هدایت شده از 🎀کفترموفرفری|kaftaremooferfery🎀
میان میدان انقلاب ایستاد، دست اندر دل کشید، غمی سرکشید و پیکرش از هم پاشید. گاهی شدت غم بی حد میشود و دل میخواهد بیوقفه حرف بزند؛ کلمه به ذهن میآید اما نوشته نمیشود. مثل لبخندی که به لب میآید اما هیچ خوشحالیای، درونش ندارد. مانند آفتاب زمستانی که در آسمان است ، اما گرم نمیکند. آیا این آفتاب، آفتاب است و آن لبخند، لبخند؟
به هوش مصنوعی گفتم :
نان قابل شمارشه؟
بعد دستم خورد اشتباهی به جای نان نوشتم نانا
بعد جوابش:
وای ای کاش میشد با لحن خودم ویس بدم؛
اوخداااا
فرض کن گفته:
یدونه نانا
دوتا نانااا
اوخداااا✨🫠
شـاید نویسنده:)
وای ای کاش میشد با لحن خودم ویس بدم؛ اوخداااا فرض کن گفته: یدونه نانا دوتا نانااا اوخداااا✨🫠
با صدای بیمکس شش ابر قهرمان با دوبله گلوری
هدایت شده از قهوه ی سرد آقایِ نویسنده
من را چیزی نجات نداد؛ من لاشه ی روحم را به شانه ی خودم انداختم و دوام آوردم.
هدایت شده از •نعنا فلفلی•
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عباس معروفی عزیزم ،صدای شما همیشه و همیشه توی سرم تکرار میشه. 🪞