شـاید نویسنده:)
به او میتوانستم تکیه کنم و نگران افتادن نباشم.
چشمانم را هم ببندی
من پشت تو میایم.
شـاید نویسنده:)
باد شدید میزنه
و هوا داره رو به سردی میره،
حنانه داره با خنده عمیق بهم نگاه میکنه،
آجی ها و مامان دارن باهم از در و دیوار حرف میزنن،
بابا و ریحانه هم دارن وسایل رو میارن،
لبخند میزنم:)
خانوادم رو دوست دارم.
دهمین روز از ۱۷ روز مونده به ۱۷ سالگی.
هدف: وقت گذاشت با خانواده✅️
تولد داریممم؛
خانمِ :) عزیزم، مدت زمان زیادی هست که باهاتون آشنام ولی از دوستیمون فقط کمی میگذره،
تولدت مبارک فرزندم؛
امیدوارم همونی بشه که میخوای:)))
از دست خودم به تو پناه میبرم؛
نیستی اما تموم این شبا،
روی پاهای تو خوابم برده..
فکت:
هر دختر احساسی یکی از این جعبه ها داره که وقتی درش باز میشه خاطره میریزه بیرون:)
نام کتاب: شبهای روشن
اثر: داستایفسکی
ترجمه: سوگند اکبریان
ژانر: عاشقانه، کلاسیک
.
موضوع: راجب پسری هست که عاشق دختری به اسم ناستنکا میشه و حالا برای کمک به اون دختر اقدامهایی میکنه.
.
نقد و بررسی: ۵۰ صفحه اول واسه منی که خودم خیال پردازم کمی خسته کننده بود، چون شخصیت داشت از خیالاتش میگفت و خیلی خیلی بهره برده بود و یکم کسل کننده بود واسه بنده؛
اما ۵۰ صفحه دوم داستان روال میوفته
و اصلا نمیفهمی کی کتاب تموم میشه!
درکل کتابیه که یا خیلی ازش لذت میبری،
یا معمولیه برات!
و با هدف اینکه قراره بهترین کتاب عمرت رو بخونی
نباید خونده شه،
هدف فقط باید لذت بردن از عواطف مسیر کتاب باشه
و صرفا اگه یه روز میخوای حس و حالت تغییر کنه
میتونی سر یک ساعت از اول تا اخرش رو بخونی..
#معرفی_کتاب_شاید_نویسنده