eitaa logo
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاج‌الدینی
2.4هزار دنبال‌کننده
190 عکس
58 ویدیو
45 فایل
مفشو= کیسه‌ی قند یا کیسه‌ی حاوی انواع گیاهان دارویی [به لهجه‌ی کرمانی] طلبه درس خارج| دکتری تاریخ فرهنگ و تمدن| مدرس دانشگاه ارتباط: @sayyed_meysam
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰قصه‌ی طالوت و سکینه |‌ چند خطی در باب معیار انتخاب و فایده‌ی مشارکت حداکثری 🔶 در میان ادوار تاریخی که قرآن از آن سخن به میان آورده، دوره‌ای وجود دارد که در آن بنی‌اسرائیل هم پیامبر داشته‌اند و هم حاکم یا پادشاه. گویی یکی رهبری فکری و معنوی را بر عهده داشته و دیگری امور زندگی دنیایی از جمله جنگ را. شاید شبیه‌ترین دوران‌ها به وضعیت کنونی ما همین دوره تاریخی باشد که هم ولیّ فقیه داریم و هم رئیس جمهور (شاید بعدها بتوان پُلی به بحث قبض و بسط هم زد). 🔷 ماجرا هم از این قرار است که بنی‌اسرائیل به سبب حکومت ظالمانه و سلطه جائرانه‌ی جالوت، از پیامبر خویش تقاضا کردند برای‌شان حاکم یا پادشاهی تعیین کند تا امور اجرائی جنگ را به عهده گرفته و مدلی ارائه و اجرا نماید. 🔶 پیغمبرشان از جانب خدا طالوت را به عنوان پادشاه یا فرمانروا معرفی کرد و اینجا بزرگان بنی‌اسرائیل در کمال تعجب پرسیدند: «چگونه طالوت بر ما فرمانروا باشد درحالیکه همواره پادشاه و پیامبر از میان ما انتخاب می‌شد؟! از طرفی نشانه‌ی پادشاه، داشتن اموال زیاد است و طالوت هرگز چنین ثروتی ندارد» وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً قالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمال‏ (بقره/۲۴۷) 🔷 در جواب این ایرادات بنی‌اسرائیلی، پیامبرشان گفت: «خداوند طالوت را برگزیده چون اوست که دارای توان علمی و جسمی است. یعنی طالوت هم می‌داند و هم می‌تواند. فرمانروایی یا ایستادن بر قله‌های اجرائی، دانایی است و توانایی، نه مال و ثروت فراوان یا داشتن حسب و نسب و ژن خوب!» قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ يُؤْتي‏ مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليم‏. 🔶 مهم‌ترین اثری هم که دانایی و توانایی دارد عبارت است از: ایجاد سکینه! وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فيهِ سَكينَةٌ مِنْ رَبِّكُم‏ (بقره/۲۴۸) مرحوم علامه طباطبایی در توضیح سکینه می‌گوید: قرار گرفتن دل و نداشتن اضطراب باطنى در تصميم و اراده‏. 🔷 یک جامعه بی‌قرار که هر روز به طناب پوسیده‌ی اهل خدعه و نیرنگ متوسل می‌شود تا بتواند از چاه مشکلات معیشتی بیرون آید، دچار اضطراب در قلب و عمل است. یک روز سراغ مسکن و ارض می‌رود و روز دیگر سکه و ارز. همواره در تلاطم بالا و پایین شدن نرخ دلار است و نگران از سبز و قرمز شدن خانه‌های بورس. 🔶 سرریز نبود آرامش در جامعه-به گفته برخی از اقتصاددان‌ها- می‌شود شدت تورم! هرچند عده‌ای معتقدند این تورم است که آرامش را از جامعه سلب می‌کند اما واقعیت آن است که گاهی عدم آرامش و عدم اعتماد به دانایی و توانایی مدیران اجرایی، سبب بی‌ثباتی و تورم است. 🔷 اکنون شاید یکی از مهم‌ترین معیارهای گزینه‌ی اصلح در انتخابات پیش رو، یافتن فردی باشد دانا و توانا که با جلب اعتماد عمومی، سبب آرامش در جامعه شود. اگرچه برخی معتقدند نیازی نیست رئیس‌جمهور کارشناس باشد و باید صرفا اوامر ولیّ فقیه را اجرا نماید، اما طبق قرآن، حتی در حضور پیامبر الهی نیز، مجری باید خود اهل علم باشد و آگاهی. 🔶 همچنین نباید فراموش کرد، هرچقدر میزان مشارکت عمومی در انتخابات بیشتر باشد، نامزدها شانس بیشتری در جلب اعتماد اکثریت دارند. رئیس جمهوری که اکثریت قاطع مردم به دانایی و توانایی او اعتماد کنند و به او رأی بدهند، امکان بیشتری برای ایجاد آرامش به نفع جامعه را داراست. مشارکت بیشتر، به نفع همه‌ی ماست! ✍🏻 سیدمیثم میرتاج‌الدینی 🆔 @Qasas_school
🔰 روحِ جنینِ انتخابات یک گروه چند نفره‌اند. دخترهایی با میانگین حدودا 19 سال. از بعد شهادت دکتر رئیسی یک دغدغه جدی داشتند: حالا چه باید کرد؟ هرچه به انتخابات نزدیک‌تر شدیم، طرح‌ها و ایده‌های‌شان زمینی‌تر شد و تا به حال دو کلیپ تصویری تولید کرده‌اند با دو موضوع: «وضعیت اقتصادی دولت شهید رئیسی به زبان آمارهای جهانی» و «وضعیت روابط خارجه ایران اسلامی». از همین راه دور میزان شور و انرژی برایم قابل مشاهده است و می‌دانم صدها گروه این‌چنینی در کشور، شبانه‌روز و بی‌مزد و منّت درحال تلاشند. فارغ از کارهای ارزشمندی که تولید می‌کنند و مطمئنم اثرگذار هم هست، من خود این بچه‌ها را دستاورد می‌دانم. دوست دارم اسم‌شان را بگذارم «انسانِ انقلاب اسلامی». هنوز در فرآیند «شدن» هستند اما قطعا «شدنی» هستند. انصافا؛ نفس اینکه افرادی در جامعه با تصور موثر بودن دست از تلاش برنمی‌دارند، امیدآفرین نیست؟ وجود بچه‌هایی که به باور «از تو حرکت و از او برکت» رسیده‌ و در این بازار مسگرهای تولیدات رسانه‌ای موجود و بنگاه‌های متصل به نفت و معدن و... به اخلاص خود امیدوارند؛ روح‌بخش نیست؟ اگر به قول فوکو «ایران روح یک جهان بی‌روح» بود در دل دنیای مدرن، من هم معتقدم این گروه‌ها و تشکل‌هایی که بند ناف‌شان به جفت قدرت و ثروت وصل نیست، روحِ جنین انتخابات هستند که به زودی نوزاد خود را متولد می‌کند. @Masihane
🔰 کش کشو 🔶 طبیعت بروکراسی و ساختارهای دیوانی، طبیعتی کُند است و کُندی هم ناگزیر خواب آور. همانطور که وقتی نسیم ملایم از پهنه‌ی علفزار برمی‌خیزد و نرم و آرام و کُند به آدم نشسته زیر سایه درخت می‌خورد، چُرت می‌آفریند. مضافا اگر آب هم از جوی، کُند و آرام گذر کند. برخلاف اوقاتی که طوفانی برپاست و سیلی در راه. آن گاه خواب حرام می‌شود و چرت ناممکن. 🔷 در کویر هم طبیعت کُند است. آنقدری که گاه آب هم در دل قنات‌ها خواب می‌رود. می‌ماند و می‌گندد و گاه منجر می‌شود به «تو تُم» یا «تو تُمب»: یعنی فروریختن و به قول کرمانی‌ها تمبیدن! (فرهنگ کرمانی، ص46، اثر منوچهر ستوده) 🔶 برای جلوگیری از رکود و خوابِ آب در قنات و پیشگیری از فروریزی و فروپاشی، قدیمی‌ها یک نفر را مامور می‌کردند که به کمر خود جاروی پهنی ببندد و مسیر آب قنات را برود و برگردد و با این جارو راه آب را باز کند. اینگونه آب نمی‌ماند، نمی‌گندید، قنات توتُم نمی‌کرد و آب هم از سرچشمه به پایین‌دست‌ها می‌رسید. نام این آدم «کش کشو» بود. 🔷 حالا می‌خواهم یکبار دیگر سطر اول را تکرار کنم: «طبیعت بروکراسی و ساختارهای دیوانی، طبیعتی کُند است و کُندی هم ناگزیر خواب آور». از این رو دیوان دولت یک مسئول می‌خواهد که مدام مسیر آب از سرچشمه و منابع را به پایین‌دست‌ترین نقطه‌های کشور برود و برگردد تا ثروت در کانال‌ها و قنات‌ها نماند و گندآب و فساد تولید نکند و ساختارهای کشور «تو تُم» نکند و فرو نپاشد. 🔶 راستش را بخواهید من یکی از ویژگی‌های مهم رئیس‌جمهوری را همین «کش کشو»یی می‌دانم. طوفان انتخابات و سیل جدال‌های ستادی که بخوابد، همه چیز کُند می‌شود و خواب‌آور. اینجاست که رئیس‌جمهور دنباله‌ای می‌خواهد و عقبه‌ای مثل جاروی بسته به کمرِ «کش کشو» تا توان روبیدن داشته باشد. تا از تراکم آب و سرمایه در قنات‌ها و کانال‌ها جلوگیری کند. 🔷 علاوه بر این، گاهی قنات‌ها حفره‌هایی دارند و «راه‌دَررو»هایی. یک «گمارچی» می‌خواهد که گمار آب را بکشد. در شبستر نامش «سوچی» است و در محلات «جوب‌پا» و در جاهای دیگر نام‌های دیگر ولی با یک ماموریت: نگهبانی از سرمایه. مبادا آب هدر برود، مبادا افراد خارج از نوبت آب بگیرند و آب ببندند و پایین‌دست‌ها بی‌نصیب بمانند. مبادا.. 🔺حالا بناست کش کشو و گمارچی را ما انتخاب کنیم... پس: بسم‌الله! @Masihane
🔰 ترسیدگان از کابوس پریده؟ آقای رو کرد به دوربین و چشم در چشم ما نظاره‌گران مناظره گفت: «مردم عزیز! ما می‌توانیم! این صحبت‌های ناامید کننده شما رو ناامید نکنه» خیلی هم خوب! «سعی» آقای دکتر برای امیدواری دادن «مشکور»! اما واقعیت اینکه احساس کردم با مردمی به غایت صغیر سخن می‌گوید. گویی ما مردم با کابوسی وحشتناک از خواب پریده و در فضای تاریک و مبهم اتاق، هر وسیله‌ای را غولی و هیولایی می‌بینیم که بر وحشت‌مان می‌افزاید. سپس زاکانیِ مادر در گوش ما می‌گوید: «آرام باش فرزندم! نترس! من کنار تو هستم». آیا ملت ایران در دوره طفولیت خویش است که صرفا به دلگرمی و دلداری مادرگونه محتاج است؟ ما مردمی هستیم که چون اطرافمان تاریک است و چون از کابوس دولت روحانی پریده‌ایم، پس هر وسیله‌ای در اتاق خواب را هیولایی می‌پنداریم که بنا دارد ما را ببلعد؟ ما را مادری باید تا در گوشمان بگوید: «چیزی نیست! خواب بود، خیال بود!» آیا آنچه از مشکلات و مصائب و مسائل در اطراف خویش داریم، نهایت تصوری واهی و پنداری باطل است که با گفتن «ما می‌توانیم» دلگرمی بگیرم و از شرّش رها شویم؟ حتی جلیلی و قالیباف هم با بیانی کارشناسی، فقط چراغ قوه انداختند تا ببینیم آنچه غول دهان‌دریده می‌پنداشتیم، کمد لباسی است که درش وامانده. وگرنه اصل قصه همان است که ما را اطفالی از خواب پریده و از تاریکی هراسیده می‌انگارند. من حتما با و همراه و همنوا نیستم که ابتدا سعی داشتند بگویند: «نمی‌شود و نمی‌توانیم» و بعد آرام‌آرام از حرف خود کوتاه آمدند با «اما» و «البته» و «تبصره زدن» و... موضع خود را تلطیف کردند. اما بالاخره مشکلات هستند و هرچقدر هیولاسازی این دونفر غلط است، ساده‌سازی سایر آقایان هم که می‌خواهند باز وعده‌ی «سه روزه حل کردن» بدهند غلط است. ما مردم اطفالی صغیر نیستیم که درک‌مان از مشکلات امروز کشور، توهم کودک از خواب پریده و ترسیده باشد. پس نه دلگرمی مادرانه زاکانی راه حل است و نه چراغ قوه انداختن و . باید این را با صدای بلند بگوییم تا نامزدها به شوق گرفتن رای از ما، بر ریل وعده‌های گزاف نیافتند. رهبر معظم انقلاب: «نامزدها وعده‌هایی را که از انجامشان مطمئن نیستند، ندهند. عمل نکردن به وعده‌ها مردم را نسبت به نظام و انتخابات دلسرد می‌کند.» @Masihane
🔰 تغییر؛ از عباس‌میرزا و امیرکبیر تا سعید جلیلی بیایید فرض را بر این بگذاریم که درصدد ایجاد تحول و تغییر است. اینجا او دیگر سعید جلیلی نیست، بلکه یک "طراحِ تغییر" تلقی می‌شود و هر طراح تغییری نیازمند دو چیز است: الف- برنامه‌ی نویدبخش ب- تعامل با گروه‌های دخیل و ذی‌نفع مبتنی بر این چارچوب تحلیلی، طراحِ تغییر باید دو مرحله اقناع‌سازی را پشت سر بگذارد: 1⃣ اقناع مردم و نخبگان در راستای نویدبخش جلوه دادن برنامه‌های خویش! 2⃣ اقناع گروه‌های دخیل و ذی‌نفع که از قضا این گروه‌ها در صحنه‌ی جامعه و سیاست فعلی، هم اهرم‌های قدرت و فشار را در دست دارند و هم از پایگاه اجتماعی برخوردارند. سعید جلیلی تا اینجا تلاش کرده تا ثابت کند دارای یک برنامه‌ی نوید‌بخش است. بخش مهمی از مردم و برخی نخبگان جامعه به‌هرحال در این زمینه اقناع شده‌اند. شاهد این مدعا آنکه وی توانسته طی ۱۱سال بدنه‌ی نخبگانی کشور را فارغ از هر گرایش و سلیقه‌ای بر سر مسائل کشور گرد آورد و از آنها مشورت بگیرد. پس عجالتا می‌توان گفت جلیلی توانمندی اقناع داشته و روحیه تعامل در این سطح را داراست. به همین دلیل اگر کسی از منتقدان سعید جلیلی درباره اهل تعامل بودن وی ایرادی را پیش بکشد، طرفداران جلیلی نحوه‌ی تعامل او در را روی میز می‌گذارند تا این ایراد را رفع کنند. اما تعامل و اقناع‌سازی سطح دیگری هم دارد: تعامل با گروه‌های دخیل و ذی‌نفع. آنها چه کسانی هستند؟ برای درک بهتر باید از تاریخ مثال زد و از عباس‌میرزا و امیرکبیر به عنوان "طراح تغییر" سخن گفت. عباس‌میرزا وقتی می‌خواست به عنوان یک طراحِ تغییر در ایران نقش‌آفرین باشد، نیازمند برنامه‌ی نویدبخش بود که اروپایی‌ها دراختیار او گذاشتند و وی توانست تا حد زیادی بخشی از مردم و نخبگان را قانع سازد. اما کُمیت او در تعامل با گروه‌های دخیل و ذی‌نفع لنگید و درنتیجه تحول مورد نظرش محقق نشد. امیرکبیر هم به چنین وضعیتی دچار شد. او برای تغییر ساختار قدرت در ایران برنامه داشت اما سرنوشت شهادت‌گونه‌ی او حاکی از ناموفقی در تعامل با گروه‌های دخیل و ذی‌نفع است. این گروه‌های دخیل و ذی‌نفع در دوره‌ی عباس‌میرزا عبارت بودند از: ۱- شخص پادشاه و شاهزادگان و دربار. تغییر نظام جنگی ایران مطابق با برنامه‌ی عباس‌میرزا، با توجه به هزینه‌های گزاف، باید منجر به اصلاح نظام مالیاتی می‌شد و همچنین در صورت پیروزی، بر قدرت و محبوبیت عباس‌میرزا می‌افزود و این خطرناک بود. هم برای شاه، هم برای شاهزادگانِ در سودای قدرت و هم برای دربار. ۲- رؤسای قبایل و اقوام. این افراد با دخالت در نظام جنگی، اقتداری برای خویش می‌ساختند که قدرت چانه‌زنی‌شان در مسائل سیاسی و اقتصادی را بالا می‌برد و تغییر در ساختار نظامی و جنگی ایران یعنی در معرض خطر قرار گرفتن منافع این گروه. ۳- محافظان سنت و فرهنگ ایرانی اسلامی: اینها اگر تغییر را مساوی با شبیه شدن به کفار (بخوانید لیبرال و نئولیبرال شدن) بدانند، احساس خطر می‌کنند و در برابر تغییر مقاومت به خرج می‌دهند. ۴- دشمن خارجی مانند روسیه و انگلیس و فرانسه. تغییر در جهت تضعیف منافع آنها منجر به تصمیم برای چوب گذاشتن لای چرخ تغییر می‌شد. امیرکبیر هم با چنین گروه‌هایی مواجه بود و امروز نیز سعید جلیلی اگر بر کرسی ریاست‌جمهوری بنشیند و درصدد تغییر برآید با گروه‌های دخیل و ذی‌نفع متعددی مواجه است که مصادیق آن بماند برای وقتی دیگر.. اکنون یک سوال درباره سعید جلیلی مطرح است و آن اینکه او همانگونه که در مرحله‌ی اقناع‌سازی برای نویدبخش جلوه دادن برنامه‌هایش توانسته موفقیت نسبی کسب کند، آیا توان تعامل با گروه‌های دخیل و ذی‌نفع حاضر در صحنه‌ی سیاست و جامعه را نیز داراست؟ پیشینه‌ی سعید جلیلی دراین‌باره ساکت است. یعنی ما نه می‌توانیم بگوییم او در این سطح توان تعامل دارد و کارها را با اقناع‌سازی پیش می‌برد و نه می‌توان گفت این توانایی را ندارد. ما در این بخش، با یک هندوانه دربسته روبه‌روییم و یکی از عوامل تردید در جبهه انقلاب و حتی مردم همین است. 🔺به زودی درباره قالیباف نیز خواهم نوشت.. @Masihane
یکی از تمایزهای جدی میان جلیلی و پزشکیان معطوف است به نوع نگاه و برخوردی که با حامیان خود دارند. آخرین مناظره انتخاباتی درحالی تمام شد که جلیلی برای یک موضوع، شدیدا رگ غیرتش بیرون زد. آن‌جایی که پزشکیان طعن‌آلود، دولت سایه را تحقیر کرد و جلیلی محکم جلویش ایستاد. چون "دولت سایه" یعنی همان حلقه‌ای از کارشناسان جورواجور که حاضر شدند ۱۱سال بدون مزد و منت، برای اعتلای کشور سراغ مسائل اصلی بروند و تلاش کنند برای یافتن پاسخ و کشف راه‌حل. همان‌ حلقه‌ی پشتیبان برنامه‌های جلیلی با دایره‌ای چنان وسیع که در آن ابراهیم شیبانی رئیس بانک مرکزی دولت سیدمحمدخاتمی هم هست. جلیلی نشان داد روی این آدم‌های حامی خویش غیرت ویژه‌ای دارد. درحالیکه پزشکیان از آغاز مناظره‌ها تا همین آخرین رویارویی شب گذشته، هیچ یک از اطرافیان و حامیان خود را گردن نگرفت. تا جایی که می‌توان گفت رابطه‌ی او با حامیانش بسیار سرد است و بی‌مهر. قطعا محمد فاضلی همین بی‌غیرتی پزشکیان را دید که وقتی صحنه‌ی گفتگو را ترک می‌کرد، عصبانی و شاکی هاش‌اف را به سوی پزشکیان پرتاب کرد نه کارشناس برنامه. نوعی اعتراض عیان به مردی که آمده بود خودش را خرج او کند ولی پزشکیان گردنش نمی‌گرفت. پس چرا این جماعت هنوز پای کار پزشکیان ایستاده‌اند؟ جلیلی اگرچه غیرت به خرج می‌دهد و از زحمات حامیانش مردانه دفاع می‌کند، اما به خوبی نشان داده که اهل توزیع سهام و تقسیم غنائم به وقت پیروزی نیست. او دنبال شایستگان می‌گردد و لذا از ابتدا به هیچ کس وعده‌ای نداده و کسی هم به امید نان چرب‌تر سراغ او نرفته. اما برخلاف جلیلی، پزشکیان همان کسی است که می‌شود او را سرکیسه کرد. می‌شود تمام بی‌مهری‌های او را تحمل نمود به امید آنکه پس از پیروزی، در غنائم سهیم شد. حکایت مسعود، حکایت پیرمرد پول‌داری است که به زودی سر بر بالین مرگ خواهد گذاشت و میراثی عظیم از او باقی خواهد ماند. پس بیوگان قدرت حاضرند کج‌خُلقی‌های او را تاب آورند به امید پیوندی که آنها را شریک غنائم و سهیم در ارث کند. لذا پزشکیان با آنکه می‌گوید "ذوب در رهبری است" و مدام آیه‌ای از قرآن و روایتی از نهج‌البلاغه بر لب دارد که ابدا خوشایند جماعت سکولار نیست، اما توسط آنها تحمل می‌شود به امید تحمیل‌هایی که به زودی سوار گرده‌ی پزشکیان خواهند کرد. @Masihane
Haj Mahmoud KarimiMahmoud Karimi - Shab Aval Muharram.mp3
زمان: حجم: 12.4M
نوای ماندگار حاج‌محمود کریمی تو کوچه‌ها با پرچمت امید به زندگی میاد.. دوباره بوی نذری از روضه‌های خونگی میاد! @Masihane
🔰 تولید برق از سینه‌زنی 🟡 از این افرادی بود که می‌نشست پای روایت‌های توسعه کشورهایی مثل آلمان و آمریکا و ژاپن و... سواد چندانی نداشت، استعداد ویژه‌ای هم. یک شهروند معمولی بود ولی لبریز از شوق به توسعه‌یافتگی. توسعه را هم در تولید خودروهای لوکس و البته کم‌مصرف می‌دید و ساختن بناهای قدبلند. دغدغه‌اش تولید برق بود و اینکه امروز می‌توانند از خورشید و باد و آب و حتی زباله برق تولید کنند، ذوق‌زده‌اش می‌کرد. ⚫️ محرم شد و از قضا همدیگر را دیدیم. سر بحث را دوباره از همین بحث‌ها باز کرد که دنیا در حال کشف سرزمین‌های جدید برای تولید ثروت است و ما هنوز که هنوز است بر در و دیوار شهر پارچه سیاه می‌زنیم و همین سرزمین موجود را هم افسرده‌تر می‌کنیم. به جملاتش می‌خورد که آنها را از یک کلیپ اینستاگرامی دیده باشد. بعد رفت سراغ سینه‌زنی‌ها. از من پرسید: به نظر شما بهتر نیست به‌جای سینه زدن، انرژی مردم را صرف ساختن یک مدرسه یا بیمارستان در مناطق محروم کنیم؟ وقتی لبخند مرا دید پا جلوتر گذاشت و گفت: کاش می‌شد به این جماعت دستگاهی وصل کرد و از سینه زدن‌هاشان برق تولید کرد. اینطوری این کارها یک فایده‌ای هم داشت. 🟡 اینکه من جوابی دادم یا نه و چه جوابی دادم بماند برای وقتی دیگر. اما ذهنم درگیر قبله‌ای بود که وقتی این فرد روبه‌سوی آن می‌کند، همه‌ی بینش و گرایش و ارزش و حتی کنش‌های او را جهت می‌دهد. او از "نفع و خیر" تصوری دارد مبتنی بر همان قبله. برای او منفعت و خیر عمومی یعنی تولید برق. یعنی سینه‌زنی هم اگر می‌خواهد مفید باشد، باید مثل توربین، برق تولید کند. وگرنه هدررفت انرژی است و این یعنی توسعه‌نیافتگی. 🔺این آیه در ذهنم مرور می‌شد: وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﺮ جامعه‌ای، ﻗﺒﻠﻪ‌ای ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ روی آن جامعه را به سوی آن قبله می‌گرداند. پس شما به سوی خیرات سبقت بگیرید در هر کجا که باشید خدا به شما خواهد داد که او بر هر چیزی تواناست. (بقره/١٤٨) ⁉️ آیا حسین خودش تمام آن خیری نیست که بتواند قبله‌ی ما باشد بی‌آنکه بخواهیم او را درحد یک توربین مولّد برق پایین آوریم؟ @Masihane
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔰 بیم‌ها و امیدها در سیاست ایران پس از انتخابات ۱۴۰۳ 🔴 این صوت برشی کوتاه از یک گفتگوی تقریبا دوساعته است با موضوع "ارباب در قرآن" و "پدرخواندگی سیاسی" و گزاره‌ها و تصمیم‌های ابطال‌ناپذیری که مانع رشد سیاسی جامعه می‌شود. @Masihane
ما دور یک میز نشسته بودیم ولی فهمیدیم چه شکاف عمیقی بین ماست. کی فهمیدیم؟! وقتی که عارف با ۷۳سال سن شد معاون اول رئیس دولت! بزرگترهای چارتا پیراهن بیشتر پاره کرده تقریبا راضی بودند از انتخاب عارف. با این استدلال که او از عقلای جریان اصلاحات است و هرگز دنبال تنش‌زایی نبوده و نیست. راضی بودند از عملکرد پزشکیان چون انتخاب عارف از بین آن همه آدم رادیکال، تندرو، متحجر، چالش‌آفرین و سهم‌خواه، یعنی عدم تمایل به تلاطم در کشور. و ما سوال‌مان این بود: همین؟! ما به بهبود اوضاع کشور که هیچ، بلکه به جهش فکر می‌کردیم و حالا باید می‌نشستیم به نظاره‌ی کابینه‌ی شوهرخاله و شوهرعمه‌ها و بشکن می‌زدیم که این پیرمردها پرحاشیه نیستند؟! اما واقعیت تلخ‌تر از حنظل اینکه گویی باید بسنده کرد به همین نامتلاطم بودن دریایی که البته روزگاری توقع صید مروارید و گوهر از آن داشتیم! قضاوت اینکه "ما خامیم یا دیگران محافظه‌کار؟" بماند برای وقتی دیگر.. لکن اکنون نام این وضعیت، شکاف است. شاید از نوع خوش‌خیم بین‌نسلی‌اش! @Masihane
أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم..(بقره/٢١٤) آیا گمان می‌کنید داخل بهشت می‌شوید بدون سختی‌ کشیدن چون گذشتگان؟! آیا عاشورای ما سر رسیده؟ @Masihane