لطفا اگر ممکنه برای مادری تازه پر کشیده نماز شب اول قبر بخوانید و برای تسلای خاطر بازماندگان هم دعا کنید!
مرحومه مهدیه سادات حسینی، فرزند سید حبیبالله
هدایت شده از پسفرداها | عبدالرضا شیخ شعاعی
بسمالله
دیدم چند نفری توی قم ( و لابد تهران هم) پلاکارد دست گرفتهاند که ای وای قالیباف دهان رسایی را بسته است.
با خودم فکر میکردم اگر قالیباف از مطالب رسایی شکایت نمیکرد، چه میشد. گفتم یحتمل رسایی میگفت که دیدید حرفم درست بود وگرنه اینها من را بیچاره میکردند.
باز فکر کردم اگر دادگاه رسایی را محکوم نکرده بود چه میشد، باز یحتمل رسایی میگفت دیدید آنچه نوشته بودم درست بود وگرنه محکوم میشدم.
باز فکر کردم اگه صرفا جریمه نقدی برای رسایی میبریدند چی میشد، دیدم خداییش رییس مجلس مملکت رو متهم کنیم به دستکاری اسناد مجلس و بعد با چند میلیون جریمه سروتهش را هم بیاریم، هم خیلی ناجور است، نیست؟ البته ما از این ناجورها باز هم داریم ولی خب...
البته رسایی رسما دستگاه قضا را متهم کرده است به حکم سیاسی و گفته اینها با هم وفاق کردهاند علیه من.
راست میگه یعنی؟
دستگاه قضا هیچی بهش نمیگه چرا به من تهمت میزنی ؟
چم (خلاصه کرمانی چه میدانم)
https://eitaa.com/pasfardaha
رهبر انقلاب:
"بیتردید در طول کلّ تاریخ شامات تاکنون، پس از انبیاء و اوصیاء ایشان، رَجُلی به عظمت او [شهید نصرالله] در آن خطّة کهن سر بلند نکرده بود."
پاورقی: ما چقدر خوشبخت بودیم که با او معاصر بودیم و توأمان چقدر کمنصیب بودیم که در حجاب معاصرت ِاو ماندیم!
@Masihane
بمب اتم. طرفدارانش را سیر میکنم. تنوع جالبی دارند. بُر میخورم لای استدلالهای ادعاییشان. سپس یقین میکنم اگر قبل انقلاب بودند و ازشان میپرسیدیم راه مبارزهی با شاه چیست؟ یک مسیر را نشان میدادند: مبارزهی مسلحانه. اگر کسی میگفت این مسیر را قبول نداریم، سوای از فحش و فضیحت یک انگ میچسباندند روی پیشانیاش که "تو جان انقلابیها را به خطر میاندازی، با همین تئوریهای مندرآوردی و بهدردنخور و غیر رئال و الاهیاتی و هپروتی... با شیوهی مبارزهی شما، آخرش همه چیز به نفع استبداد شاه تمام میشود!" حالا که گذشتهها گذشته میشود فهمید راه مبارزاتی خمینیِ امام شدنی بود و شد. بیآنکه اسلحه دست بگیرد و مسلحانه بجنگد؛ با آنکه میتوانست تمام دین و شریعت را استخدام کند برای توجیه مسلح شدن. خب یکی بگوید: گره کار کجاست؟
پیام دیروز رهبر انقلاب نکتهی مهمی داشت: ما با محاسبات مادی، چهارمین ابرقدرت دنیاییم و با محاسبات الهی اولین ابرقدرت جهان!
گره کار اینجاست که این جماعت بمباتمی، چهارم شدن را میفهمند ولی اول شدن را نه. اختلال اصلی در آن دستگاه محاسباتی است که محاسبات الهی را هپروتیدیدن تحلیل میکند. از لنز اینها فقط با بمب اتم میشود بازدارندگی ساخت نه با ارادههای مردم. همانطور که قبل انقلاب از لنز همین قماش، فقط با اسلحه میشد شاه را بیرون انداخت نه با ارادههای مردم. دیگر بگذریم از وقتی که مسئله چهره حادتری پیدا میکند؛ مثلا اگر بگوییم چهارمی و اولی توأمان است. اینجا قطعا دستگاه محاسباتیشان واشر میزند!
#بمب_اتم
@Masihane
سخنرانی روبیو در قامت وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا بیاغراق مهمترین موضوعی است که باید به آن اندیشید و از آن به عنوان یک بزنگاه مهم تاریخی-تمدنی استفاده کرد برای رساندن طرح و ایدهی تمدنی ایران به گوش جهانیان. اگر غرب امروزه اینگونه خود را عیان و عریان مبتنی بر همان ایدهی «اراده معطوف به قدرت» معرفی میکند و منطق «تضاد و رقابت» را عامل موفقیت جلوه میدهد، در این سو تمدنی که ما داعیهدار آن بودیم و خامنهایِ شهید علمدارش میتواند دعوتی دیگر ارائه کند. دعوت به تمدنی مبتنی بر «تزویج» نه «تضاد»، بنا شده بر «ولایت» نه «اراده معطوف به قدرت».
اما نگاه کنید که میراثداران ایدهی تمدنی ایران و حرفِ نویِ جمهوریاسلامی چه کسانی شدهاند؟
اینها از دو گونه خارج نیستند:
الف) کسانی که با ژست واقعگرایی از معرفی کردن ایدهی تمدنی ایران بهمثابهی امتداد خط انبیاء پرهیز دارند و این حرفها را انگ ایدئولوژیک میچسبانند؛ درحالیکه روبیو هیچ ابائی ندارد آمریکا را امتداد همان طرح باستانی یونان معرفی کند.
ب) کسانی که «اراده معطوف به قدرت» غربی را ایرانیزه کرده و با توئیت کردن شکست والرین در برابر پادشاهان ایرانی، بر این خیال خامند که پاسخ دندانشکن دادهاند.
در این نزاع تمدنی که آمریکا و کابینه ترامپ و وزیرخارجهاش بسیار آن را واقعی و جدی قلمداد میکنند، هر دو گروه «الف» و «ب» ره به ترکستان میبرند.
یکسو [که آمریکا باشد] از قدرت و جنگیدن و ارادهورزی برای به دست آوردن برتری سخن میگوید و جهان اروپایی متمسک به قواعد حقوق بشری و سازمانهای بینالمللی را به سخره میگیرد و دنیایی که در آن بازندهای نباشد را بیمعنی میخواند و مهیای نبردی آخرالزمانی میشود چون میداند جنگ با ایران یعنی تعیین سرنوشت برای تمدن غربی به مدت چند قرن.
در سوی دیگر گروهی از ادبیات تمدنی پشتیبان خود پرهیز دارد تا مبادا انگ ایدئولوژیک بودن بخورد و گروهی دیگر هم میخواهد تمام زورش را جمع کند و بپرد تا دستش به طاقچهی تکنولوژیهای جنگی آنها برسد. با چه؟ با ساخت فقط یک بمب اتم!
مضحک است و البته ترسناک. چه چیز؟ نادیده گرفتن نقطه قوت ایده تمدنی ایران. حرف نویی که چنان ترس را بر اندام یک تمدن چهارصدساله و دارای پشتوانه چندهزارساله انداخته که روبیو مجبور میشود از دموکراسی و تمام ظواهر گولزنک تمدنی غرب عبور کند و ماهیت استعماری خود را عریان سازد. مضحک است و ترسناک، اینکه ما بخواهیم نقطه قوت خود را کنار نهیم و با دشمن در میدانی کورس رقابت بگذاریم که تا صد سال دیگر هم به گرد پایش نخواهیم رسید. کار سترگ ائمهی انقلاب اسلامی ایران همین بود که با دیدن نامتوازنی قدرت، میدان را تغییر دادند. حالا کو کسی که این میراث را به شانه کشد؟ خیرالموجودینهای سیاسی یکیشان میترسد بگوید ما حرف نویی در جهان هستیم و مسیری جدید برای زندگی، و دیگریشان هم میخواهد در میدانی که دشمن تماما قدرت برتر است شاخ و شانه بکشد با ساخت یک #بمب_اتم و توئیت کردن زانو زدن والرین در برابر شاه ایرانی. گویی از اساس نمیفهمند با انقلاب اسلامی چه اتفاقی در جهان افتاده است. چیزی که نیروی آمریکایی خوب میفهمد.
18 مهرماه سال 5
@Masihane
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاجالدینی
سخنرانی روبیو در قامت وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا بیاغراق مهمترین موضوعی است که باید به آن اندی
.. و اما بعد
سخنرانی روبیو همزمان لگدی سهمگین و تاریخی بود به بخش مهمی از روشنفکران غربگرای ایرانی. لکن باید پرسید: چرا آمریکا در محاسبات خود بیآبرو شدن تزهای این جماعت را درنظر نگرفت با آنکه غربگرایان ایرانی با ایدههایی نظیر جمهوری سوم و برگزاری رفراندوم وسط جنگ و... سهم عمدهای در مشروعیتبخشی به تمدن غربی با محوریت آمریکا داشتهاند؟
شاید یک علت به حساب نیامدن غربگرایان ایرانی برای آمریکا این باشد که قبلهی این خدازدهها اروپاست. اگر بر اذهان اروپاییها روایتی تاریخی از سنخ آنچه روبیو قرائت کرد حاکم شود، آنگاه با تغییر در قبله، جهت غربگرایان ایرانی هم عوض میشود. لذا دیری نباشد که جهان نیچهای با "ابر مرد" و "ارادهی معطوف به قدرت"اش بر ذهن و زبان غربگرایان به انحاء مختلف جاری شود. البته با این تفاوت عمده که اروپاییها در پی کاروان آمریکا برای قدرت میجنگند و غربگرای ایرانی بهجای ایستادن در نقطهی مقابل این نوع از ارادهورزی و سپس جنگیدن برای منافع ایران، از روی سکوها گلادیاتورهای غربی را تشویق به تجاوز بیشتر میکند چون فقط آنها را لایق "ابر مرد" بودن تشخیص میدهد. ولو قربانی این صحنه هموطنانش باشند. خوشمزه آنکه این همه وقاحت را هم روکش علم میکشد چون حتی جرأت و شاید لیاقت عریان بیان کردن همین مفعول بودن را هم در خود نمیبیند. او میخواهد همچنان مقبول تزهای تاریخ گذشتهی اروپا باشد. یک مفعول مقبول. آری؛ غربزدگی چنین بلایی است!
@Masihane
"پرنده در تکاپوی رهایی خود از تخم است. تخمْ دنیاست. هر که خواهان زاده شدن است، باید دنیایی را ویران کند." (دمیان، ص۱۱۲)
نوجوانهای در آستانهی بلوغ را دیدهاید، آنگاه که تقلا میکنند برای شکستن پوستهی کودکی و زاده شدن به دنیای بزرگسالی؟ دیدهاید در این وضعیت، چه میزان تخریبگرند؟! میشکنند و میدرند و اعلام بودن میکنند: من هستم، من هم هستم!
والدین ناگهان هراسناک میشوند. فرزند از پوستهی امن و امان پیرامونی درحال زاده شدن و رهایی است. پس میشکند و زیر پا میگذارد. همین برای برخی والدین ترس دارد و نگرانی. هیچ پدرومادری هم نمیتواند جلوی این تولد را بگیرد. اگر هم بتواند کاری نکرده جز کشتن فرزند. کشتن روح و شخصیتش.
والدین اگر درصدد سلطهگری نباشند، بیهیچ واهمهای مینشینند به انتظار این تولد. اجازهی تخریب پوستهی ظاهرا امن پیرامونی و سپس امکان رهایی میدهند. آنگاه میدانند این نورسیده و تازهرهیده به وقت پریدن، خاضعانه مینشیند برای آموختن پرواز.
بهدیگر بیان، والدین اگر ولیّ باشند نه سلطان، رهایی را زمینهی آزادی میدانند و عصیان را مقدمهی اطاعت [پیروی آگاهانه]. آزادی یا حرّیت شکوفهی درخت شخصیت است. این شکوفه را سرمای مهاجم نزند، تبدیل میشود به میوهی قیام و وارستگی. از این رو تحرکات بدون حرّیت، صرفا طغیان است و طغیان امری است در نسبت با غریزه نه فطرت یا معرفت.
در تاریخ سیاست ایران از دریچهی نسبت میان حاکمان و مردم، همه چیز هست؛ از عصیان و رهایی و تخریب و سرکوب و سلطهگری و اطاعت و آزادگی و قیام و طغیان..
فقط باید نیک نگریست که چه کسی کدام را مرتکب شده؟!
@Masihane