#پاراگراف
۶۲_ مردم من.
میبینی؟
مردم من شبه وطنشان اندوهگین،
و مانند تاریخ دینیشان مظلومند!
مادری مانند رباب[ع]، علی اصغرش[ع] را به آغوش میکشد
و حنجر و گونه هایی را که دگر سرخ نیست را میبوسد و در حسرت آن است که یک بار گوش هایش با صدای اصغرش با صدا زدن "مادر" نوازش شود،
پدری به دنبال فرزندش در میان آوار میگیردد
گویا حسین[ع] در پی علی اکبرش[ع] ،
همسری جوان شبه هانیه ، وهبش را در این راه میدهد و برسر مزارش مویه میکند،
دختری سه ساله در فراغ پدرش اشک میریزد،
مادری بر سر خاک دختر کوچکش مینشیند و خاطراتش را مثل زینب[ع] مرور میکند،
همسری شبه علی[ع] ، زهرایش را که محسن را در بطن داشت را به خاک میسپارد و کمرش خمیده و خمیده تر میشود،
مادری ابلفضل علمدار [ع] علم کرده
و اربا اربا میان قنداقی پس میگیرد،
پدر امت در ماه مبارک رمضان بسان علی[ع]به شهادت میرسانند و داغ میگذارد بر قلب های کوچکی توان تحمل ندارد،
سردار هایمان مانند ظهر عاشورا یکی پس دیگری با شتاب بیشتری پر میکشند،
خیمه مانده و سرصدا مویه و هلهله اجنبی!
میبینی؟
کشور من گوشه گوشه خاکش عاشورا ست،
گوشه گوشه منطقه اش بوی مدینه و میخ دَر میدهد،
مردم من، مانند تاریخ دینشان و
وطن غم دیده اش
غمگین است..
اینجا مدت هاست زمینش سرخ و خاکستریست.
_سیده زهرا موسوی
شـاید نویسنده:)
#پاراگراف ۶۲_ مردم من. میبینی؟ مردم من شبه وطنشان اندوهگین، و مانند تاریخ دینیشان مظلومند! مادری مان
روی هر متن کلیک کنید، یه ویدیو مربوط به اون میاد.
شـاید نویسنده:)
#پاراگراف ۶۲_ مردم من. میبینی؟ مردم من شبه وطنشان اندوهگین، و مانند تاریخ دینیشان مظلومند! مادری مان
بعضی از ویدیو ها رو سیو نداشتم
و طبق اونا نوشتم دلی
و چون سیو نداشتم مجبور شدم
ببینم کدوم ویدیو دیگه میخوره بعد
لینک اونو گذاشتم.
شـاید نویسنده:)
#پاراگراف ۶۲_ مردم من. میبینی؟ مردم من شبه وطنشان اندوهگین، و مانند تاریخ دینیشان مظلومند! مادری مان
مردم من شبه وطنشان اندوهگین
و مانند تاریخ دینشان مظلومند!
حاضرم هزار خط جمله اینگلیسی بسازم
ولی کلمه اینگلیسی حفظ نکنم.
انگار جونم رو دارن میگیرن.
نگاهت که میکنم
این جمله تو ذهنم میچرخه:
[هنوزم گیر کنی جایی من هستما
دم دستما، واسه کسی نه واسه تو این روی خوشم رو همه ندیدن!]