#با_علی_اکبر_علیه_السلام
#موالید_شعبان_المعظم
#اشعار_علی_اکبری
#ماه_شعبان
#اشعار_ناب
#مولودیه
🔷🔶 #به_مناسبت_میلاد_سرار_نور_شاهزاده_حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام
رُخش سبزه ست و مویش مشکی و لب: قرمز اُخرا
کأنّ المصطفی قد عادَ یـولَد مرّةً أخری
یـقـین روح مـحمـد رفـته در جسم علی اکبر
اگـر مـا می پذیرفـتیم مفهوم تناسخ را
هزاران خسرو و فرهاد و یوسف، می شود مجنون
همینکه زادۀ لیلا هویدا می کند رخ را
سپاه شـمرِکافرکیش، مات جلوه ی حُسنش
سوار اسب خود، وقتی نمـایان می کند رخ را
به جُرم چهره اش شد کشته یا اسمش؟ نمی دانم
نمی فهمیم علت را ... نمی یابیم پاسخ را
عطش، آتش شد اما با لب بابا گلستان شد
چنانـکه آتش نمرود، ابراهیم تارخ را
🔸شاعر: #محسن_رضوانی
🔆 کانال #مطالبنابدرمنبر
#با_افتخار_عبدالزهرایم
🆔 @matalebe_nab_dar_menbar
#با_علی_اکبر_علیه_السلام
#موالید_شعبان_المعظم
#اشعار_علی_اکبری
#11_شعبان
#ماه_شعبان
#مولودیه
دیشب از عشق چشمِ من تر بود
عاشقی حرفِ ما و دلبر بود
دلِ گُم گشته ام مرا می بُرد
دلم از كودكی كبوتر بود
تا سرِ كوچه ی خدا رفتم
كه پُر از چشمه هایِ كوثر بود
چشمِ من بود و دامنِ ساقی
دستِ من بود و لطفِ ساغر بود
من زِ هوش و دلم زِ دستم رفت
كارِ پیمانه های آخر بود
كارِ دل، كارِ عشق دست تو اند
هم خدا ، هم حسین مَستِ تو اند
باز كُن چشمِ عالم آرا را
خیره كن چشم هایِ دنیا را
نخوری چشم ای تو چشمِ حسین
بس كه چشمت ربوده دل ها را
نوه یِ ارشدِ امیرِ عرب
می دهی عطرِ نامِ زهرا را
ای علمدارِ دومِ این قوم
می بَری رونقِ مسیحا را
آرزویِ حرا دو ركعتِ توست
تا ببیند دوباره طاها را
صخره ای موج را به هم كوبید
رویِ دوشش گرفت دریا را
پَرِ سجاده هایِ مادرِ تو
می بَرد دودمانِ لیلا را
سیبِ سرخی و زاده ی ارباب
یوسفِ خانواده ی ارباب
جلوه ای كُن به رسمِ دلبریت
تا بریزیم سر به سَروَریت
درِ بازارِ بَردگان وا شد
یوسف آمد برایِ نوكریت
كعبه اُفتاده است دُنبالت
با خیالِ رُخِ پیَمبریت
تو علی هستی و علی مانده
ماتِ اعجازِ تیغِ حیدریت
چقدر مثلِ فاطمه هستی
به فدایِ شكوهِ كوثریت
آمدی عشق در به در شده است
امشب ارباب ما پدر شده است
شاه زاده امیرِ میدان ها
مثلِ عباس مردِ طوفان ها
نفس دشت ها بُریده زِ تو
تند بادِ شگفتِ جولان ها
كوه ها خاكِ پایِ تن تنه ات
شاه بیتِ لبِ رجز خوان ها
به علی رفته ای در اوجِ نَبَرد
می زنی خنده بر پریشان ها
زَهره ها را دریده ای یعنی
هیچ كس نیست بین میدان ها
از امیران كربلا هستی
چقدر شكل مرتضی هستی
گره ای تا زدی دو اَبرو را
به هم آمیختی تو شش سو را
همگی قبرِ خویش را كَندَند
تا كه دیدند تیغ و بازو را
تیغ رقصید و آسمان بشنید
ضربه ات را صدایِ هوهو را
طپشِ قلبِ خیمه ها آمد
تا گشودی سپاهِ گیسو را
آمدی تا پس از عمو گیری
پایِ محمل ركابِ بانو را
از مِیِ عشق باده ای داریم
وَه چه ارباب زاده ای داریم
روشنی هایِ آسمانِ حسین
ای نشانیِ بی نشانِ حسین
رویِ چشمِ تو اَبروانِ پدر
رویِ دوشِ تو گیسوانِ حسین
آه! داوود حضرتِ ارباب
ای اذان گویِ كاروانِ حسین
بعد آوای دلنشینِ تو بود
نوبتِ گفتنِ اذانِ حسین
قُوَّتِ زانوان بابایی
ای مسیحاترین جوانِ حسین
مادرت هیچ ، بین بُهتِ حرم
رَفتَنَت می بَرَد توانِ حسین
از نگاهت عزیزِ زهرا سوخت
رفتی از رفتنِ تو لیلا سوخت
🔸شاعر: #حسن_لطفی
🔆 کانال #مطالبنابدرمنبر
#با_افتخار_عبدالزهرایم
🆔 @matalebe_nab_dar_menbar
#با_علی_اکبر_علیه_السلام
#موالید_شعبان_المعظم
#اشعار_علی_اکبری
#11شعبان
🚩 #به_مناسبت_میلاد_سراسر_نور_شهزاده_حضرت_علیاکبر_علیه_السلام
مدینه و گل لبخند سیدالشهداست
شب است و خانه ثارالله و چراغ هداست
خدا عجب پسری داده بر امام حسین
که پای تا به سر آیینۀ رسول خداست
علی است نام و علی جلوه و علی آئین
علی جلال و علی صورت و علی سیماست
تمام چشم شده بـاغبان گلشن وحی
نگاهش از همه جانب به لالۀ لیلاست
تمامِ نـور بـود ذرّه، روی او خورشید
تمامِ حسن بود قطره، حسن او دریاست
خدا بـه یوسف زهرا دوباره یوسف داد
چه یوسفی که سراپای یوسف زهراست
هر آنکه دید جمال ورا به حیرت گفت
محمد است ؟علی؟ یا که سیدالشهداست؟
محمد است علی؟ یاحسین؟ یاحسن است؟
به پنج تن قسم این حُسن کلِّ پنج تن است
ز بـحر نـور درخشید گوهری دیـگر
و یا به دست خدیجه است کوثری دیگر
مـدینه مکه شده، مکه بیت عبـدالله
کنـار آمنه بینـم پیمبـری دیـگر
و یا که مکه شده خانۀ امام حسین
و یا ز کعبه درخشیده حیدری دیگر
دوباره فاطمه آورده یک امام حسن
و یا عیان ز حسین است منظری دیگر
مـگر که امبنین بـاز زاده عبـاسی
ظهـور کرده زعبـاس، منظری دیـگر
مگر دوبـاره حسینی دگـر ظهور کند
که بـاز جلوه کند روی اکبری دیـگر
به جز درِ حرمش را که باب قرب خداست
خداشناس نیـم گر زنـم دری دیـگر
همین بس است مرا لطف و رحمت وکرمش
که جان کبوتر بام و دلم بود حرمش
قدش چو نخلۀ طوبا و هر دلی چمنش
رخش چراغ وجود و وجود، انجمنش
عجب مدار اگر آید از ریاض بهشت
زند رسول خدا بوسه بر لب و دهنش
ز مکتبِ «اَوَلَسنا عَلَی الحق»اش پیداست
که جان تازه دهد بر حسین، با سخنش
هزار قـافـله دل از پیمبران خـدا
زدند چنگ محبت به زلف پر شکنش
تن مطهـرش از جان پاک نیکوتـر
سلام خلق و سلام خدا به جان و تنش
عجب نـدارم اگر بشنوند بوی بهشت
هزار یـوسف مصری ز بوی پیرهنش
قرار میدهد از دست، روی دست پدر
زبس که عاشق شمشیرها بـود بدنش
گشوده دیده به رخسار دلربای حسین
به عالم آمده تا جان کند فدای حسین
نخورده شیر بـود تشنه کامِ جامِ الست
به غیر دوست زده پشت پا به هر چه که هست
علی، حسین، حسن، زینبین یـا عباس
به هم دهند او را همچو لاله دست به دست
دو دست در دل قنداقه و دو چشم به دست
دلش بـه سلسلۀ زلف یـار شد پـا بست
گرفت جان به کف و ایستاد بر سر پا
به زخمهای تنش چوبههای تیر نشست
سلامِ عشق بـر آن عاشق خداجـوئی
که هر چه را به جز عهد دوست بود،شکست
روا بود که ننوشند خلق، آب حیات
زجام او که زجام عطش بود سرمست
اگـر نبـود خطا، آشـکار میگفتم
که این پسر بود از کودکی حسین پرست
جهان فداش که تا پای جان حسینی بود
هنوز نامده در این جهان حسینی بـود
الا تمام محمد به خلق و خوی و مرام
به خلق و خوی و مرام محمدیت سلام!
تـوئی شهید ولایت که از ولیت درود
توئی علی که ولیِّ خدات گفته سلام
شب ولادت تو آسمان به حیرت گفت:
که صبح یازدهم کس نـدیده مـاه تمام
قیامها بـه قیـام تـو متصل بـایـد
که زندگیت سراسر قیام بـود قیام
توئی که از شب میلاد بر قد و قامت
قُماط بـود بـه حج شهادتت احـرام
شهادت تـو بـه تـوحید آبـرو بخشید
ولایت تو همان دین ماست در اسلام
اگر چه نیست نکوتر عبـادتی ز نماز
بدون مهر تـو حتی بـود نماز حرام
هماره نـور دهد مشعل هدایت تـو
تمام طاعت "میثم" بود ولایت تو
#حاج_غلامرضا_سازگار
🔆 کانال #مطالبنابدرمنبر
#با_افتخار_عبدالحسینم
🆔 @matalebe_nab_dar_menbar
#با_علی_اکبر_علیه_السلام
#موالید_شعبان_المعظم
#اشعار_علی_اکبری
#احمد_دیگر
#11شعبان
🚩 السَّلَامُ عَلَیْك یَا أَوَّلَ قَتِیلٍ مِنْ نَسْلِ خَیْرِ سَلِیلٍ مِنْ سُلَالَهِ اِبراهیم الخَلیل، یا علی اکبر علیهالسلام
باز در شهر مدینه، نور زهرا آمده
هم علی هم احمد دیگر به دنیا آمده
بس که دورش حور از دنیای بالا آمده
گوئیا روی زمین، عرش معلّی' آمده
ای حسینیون مبارک! ماه لیلا آمده
آسمان ِعرش شد از روی ماهش منجلی
آمده دنیا علی بن حسین بن علی
در طواف روی او روح الامین پروانه وار
ابروان دلکشش داده به هر قلبی قرار
خنده ی روی لبان اوست بهتر از بهار
بعد خَلق او خدا بنموده بر خود افتخار
چون هزاران حُسن را در خَلق او بسته به کار
منطقاً ،خُلقاً و خَلقاً او سراپا احمد است
هرکه او را دیده گفته: او علی یا احمد است؟
در میان بحر ِ یزدان،گوهری پیدا شده
آمده آن که برای عرشیان مأوا شده
هر ملک بر طرّه ی گیسوی او شیدا شده
دشتی از گلبوسه روی دست وپایش وا شده
کربلایی ها ،حسین بن علی بابا شده
بر لب اهل ولا زیبا تبسّم آمده
اولین دسته گل خورشید سوّم آمده
شرحه شرحه وصف او،وصف کمال مصطفی' ست
او تماماً وارث خوی و خصال مصطفی' ست
خطّ و خالش آینه بر خطّ وخال مصطفی' ست
بس که در سیمای او پیدا جمال مصطفی' ست
حق دهیدش او اگر معشوق آل مصطفی' ست
آمده تا که شود یادآور روی نبی
آمده تا ذکر او باشد انیس هر لبی
روی دست امّ لیلا باغی از یاس آمده
عالمی از گوهر و یاقوت و الماس آمده
معدن جود و کرم،دریای احساس آمده
بر حسین بن علی یک اشجَعُ النّاس آمده
یک علمدار دگر ، ثانیّ عبّاس آمده
آمده در خانه ی مولا دوباره حیدری
پس علی باید بسازد ذوالفقار دیگری
وای از آن لحظه ای که دارد او چین برجبین
روی سربندش کند حک یا امیرالمؤمنین
محشری برپا کند او در یسار و در یمین
می کند سرها جدا با ضربه های آتشین
وقت رزمش حضرت عبّاس گوید آفرین
می کند دشمن فرار از غرّش و هوهوی او
گلّه ای از شیر گردد یک خم ابروی او
هم برای دوست هم دشمن شده او سفره دار
چون عمویش مجتبی' او شد کریم کردگار
دارد او با کربلایش بین عالم اعتبار
در جلالش بس که زیر قبّه دارد او مزار
زائر او می شود در هر دو دنیا رستگار
هر که شایسته برای رحمت ارباب شد
زائر پایین پای حضرت ارباب شد
آمد و ارباب عالم کرد بر ماهش نگاه
زیر لب حرفی زد و قدری کشید از سینه آه
می رود روزی گلم تنها میان یک سپاه
زیر تیغ و نیزه می ماند تن او بی پناه
می شود کشته علیّ اکبر ِ من بی گناه
می شود رأسش شکسته مثل جدّ اطهرش
زخمی از تیغ جفا و نیزه کلّ پیکرش
بر تمام پیکرش گل زخم ها وا می شود
در میان پهلویش سرنیزه ای جا می شود
مصطفای لشکر من ارباً اربا می شود
قامت من در کنار پیکرش تا می شود
چون شکاف رأس او این دیده دریا می شود
می شود مویم حنا از خون رأس اطهرش
یک عبای کهنه تابوتی شود بر پیکرش
#علی_مهدوی_نسب (عبدالمحسن)
🔆 کانال #مطالبنابدرمنبر
#با_افتخار_عبدالحسینم
🆔 @matalebe_nab_dar_menbar
#با_علی_اکبر_علیه_السلام
#موالید_شعبان_المعظم
#اشعار_علی_اکبری
#11شعبان
آمد علی دیگری با چهرهی نورانیاش
هر دم زند بوسه پدر، بر چشم و بر پیشانیاش
از شوق او شادی کنیم، در این شب میلاد او
جان میدهیم در راه او، سر در رهِ قربانیاش
مثل پدر نام آوراست مثل عمو جنگآور است
بابش حسین جدش علی نامش علیّ اکبر است
بهبه عجب آورده است، لیلا پسر بهر حسین
رعناصفت برناصفت، او جلوهی پیغمبراست
صدچهرهی یوسف اگر، بیند رخ و رخسار او
دل میدهد بی شک به او، آنی شود دلدار او
یوسف چرا نامش برم اصلاً بگو شمسُ قمر
هر کس شود زوّار او بیشک شود بیمار او
او در زمین کربلا، غوغایی بر پا میکند
بابا ز میدان بلا، او را تماشا میکند
تا جان به لب دارد علی، شمشیر یا هو میزند
آخر شهید حق شود خون بر دل مـا میکند
🔆 کانال #مطالبنابدرمنبر
#با_افتخار_عبدالحسینم
🆔 @matalebe_nab_dar_menbar
#با_علی_اکبر_علیه_السلام
#اشعار_علی_اکبری
#دهه_اول_محرم
#محرم1447
چقدر روضه برای تو خوانده جبرائیل
چه اشکها که برای تو ریخت میکائیل
تویی شبیه محمّد پر از کمال و جمال
که آفریده تو را اینچنین خدای جمیل
اگر اذان تو را میشنید شیطان هم
میآمد از طرف کوره راه سمت سَبیل
میان معرکه آنگونه می زدی شمشیر
که وصف آن نشود در هزار بحر طویل
دم وداع پر از غصّهی پدر با تو
رسیده بود دم مرگ خویش عزرائیل
تو رزم جامه بهتن کردی و قیامت شد
جهان شنید در آن لحظه صورِ اسرافیل
خلیل نذر نموده حسین ادا کرده ست
تویی که ذبح عظیمی بهجای اسماعیل
#عباس_گودرزی
🔆 کانال #مطالبنابدرمنبر
#با_افتخار_عبدالحسینم
🆔 @matalebe_nab_dar_menbar
🆔 @yaqoote_sorkh
#با_علی_اکبر_علیه_السلام
#اشعار_علی_اکبری
#دهه_اول_محرم
#محرم1447
👈🏼👈🏼 وقتی که صورتش را از صورت علیاکبر علیهالسلام بلند کرد، یک وقت دیدند محاسن امام حسین علیهالسلام پر از خون است؛
«وَضَعَ خَدَّهُ عَلَى خَدِّهِ وَ قَالَ:... عَلَى الدُّنْیا بَعْدَك الْعَفَاءُ!»
بگو هنوز برایت کمی توان مانده
بگو هنوز برای حسین جان مانده؟
فقط برای نمازی کنار بابا باش
هنوز نیمهای از روز تا اذان مانده
چه میشود کمی این پلک را تکان بدهی
چرا که چشم تو خیره به آسمان مانده
کمر شکستهام از حال و روز من پیداست
عجیب برجگرم داغ این جوان مانده
بیا به گریهی این پیرمرد رحمی کن
عصای من نشکن ،قامتی کمان مانده
نسیم هم بدنت را به دست می گیرد
شبیه مشت پری که در آشیان مانده
شدی شبیه اناری که دانه دانه شده
کمی به خاک و کمی دست باغبان مانده
شبیه مادر من جمع میکنی خود را
که بین پهلوی تو درد بیامان مانده
چنان بهروی سرت ریختند، ترسیدم
هزار شکر که از تو کمی نشان مانده
حساب آنچه که مانده است از تو مشکل نیست
دوباره میشِمرم چند استخوان مانده
تو را بهروی عبا تکه تکه می چینم
بقیهی تو ولی دست این و آن مانده
چقدر روی دو چشمت هلال ابرو هست
برای بدر شدن ماه من زمان مانده
چقدر تیغه لب پر، میان دندهی توست
چقدر نیزه شکسته در این میان مانده
تو را از این همه غم میکنم سوا اما
هنوز داغی یک نیزه در دهان مانده
قرار نیست پدر جان دهد کنار پسر
هنوز قصهی گودال و ساربان مانده
قرار نیست فقط عمهات بماند و من
ببینیاش که میان حرامیان مانده
کمی بهروی سرم باشد و میان حرم
که چند دختر نوپا به کاروان مانده
بدون تو بدَود چند بار تا گودال
ببیندم که نگاهم به آسمان مانده
کمان حرمله تیری بهسینهام زده است
بهچند جا اثر نیزهی سنان مانده
نشسته شمر و عرق میچکد ز پیشانیش
برای ضربهی آخر نفس زنان مانده
😭😭
🔆 کانال #مطالبنابدرمنبر
#با_افتخار_عبدالحسینم
🆔 @matalebe_nab_dar_menbar
#با_علی_اکبر_علیه_السلام
#اشعار_علی_اکبری
#دهه_دوم_محرم
#محرم1447
یم فاطمی، دُر سرمدی، گل احمدی، مه هاشمی
ز سرادقات محمدی طلعت ظهور جلالتی
به سما قمر، به نبی ثمر، به فاطمه دُر، به علی گهر
به حسن جگر، به حسین پسر، چه نجابتی، چه اصالتی
به ملک مطاع، به خدا مطیع، به مرض شفا، به جزا شفیع
چه مقام بندگیش منیع، به چه بندگی و اطاعتی
خم زلف او چه شکن شکن، به مثال نقرۀ خام تن
سپری به کتف و کفن به تن، به چه قامتی و قیامتی
ز جلو نظر سوی قبله گه، ز قفا نظر سوی خیمه گه
که نموده شد به قدش نگه به چه حسرتی و چه حالتی
ز قفا دو زن شده نوحه گر، یکی عمه گشت و یکی پسر
که نما به جانب ما نظر به اشارتی و نظارتی
#ناصرالدین_شاه
🔆 کانال #مطالبنابدرمنبر
#با_افتخار_عبدالحسینم
🆔 @matalebe_nab_dar_menbar