#امام_زمان_عج_ولادت
دل رمیده حوالی آستانهی اوست
تمام دلخوشیام جشن شادیانهی اوست
ترانهی لب من از غزل ترانهی اوست
"رواق منظر چشم من آشیانهی اوست "
"اگر چه عرض هنر پیش یار بی ادبیست
زبان خموش و لیکن دهان پر از عربیست "
ستارههای درخشان، به جلوه آمدهاند
شبیه ماهِ فروزان، به جلوه آمدهاند
بسانِ یوسف کنعان، به جلوه آمدهاند
"اگر چه حُسنفروشان به جلوه آمدهاند"
" کسی به حُسن و ملاحت، به یار ما نرسد
به دلپذیری نقش نگار ما نرسد"
پیمبران اولوالعزم، بی گمان جمعاند
کنار اهل زمین، اهل آسمان جمعاند
به شوق آمدن صاحب الزمان جمعاند
"حضور خلوت اُنس است و دوستان جمعاند"
"وان یکاد بخوانید و در فراز کنید
معاشران! گره از زلف یار باز کنید"
برای عرض ارادت به ساحت نرگس
رسیده حضرت مریم به خدمت نرگس
عزیز عسکری و جان حضرت نرگس
نظر به چهرهی ماهش عبادت نرگس
حَسن جمال و حَسن سیرت و حَسن سکنات
به شادی دل مهدی و مادرش #صلوات
وقار و شأنِ سلیمان، شرافت یعقوب
نگاه رحمت نوح و تحمل ایّوب
مِلاحت و نفَس و حُسن یوسف محبوب
شمیم ناب مسیح از شمال تا به جنوب
تمام نور محمد به چهره اش پیداست
چکیدهای ز تمام پیمبران خداست
شبیه پرچم در حالِ اهتزاز آمد
امیر مُطلَقِ از خَلق بی نیاز آمد
علی و جعفر طیار و حمزه باز آمد
قسم به تیغ دو دم، فارس الحجاز آمد
ز نسل احمد مختار و رونوشت علیست
سرشتِ مهدی کرار از سرشت علیست
نگاه مرحمتش خلق را کفاف کند
به خوبیاش همهی شهر اعتراف کند
به زیر سایهی الطافش اعتکاف کند
میان عرش، مَلَک دور او طواف کند
همیشه از سر دلتنگیاند محتاجش
فرشتهها همه چشم انتظار معراجش
قلم برای سرودن دوباره گرم وضوست
سرودن از پسر فاطمه همیشه نکوست
"سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست"
دمی که صحبت یار است، صحبت از "من" نیست
سرور شیعه که تنها به ریسه بستن نیست
خدا کند که بیابم نشانِ مهدی را
نشان دهم به همه دوستانِ مهدی را
به عالمی ندهم قُرص نان مهدی را
دوباره زنده کنم گفتمانِ مهدی را
ز جور جعفر کذابهایمان فریاد
که سالهای پیاپی ظهور عقب افتاد
نگاه روشن و بیدارمان عوض نشود
بیان محکم گفتارمان عوض نشود
مسیر و موضع و کردارمان عوض نشود
نظام و نحوهی پیکارمان عوض نشود
به غیر میل شهادت نبوده در دلمان
مسیر ماست مسیر امام راحلمان
قسم به کرببلا، "حریّت" فروشی نیست
"وفا و غیرت و انسانیت" فروشی نیست
"ولایت و شرف و امنیت" فروشی نیست
به خونْ نوشته شد: این مملکت فروشی نیست
هنوز مشی شهیدانمان به خاطر هست
بقای نهضت ایران، گران تمام شدهست
یگانه منجی عالم که حق ضمیمهی اوست
و شیعه تشنهی یک نَظرَةً رَحیمهی اوست
وجبْ وجبْ وطن ما هماره بیمهی اوست
زمانه منتظر دولت کریمهی اوست
گرهگشایی در مشکلات با مهدیست
نوای شیعهی مظلوم، ذکر یا مهدیست
#علیرضا_خاکساری
#امام_زمان_عج_ولادت
وقتی مساجد تشنۀ یک ختم قرآنند
در گیر و داری که خیابانها چراغانند
وقتی برای بستۀ درها کلیدی نیست
وقتی تمام قفلها سر در گریبانند
میآیی و «اِنّا فَتَحنا» روی لب داری
یعنی برایت کارهای سخت آسانند
اربابها و خوابهای بر پر قوشان
از چند شب قبل از ظهور تو پریشانند
احوالشان آن لحظه باید دیدنی باشد
وقتی مُعبّرها تو را «منصور» میخوانند
میآیی و یک عده بر خود سخت میلرزند
میآیی و یک عده قَدرت را نمیدانند
من در خیابانهایمان گَز میکنم نذرت!
وقتی تمام چشمها دنبال مهمانند
#محمدحسین_ملکیان
تقدیم به #حضرت_نرجس_خاتون_س
#امام_زمان_عج_ولادت
وقتی که در دنیا ستم مرسوم باشد
وقتی عدالت گنگ و نامفهوم باشد
وقتی ظهور از چشم مردم دور مانده
وقتی نفس آلوده و مسموم باشد
وقتی کسی چشم انتظاری را بلد نیست
وقتی بشر از عاشقی محروم باشد
حق میدهم در خانهی تاریخ، یک زن
آوازهاش پنهان و نامعلوم باشد
حق میدهم چونانکه زهرا بود مظلوم
میراثدار فاطمه، مظلوم باشد
اما خدا میخواست از میراث مریم
نام زنی در دفترش مرقوم باشد
اما خدا میخواست از زنهای تاریخ
با نام نرجس، دفترش مختوم باشد
زهرا عروسش را خودش بر میگزیند
حتی اگر شهزادهای از روم باشد
باید به چشم حضرت زهرا بیاید
در خانهی حیدر چنین مرسوم باشد
تأثیر یُذهب، عنکمُ الرجس است و قطعاً
نرجس زنی پاکیزه و معصوم باشد
اوصاف او را در کُتب کمتر نوشتند
تاریخ باید تا ابد محکوم باشد
فرزند او - موعود - پنهان مانده، باید
او نیز چون فرزند خود مکتوم باشد
فرزند او یک روز میآید سرانجام
روی لبش آنروز یا قیّوم باشد
آنروز، آری دوستانش شادمانند
آنروز، آری دشمنش مغموم باشد
#محسن_ناصحی
#امام_زمان_عج_ولادت
باز قدسینفسان زمزمهپرداز شدند
به سوی سامره آمادهی پرواز شدند
چهرهها با گل لبخند و شعف باز شدند
بلبلانِ چمنِ حُسن در آواز شدند
نورِ شادی به زمین و به فلک موج زند
از فلک تا به زمین، فوج ملک موج زند
باز هم شاهد غیبی به شهود آمده است
پیک شادی به سلام و به درود آمده است
چه وجودیست که اکنون به وجود آمده است
این خبر چیست که جبریل فرود آمده است؟!
محشری گشت بهپا گر که قیامت کردند
همـه در هالهای از نور اقـامت کردند
نوری از بیت ولایت شده پیدا امشب
که از او گشته جهان غرق تجلا امشب
همه عالم شده چون وادی سینا امشب
مات از این نور بُوَد دیدهی موسی امشب
عشق پرسید چرا همهمه برپا شده است
همه گفتند که مهدیست هویدا شده است
برهمه خلق جهان خیر کثیر آمده است
سورهی نور خداوندِ قدیر آمده است
به محمد، به علی، باز نظیر آمده است
هاشمیون همه را ماه منیر آمده است
او بُوَد جنت ما، کعبهی ما، مقصد ما
خال رخسارهی او شد حجرالاسود ما
هستی از یُمن قدومش ز غم آزاد بُوَد
خُرم از جلوهی او گلشن ایجاد بُوَد
این همان وعدهی موعود و خداداد بُوَد
هرکه شد منتظر مَقدم او شاد بُوَد
آری ای اهل ولا! موسم دیدار شده
آیت نَصــرُ مِــنَ الله پــدیــدار شده
غرق آیات مبین است رخ رخشانش
شبنشینانِ سماوات همه حیرانش
عرشیان مات ز قدر و شرف و ایمانش
کرده در عرشِ خداوند سه شب مهمانش
در سماوات کنون فصل گل و هم عهدیست
میزبانْ خالق و مهمان عزیزش مهدیست
خیز کز مقدم مولا همگی بنده شویم
همچو گلها ز نسیم سحری زنده شویم
پیرو مکتب آن دولت پاینده شویم
نکند روز وصالش همه شرمنده شویم
دل او را همــه با پیــرویاش گرم کنیم
همه در محضر اوئیم، از او شرم کنیم
همه گویند «وفایی» گل توحید کجاست
مروه پرسید کجا، کعبه بپرسید کجاست
آن دلانگیزترین مایهی امید کجاست
آفتاب دل زهرا، گل خورشید کجاست
کاش ما را ز وفا ره به حضورش بدهند
عیدی ما همه را حکم ظهورش بدهند
#سیدهاشم_وفایی
#امام_زمان_عج_ولادت
امشب خبر ز عالم بالا رسیده است
زیباترین ستارهی دنیا رسیده است
امشب حکیمه باش و ببین پور عسکری
با هیبت و شمایل طاها رسیده است
در او خلاصه گشته خِصال پیمبران
موسی رسیده است، مسیحا رسیده است
جبریل با هزار فرشته از آسمان
کرده نزول، بهر تماشا رسیده است
امشب دلم به مأذنه اینگونه داد اَذان
عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان
::
ای که کرم سجیّه و، لطف است عادتت
بالاتر است از همه عالم سیادتت
پنهان شدی اگرچه تو در پشت ابرها
هردم رسیده است به دلها عنایتت
هر صبح وعدهی من و تو در دعای عهد
هر عصر جمعه زمزمههای زیارتت
آقا سلامِ ما به رکوع و سجود تو
آقا درود بر تو و ذکر و عبادتت
کِی میرسد ندای أنا المَهدیات به گوش؟
بالاتر از تمام عَلَمهاست رایتت
کانون عدل و داد شود با تو این جهان
عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان
::
بار فراق یوسف زهرا کشیدنیست
گر وصل او به جان بخَرم من، خریدنیست
ای آنکه طعنه میزنی - آقای تو کجاست؟-
روز ظهور منجی عالم رسیدنیست
آنروز ذوالفقار علی، دست او بُوَد
یعنی که رنگ از رُخ کافر پریدنیست
یا فارس الحجاز! من از مشهدالرّضا
بیتی بیاورم ز شفق، که شنیدنیست
(سوگند میخورم گل باغ تو چیدنیست
چشم سیاه و خیمهی سبز تو دیدنیست)
ای آخرین امام من! ألغوثُ ألاَمان
عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان
::
وقتی که نیستی تو، خزان است روزگار
وقتی که میرسی، همهجا میشود بهار
تقصیر ماست اینکه بیاباننشین شدی
محروم ماندهایم ز درک حضور یار
ما از چه نیستیم شب و روز یاد تو؟!
وقتی که هست أفضل أعمال انتظار
آقا چقدر جمعه گذشت و نیامدی!
دیگر نمانده است برای دلی قرار
این اشک ماست کز غم هجران شده روان
عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان
::
ای هر غریبهای همهجا آشنای تو
این بند را مدینه سرودم برای تو
این شهر بوی غربت خورشید میدهد
این کوچههاست منتظر ردّ پای تو
رفتم به پشت پنجرههای بقیع و بعد
خواندم به اشک چشم، زیارت به جای تو
گویا هنوز مادر تو درد میکِشد
در بستر است چشم به راه دوای تو
ای شاد از ظهور تو بانوی بی نشان
عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان..
#علی_اصغر_انصاریان
#امام_زمان_عج_ولادت
بهار آمد و عطری به هر دیار زدند
به جایجایِ زمین نقشی از بهار زدند
فرا رسیدن نوروز و موکب گل را
به نغمه، جارچیانِ بهار، جار زدند...
به هر کجای در آید نسیم، عطرافشان
مگر که بر نَفَسش بوی زُلف یار زدند؟
به روی جامۀ سبزی که بر تنش کردند
هزار برگ به پیراهن چنار زدند
هزارها عَلَم سرخ و زرد و آبیِ گل
به این نوید به گلزار و کوهسار زدند...
شکوه موکب میلاد حضرت مهدیست
که بر زمین و زمان این همه نگار زدند
رسید مهدی موعود کز ولادت او
به فرق عشق و وفا تاج افتخار زدند...
عصارۀ همه گلهای احمدی مهدیست
گُلِ همیشه بهار محمدی مهدیست
::
طلایهدار سحرگاه نور میآید
امير قافلۀ شوق و شور میآید...
گشوده پنجرۀ نور بر زمین و زمان
امام نور که در سال نور میآید
امام يازدهم را به شادی و تبريک
مَلَک ز هر طرفی در حضور میآید
به منزل دل ویران ما بُوَد نزدیک
طنین قافله کز راه دور میآید
ز شوق تابش این آفتاب آزادی
ز ذرّه ذرّه سرود سرور میآید
پس از سه روز سفر در عوالم ملکوت
ز ميهمانی ربِّ غفور میآید
ز غیب یافته اَلواح مهدویّت را
کَلیم عالَم رَجَعت ز طور میآید...
بُوَد کريم و همين بس کرامتش که مدام
از او عنايت و از ما قصور میآید
عصارۀ همه گلهای احمدی مهدیست
گُلِ همیشه بهار محمدی مهدیست
::
نظامبخش جهان و جهانِ جان، مهدیست
امام منتقم و صاحبالزمان، مهدیست
کسی که عدل علی را به معنی اعلی
برای نوع بشر آرَد ارمغان، مهدیست
کسی که با کلماتش به ظاهر و باطن
کتاب حُسن خدا راست ترجمان، مهدیست
کسی که رجعت والای صالحان زمین
برای یاری او میشود عیان، مهدیست
کسی که فیض نگاه ولایتش امروز
نگاهدار زمین است و آسمان، مهدیست
وجود او همه لطف است و غیبتش همه لطف
کمال لطف خدا بر جهانیان مهدیست...
کسی که زمزمۀ عاشقانهاش آرد
نزول بارش رحمت به انس و جان، مهدیست...
عصارۀ همه گلهای احمدی مهدیست
گُلِ همیشه بهار محمدی مهدیست...
مرحوم #سیدرضا_مؤید
#امام_زمان_عج_ولادت
صف به صف خیل ملائک به فلک استادند
بال بر بال زنند و ز طرب دلشادند
همه خاموش ز هر ولوله و فریادند
خبر از خلقت طاووس بهشتی دادند
دست بر سینه نهاده، همه گُل در دستند
دل ز کف داده و آمادهی وصلش هستند
ناگهان شور و نشاط دگری برپا شد
صحبت از قطره نبود و سخن از دریا شد
همهجا غرق تماشا، همهجا زیبا شد
آخرین مهر جهانتابِ ولا پیدا شد
واژههای همهی شعر مرا برهم زد
«عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد»
آه ای عشق! تو ما را به کجاها بُردی
از زمین اوج گرفتی، به ثریا بُردی
دل مارا به سوی گلشن طاها بُردی
نام زیبای گل نرگس مارا بُردی
شکرلله که چنین غرق ارادت شدهایم
باز دعوت شدهی جشن ولادت شدهایم
چند سالست که ما جشن ولادت داریم
با خیال خوش تو، ذکر و عبادت داریم
گرچه دوریم زتو، بر تو ارادت داریم
چشم بر راه تو ای صبح سعادت داریم
کاش جشنی به حضور تو بهپا میکردیم
جان خود را به قدوم تو فدا میکردیم
کافران از خبر آمدنت آشفتند
عرشیان اشک ز مژگان به وصالت سفتند
عاشقان مثل گُل از مقدم تو بشکفتند
عطر انفاس تو پیچید و ملائک گفتند:
«نفس باد صبا مُشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد»
ای جلالُ لـلَّه و ای نورِ علی نور! بیا
معنی آیۀ والشّمسی و والطّور، بیا
لیلة القدر بشر! آیۀ مستور! بیا
محیی دین! نَفَست نفخهای از صور، بیا
هستی دینِ خداوند زهست تو بُوَد
پرچم نصرُ من الله به دست تو بُوَد
گرچه در جان همه، شوق تمّنا باقیست
قطره فانی شود و جلوۀ دریا باقیست
جمعهی روز ظهور تو به دنیا باقیست
چند جمعه دگر از زندگی ما باقیست
اشک حسرت زچه در هجر نپاشیم همه
حیف باشد که در آن جمعه نباشیم همه
#سیدهاشم_وفایی
#امام_زمان_عج_ولادت
#امام_زمان_عج_مدح_و_مناجات
ای طلوع صبحدم! نور دگر آوردهای
آفتابی، بهتر از شمس و قمر آوردهای
شاهدی از جان و دل محبوبتر آوردهای
یا که وجه الله بر اهل نظر آوردهای
مُصلح کل! حجّت ثانی عشر آوردهای
مهدی موعود کز خلق خدا او را سلام
آسمان! امشب چه سیمای تو روحانی شده
دامنت چون قلب نرگس، پاک و نورانی شده
سینهات لبریز از انوار ربّانی شده
صحنههایت روضۀ سر سبز رضوانی شده
ماه با لبخند، گرم نور افشانی شده
تا طلوع صبح، دور سامره گردد مدام
ای زمین! آغوشِ جان بگشا که جانانست این
سامره! تطهیر کن خود را که قرآنست این
آسمان! در بر بگیرش، یک جهان جانست این
سیزده معصوم را روح است و ریحان است این
قلب قرآن، هستی دین، رُکن ایمان است این
خود امام و یازده آباء معصومش امام
ای ز آوای تو قرآن مفتخر! قرآن بخوان
ای دمت از فیض عیسی خوبتر! قرآن بخوان
ای شده پروانهات مرغ سحر! قرآن بخوان
ای یگانه مصلح کلّ بشر! قرآن بخوان
ای نوایت خوشتر از جان! بر پدر قرآن بخوان
تا ببوسد لعل لبهای تو را با احترام
سامره جان شد که این نوزاد جانان من است
نرجس پاکیزه دامان گفت: ریحان من است
عسکری بوسید لبهایش که قرآن من است
عیسی مریم به وجد آمد که این جان من است
شب ندا در داد: این ماهِ فروزان من است
صبح گفتا: از زمین تابید خورشیدم به بام
پاک جسم و پاک جان و پاک باب و پاک مام
سرو قد، گلچهره، شورانگیز لب، شیرین کلام
کبریایی جاه و احمد طینت و حیدر مقام
فاطمی خو، مجتبایی حلم، ثارالله قیام
مو کمند و ابرویش شمشیر و مژگانش سهام
تا که اش گردد شکار و تا که اش افتد به دام
کعبه میخندد که آغاز ظهورش در من است
مکّه میبالد که آثار عبورش در من است
کوفه مینازد که تشریف حضورش در من است
کربلا گوید که اشک و سوز و شورش در من است
دل ندا در داد کاین خورشید، نورش در من است
جان به طوف مهد او چون زائر بیت الحرام
دُرّ دندانِ پیمبر، انتظارش میکشد
صورت خونینِ حیدر، انتظارش میکشد
سینۀ مجروح مادر، انتظارش میکشد
مجتبی با سوز دیگر، انتظارش میکشد
زخم ثارالـلَه به پیکر انتظارش میکشد
تا نیاید او، نیابد زخم قرآن التیام
ای ز پشت ابر غیبت خلق را خورشید و نور
ای فروغت کرده پیش از خلقتِ عالَم ظهور
ای وجودت غایب و خَلق جهانت در حضور
یابن کوثر، یابن طاها، یابن یاسین، یابن طور
تو به ما نزدیکتر از مایی و ما از تو دور
ما ز تو اعمی و تو پیداتر از ماه تمام
باغبانا! بار دیگر در گلستان بازگرد
یوسفا! از چاه کنعان سوی کنعان بازگرد
موسیا! بر کشتن فرعون و هامان بازگرد
عیسییا! تا جان دهی بر جسم بی جان بازگرد
احمدا! بر یاری اسلام و قرآن بازگرد
حیدرا! در دست تو زیباست تیغ انتقام
ای وصالت آرزوی دوستان! هجران بس است
ای بباغ آفرینش باغبان! هجران بس است
ماه کنعان! آفتاب مصر جان! هجران بس است
سیّدی! الغوث الغوث الامان، هجران بس است
مصلح کل، مهدی صاحب زمان، هجران بس است
تا به کی "میثم" بریزد بی تو خونِ دل به جام
#غلامرضا_سازگار
#امام_زمان_عج_مدح_و_مناجات
#امام_زمان_عج_ولادت
خوشا لحظهای بال و پر داشتن
سر کوی دلبر گذر داشتن
خوشا با خدا بودن و زیستن
به یاد خدا چشم تر داشتن
همیشه به سوی خدا رو زدن
همیشه صفای سحر داشتن
چه خوب است عاشق ز معشوقِ خویش
تمنای یک دم نظر داشتن
چه خوب است دنبال تو آمدن
و از جایگاهت خبر داشتن
چه خوب است دائم صدایت زدن
همیشه هوایت به سر داشتن
چه خوب است یک شب به همراه تو
به سرداب تو یک سفر داشتن
من امشب هوای تو دارم به سر
کرم کن مرا در کنارت ببر
درِ آسمان، در سحر باز شد
فرشته مهیای پرواز شد
ملک در دل آسمان زد صدا:
و میلاد خورشید آغاز شد
شنیدم شبیه کلیم آمدی
و موسایی تو خبرساز شد
حَسَن بر گل روی تو خنده زد
پدر با وجودت سرافراز شد
برایِ دلِ مادرِ پاکِ تو
زمان سحر، کشف صد راز شد
رسیدی و در سجده افتادی و
زبانت به توحیدِ حق باز شد
پدر با تو میگفت ناگفتنی
چه اسرارهایی که ابراز شد
تو باطل ستیزی؛ تو جاءالحقی
ولی خدا؛ حجت مطلقی
کنار دلم گاه گاهی بیا
تو از جادههای الهی بیا
سیاهِ گناهم، بیا نور عشق
در این دورۀ روسیاهی بیا
بیا از مدینه، بیا از نجف
بیا از دل این دو راهی بیا
اگر چه فراهم نگشته هنوز
برای قیامت سپاهی، بیا
بگو کی مرا میبری با خودت
چه روزی؟! چه سالی؟! چه ماهی؟! بیا
ببین حال و روز دل شیعه را
شده کشتهی بی گناهی بیا
اگر تو نیایی چه کس میشود،
برای دل ما پناهی؟ بیا
بیا قبل از اینکه بیاید اجل،
بگیری مرا لحظهای در بغل
مرا گاه در خاطرت فرض کن
مرا گرد و خاک دَرَت فرض کن
من از چشم پاک تو افتادهام
مرا اشک چشم ترت فرض کن
منِ روسیاهِ زمین خورده را
سیاهیّ در لشگرت فرض کن
اگر اولین عاشقت نیستم
مرا عاشق آخرت فرض کن
اگر چه لیاقت ندارم ولی
مرا کمترین زائرت فرض کن
به وقت ظهورت بیا و مرا
نگهبان در سنگرت فرض کن
بکش دست خود را به روی سرم
مرا نوکر مادرت فرض کن
ببخشا به من این خیالات را
مگیر از لبم این مناجات را
تو مرگ ستم را رقم میزنی
تو زنجیر محکم به غم میزنی
زمان ظهورت به اذن خدا
صف مشرکان را بههم میزنی
میآیی مدینه، میانِ بقیع
به دنبال قبری قدم میزنی
میان مدینه به سمت نجف
تو طرح حرم تا حرم میزنی
میآیی سر قبر ام البنین
به یاد علمدار علم میزنی
ضریح بزرگی بنا میکنی
به روی طلایش قلم میزنی
تو با یاد و نام حسین و حسن
حسینیههای کرم میزنی
زمان طلوعت که بر خاستی
خبر کن مرا کارگر خواستی
#مجتبی_شکریان
#امام_زمان_عج_ولادت
#نیمه_شعبان
شبی خمارِ غزل گرم گفتگو بودیم
به وجد و شور و نشاط و به هایوهو بودیم
مدام در طلب باده و سبو بودیم
تمام مستی شب را به جستجو بودیم
ندا رسید که امشب طلوع خواهد شد
کسی میآید و فردا شروع خواهد شد
شکوفه زد غزل و روی لب هجا گل کرد
ردیف و قافیه در صورت دعا گل کرد
سحر رسید و اذان آمد و خدا گل کرد
بهار فاطمه در صبح سامرا گل کرد
((رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند))
امین وحی خدا با خودش خبر آورد
خبر برای وصی پیامبر آورد
که نخل عسکری از فیض حق ثمر آورد
عروس فاطمه و مرتضی پسر آورد
جمال مهدویاش آنچنان که پیغمبر
ز هیبتش چه بگوییم، وارث حیدر
زمان به قدرت او اعتراف خواهد کرد
و زیر سایهی او اعتکاف خواهد کرد
و تیغ دشمن او را غلاف خواهد کرد
و کعبه دور قد او طواف خواهد کرد
بخوان که حضرت صاحب به راه میافتد
که حق میآید و باطل به چاه میافتد
ببخش کوچهی ما را که مثل میکده است
گلوی شاعرت آقا اسیر عربده است
ز ما هرآنچه نباید اگر چه سر زده است
تمام حسرت ما جمعهی نیامده است
دخیل بستهی این نیمههای شعبانیم
به جان فاطمه سوگند که پشیمانیم
#محسن_ناصحی
#امام_زمان_عج_ولادت
#نیمه_شعبان
مژده بیداردلان! پیک سحر در راه است
شب دلواپسیِ منتظران کوتاه است
همهجا صحبت درمان تب سختیهاست
همهجا حرفْ سرِ نسخهی خوشبختیهاست
گوش کن! زمزمهی خاتمهی تاریکیست
خیمهی حضرت خورشید، همین نزدیکیست!
گوش کن لایحهی دولت خوشعهدی را
بر دماوند بزن پرچم یا مهدی را
شوق دیدار رساندهست به لب جانها را
بوی اسپند قرق کرده خیابانها را
خبر اینبار دقیق است! میآید منجی
وعدهی عهد عتیق است، میآید منجی
لوح محفوظ بشارت به ظهورش داده
دل به آن لهجهی آرام و صبورش داده
میرسد بت شکنی! چون بت و نمرودی هست
قول قرآن و زبور است که موعودی هست
گفته انجیل که فریادرسی میآید
صبح آدینه مسیحا نفسی می آید
دو قدم مانده فقط! خسته شدن بی معناست
پشت این گردنهی سخت، بهشتی پیداست
عمر دجال به فردا نرسد، کوتاهست
باخبر باش! خبرهای خوشی در راهست
ذوالفقار خِردش مصلح کژ تابیها
برسد کاش به گوش کر وهابیها
کعبه آمادهی اثبات مسلمانیهاست
نوبت بستن پروندهی سفیانیهاست
#وحید_قاسمی
#امام_زمان_عج_ولادت #نیمه_شعبان
#امام_زمان_عج_مناجات
#تلنگر
مگر آسمان را چراغان نکردیم؟!
زمین را مگر نورباران نکردیم؟!
مگر کوچه را آب و جارو نکردیم؟!
شبِ تار را غرقِ شببو نکردیم؟!
مگر شهر را غرقِ شربت نکردیم؟!
سر کوچه را طاقنصرت نکردیم؟!
مگر شاعران از غمش کم سرودند؟!
قلمها سلاحِ ظهورش نبودند؟!
مگر مرغِ آمینمان در قفس بود؟!
دم ربّناهایمان بینفس بود؟!
مگر العجلهایمان دیردَم بود؟!
سرِ سفرهی ندبهها چای، کم بود؟!
مگر صبحِ جمعه سلامش نکردیم؟!
تهِ هفتهها را به نامش نکردیم؟!
چرا یوسف افتاده در چاهِ غیبت؟!
چرا برنمیگردد از راهِ غیبت؟!
چرا روز موعود، تأخیر دارد؟!
کجای عملهایمان گیر دارد؟!
جوابِ چراهایمان هم سؤال است
مگر آرزوی وصالش محال است؟!
نگو آرزویش محال است، هرگز!
نگو دیدنش در خیال است، هرگز!
زمانش بیاید؛ همین جمعه شاید
اگر حرفمان حرف باشد، میآید
#رضا_قاسمی