ما پرچم خونینِ حق طلبی مولایمان علی را به دوش میکشیم، بیآنکه او را دیده باشیم. ما سلمان پارسی و بلال حبشی را از اعماق قلبمان میستاییم گرچه هرگز ایشان را ندیدهایم. شرطِ اعتقاد به رهبری، دیدن شخص رهبر نیست، بلکه دیدن نتایج اعمال اوست؛ شرط پیوستن به یک نهضت، ملاقات با سران آن نهضت نیست، بل برداشتن محصولِ مبارزهی افراد آن نهضت است.
آقای ما حسین، برای این حسین نشده است که ما او را دیدهایم، دستش را بوسیدهایم، در آغوشش گرفتهایم، خاک پایش را سرمه چشمهایمان کردهایم... نه... ما حسین(ع) را دوست داریم به خاطر آنکه با نام او عطر نجابت در فضا پراکنده میشود؛ عطرِ ایمان، عطرِ مقاومت در برابر ظلم_ از این سو تا آنسوی جهان، از زمین تا ستارگان...
_برجادههای آبی سرخ | کتاب سوم
مکروبه🇮🇷
ما پرچم خونینِ حق طلبی مولایمان علی را به دوش میکشیم، بیآنکه او را دیده باشیم. ما سلمان پارسی و ب
عجب قلمی
خدایت بیامرزد نادر ابراهیمی
+چرا انقدر کتابهای عجیب میخونی؟
_شاید میخوام دستم رو دراز کنم و از پشت دیوارهای بلند تاریخ، دستِ آدمهایی رو که علیه ظلم جنگیدن رو بگیرم. محکمِ محکم. این باعث میشه احساس نکنم تو این راه تنهام، تا یادم بمونه همیشه سیاهی بود اما ورقههای تاریخ از نور آدمهای آزاده روشنه و ما وارث تمام آدمهایی هستیم که عطرِ نجابت، عطر ایمان و مبارزه با سیاهی رو تو این دنیا پخش کردن.
تجربهی مادریِ من با طوفان الاقصی عجین شده. پسرم با طوفان الاقصی همسنه و من هر لحظهی مواجهم با یک نوزاد، با بچهای که با یک صدای کوچیک و حتی یک تقه به در میپره و قلبش مثل گنجشک به تپش میافته؛ خودم رو توی غزه مییافتم.
من مادریام با مقایسه گذشت. با مقایسهی جمیع احوالاتم با یک مادر روی ویرانههای غزه، دیر البلح، جبالیا، خان یونس...
حتی حالا که سه سال گذشته... واقعیت اینه که هیچ وقت زندگی جهان به قبل از هفت اکتبر برنمیگرده. نه زندگیِ جهان و نه زندگی من. من هیچ وقت هبه، روح الروح، طارق، خالد نبهان، رانیا ابوانزا، انس شریف، صالح جعفراوی، یحیی سنوار... رو فراموش نمیکنم...
امشب خوانش کتاب سوم بر جادههای آبی سرخ تمام شد.
دلم میخواد برای حسن ختام، به نیت تمام شهدا، مخصوصا شهید تنگسیری، این جمله رو تو کانالم ثبت کنم:
و این جادههای دریایی🌊
جادههای آبی به رنگ آسمانِ پاک جنوب را، در صورت ضرورت، با قطره قطره خون پاک خود، سرخِ سرخ خواهیم کرد و بر این جادههای آبیِ سرخ، باز هم کشتیهایمان را خواهیم راند، تا این جادههای خونین همچون یادگاری از ایمان ما، استقلال طلبی ما و آزادی خواهی ما برای فرزندانمان باقی بماند.
هدایت شده از سیره آقای شهید
📚 «کتاب را تمام میکرد؛
بعد ۱ صفحه دربارهاش مینوشت!»
فکر کنید یک کتاب را تمام کردهاید؛
معمولاً کار تمام است، نه😇؟
اما دربارهی شیوه مطالعه
امام شهید آیت الله خامنهای،
آقای غلامعلی حدادعادل
یک عادت جالب را نقل کرده است:
بعد از تمام کردن هر کتاب،
نظرش را در حد یک صفحه مینوشت
و آن نوشته را همراه همان کتاب در
قفسه میگذاشت.
حتی قبل از اینکه کتاب را شروع کند،
فقط سراغ محتوایش نمیرفت؛ به
نویسنده، انگیزه او، ترجمه، نثر و حتی
ظاهر کتاب هم توجه میکرد👌🏻🌱.
یعنی کتاب برایش چیزی نبود که فقط
از صفحه اول شروع شود و به صفحه
آخر برسد؛ با آن گفتوگو میکرد💬.
- شاید سؤال جالب این باشد:
اگر قرار بود بعد از هر کتابی
که میخوانیم، فقط یک صفحه
دربارهاش بنویسیم، چند کتاب را
واقعاً با دقت میخواندیم 📖؟
🌕 - @SirehAghayeShahid