_یادداشتی برای کتاب استخوان خوک و دستهای جذامی
یکی از ضعفهای من دیالوگ نویسی هست. اصل خواندن اینکتاب هم به خاطر همین بود. میخواستم ببینم مصطفی مستور وقتی هفت_هشتتا شخصیت میگذارد توی کتابش، دیالوگهایشان را چطور پیش میبرد که مخاطب بتواند بدون دیدن نام شخصیت بگوید این حرف مال کدام یکی است.
الحق هم که خیلی خوب از پسش بر آمد.
اولش خیلی زوم بودم روی دیالوگها و بعد کم کم دیدم غرق شدم توی خود روایت. افتادم توی قلاب نویسنده و روایتهای خانههای برج خاوران که مستور آدمهای داستانش را در قالب آن ریخته.
جملات مستور ساده و پر معناست. تکنیکهای درست و تشبیهات بهجا دارد.
کتاب را نه فقط به آنها که مثل من در دیالوگ نویسی ضعف دارند که به همه رفقایی که در تکنیکِ نگو نشان بده هم لنگ میزنند پیشنهاد میدهم.
در نهایت باید بگم از جملات مفهومیِ "دانیال" و مدل ابرازش خوشم آمد.
مهمتر از همهی اینها باید بگویم انتخاب اسم کتاب عالی بود. فوقالعاده.
امیرالمؤمنین علیه السلام:
"به خدا سوگند دنیا و تعلقات شما نزد من پستتر و حقیرتر است از استخوان خوکی در دستهای جذامی"
🌱📚
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ اجْعَلْ آبَاءَنَا وَ أُمَّهَاتِنَا وَ أَوْلَادَنَا وَ أَهَالِيَنَا وَ ذَوِي أَرْحَامِنَا وَ قَرَابَاتِنَا وَ جِيرَانَنَا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ مِنْهُ فِي حِرْزٍ حَارِزٍ ، وَ حِصْنٍ حَافِظٍ ، وَ كَهْفٍ مَانِعٍ ، وَ أَلْبِسْهُمْ مِنْهُ جُنَناً وَاقِيَةً ، وَ أَعْطِهِِمْ عَلَيْهِ أَسْلِحَةً مَاضِيَةً
دعای ۱۷ صحیفه
امروز به خودم آمدم، در حالی که سخت زندگی را در آغوش داشتم. به خودم آمدم و دیدم چیزی که آنقدر جدی گرفتمش یک روزی تمام میشود. کلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ.
بندههای خوب خدا، اهالی مناجاتِ نیمهشب، شمایی که الان سر سجادهای، شمایی که چشمات تره، میشه برای من امشب ویژه دعا کنی. به اسم.
مکروبه🇮🇷
امروز به خودم آمدم، در حالی که سخت زندگی را در آغوش داشتم. به خودم آمدم و دیدم چیزی که آنقدر جدی گرف
وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَام
زیر نویس امروز شبکه خبر باعث شد من تا مدتی حالم منقلب شه. خبر این بود که شهرکنشینان صهیونیست با یورش به منطقهی الشُک در اغوار شمالی، ۱۱۷ رأس گوسفند رو با استفاده از سلاح گرم و چاقو به شکل وحشیانهای از بین بردند. این عمل از خوی اهریمنیِ بچهکشهای اسرائیلی چیز بعیدی نیست، در قبال جنایتهایی که در حق کودکان غزه انجام میدن به چشم نمیاد. اما اصل عمل فقط و فقط یک دلیل داره، هلاکت این حیوانات بینوا صورت گرفته تا مردم گرسنهی فلسطین نتونن از این گوسفندها تغزیه کنند. وقتی خبر رو میخوندم چشمهای گرسنهی هزاران بچه رو تصور کردم و اشک ریختم.
مکروبه🇮🇷
زیر نویس امروز شبکه خبر باعث شد من تا مدتی حالم منقلب شه. خبر این بود که شهرکنشینان صهیونیست با یور
یاد یک تصویر افتادم، تصویر سیاه و سفید از یک سرباز آمریکایی بر روی کوهی از استخوان و اجساد گاومیش آمریکایی(بوفالو).
در سال ۱۹۷۳ ارتش آمریکا که در تصرف قلمرو سرخپوستان دچار مشکل بود در اقدامی هولناک، اقدام به کشتن میلیونها بوفالو کرد تا سرخپوستانی که عمده تامین خوراک، چادرها، پوشاک آنها وابسته به گوشت، شیر، چرم و پشم این حیوان بود برای ادامه حیات خود دچار مشکل شوند.
برای اینکار 75 میلیون راس بوفالو را نابود کردند.
چرا چون گاومیش کوهان دار تضمین حیات بومیان آمریکا بود. گوشتشان را میخوردند، از پوستشان خانه میساختند، از استخوانشان تیر میساختند...
یکوقتها ترجیح میدم مشاهداتم، دغدغهها و روحیاتم رو اینجا منتقل نکنم. گاهی موفق نیستم. مثل امشب. وقتی قلبم از خوندن ظلم به تنگ میاد، نوشتن باعث میشه کمی احساس مفید بودن کنم. باعث میشه که فکر نکنم آدم ساکتِ تاریخ هستم. آدم بیطرف و بیتفاوت. حتی اگر حرفهای من به گوش یکنفر برسه.