خواستم بگم
از اونجایی که نهایی ۶ درس شد،
اشید امشب شایدم تا کمتر از یک هفته دیگه میام و دیگه نمیرم،
بدون اینجا سخته
با وجود اینجاهم میتونم درس بخونم:))
ولی خب نبود در اینجا تجربه جالبی بود،
ولی خب ...
شـاید نویسنده:)
خواستم بگم از اونجایی که نهایی ۶ درس شد، اشید امشب شایدم تا کمتر از یک هفته دیگه میام و دیگه نمیرم،
درسته واقعا درس خوندم تو این مدت ولی اون کتابهایی که من تموم کردم فقط دوتاش نهاییه الان😑
و با وجود این رفتنم کار مسخره ای بود
ولی تجربه جالبی بود
وقتی برگردم روح رو دوباره میدم
به کلبه ام:))
و قرارمون اینه بتونیم همچی رو باهم هندل کنیم نه اینکه یکی رو حذف کنم تا بعدی رو برسم:)
پس:)
به رفیقم امروز گفتم:
" پس چرا من هیچوقت واسه هچکس بد نخواستم که این بیاد پایین من برم بالا.."
گفت:
" چون تو آدم خوبی هستی:) "
میبینی
انقدر که از تو نوشتم جوهری واسه خودکارم نمونده؛
یه روز زبون باز میکنه و میگه:
[ زن، بسه.
چقدر از اون مینویسی،
من خسته شدم
تو چرا خسته نمیشی؟! ]
شـاید نویسنده:)
شاید اشتیاق فراوان من بود که تورا ترساند ؛ من در نامهربانی توهم ، خود را مقصر میدانستم..
فهمیدم دوستت دارم
هنگامی که به من صدمه زدی
و من در تلاش بودم تا درکت کنم:)