eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
48هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
3.8هزار ویدیو
389 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 @majmazakerinee مدیریت👇 @khadeemeh110 تبلیغات پزشکی نداریم❌ https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
یادمان باشد اگر روزی بقیع را ساختیم ذکر کاشی های باب المجتبی یا قاسم است
به‌مناسبت فرق دارد جلوه‌اش در ظاهر و معنا حرم گاه شادی، گاه غم دارد برای ما حرم کل معصومین مُعزُّالمؤمنین در عالم‌اند قبرشان قبله‌ست حالا بی‌حرم یا با حرم یک حرم در زینبیه، یک حرم در شهر قم یک طرف زائر فراوان، یک طرف تنها حرم... اوج غربت در کدامین داغ معنا می‌شود این که شاهی از کفن محروم باشد یا حرم؟ فکر کن سبط نبی، حتی ندارد سنگِ قبر خادم فرزند او دارد در این دنیا حرم... در مدینه کاخ‌ها با خاک یکسان می‌شوند بعد از آن، از دور چون دُرّ می‌شود پیدا حرم گاه معنای حرم هرگز ضریح و بقعه نیست داشت تعبیری دگر در روز عاشورا حرم یک سوی زینب حرم، یک سوی دیگر قتلگاه پیر شد در رفت و آمدهای مقتل تا حرم ناله می‌زد مادری با اشک، واویلا حسین ناله می‌زد خواهری با اشک، واویلا حرم ✍
به‌مناسبت ؛ غبار صحن تو بر درد جان دواست بقيع! خرابه‌هاي تو، باغِ‌ بهشتِ ماست، بقيع! تو هم چو فاطمه در شهر خويش تنهايي غريبي و، همه كس با تو آشناست، بقيع! اگر چه روي به كعبه نماز مي‌خوانيم تو قبله‌ی دلِ مايي، خدا گواست، بقيع! به آن چهار امامي كه در بغل داري براي ما حَرَمت مثل كربلاست بقيع! به ياد چهار پسر، در كنار چار مزار هنوز ناله‌ی اُمُّ البنين به‌پاست، بقيع! علي نگفت، به جان علي قسم، تو بگو كه قبرِ گمشده‌ی فاطمه كجاست بقيع؟ هنوز ناله‌ی زهراست از مدينه بلند هنوز لرزه بر اندامِ مجتبي‌ست بقيع! قوي‌ترين سندِ غربت علي در تو عِذار نيليِ ناموسِ كبرياست، بقيع! ✍استاد
1. صحبت های مقدماتی.mp3
زمان: حجم: 2.03M
قسمت اول : سلام ما به بقیع و بُقاع ویرانش ... امشب همتون زائر مدینه اید ، و زائر بقیع هستید ، بقیعی که نه شمعی داره نه چراغی ، هر موقع شب ، هر ساعتی که اراده بکنی ، میتونی بری حرم امام رضا ( علیه السلام ) ، اما بقیع ، فقط یک ساعت درصبح بازاست ، عصرها هم یک ساعت ، اون هم با محدودیت ، تو بقیع که بخواهی گریه کنی ، میگن نه ، برو بیرون ... پشت دیوار بقیع هم ، حتی شب هم که باشه ، وقتی بایستی سلام بدهی ، میگه آقا برو ، رد شو ... نمیزاره حتی یک سلام بدهی ؟ لذا امشب زائر آقایی شدی که خیلی تو مدینه غریبه ، حرم نداره ... بگو آقا امام حسن (علیه السلام ) ، حتی نوادگان شما حرم دارند ، گنبد و ضریح دارند ، خادم دارند ... اما قربونت برم ، شما ... البته شاید خود آقا نمیخاد حرم داشته باشه ، چرا خودش نمیخاد ، آخه قبر مادرش مخفیه ، جایی که قبر مادر مخفیه ، پسر حرم داشته باشه ؟ لذا دلهایی که مدینه رفته امشب ، زائر بقیه هست ، دیگه بیقراری میکنه ، یه عمر آرزو داری میگی خدایا مدینه ...
2. سلام ما به بقیع.mp3
زمان: حجم: 3.35M
قسمت دوم : ( علیه السلام ) سلام ما به بقیع و بُقاع ویرانش برآن حریم که باشد مَلک نگهبانش .. سلام ما به بقیع آن تجسم غربت ! ( هرچی میخای غربت ببینی ، بیا بریم مدینه .. ) سلام ما به بقیع آن تجسم غربت ! گواه بر سخنم ، تربت امامانش ... ( دلی که مدینه میره ، دلسوخته میشه برمیگرده ، مدینه همش غربتِ ، همش مظلومیتِ ... مشهد که میری ، اگه با هواپیما سفر کرده باشی ، شب که میرسی روی مشهد ، ازاون بالا نگاه میکنی ، اونجایی که تو مشهد از همه جا نورانی تره ، حرم امام رضاست ، از همون بالا به بغل دستیت میگی فلانی اونجا حرمه ، از اون بالا دستت رو به سینه میگیری سلام میدهی : السلام علیک یا ابالحسن ... اما مشخصه بقیه چیه ؟ شب که با هواپیما میرسی مدینه ، از اون بالا نگاه میکنی ، همه جا روشنه ، فقط یه قطعه زمین کنار حرم پیغمبر (ص) ، تاریکه ، میگی اونجا بقیعِ ، اونجا قبر امام حسنِ ، همونجا اشک تو چشمت حلقه میزنه ، امشب اومدی برا اون آقای غریب گریه کنی ... ) : ای بقیع ای حریم سوته دلان جان به قربان اشکِ زُوّارت آرزو دارم ای بقیع ، امسال سر گذارم به روی دیوارت ..
قسمت سوم : ( سلام الله علیها ) آدم مدینه هم که میره ، دلش میخاد بره خونه ی مادر ... خونه ی مادر صفاست ، خونه ی مادر محبتِ ، خونه ی مادر همه چیز هست ، ائمه هم مهمان مادرشون هستند در مدینه ... اگر قبر امام حسن ( علیه السلام ) ، نشان داره ، قبر امام سجاد ( علیه السلام ) نشان داره ، اما قربون اون خانمی برم ، کسی نمیدونه قبرش کجاست ... ؟ آی مدینه ... میدونم برای مادر ناله داری ، بارک الله ، ... مادر مادر مادر ... مدینه در کجاست ، مزار فاطمه ؟ کجا گشته خزان ؟ بهار فاطمه ؟ ( فاطمه ، فاطمه فاطمه ، فاطمه .. ) تکرار قربونت برم ، اون روزی که تو کوچه های مدینه زمین خوردی ، اون روزی که جلوی چشم امام حسن ، زمین خوردی ، اون روزی که جلوی چشم زینب ، زمین خوردی ، وای وای ی ی ... ) من مرغ عشق حیدرم اما شکسته بال من ( اونایی که امضای مدینه رو گرفتند ، برای ما هم بگیرند ... ) من مرغ عشق حیدرم اما شکسته بال من دنبالِ رد خونِ من زینب دوَد ، دنبال من سیلی گرفت قدرت بینایی مرا دیوار میکند کمکم راه میروم دیگر مپرس از من و از ناتوانی‌ام ... وقتی دیر بیایی خونه ، مادرت چشم به راهته ، حتما برات غذا میزاره ، مادر دیگه ، نگاش به دره ، پسرم کی میاد ؟ اما خونه ای که مادر نداره ، خیلی بی صفاست ، خاموشه ، تاریکه ، اصلا مادر پشتوانه ی آدمه ، اونایی که مادر دارند ، خدا مادرشون رو براشون نگهداره ... اصلا اگه همه غمهای عالَم روی سینه ی آدم باشه ، چند دقیقه که کنار مادر بشینی باهاش حرف بزنی ، آروم میشی ... اصلا بعضی از حرفا رو حتی به بابات هم نمیتونی بگی ، اما مادر ... عجیبه ، دعا کنید برای مادرها ، اون شیر پاک مادرت بوده که تو امشب ، تو مجلس امام حسن اومدی ، تو مجلس ائمه بقیع اومدی ، داری اشک می ریزی ، ان شاءالله این جمع رو در مدینه داشته باشیم ، حاجات خودتو در نظر بگیر ، یکی از شرایط استجابت دعا ، استغفار است ، هر کجا نشستی ، همه با هم : الهی العفو ...
در بقیع قبر حسن آوار شد هر چه شد بین در و دیوار شد آسمان شهر یثرب تار شد هر چه شد بین در و دیوار شد صحنه اینجا کمتر از جنت نبود بشکند دستی که ویرانش نمود چشم اهل بیت گوهر بار شد هر چه شد بین در و دیوار شد اونی که همه رو میکشه اینه قبر فرزندان زهرا شد خراب روزها تابد بر آنها افتاد بیت الاحزان قصه اش تکرار شد هر چه شد بین در و دیوار شد اشک خون می ریزد از چشم ترم مثل مادر شد حسن هم بی حرم تربتش بی خادم و زوار شد هر چه شد بین در و دیوار شد آن بقیعه با صفا یادش بخیر آن ضریح دلربا یادش بخیر از جفا پامال آن گلزار شد هر چه شد بین در و دیوار شد چادر مادر اگر خاکی نبود این چنین قبر پسر خاکی نبود هر چه بر آل نبی آزار شد هر چه شد بین در و دیوار شد با همان دستی که زهرا را زدند شعله بر کاشانه ی مولا زدند قبر فرزندانشان آوار شد هر چه شد بین در و دیوار شد در همین جا نیمه ی شبها علی ناله میزد از غم زهرا علی بعد زهرا بی کس و بی یار شد هر چه شد بین در و دیوار شد گر نمی شد کشته محسن پشت در اصغری در خون نمی زد بال و پر تیر کین هم دست با مسمار شد هر چه شد بین در و دیوار شد پای زهرا باز شد در کوچه ها بسته شد دستهای زینب از جفا از همین جا راهیه بازار شد هر چه شد بین در و دیوار شد آن مردمان از حرمت کوثر گذشتند در روی زهرا بود و از آن در گذشتند ای ای ای ای ....
؛ به‌مناسبت عمری مرا تو بیشتر از من دعا کردی من معصیت کردم ولیکن تو حیا کردی دادی جوابم را تو بی‌چون‌و‌چرا اما چون‌وچرا کردم مرا وقتی صدا کردی ای وای از آن نیمه‌شب‌هایی که آقاجان من خواب بودم تو به حالم گریه‌ها کردی من که همیشه جای مرهم، دردِ تو بودم ماندم برای چه تو دردم را دوا کردی دورت بگردم من، فقط بین رفیقانم_ حق رفاقت را تو جانانه ادا کردی از یاد بُردم عزت من از کجا بوده از بس به این سائل عطای بی ریا کردی غم نیست گر بسته‌ست بر رویم همه درها وقتی درِ رحمت به روی من، تو وا کردی ** آقا دعا کن زنده باشم من ببینم که تو در مدینه چار تا جنت بنا کردی جانم فدای سُفره‌ی اُم البنینی که هر صبحِ شنبه در مدینه تو به‌پا کردی ✍ ۰🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
بسم‌ الله الرحمن الرحیم به مناسبت بقیع گفتی و دل را دوباره خون کردی شرارِ غربت و غم را بجان فزون کردی بقیع گفتی و شد تازه داغ دلهامان مگو که قلب نبی را ز درد، خون کردی سخن ز غربت و تخریبِ جنتُ الزهراست دوباره زنده به دوران، غمِ درون کردی چهار قبر غریب و چهار امام غریب بقیع! چگونه تحمل تو تا کنون کردی؟ فرشتگانِ مقرب به عرشِ اعلا را مقیم مُضجعِ بی سقف و بی ستون کردی بهشت، گوشه ای از این قبورِ نورانیست مرا به جنتِ فردوس رهنمون کردی □ □ □ ز دیده خون رود و ناله ای حزین آید بیادِ یاسِ مدینه، که واژگون کردی مدینه گفتی و در شعله سوخت گیسویی دوباره خاطره ی کوچه را برون کردی تو دیده ای که در آتش، حریمِ زهرا سوخت به شعله عصمتِ حق را نظاره چون کردی؟ نبود باورمان، زیر پا رود مادر و تو سکوت بر آن دشمنِ زبون کردی! تو دیده ای که لعینی به یاس، سیلی زد چسان ملاحظۀ آتشِ جنون کردی؟ چه بَد معامله با یار کردی، ای امت امام را تو رها، خصم را مصون کردی بپای خیز مسلمان! سپاهِ مهدی باش! به کنجِ خیمه ی عزلت چرا سکون کردی؟ □ □ □ یمن به ناله در آمد، علیهِ آلِ سعود سراسرِ وطنم را تو لاله گون کردی و غزّه با دلِ پر آه، با یهودی گفت: که مرگ بر تو، جهان را تو غرق خون کردی!
بسم‌الله الرحمن الرحیم به مناسبت گرد و غبار غم زده خیمه به سینه ام من زائر قبور خراب مدینه ام آنجا که گریه ها همه خاموش و بی صداست هرکس بمیرد از غم آن سرزمین رواست آنجا که بغض سینه گلو گیر می شود حتی جوان ز غربت آن پیر می شود خاکش همیشه سرخ و هوایش غباری است از گریه های فاطمه آیینه کاری است اهل مدینه باب عداوت گشوده اند بر اهل بیت ظلم فراوان نموده اند هرکس دم از علی زده تخریب می شود صدیقۀ مطهره تکذیب می شود دنبال بی کس اند که تنها ترش کنند صیاد بلبل اند که خونین پرش کنند ازنسل هیزمند و به آتش علاقه مند تفریحشان تمسخر هر نالۀ بلند در خواب هم نشان حیا را ندیده اند نیروی خویش را به رخ زن کشیده اند بغض علی زبانه کشد از وجودشان رنگ ریا گرفته همه تار و پودشان روزی که راه حضرت صدیقه بسته شد با ضربه ای حریم ولایت شکسته شد ظلمی اگر که هست از آن لحظه حاکی است تصویر چادریست که در کوچه خاکی است امواج یک صدا دلم آزار می دهد گویا صدای صورت و دیوار می دهد گویا به گوش می رسد از قصۀ فدک آوای نیمه جان و ضعیف «علی کمک» تصویر هر چه درد از آن صحنه شد بدیع یک گوشه ای ز غربت آن لحظه شد بقیع اوراق خاطرات غیورانه نیلی است هر چه که هست صحنۀ یک ضرب سیلی است بی درد مردمان زمان جان مرتضی ما را رها کنید بمیریم زین عزا روزی رسد ز سینه غم آزاد می کنیم همراه منتقم حرم آباد می کنیم گلدسته می زنیم چونان صحن کربلا گنبد بنا کنیم چونان مشهد الرضا ما داغ دار سیلی ناحق مادریم چشم انتظار منتقم آل حیدریم
در آفتاب تو انوار کبریاست، مدینه به سویت از همه سو چشم انبیاست، مدینه اگرچه گرد غریبی نشسته بر در و بامت هماره با دل ما نامت آشناست مدینه... کجا به خاک بقیعت نشسته یوسف زهرا؟ که گرم زمزمه و ناله دعاست؛ مدینه به اشک دیدۀ مهدی، به خون دیدۀ زهرا مزار فاطمه و محسنش کجاست؟ مدینه صدای ناله‌ای از کوچه می‌رسد، به گمانم صدای نالۀ جان‌سوز مجتباست، مدینه چرا خراب نگشتی در آن غروب غم‌افزا؟ که فاطمه ز خدا مرگ خویش خواست، مدینه به آفتاب تو نقش است جای ضربت سیلی که روز تو چو شب تیره غم‌فزاست، مدینه... سرشک دیدۀ مولا گذشت از سرِ هستی اگرچه گریۀ او در تو بی‌صداست مدینه