شـاید نویسنده:)
صدام که میکنی جانم میشنوی :))
و شاید وجود تو
معذرت خواهی باشد از طرف دنیا
بابت رنج هایی که من متحملش شده ام..
هدایت شده از دختر شاه نجف:)
من عیبهای زیادی دارم عزیز من؛
اما بسیار وفادارم،
و تو را از وفای خود خسته خواهم کرد…
شـاید نویسنده:)
چه کسی انتخاب میکند خانه کجاست؟! من میخوام اغوشت خانه ام باشد:)
در انتها نامه اش نوشت:
برای تو؛
که معمولی نبودی
و من پس از تو
دگر معمولی نخواهم بود:))
شـاید نویسنده:)
هیچوقت دفترچه خاطراتتون رو مرور نکنید😂 دلتنگی دامنتون رو میگیره:)
من دلم تنگ میشه.. حتی خیلی..
شـاید نویسنده:)
چه هوش مصنوعی خوشگلیی:)
ازش پرسیدم من چه شکلی میشدم
عکسی که تحویل داد از نظر یه سری جزئیات خود من بود:)
#تقدیمی
#ننجونِ_درونِ_من
ننجونِ درونِ عزیزم؛
[نمیدونم از چی بگم!
از اینکه هی سعی میکنم بنویسم و نمیشه؛
از حس دلتنگی هام
یا حتی از زندگی روزمره ام؟!
زندگی عجیب داره میگذره؛
منِ مظلوم به واسطه چیزای عجیب دستخور بازی دنیا میشم..
مجبور به مقاومتم،
مثل یه ذغال سنگ در برابر اشعه نور،
مثل درختی به هنگام طوفان!
باید بتونم
من همیشه تونستم!]
- برسه به صندوق پستی : جانان
- قلم زده : شاید نویسنده اسبق!
هدایت شده از جانان :)
چقدر منتظر بودم نوبت منم برسههه:))
ممنونم ..مادر جااان .خیلی قشنگن😭♥️✨.