〰🍃🌺✨〰 〰✨🌺🍃〰
﷽
من آمده ام حضرتِ خورشید سلام
در محضرِ تو ای گلِ توحید سلام
لبخند ضریحِ تو مرا درمان است
با حالِ خراب و پُر ز امید سلام
• صَلَے اللّٰھُ عَلَی۟ڪ۟ یٰااَبٰاعَب۟دِاللّٰه
• صَلَے اللّٰھُ عَلَی۟ڪ۟ یٰا اَبٰاعَب۟دِاللّٰه
• صَلَے اللّٰھُ عَلَی۟ڪ۟ یٰا اَبٰاعَب۟دِاللّٰه
السلام علے من الاجابھ تحت قبته 💗.•
السلام علے من جعل الله شفاءفے تربته
#روزتونبابرکت✨
#سلاماربابدلم🌱
#فرهنگی_مجازی_هادی_دلها
#بوی_عطر_شهدا
✾✾࿐༅🍃♥️🍃༅࿐✾✾
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و من شما را دوست دارم.....
امام زمانم😔
غریب ترین غریبِ عالم...
این دوست داشتنِ کوچک را از ما بپذیر😔
کاش میشد لبخندی بر لبت بیاوریم....
و کمتر آزرده خاطرت کنیم😔
این یک(دوست داشتنِ ساده را) از من بپذیر
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این خانوادهی مسیحی در حال نقل کرامتی از امام زمان هستند که اتفاق بسیار جالبی میافتد !
یامهدی ادرکنی🌹
#مقام_معظم_رهبری
@Maddahionlinمداحی آنلاین - فرهنگ جهاد - مجتبی رمضانی.mp3
زمان:
حجم:
3.4M
🌷 #هفته_دفاع_مقدس
⏯ #استودیویی احساسی #شهدا
🍃کی گفته که شهید فقط تو میدون جنگه
🍃شهید فقط یه واژه نیست شهید فرهنگه
🎙 #مجتبی_رمضانی
🌷شهدا را یاد کنیم با ذکر صلوات.
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 نماهنگ #یادِ_دوست
📌به یاد مردانِ مردی که بودنمان امنیتمان را مدیونشان هستیم
شادی روح پاک شهدا صلوات🌹
─━━━⊱❅✿•❅•✿❅⊰━━━─
آقا مصطفی میگفت ؛
سخنان مقام معظم رهبری را
حتما ًگوش کنید،
قلب شما را بیدار میکند و
راه درست را نشانتان میدهد .
࿐჻❥⸙💚💚💚⸙❥჻࿐
از شهید آوینی پرسیدند:شهدا چه ویژگی خاصی داشتند که به این مقام رسیدند؟؟
گفت:یکی را دیدم سه روز در هوای گرم خط مقدم جبهه روزه گرفته بود؛ هرچه از او سوال کردم برادر روزه مستحبی در این شرایط واجب نیس خودت را چرا اذیت میکنی؟!جواب نداد...
وقتی شهید شد دفترچه خاطراتش را ورق میزدم نوشته بود: خب اقا مجید یک سیب اضافه خوردی جریمه میشی سه روز، روزه بگیری تا نفس سرکش را مهار کرده باشی...!
〰🍃🌺✨〰 〰✨🌺🍃〰
﷽
✨ابراهیم می گفت: برای رفع گرفتاری ها با دقت
تسبیحات حضرت زهرا (س)بگوئید‼️
#رفیق شهیدمابراهیمهادی
#فرهنگی_مجازی_هادی_دلها
#بوی_عطر_شهدا
✾✾࿐༅🍃♥️🍃༅࿐✾✾
✾✾࿐༅🍃♥️🍃༅࿐✾✾
قـرارگـاه شـهـدا 🇮🇷🇱🇧🇵🇸
〰🍃🌺✨〰 〰✨🌺🍃〰 ﷽ ✨ابراهیم می گفت: برای رفع گرفتاری ها با دقت تسبیحات حضرت زهرا (س)بگ
|•سلامبرابراهیم•|
ورزشباستانی
بــا رنگي پريده و با صدائــي لرزان گفت: حاج حســن كمكم كن. بچه ام
مريضه، دكترا جوابش كردند. داره از دستم ميره. نََفس شما حقه، تو رو خدا
دعا كنيد. تو رو خدا... بعد شروع به گريه كرد.
ابراهيم بلند شد و گفت: لباساتون رو عوض كنيد و بيائيد توي گود.
خودش هم آمد وســط گود. آن شــب ابراهيم در يك دور ورزش، دعاي
توســل را با بچه ها زمزمه كرد. بعد هم از سوزدل براي آن كودك دعا كرد.
آن مرد هم با بچه اش در گوشه اي نشسته بود و گريه ميكرد.
دو هفته بعد حاج حسن بعد از ورزش گفت: بچه ها روز جمعه ناهار دعوت
شديد! با تعجب پرسيدم: كجا !؟
گفت: بنده خدائي كه با بچه مريض آمده بود، همان آقا دعوت كرده. بعد
ادامه داد: الحمداللهمشكل بچه اش برطرف شده. دكتر هم گفته بچه ات خوب
شده. براي همين ناهار دعوت كرده.
برگشــتم و ابراهيم را نگاه کردم. مثل کسي که چيزي نشنيده، آماده رفتن
ميشد. اما من شک نداشتم، دعاي توسلي که ابراهيم با آن شور و حال عجيب
خواند کار خودش را کرده.
بارها ميديدم ابراهيم، با بچه هائي که نه ظاهر مذهبي داشــتند و نه به دنبال
مسائل ديني بودند رفيق ميشــد. آنها را جذب ورزش ميکرد و به مرور به
مسجد و هيئت ميكشاند.
يکي از آنها خيلي از بقيه بدتر بود. هميشــه از خوردن مشروب و کارهاي
خالفش ميگفت! اصلا چيزي از دين نميدانســت. نه نماز و نه روزه، به هيچ
چيــز هم اهميت نميداد. حتي ميگفت: تا حالا هيچ جلســه مذهبي يا هيئت
نرفته ام. به ابراهيم گفتم: آقا ابرام اينها کي هستند دنبال خودت ميياري!؟ با
تعجب پرسيد: چطور، چي شده؟!
#اینحکایتادامهدارد
سلام بر آنانی که با بسمالله گفتن رد شد
من ختم قرآن کردم و درگیر مردابم...😔💔
#سلامبرشهدا 🕊
🌱🕊