مأوآ...
#مأوا_نوشت "یادگارِ سوره" #برگ_سوم _ فقط... یه چیز دیگه. + بفرمایین؟! _ سوره خانم شما از شغل
#مأوا_نوشت
"یادگارِ سوره"
#برگ_آخر
_ سوره بانو، بذار من حرفم تموم بشه بعد.
+ نگو سهند جان نگو، بسته تا همینجاشم. از روز اولی که قبولت کردم، خودت و شغلت و خطراتشرو با هم قبول کردم.
از همون موقع هم میدونستم نه فقط خودت
تو دل خطری، بلکه خانوادت هم در معرض خطرن. من همه اینارو میدونم آقا؛ میدونم که هر لحظه و هرجایی هراتفاقی ممکنه واسه خودت، من یا اطرافیانمون بیفته.
آقای من، من همه اینا رو میدونم و قبول کردم که تو این راه همقدمت بشم.
پس بازم مثل روز اول میگم که لازم نیست هیچ توضیحی در موردش بدی.
خدا چه در وجود تو قرار داده بود بانو، که کلمهبهکلمه حرفهایت آرامشی بود بر طوفان دلم...:)
کاش قول نمیگرفتی بانو!
کاش هیچوقت قسمم نمیدادی که اگر روزی قرار شد، علاوه بر خودم، تو را هم فدای حریم و حرم اسلام بکنم.
+ فقط سهند جان، یه قولی بهم میدی؟!
_ جانم بانو؟!
+ تا آخر عمرت، تا آخرین قطرهی خونت پای قیام سیدالشهدا"ع" وایسا؛ حتی اگه قیمتش فدا کردن من و این رحمت خدا باشه.
_ یعنی چی سوره؟ اصلاً میفهمی چی داری میگی؟!
من نمیفهمیدم، اما تو خوب میدانستی که چه بر زبان میآوری...
+ یه قول دیگه هم میخوام؛
سهند اگه یه روزی من نبودم، قول بده رحمتی که خدا فرستاده تو زندگیمون رو به نحو احسن بزرگ کنی.
قول بده فاطمی بار بیاریش، قول بده جوری بزرگش کنی که الگوی اول و آخرش تو زندگی خانمفاطمهیزهرا"س" باشه.
چرا زبانم نمیچرخید بانو؟!
چرا نمیفهمیدم یا به قولی نمیخواستم بفهمم منظور حرفهایت را؟!
چرا بیحواس قولی دادم که برای خوشقولی و مردانگی هم که شده پایبندش شوم؟!
بدون تو مگر میشد؟ بزرگ کردن دخترمان بیتو؟ من و رحمت خدا بدون تو؟
نه...!نه...! غیرممکن بود. آری بانو، غیرممکن بود؛ اما غیرممکنترین ممکنی بود که رخ داد تا برای بار چندهزارم نشان دهد او خدای غیرممکنهاست.
- سهند...!کجایی تو پسر؟!
مامان زنگ زد؛ گفت فردا مرخصش میکنن، خودتم باید باشی.
سهند جان، داداشم، به خدا سورهم به این کارات راضی نیستا.
خانمت رفته؟ خدا رحمتش کنه.
اما یادگارش که هست هنوز!
خجالت نمیکشی؟ دخترت ده روزه به دنیا اومده، تو حتی یه نگاه هم بهش ننداختی. آخه به تو هم میگن پدر؟!
اینجوری به سوره قول داده بودی حواست به دخترش باشه؟!
ده روزه تو بیمارستان ولش کردی، اومدی نشستی زیر این درخت که چی؟!
سهند سوره رفت ولی دخترت به تو نیاز داره؛ جمع کن خودتو دیگه.
چه میگویند بانو؟!
مرا متهم به بیمهری میکنند؟! چرا؟!
آخر یادگارت بدون تو؟!
به والله که دل دیدنش را ندارم.
- راستی خانداداش...!
فردا بعد آوردن دخترت از بیمارستان یه سر برو اداره؛ قاتل سوره رو گرفتن.
_ سپهر، وایسا...! چیز دیگهای هم میدونی؟
- فقط در همین حد که میخواستن انتقام نقشهای که تو نقش بر آب کرده بودی رو از خانوادت بگیرن. هدف اونا بیآبرو کردن تو بود و هدف سوره محافظت از حجاب و دخترش.
پاشو بخواب دیگه؛ فردا واسه دیدن دخترت باید سرحال باشی.
گل دخترمون بابای خوابالو نمیخواد.
خواب؟! غریبهترین واژهی این شبهایم...
زن پابهماهت را بزنند و چادر از سرش بکشند و برای همیشه از نگاه و صدایش محرومت کنند و بعد هم الفرار..!
مگر خواب دارد این شبها؟!
ای شب، تو بگو شبهای بیفاطمه"س" به علی"ع" چگونه گذشت؟!
- بیا مادر، بیا ببین خدا چه فرشتهای بهت داده، ماشاءالله هزاراللهاکبر.
میبینی بانو؟!
دخترمان است؛ همان رحمت خدا که منتظرش بودیم.
رحمتی که از تو به یادگار ماند در زندگیمان. پروردگارا، چراغ خانهام را گرفتی و بار دیگر چراغ دلم را با رحمتت روشن کردی؛
شکرت خدایا، هزار هزار بار شکرت:)
- خب خانداداش، حالا چی هست اسم این خوشگلخانوم؟!
اسم؟! تا به حال براش فکری نکرده بودیم. شاید هم کرده بودیم، اما به توافق نرسیده بودیم!
یاد داری بانو؟!
همیشه میگفتی دختر اول و آخر مال پدرش است و حق انتخاب نامش هم با او؛ اما من اصرار داشتم مادر است که نه ماه بارش را به وجود میکشد و این حق اوست که اسم انتخاب کند برای فرزندش.
نهایتِ بحث این میشد که صبر میکنیم تا بیاید، بعد.
اعتقاد داشتی به دنیا که آمد، نامش را هم با خودش میآورد!
آری بانو درست میگفتی؛ باز هم مثل همیشه.
_ آیه...
این دخترِ سورهست...
یادگارِ سورهست...
این دختر آیهیِ سورهست...:)
بانو جان حواست به آیهات باشد؛ هوای هر دویمان را داشته باش.
من هم چشم، به قول خودت تا جان در بدن و خون در رگ دارم پای قولم هستم و آیهات را به رسم و آیین مادرش بزرگ میکنم.
پایان:)
- مأوا ✍🏻 .
مأوآ...
یَا غافِرَ الْخَطایا❤️🩹:)
یا مُنْتَهَى الرَّجایَا❤️🩹:)
ایران فقط یه اسم نیست!
ایران یه حقیقت اصیل و ریشه داره؛
اصلا قشنگ ترین اسمی که میشد
رو این خاک گذاشت همین ایرانه:)
اینجا پر از نجیبزادگانِ شجاع و اصیلیِ که
ریشه تو این خاک دارن.
ایران صرفا اسم یه سرزمین نیست،
ایران وجب به وجب اصالت و تمدنه،
ذره ذره خاکش سرمهی چشم این مردمه،
اینجا مردم جون میدن، خون میدن ولی
خاک نه، ولی ناموس نه.
ایران سبک زندگیه
ایران شجاعته
ایران غیرته
ایران شرفه
ایران نه فقط یه اسم، که ایران وطنه🇮🇷.
#مأوا