✨ ترس از مرگ در نگاه شهید مغنیه
🍀یک بار از عماد پرسیدم: «با این اوضاع که خیلیها دنبال سرت هستند از مرگ نمیترسی؟»
🌾با همان آرامش همیشگی جواب داد: «به نظرم، این که از بچهها بخواهم در عملیات ها با مرگ بازی کنند و خودم از مرگ بترسم، خیانت است.»
📚 ابو جهاد؛ صد خاطره از شهید عماد مغنیه، نویسنده: سید محمد موسوی،خاطره شماره ۲۴
#سیره_شهدا
#شهید_عماد_مغنیه
#عکسنوشته_حسنا
🆔 @masare_ir
✨مردی که سید حسن نصرالله نخواست انکارش کند!
🔹عماد همیشه مخفی بود و اصلا نبود. او با خدا معامله کرده بود. بهش گفتم: «بابا! اگه شهیدی شدی و حزب الله انکار کرد که فرمانده جهادیش بودی چه کار کنیم؟»
گفت: از هیچ کس توقع ندارم که این مسئله را تأیید کند. اگر مصلحت حزب الله در انکار من باشد بگذار انکار کنند.
💠اتفاقا عماد که شهید شد برخی که شهادت فرمانده جهادی حزب الله را ضربه ای به مقاومت می دانستند، به سید حسن نصرالله پیشنهاد کردند وجود عماد مغنیه و عضویتش در تشکیلات حزب الله را انکار کند، اما سید حسن گفت: اعلام می کنیم؛ با افتخار هم اعلام می کنیم. وقتی در بهمن ماه ضاحیه روی دوش هزاران نفر تشییع شد، تازه مردم می شناختندش.
📚کتاب ابو جهاد ؛ صد خاطره از شهید عماد مغنیه، نویسنده: سید محمد موسوی، ناشر: روایت فتح، نوبت چاپ: اول؛ ۱۳۹۶؛ خاطره شماره ۸۲ و ۹۶
#سیره_شهدا
#شهید_عماد_مغنیه
#عکسنوشته_حسنا
🆔 @masare_ir
✨گمنامی و فرار از چهره شدن در سیره شهید عماد مغنیه
💠عماد عاشق گمنامی بود.
برش اول:
بعد از جنگ سی و سه روزه آمده بود ایران؛ همراه سید حسن نصرالله. خانه رئیس وقت مجلس آقای حداد عادل با تعدادی از سیاسیون ایران دیدار کردند. همه فقط سید حسن نصرالله را می شناختند و سعی می کردند باهاش عکس یادگاری بگیرند؛ اما نمی دانستند این مرد میان سال همراه سید که خیلی هم کم حرف می زند، کیست؟
عماد در هیچ یک از عکس ها نبود. برای اینکه نبودش عادی جلوه کند، رفت پیشت دوربین و تک تک عکس ها را خودش می گرفت تا در عکس ها حاضر نباشد.
🌾برش دوم:
با اینکه مرد شماره یک کارهای سخت حزب الله بود، اما هیچ کس نمی دانست دقیقا در حزب الله چه کاره است؟
مادرش بودم. چند روز بعد از آزادی جنوب لبنان آمد دنبالم که برویم مناطق آزاد شده را ببینیم. توی راه به هر منطقه مهمی می رسیدیم اطلاعات ریز نظامی می داد؛ اینجا فلان پایگاه ارتش اسرائیل است و در فلان تاریخ بچه های حزب الله به آن حمله کردند و یا اینکه اینجا پایگاه حزب الله بوده و اسرائیل بمبارانش کرده.
🔺از او پرسیدم: تو این ها را از کجا می دانی؟
گفت: رفقا بهم توضیح دادند.
بعدها فهمیدم که عماد من فرمانده نظامی حزب الله بوده و خودش حاضر در همه این صحنه ها.
📚کتاب ابو جهاد ؛ صد خاطره از شهید عماد مغنیه، نویسنده: سید محمد موسوی، ناشر: روایت فتح، نوبت چاپ: اول؛ ۱۳۹۶؛ خاطره شماره ۸۱ و ۵۱-۵۲
#سیره_شهدا
#شهید_عماد_مغنیه
عکسنوشته حسنا
🆔 @masare_ir