جهاد با نفس، راس همه جهادهاست؛ منتها اشتباه نشود! جهاد با نفس ضد جهاد با دشمن خدا نیست؛ در راهِ جهاد با دشمن خدا است.
با نفسِ خودت جهاد کن تا نفست دیگر اینقدر به زمین نیفتد، بعد آن وقت برو به سوی خدا، برو در راه خدا؛
فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ.
_همرزمان حسین |ص۲۳۷
من اخبار را دنبال نکردم. دلم نمیآمد پیگیر تایید و رد اخبارِ تروری باشم که از شیر مردِ چفیهپوش حماس میگفت. امشب سد مقاومتم شکست و پیامهای نخوانده کانالهای خبریام رسید به پست مهدی مولایی که گفته بود:
"دیدید آقای ابوعبیده؟ بالاخره شما هم رفتید. و دیگر کسی نبود که با رویی چفیهپوش مقابل دوربین خبر شهادتتان را بخواند و انگشت بلند کند و وعده انتقام دهد. سید نصرالله اگر تصویر مقاومت بود و آقای سنوار سایه مقاومت، شما را همه میدانند که صدای رسای مقاومت بودید."
شهادت حق شما بود. ولی اجازه بدهید امشب کنار تمام مردم صبور غزه برای شما زار بزنم.
#غزه
#ابوعبیده
شب امامت آقا و مولای ما صاحب الزمانه
التماس دعا دارم ازتون
بیایم از ته دل برای غزه و مردم صبور و مقاومش دعا کنیم.
سلام بر تو ابوعبیده، سلامی که در اشکهای جاری غزه ذوب میشود و در آغوش استقامت و رنج آن آرام میگیرد.
مکروبه🇮🇷
کتاب #همرزمان_حسین(ع)
خوانش کتابِ همرزمان حسین تمام شد.
چهارماه از شروعِ کتاب میگذرد.
من گویی هر روز میشدم آن دختر مبارزی که در روزهای اختناقِ ساواک از کوچه پس کوچههای تهران میگذشت و خودش را میرساند به هئیت انصار الحسين؛ پایِ منبر سیدعلیِ جوان.
سال پنجاه و یک، اگرچه رژیم پهلوی حتی رویِ مجلس روضههای امام حسین علیهالسلام هم حساس است ولی سیدعلی با آن صدای رسا و آرامش طنینانداز نگاهش، از همرزمان حسین میگوید.
آن دسته از حقایق و مفاهیم اسلام را که در جلدی از دروغ و تحریف و فریب و ریا پیچیده شده بود را میشکافد و مغز آن را میاندازد در کام مشتاقان حقیقت.
سیدعلیِ جوان آنقدر افق نگاهش بلند است که حالا بعد از پنجاه سال هنوز حرفهایش تازگی دارد.
و به قول کافای ما امروز کجای افق نگاه سیدعلی ایستادهایم؟ و در این افق بلند ما کجای دغدغههای سیدعلی دیروز و امروز، ایستادهام؟
#بهترین_کتاب_عمرم
مکروبه🇮🇷
خوانش کتابِ همرزمان حسین تمام شد. چهارماه از شروعِ کتاب میگذرد. من گویی هر روز میشدم آن دختر مبارز
حالا فکر میکنم آمادهترم برای خواندنِ کتاب انسانِ دویست و پنجاه ساله...