شـاید نویسنده:)
چند بار به موسیقی ، کتاب ،
هنر و نوشتن پناه بردیم
چون نمیتونستیم ادم بکشیم؟
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
یخ شربتت آب شد، ورقۀ کتابت رو گم کردی، چراغ روشن موند، چاییت یخ کرد، نوشتهت ناقص موند، چشمات روی گنبد موند، دندونت از روی لبت تکون نخورد، تلویزیون وسط فیلم خاموش شد، آلوچهت تموم نشده بود ولی تو انداختیش دور...
حواست کجاست؟!
هدایت شده از 🎀کفترموفرفری|kaftaremooferfery🎀
کاش میتونستم خوشبختی ببافم. یعنی در اصل، کاش خوشبختی بافتنی بود، اگه بود انقدر میبافتم و میبافتم و میبافتم تا جای همهی کاموا های دنیا، دستام تموم بشن. خوشبختی رو شکلِ شال گردن میبافتم، نه فقط برای من، نه فقط برای تو، برای همهی ایران. به هر نفر یه شال میدادم، اگه خیلی کوچیک بود شالِ رنگی رنگی، اگه مدرسه میرفت میگفتم خودت یکی انتخاب کن، اگه راهنمایی بود میگفتم یدونه بردار، حالا اونقدرا هم زشت نیست، اگه دبیرستانی بود بهش میگفتم روی این شال سگ سیاه افسردگی رو هم بافتما، بعدش با هم ریز ریزکی میخندیدیم. اما امان، امان که نه من بافتنی بلدم، نه خوشبختنی بافتنیِ، نه توی این وضعیت میشه کاموا خرید.
این چند روز دارم به چشم میبینم کسایی رو که کتاب میخونن واقعاااا سطح فکریشون چقدر میتونه بزرگتر از سن خودشون باشه!
از یه سری آدم تو دنیا واقعی متنفرم
اونوقت دیشب خوابشون رو دیدم
خدا چرا من رو گاو نمیکنی راحت شم؟
خودم را در میان افکارم رها میکنم؛
چه کسی میتواند ثابت کند
که من آنه نیستم؟!
من آنه هستم
درهمان شهر قصه ها که میخندد
و دنبال مفهوم زندگیست...
هدایت شده از فور؟ رگباری+ نیوز/چیپسِ قارچ و خامه
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
˓ Catherine's red carpet 𐙚 💕◝
کتابفروشیزیرشیروونیمون 🌚؛
@book_shape_sirshirvoni ;🕯
ماهی خریده بودم،
تو ماشین که نِشِست
گفت: ماشین بو دریا میده؛
گُفتم: ماهی خریدم،
چون از دریا اومده، بو دریا میاد!
هرکی بمیره بوی همونجایی رو میده
که بهش تعلق داره!
گفت: یعنی من بمیرم بوی تورو میدم؟!
شـاید نویسنده:)
ماهی خریده بودم، تو ماشین که نِشِست گفت: ماشین بو دریا میده؛ گُفتم: ماهی خریدم، چون از دریا اومده
چه کسی تعیین میکنه خونه کجاعه؟
من میخوام آغوشت خونم باشه!