک @mahmud_asadi_shaegh135
۱۱۷۹ کس نباشد بجز تو دلدارم که بُوَد غیر تو طرفدارم؟ همه‌ی هستی‌ام ز دستم رفت بس‌که آلوده و گنهکارم به رخ یار می‌خورَم سوگند عاشق دیدن رخ یارم همه سرمایه‌ام فقط این است که به عالم فقط تو را دارم منِ بی‌مایه و محبت تو مانده‌ام خواب یا که بیدارم از فراق شماست بی‌تردید گره افتاده است در کارم بخداوندی خدا سوگند چون شما نیستی گرفتارم تو همیشه به یاد ما هستی من همیشه به تو بدهکارم تا نفس داشت مادرت را زد تا ابد از مغیره بیزارم تا نفس دارم ای عزیز دلم منهم عجّل فرج به لب دارم تا که حرف از دمشق شد آقا یاد زینب میان بازارم تا غم عمّه‌ی تو را خوردم از عنایت شدی، تو غمخوارم @mahmud_asadi_shaegh135
۱۱۸۰ یادمان رفته سر سفره‌ی مولا هستیم زنده از یک نفس عترت طاها هستیم بارها گوشه‌ی چشمی سوی ما کرده ولی ما نبودیم به یادش، پی دنیا هستیم باید از شرم به والله بمیریم که ما کم به یاد فرج یوسف زهرا هستیم پسر فاطمه دریای محبت باشد قطره هستیم ولی راهی دریا هستیم بخداوند قسم گر که ببینیم رُخش همه‌ی عمر فقط محو تماشا هستیم به ابالفضل قسم دادم‌و او کرد نگاه برد با ماست که ما عاشق سقا هستیم @mahmud_asadi_shaegh135
۱۱۸۱ کعبه‌ی دل! کعبه‌ی آمال می‌خواند تو را بخت می‌خواند تو را، اقبال می‌خواند تو را هم ولایت هم زکات و خمس و حج، عدل و معاد هم نماز و روزه هم اعمال می‌خواند تو را چون کبوتر بوده شیعه، هر دو بالش را زدند حال دیگر بی پر و بی بال می‌خواند تو را حامیِ قرآن و دین، ای بطن قرآن! العجل حرمت قرآن شده پامال می‌خواند تو را با که گویم از لگد، زهرا دگر زهرا نشد مادرت شد قامتش چون دال می‌خواند تو را نیزه باران شد تن جدّت، بدن آشفته شد پیکری در گوشه ی گودال می‌خواند تو را تا به کِی در کوچه و بازارها زینب اسیر عمه جانت خسته و بد حال می‌خواند تو را یک سه ساله دختری رنجور، با لکنت زبان در خرابه روز و ماه و سال می‌خواند تو را @mahmud_asadi_shaegh135
۱۱۸۲ دلم ز دوری رویت شده کباب بیا نمانده در دل شیعه توان و تاب بیا بدون روی تو مه رونقی ندارد که فروغ بخش مه و نور آفتاب بیا قبول_ نیست زمانش ببینمت حالا عنایتی؛ فقط امشب مرا به خواب بیا امید حیدر و زهرا فراق تو تا کی؟ قسم به بانوی آب و ابوتراب بیا بیا که تا تو نیایی هنوز هم باشد به دور گردن شیر خدا طناب بیا به ناخنی که زبس چنگ زد پر از خون شد تو را قسم که به بی‌شیری رباب بیا به مصحف بدنی که ورق ورق گشته نمانده است به جز جلد این کتاب بیا به حنجری که بر آن نیزه را فرو کردند به دختری که کتک خورد بی‌حساب بیا قسم به چشم ابوالفضل، که فقط یک بار دو چشم عمه‌ات افتاد بر شراب بیا @mahmud_asadi_shaegh135