*سحر دهم: نسیم سحر*
گُلِ مرادِ تو آنگه نقاب بُگْشاید
که خدمتش چو نسیمِ سحر توانی کرد
این بیت که در دل مینشیند،
سحر دهم را رنگ میدهد؛
ساعتی که دل به امیدِ دیدار میتپد
و جان، مثل نسیمی سبک،
با یاد تو حرکت میکند.
امشب، هر نگاه، هر نفس،
پر از نوید است؛
پر از همان حس سبک بالی که گلِ مراد
در بوی سحر به جان میآورد.
دل میداند که عشق، نه در روز روشن،
که در همین ساعتهای نرم و بیصدا
خود را به نمایش میگذارد.
ای که «یا رازقُ کلِّ حیّ» هستی،
ای که نعمتهایت
بیصدا و بیمنت جاری میشوند،
در این سحر
به من بیاموز
چگونه با هر نسیم
به امید و حضورِ تو، دل ببندم.
انجمن ادبی آستان مهر شاهچراغ ع
را دنبال کنید:
ایتا
https://eitaa.com/mansoorehttaheri
تلگرام
https://t.me/+VOps7B2VC5lhC-BO
واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/IEPTI3nvspYBST0t6R0usu?mode=ac_t
بله:
ble.ir/join/YmYxNWY5OD
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/astanmehr_official?igsh=MTZyM3BzejdkZ2Zk
-3723188212237787391_32809891103889.mp3
زمان:
حجم:
1.4M
سحر نوشت 💙
✍ خلیل شفیعی 💚
🎤 آقای یحیی اورنگ 🤍
رمضان ۱۴۰۴❄️
*سحر یازدهم: نور ناگهانی*
برقی از منزلِ لیلی بدرخشید سحر
وَه که با خرمنِ مجنونِ دلافگار چه کرد
این بیت که در دل طنین میاندازد،
سحر یازدهم را مثل نوری ناگهانی روشن میکند؛
نوری که دل خسته را به حرکت درمیآورد
و با خود میبرد به دنیای خیال و عشق.
امشب، هر تپشِ قلبم
مثل نسیمی است که بر خرمنِ دل میوزد،
هر نگاهت
به جانم شوری تازه میدهد،
و هر یاد تو
چون برق کوتاه،
تمام تاریکیها را میشوید.
ا«یا قویُّ و یا جلیل»
ای که دلهای خسته را تازه می کنی
در این سحر
به من بیاموز
چگونه دل را نور افشان کنم
تا جز عشق تو، در آن هیچ چیز روشن نشود.
انجمن ادبی آستان مهر شاهچراغ ع
را دنبال کنید:
ایتا
https://eitaa.com/mansoorehttaheri
تلگرام
https://t.me/+VOps7B2VC5lhC-BO
واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/IEPTI3nvspYBST0t6R0usu?mode=ac_t
بله:
ble.ir/join/YmYxNWY5OD
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/astanmehr_official?igsh=MTZyM3BzejdkZ2Zk
3682444608534880001_25976383952017.mp3
زمان:
حجم:
1.2M
سحر نوشت 💙
✍ خلیل شفیعی 💚
🎤 خانم نرگس اکبرپور 🤍
رمضان ۱۴۰۴❄️
*سحر دوازدهم: ایستادگی دل*
مهربانم،
سحرگاهان امشب، دل من پر از امید و انتظار است؛
میخواهم بیصدا با تو سخن بگویم و حضور تو را حس کنم،
بیآنکه هیچ شتابی باشد یا هیچ فاصلهای.
در میان همین لحظههای نرم و روشن، این بیت در دل مینشیند:
من ایستاده تا کُنَمَش جان فدا چو شمع
او خود گذر به ما چو نسیمِ سحر نکرد
چه دقیق بیان کرده است حال عاشق را؛
دل، ایستاده و روشن،
اما دستِ مهربانی که همه چیز را سبُک کند، هنوز نیامده است.
امشب، دل من میآموزد که صبر هم میتواند عشق باشد،
و حضور تو حتی در سکوت، مرهمی برای جان است.
ای که «یا حفیظُ یا ودود» هستی،
ای که دل را در سحر سبک میکنی،
به من بیاموز
چگونه با ایستادگی و امید،
هر لحظه را پر از حضور تو بسازم.
انجمن ادبی آستان مهر شاهچراغ ع
را دنبال کنید:
ایتا
https://eitaa.com/mansoorehttaheri
تلگرام
https://t.me/+VOps7B2VC5lhC-BO
واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/IEPTI3nvspYBST0t6R0usu?mode=ac_t
بله:
ble.ir/join/YmYxNWY5OD
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/astanmehr_official?igsh=MTZyM3BzejdkZ2Zk
2717502934537477890_96074768082777.mp3
زمان:
حجم:
1.5M
سحر نوشت 💙
✍ خلیل شفیعی 💚
🎤 خانم ریحانه عسکری 🤍
رمضان ۱۴۰۴❄️
به احترام روح بلند رهبر معظّم انقلاب که عاشقانه به دیدار رفت.
مگو تمام شد و بر زمین سری افتاد
عَلَم به دست عَلَمدار دیگری افتاد
جوانههای فراوان و تازه میروید
اگر به باغ، درخت تناوری افتاد
ببین در آینهی آسمان که خونین است
چه آفتابی در صبح خاوری افتاد!
صفای میکدهی عاشقان تماشاییست
تَرَک اگرچه فراوان به ساغری افتاد
برای دیدن شیدایی خودش برخاست
مگو که قامت گلگون رهبری افتاد
نگین بماند از انگشتر فروزانش
مباد اینکه بگویند منبری افتاد
پُر از حکایت عشقیم و لذّت دیدار
که جان ما همه در دست دلبری افتاد
برای فتح روانیم و راهها باز است
که شور جنگ به بازوی لشگری افتاد
بگو به اینهمه سر در مسیر شیدایی
در این میانه غریبانه سروری افتاد
هنوز"خامنهای"حرف میزند با ما
مگو به خاک، صدای دلاوری افتاد
مدینه شاهد خوبیست، در زمانهی ما
"علی" دوباره نگاهش به خیبری افتاد
شعبان کرمدخت
اسفند. ۱۴٠۴
بابلسر
کانال شعر من
@karamdokht